سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 12
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10215
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 51- انما کان قول المؤمنین اذا دعوا الی الله و رسوله لیحکم بینهم ان یقولوا سمعنا و اطعنا ج و اولائک هم المفلحون.

     با نظر داشت آیه ی 48 این سوره (نور) ؛ هم اکنون و در این آیه؛ خدای یکتا می فرماید که گفتار و سخن مومنین و گروندگان هنگامی که به سوی خدا و رسولش فرا خوانده می شوند تا میان آنان حکم کنند، چیست؟ برابر سخن پاک خداوندی؛ گفتار مومنین در قبال این دعوت این است که می گویند شنیدیم و فرمان بردیم و بنابراین چون اینگونه میگویند لذا آنان از رستگارانند.

    نتیجه اینکه روشن می شود که رستگاری مومنین در این زمینه یعنی فرا خواندن شدن به سوی خدای یکتا و فرستاده اش و نه کسی دیگر؛ برای حکم کردن میانشان، در شنیدن و فرمان بردن است و نه جز آن.  

52- و من یطع الله و رسوله و یخش الله و یتقه فأولائک هم الفائزون.

   و پیرو آیه ی قبل مبنی بر اینگه چه گروهی از مومنین از رستگارانند؛ خدای یکتا در این آیه می فرماید که کامروایان دارای چه ویژگی هایی هستند. آری این گروه کسانی هستند که هم فرمان خدا و فرستاده اش را می برند و هم اینکه از خدای یکتا می ترسند و می پرهیزند.

   این آیه به روشنی بیان می فرماید که تنها باید اطاعت خدا و فرستاده اش یعنی حضرت محمد مصطفی ص را نمود و اینکه فقط و فقط از خدا خشیت و ترس داشت و نه از کسی دیگر و در ادامه ی این دو اینکه فقط و فقط باید تقوای الاهی داشت تا در زمره ی کامروایان قرار گرفت و نه تقوای کسی دیگر. که همانا خدای یکتا با متقین است: « ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون. (128 نحل) » . و همانا اینکه این کتاب یعنی قرآن کریم که هیچ شکی در آن نیست هدایتی برای متقین است.[1]  

 و مرتبط با خشیت از خدا اینکه برای نمونه باید گفت که آنان کسانی هستند که در نهان یعنی دور از چشم مردم از خدا می ترسند و در واقع در جمع تظاهر به خداترسی نمی کنند و بنابراین چون اینگونه اند آمرزش و پاداش بزرگ خداوندی آنان را در بر می گیرد : « ان الذین یخشون ربهم بالغیب لهم مغفرة و اجر کبیر. (12 ملک) » .  

53- و اقسموا بالله جهد اَیمانهم لئن امرتهم لیخرجن ص قل لا تقسموا ص طاعة معروفة ج ان الله خبیر بما تعملون.

   با توجه به آیات 47-52 اینکه به هر جهت فرمان خدا و رسول او را بردن، معروف است و چیزی نیست که بتوان در آن به عنوان یک مومن تردید کرد. و در سایه ی همین اطاعت و فرمانبری خدا و رسولش و شنیدن آیات الاهی است که انسان برابر دو آیه ی قبل رستگار و کامروا می شود. چه آنکه طاعت زبانی همیشه مخصوص منافقان است حتی زمانی که به خدای یکتا سخت ترین سوگندها را می خورند. باری باید دانست که خدای یکتا به آنچه که انجام می دهیم کاملن داناست. پس باید از انجام اموری همچون اینکه به زبان فرمانبر خدا و رسولش باشیم بپرهیزیم که این معروف نیست.

54- قل اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ص فان تولوا فانما علیه ما حمل و علیکم ما حملتم ص و ان تطیعوه تهتدوا ج و ما علی الرسول الا البلاغ المبین.

   برابر این آیه ی کریمه روشن می شود که مومنین باید فقط فرمانبر خدا و فرستاده اش باشند؛ چه اینکه اگر کسی از این امر رو بر گرداند باید بداند که نتیجه ی کارهای هر کس برای خودش است و نه کسی دیگر. منافقین نتیجه ی کارهای خود را می بینند و مومنین و فرمانبران اوامر خدا و فرستاده اش هم نتیجه ی کارهای خود را. و مورد دیگر اینکه راهنمایی شدن و هدایت به راه راست تنها در این فرمان بردن است و نه جز آن، که بر رسول خدا وظیفه ای جز رساندن آیات خدا به صورت آشکار و به عنوان مبشر و منذر الاهی نیست.

   نتیجه اینکه هر گونه هدایتی برای مومنین و در پی آن هر گونه رستگاری و کامروایی منوط به این است که فرمان خدا و رسولش برده شود. هر چند که دیگر انسان ها به طریق خردورزی روی امور زوج گونه است که راهنمایی می شوند و تکلیفی بیش از تا زمانی که آیات خدا بر آنان خوانده نشده و یا بدانان نرسیده است نمی باشد؛ و این مهم بدان معناست که مومنین به عنوان یک امت میانه و با توجه به پیشرفت وسایل ارتباطی لازم است که آیات قرآن را به مردم برسانند همانگونه که پیامبران خدا مامور به این مهم بوده اند. یعنی وقتی پیامبران خدا موظف و مکلف به این بوده اند که آیات خدا را به روشنی به گوش مردم برسانند و بر آنان بخوانند و تنها هم آیات خدا را به گوش مردم قوم یا امت خود برسانند؛ پس به دنبال و پیروی از این موضوع؛ لازم است که مومنین نیز در قبال این دو مساله مرتبط با سایر امت ها اینگونه عمل نمایند؛ یعنی هم اینکه خود را موظف به این بدانند که به نحو مقتضی آیات خدا را برای آنان بخوانند و بدانان برسانند و هم اینکه بدانند که آنان تنها و تنها موظف به رساندن آیات خدا به دیگران اعم از مومنین و دیگر مردم هستند و نه کلامی جز این[2] و مکمل این ها بدانند که همچون پیامبران خدا فقط موظف به ابلاغ آیات خدا به دیگران هستند و نه چیزی جز این. باشد که با این انجام وظیفه، مردم به یاری خدا به سوی دین او بیایند و با آمرزش به درگاهش توبه کنند و با فرمانبری او و فرستاده اش که آیاتش را که همه و همه در قرآن کریم است بدان عمل نموده و مورد لطف و رحمت بیش از پیش او قرار گیرند. و دلیل اینکه گفته می شود که فقط آیات قرآن که کلام مقدس الاهی است برای دیگران خوانده شود بدین خاطر است که قرآن برای جهانیان است یعنی برای یک امت خاص نیست بلکه برای همه ی مردم در هر زمان و مکانی است : « قل ما اسئلکم علیه من اجر و ما انا من المتکلفین. ان هو الا ذکر للعالمین. و لتعلمن نباه بعد حین.[3] ( 86-88 صادبا توجه به آیات 67-85 ) . » [4]   

    به عبارت دیگر با این آیات کریمه روشن می شود که مومنین در قبال قرآن و آیات آن تنها موظف به این نیستند که به موارد قرائت، تلاوت، ترتیل، تدبر و ... بپردازند بلکه بالاتر از این ها مکلف به این هستند که در خصوص « تبلیغ » آیات خدا برای دیگران اعم از مومنین و دیگر مردم مبادرت نمایند تا قرآن و آیات آن به دیگران از غیر مومنین نیز برسد و به اذن الاهی وارد دین شوند و دست از فحشا و منکرات بردارند و یکتاپرست شوند و ... چرا که ابلاغ آیات الاهی به مردم وظیفه و رسالت پیامبرانش بوده است[5] و همانطور که گذشت رسیدن آیات قرآن به دیگران نیز در سایه ی همین تبلیغ آیات برای ایمان آوردن و راهنمایی و رستگار شدن مردم به فضل و رحمت الاهی است.

   پس نتیجه اینکه هر گونه هدایتی برای این امور در فرمان بردن از خدای یگانه است و آنچه که به فرستاده اش حضرت محمد و فرستادگان پیش از او وحی و نازل شده و همه در قرآن کریم آمده است؛ می باشد و نه جز آن . چرا که قران خود یک حجت بالغ و ابلاغی برای همه ی مردم است و نه گروهی خاص. پس باید با ایمان بدان؛ آیاتش را برای دیگران خواند و بدانان رسانید تا به لطف خداوندی ایمان بیاورند و از هدایت و نور و رحمت و ... آن برخوردار شوند: « هذا بلاغ للناس و لینذورا به و لیعلموا انما هو اله واحد و لیذکر اولوا الالباب[6]. (52 ابراهیم با توجه به آیات 44-51). [7]» و تکلیف رسول خدا ص نیز رساندن آیات خدایی که همه ی رفتارها و گفتارهای بندگانش را میداند به مردم بوده است: « ما علی الرسول الا البلاغ ق والله یعلم ما تبدون و ما تکتمون. (99مائده با توجه به آیات 97-100) .»

    باری ؛ در این رابطه و اهمیت تبلیغ آیات قرآن و رساندن آن به دیگران توسط مومنین که از وظایف رسولان خدا در ابلاغ آنها به مردم قوم و امت خویش بوده است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

« یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون.انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکرالله و عن الصلاة ص فهل انتم منتهون. و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول واحذروا ج فان تولیتم فاعلموا انما علی رسولنا البلاغ المبین. (90-92 مائده با توجه به آیه ی 93) [8]». خدای یکتا در این آیات مومنین را از از چهار عمل که از اعمال شیطان است باز می دارد و بدانان گوشزد می فرماید که اگر آنان رو به شراب و قمار بردند نتیجه اش چیزی نیست جز اینکه هم باعث این می شود که شیطان میان آنان دشمنی و کینه بیندازد و هم اینکه از ذکر خدا و نماز بازشان دارد. پس برای مومنین بدین جهت که رستگار شوند لازم است که تنها فرمان خدا و رسولش را ببرند و نه جز آن را که همانا وظیفه ی پیامبر ص رساندن آشکار آیات خدا بوده است که تمام در قرآن کریم آمده است.

« واضرب لهم مثلا اصحاب القریة اذ جاءها المرسلون. اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذبوهما فعززنا بثالث فقالوا انا الیکم مرسلون. قالوا ما انتم الا بشر مثلنا و ما انزل الرحمن من شیء ان انتم الا تکذبون. قالوا ربنا یعلم انا الیکم لمرسلون. و ما علینا الا البلاغ المبین. (13-17 یاسین با توجه به آیات 18-27) ». که آیه ی 17 می رساند که رسولان خدا خود نیز بر این باور بوده و بدان اذعان داشته اند که آنان تکلیفی ندارند جز اینکه آیات خدا را به عنوان رسولان او بر امتشان به صورت آشکار به آنان برسانند. در واقع و به عبارت دیگر، ابلاغ آیات الاهی توسط رسولان خدا به مردم امت و قوم خود از جمله ی رسالاتشان بوده است که رسالت حضرت نوح ع در این زمینه نمونه ای از آن است: « لقد ارسلنا نوحا الی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم من اله غیره انی اخاف علیکم عذاب یوم عظیم. قال الملأ من قومه انا لنریک فی ضلال مبین. قال یا قوم لیس بی ضلالة ولکنی رسول من رب العالمین. ابلغکم رسالات ربی و انصح لکم و اعلم من الله ما لا تعلمون... (59-62 اعراف با توجه به آیات 63-64) . [9]»

    خلاصه اینکه باید دانست که رسولان خدا تنها وظیفه ی ابلاغ آیات خدا و رسالت هایش را از جانب او داشته اند و نافرمانی از خدا و فرستاده اش نتیجه اش چیزی جز آتش دوزخ و جاودانی در آن نخواهد بود : « قل انی لن یجیرنی من الله احد و لن اجد من دونه ملتحدا. الا بلاغا من الله و رسالاته ج و من یعص الله و رسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا. (22-23 جن با توجه به آیات 18-28). » . و این بدان خاطر است که بر رسول خدا تنها ابلاغ رسالت ها و آیاتش می باشد و نه جز آن زیرا که حساب و کتاب مخاطبین و مردم با خدای یکتاست: « و ان ما نرینک بعض الذی نعدهم او نتوفینک فانما علیک البلاغ و علینا الحساب. (40رعد) » . و باز از آن جهت که وظیفه ی رسول خدا رساندن آیات او و ابلاغ رسالتش بوده ، چه آنکه خدای یکتا بینای به بندگانش می باشد و بر اساس همان کیفر و یا پاداش می دهد که بندگانش در قبال این رسالت های رسولانش چه کردند: « فان حاجوک فقل اسلمت وجهی لله و من اتبعن ق و قل للذین اوتوا الکتاب و الامیین أاسلمتم ج فان اسلموا فقد اهتدوا ص و ان تولوا فانما علیک البلاغ ق والله بصیر بالعباد. (20 آل عمران با توجه به آیات 21-27 )» .  



[1] - آیات 1-5 سوره ی بقره .

[2] - زیرا وقتی خدای یکتا می فرماید که این قرآن برای بیم دادن مخاطبین و هر کسی دیگر که قرآن به دست آنها برسد به رسول خدا ص وحی شده است، پس روشن می شود که وظیفه ی مومنین این است که آیات قرآن را به دیگران برسانند تا آنها مشمول کسانی شوند که قرآن به عنوان بیم دهنده بدانان رسیده است و ... : « قل ای شیء اکبر شهادة ص قل الله ص شهید بینی و بینکم ج و اوحی الی هذا القرآن لانذرکم به و من بلغ ج ائنکم لتشهدون ان مع الله آلهة اخری ج قل لا اشهد ج قل انما هو اله واحد و اننی بریءٌ مما تشرکون. (19 انعام با توجه به آیات 14-27) »

[3] - برگردان فارسی: ای رسول به امت بگو من مزد رسالت از شما نمی خواهم و من بی حجت و برهان الاهی مقام وحی و رسالت را بر خود نمی بندم. این قرآن جز اندرز و پند برای جهانیان نیست. و شما منکران بر صدق و حقیقت این مقال پس از مرگ به خوبی آگاه می شوید.

[4] - و همینطور است در این رابطه آیه 90 سوره ی انعام با توجه به آیات 82-89 / آیه ی 104 یوسف با توجه به آیات 102-109 / آیه ی 52 سوره ی قلم با توجه به آیه ی 51 .  

[5] - که از جمله ی آنها آیه ی 67 مائده می باشد که پیامبر مکرم اسلام ص موظف به ابلاغ و رساندن آیه ی مرتبط با جانشین خود به عنوان نخستین حجت خدا بر مومنین بوده است.

[6] - برگردان فارسی: این قرآن حجت بالغ برای همه ی مردم است تا بدانند که او یعنی الله خدای یگانه است و تا اینکه خردمندان متذکر و یادآور شوند.

[7] - و همینطور است در این رابطه آیات 105-106 انبیاء .

[8] - و بدینگونه است در این رابطه آیه ی 35 سوره ی نحل با توجه به آیات 36-40، که خدای یکتا می پرسد آیا پس بر رسولان الاهی جز رساندن آشکار آیات او است.

[9] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 68 و 79 و 93 همین سوره یعنی اعراف مرتبط با رسالت سایر رسولان الاهی آمده در این سوره. و نیز آیات 39 احزاب و 23 احقاف در این زمینه.

 






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ