سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10214
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 62- انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستئذنوه ج ان الذین یستئذنونک اولائک الذین یؤمنون بالله و رسوله ج فإذا استئذنوک لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم الله ج ان الله غفور رحیم.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه به نوعی به معنایی از اینکه مومنین چه کسانی با چه صفاتی می توانند باشند اشاره فرموده است؛ مبنی بر اینکه مومنین کسانی هستد که نه تنها به خدا و فرستاده اش ایمان آورده اند بلکه وقتی برای امری گرد هم آمده اند از نزد او نمی روند تا اینکه از او اجازه بگیرند. و هنگامی که چنین مومنینی اینگونه رفتار نمایند یعنی از پیامبر ص اجازه بگیرند لذا می شود گفت که به خدا و رسول او ایمان آورده اند. از سوی دیگر اینکه به پیامبر مکرم اسلام ص می فرماید که او نیز اگر برخی از مومنین برای بعضی از کارهایشان از وی اجازه خواستند مبادرت کند و علاوه بر این برایشان از خدا آمرزش نیز بخواهد که همانا او بسیار آمرزنده ی مهربان است.

    البته در اینکه مومنین باز چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند؛ در برخی از آیات دیگر قرآن کریم بدان اشاره شده است که نمونه ای از آنها این است: « انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون. الذین یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون. اولائک هم المؤمنون حقا ج لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم. [1](2-4 انفال) ». و یا اینکه خدای یکتا قرآن را مژده ای برای گروندگان می داند و سپس ادامه می دهد که آنان یعنی مومنین که قرآن برایشان مایه ی نوید است کسانی هستند که کارهای شایسته می کنند :« بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا. قیما لینذر بأسا شدیدا من لدنه و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا حسنا. ماکثین فیه ابدا. (1-3 کهف) ».   پس کاملن روشن می شود که مومنین، کارهای شایسته می کنند و نه کارهای بد و چنانچه در پی برخورداری از بشارت قرآن هستند لازم است که به عنوان یک مومن کارهای شایسته بکنند. و ...

    اما نکته ی مرتبط با اجازه خواستن از پیامبر ص برای انجام برخی امور روزانه به هنگام یک امر جامع که مومنین گرد آمده اند؛ لازم است گفته شود که خدای یکتا فرموده است که این امر یعنی اجازه خواستن از رسول خدا ص نباید پیرامون مجاهده در راه خدا باشد. و این بدان معناست که مجاهده ی به مال و جان در راه خدا نیازمند کسب اجازه ای از کسی نمی باشد همانگونه که این امر برابر این آیات نیازمند اجازه از رسول خدا نبوده است. چرا که اگر کسی از مومنین بدنبال چنین اجازه ای باشد جز این نیست که مشمول این آیات خداوندی خواهد بود: « لو کان عرضا قریبا و سفرا قاصدا لاتبعوک ولکن بعدت علیهم الشقة ج و سیحلفون بالله لو استطعنا لخرجنا معکم یهلکون انفسهم والله یعلم انهم لکاذبون. عفاالله عنک لم اذنت لهم حتی یتبین لک الذین صدقوا و تعلم الکاذبین. لا یستئذنک الذین یؤمنون بالله و الیوم الاخر ان یجاهدوا بأموالهم و انفسهم ق والله علیم بالمتقین. انما یستئذنک الذین لا یؤمنون بالله و الیوم الاخر وارتابت قلوبهم فهم فی ریبهم یترددون. (42-45 توبه با توجه به آیات 38-52) » .

63- لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا ج قد یعلم الله الذین یتسللون منکم لواذا ج فلیحذر الذین یخالفون عن امره أن تصیبهم فتنة أو یصیبهم عذاب الیم.

   خدای یکتا در این آیه باز مومنین را از منظری دیگر مخاطب قرار می دهد و به عنوان یک شرط برای مومن بودن بدانان می فرماید که در رابطه با ندا در دادن و صدا زدن او طوری عمل ننمایند که بین خودشان متداول است بلکه مراعات امر را بنمایند و نیز این که اگر از این دستور و حکم سر پیچی کنند و به غیر پناه ببرند، لذا باید بدانند که مخالفت از امر پیامبر یا فتنه و آشوبی را برایشان در پی دارد و یا عذاب دردناک بدانان خواهد رسید.

 پیرامون موضوع ندا در دادن مطلوب مرتبط با پیامبر مکرم اسلام ص لازم است که گفته شود این امری است که در سوره ی حجرات نیز بدان اشاره و پرداخته شده است: « یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون . ان الذین یغضون اصواتهم عند رسول الله اولائک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی ج لهم مغفرة و اجر عظیم. ان الذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لا یعقلون. ولو انهم صبروا حتی تخرج الیهم لکان خیرا لهم ج والله غفور رحیم. (2-5حجرات)[2] ».  

   و مورد دیگر اینکه خدای یکتا وقتی به مومنین می فرماید که سر پیچی از فرمان و حکم پیامبر ص و پناه بردن به یکدیگر؛ عاقبت خوبی برایشان ندارد، این بدین معناست که هر کاری تبعات خود را دارد و اگر مومنین نه تنها مرتبط با امر رسول خدا ص که خود اطاعت خدا را می کرده است؛ بلکه مرتبط با دیگر اولیای الاهی یعنی امامان ع نیز اینگونه عمل نمایند که بسیاریشان نمودند؛ نتیجه اش برایشان چیزی جز این نخواهد بود که دست کم به آشوبی دچار خواهند شد (که شدند) که نمونه ی آنها حاکمیت امویان و مروانیان و عباسیان بر آنان بود که تبعات آن همچنان باقی است. بخش عذاب دردناک و آخرتی آن را تنها خدای یکتا بدان داناست.  امری که ریشه در تصمیم سقیفه داشت و دارد و از تبعات آن بود و می باشد؛ و این بدان خاطر بود که برخی مومنین علیرغم نزول آیه ی 67 سوره ی مائده[3] و ابلاغ آن در حجة الوادع توسط پیامبر مکرم اسلام ص و معرفی حضرت علی ع به عنوان ولی مومنین پس از خود آن هم طی خطبه ای و اخذ بیعتی از مومنین حاضر در این مراسم؛ بلافاصله پس از رحلت آن رسول گرامی ص در محل مذکور گرد هم آمدند و از امر خدا و فرستاده اش تخلف کردند و با تعیین خلیفه ی اول در واقع بیعت آن روز خود را با حضرت علی ع که در محضر رسول خدا ص بود نیز نگه نداشتند و .... در حالی که کتاب قرآن و آیه ی این کتاب در میانشان بود مبنی بر این که هیچ مرد و زن مومنی پس از صدور حکم خدا و رسولش اختیاری برای نافرمانی ندارند که اگر چنین کردند همانا راه گمراهی روشن را رفته اند[4]. و باز مکمل این امر آن هم مرتبط با این حضرت اینکه مومنین علیرغم بیعت کردن با وی پس از قتل خلیفه ی سوم؛ باز به وی و بیعت خود با او وفادار نماندند و ضمن تحمیل سه جنگ به او در قالب های ناکثین و قاسطین و مارقین؛ در نهایت راه قاعدین را در پیش گرفتند و نه تنها موجبات شهادت آن حضرت را فراهم آوردند که به خاطر این بیعت شکنی؛ باعث شدند که در واقع از اینجا به بعد امویان و مروانیان و عباسیان بر ایشان و نیز نسل های پس از آنان حاکم و چیره شوند و آثارش کماکان باقی باشد.       

    در واقع هر آنچه که به مردم و حتا مومنین  از مصائب و مشکلات می رسد نتیجه ی کارهای خودشان است و بنابراین بایسته است ضمن ایمان به خدا برای برخورداری قلب ها از هدایت او ؛ مومنین تنها فرمان خدا و رسول او را ببرند و تنها دعوت خدا و رسول را پیش از آنکه روزی بیاید که بازگشتی در آن نیست اجابت نمایند و از رویگردانی از این امر بپرهیزند که بر رسول خدا جز ابلاغ و رساندن آشکار آیات خدا نبوده است و او وظیفه ای در قبال مردم برای نگاهبانی از آنان در برابر خشم خدا به خاطر اعمال بد بندگانش نداشته است: « ما اصاب من مصیبة الا بإذن الله ق و من یؤمن بالله یهد قلبه ج والله بکل شیء علیم. و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ج فان تولیتم فانما علی رسولنا البلاغ المبین. الله لا اله الا هو ج و علی الله فلیتوکل المؤمنون. (11-13 تغابن با توجه به آیات5-10) » . // « استجیبوا لربکم من قبل ان یأتی یوم لا مرد له من الله ما لکم من ملجأ یومئذ و ما لکم من نکیر. فان اعرضوا فما ارسلناک علیهم حفیظا ص ان علیک الا البلاغ ق و انا اذا اذقنا الانسان منا رحمة فرح بها ص و ان تصبهم سیئة بما قدمت ایدیهم فان الانسان کفور. ( 47-48 شورا ) » . // « ما اصاب من مصیبة فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبرأها ج ان ذالک علی الله یسیر. (22 حدید باتوجه به آیات 23-24) » // به هر جهت باید باز دانست که هر خوبی که می رسد از جانب خداست و هر بدی که میرسد از خود افراد است، نکته ای که خدای یکتا به برانگیخته و فرستاده اش برای همه ی مردم که گواهی او در باره ی رسالتش بس است را در آیه ای از آیات قرآن به وی گوشزد می فرماید: « ما اصابک من حسنة فمن الله ص و ما اصابک من سیئة فمن نفسک ج و ارسلناک للناس [5] رسولا ج و کفی بالله شهیدا [6]. (79 نساء) » . و در آخر اینکه علاوه بر ایمان و انجام کارهای شایسته، بدانچه که به سوی او به حق و از سوی حق یعنی قرآن کریم فرو فرستاده است ایمان بیاورند که همانا این حق است و غیر آن باطل اگر در پی پوشیده شدن بدی هایشان و سامان کارهایشان از سوی خدای یکتا هستند: « بسم الله الرحمن الرحیم . الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله اضل اعمالهم. والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل علی محمد و هوالحق من ربهم کفر عنهم سیئاتهم و اصلح بالهم. ذالک بان الذین کفروا اتبعوا الباطل و ان الذین آمنوا اتبعوا الحق من ربهم ج کذالک یضرب الله للناس امثالهم.(1-3محمد) » .

    و تمام اینها بدان خاطر است که خدای یکتا که همه چیز را آفریده و تمام آنها مسخر اوست و به تمام آنها حتی آنچه انجام میدهیم داناست؛ حق مطلق است و آنچه که از غیر او خوانده می شود همه باطل است. پس باید تنها خدای یکتا را پرسیتد و خواند که همانا او بلند مرتبه و بزرگوار است: « ألم تر ان الله یولج الیل فی النهار و یولج النهار فی الیل و سخر الشمس و القمر ص کل یجری الی اجل مسمی و ان الله بما تعملون خبیر. ذالک بان الله هوالحق و ان ما یدعون من دونه الباطل و ان الله هوالعلی الکبیر. (29-30 لقمان) » .  



[1] - برگردان فارسی: « جز این نیست که مومنین کسانی هستند که چون ذکری از خدا شود دلهایشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا بر آنها خوانده شود بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در کارها تکیه کنند. و آن کسانی که نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان کردیم انفاق می کنند. این گروهند که در واقع مومنین حقیقی هستند که برایشان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی نیکوست.

[2] - برگردان فارسی: ای اهل ایمان با رسول با ادب سخن گویید و بالای صدای پیامبر ص صدای خود را بلند مکنید که اعمال نیکتان محو و باطل می شود و شما در نمی یابید. آنان که نزد رسول خدا به صدای آرام و آهسته سخن گویند آنها هستند که در حقیقت دلهایشان را برای مقام رفیع تقوا آزموده و آمرزش و اجر عظیم نصیب فرموده است. به حقیقت مردمی که تو را از پشت حجره ها به صدای بلند می خوانند اکثر مردم بی خردی هستند و اگر آنها صبر می کردند تا وقتی که تو بر ایشان خارج شوی بسیار بر آنها بهتر و ثوابش بیشتر بود و خدا بسیار آمرزنده ی مهربان است.

[3] - یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ص و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ج والله یعصمک من الناس ق ان الله لا یهدی القوم الکافرین.

[4] - آیه ی 36 سوره ی احزاب .

[5] - روشن می شود که همانگونه که حضرت محمد ص خاتم النبیین و رحمت للعالمین و قرآن فرو فرستاده شده بر وی از سوی خدای یگانه به حق؛ برای تمام مردم است؛ پس ایشان در عین حال رسولی برای همه ی مردم هستند و نه گروهی خاص.

[6] - که در رابطه با این بخش از این آیه ی کریمه باید به آیه ی 43 سوره ی رعد نگاهی داشت که چرا خدای یکتا گواهی خود را پیرامون رسالت پیامبر مکرم اسلام ص طرح می کند و بس می داند و دوم اینکه برابر کلام مقدس ایشان، دیگر چه کسانی می توانند بر این امر گواهی دهند : « و یقول الذین کفروا لست مرسلا ج قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده ام الکتاب. » . پس روشن می شود که این گواهی پاسخی است به کفار که می گویند حضرت محمد ص رسول خدا نیست و دیگر اینکه علاوه بر خدای یکتا تنها کسانی می توانند به رسالت حضرت محمد ص گواهی دهند و گواهی شان در این خصوص بس باشد که دانش کتاب یعنی علم قرآن را داشته باشند. به عبارت دیگر تنها این کتاب است و در سایه ی این کتاب و دانش بدان است که میتوان به این درجه از گواهی رسید، که روشن است که دانش قرآن نیز به واسطه ی ایمان بدان به دست می آید و نه جز آن.

 


  

 

    و مورد دیگر اینکه همانطور که اشاره شد مردم و حتا مومنین از مخاطبین آیات الاهی که توسط رسولان خدا بر آنان خوانده شده و یا آیاتش همچون آیات قرآن کریم که بدانان رسیده باید ضمن تقوای الاهی، اطاعت رسول خدا را در طول اطاعت خدا بنمایند که آیاتش را بر آنان خوانده ، چه آنکه بیان این مهم نیز از جمله رسالت های آنان بوده است : « کذبت قوم نوح المرسلین. اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون. انی لکم رسول امین. فاتقوا الله و اطیعون. و ما اسئلکم علیه من اجر ص ان اجری الا علی رب العالمین. فاتقوا الله و اطیعون. (105- 110 شعرا با توجه به آیات 111-122) [1]» . و نه تنها اینکه فرمانبر کفار و فاسقین و منافقین و مکذبین نباشند؛ همانگونه که پیامبران خدا از جمله خاتم النبیین ص به این مهم امر شده بود؛ بلکه ضمن فرمان بردن خدا و رسولش باید که فرمان اسراف کاران را نیز نبرند، یعنی آن کسانی که در روی زمین فساد و تباهی می کنند و در پی اصلاح و سامان امور نیستند و لذا عاقبت خوبی هم ندارند همانگونه که مصداق این سخن برابر کلام مقدس الاهی قوم ثمود می باشد که چون اطاعت رسول خدا یعنی برادرشان صالح را نکردند و بر عکس اطاعت مسرفین را کردند پس عذاب الاهی آنان را در بر گرفت: « ... فاتقوا الله و اطیعون. و لا تطیعوا امر المسرفین. الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون...(150-152 شعرا با توجه به آیات 141- 159) » .       

    پس در این آیه ی کریمه (56 نور) و پس از یکتاپرستی یا اصل توحید؛ اهمیت و تاثیر نقش نماز و زکات و اطاعت از پیامبر خدا در بهره مندی از رحمت الاهی دانسته می شود تا اینکه مومنین بدانند که اگر در پی مهرورزی از سوی خدای یکتا هستند چه چیزها و تکالیفی است که این مهم را برای آنان در پی دارد. زیرا این نماز است که از گرفتار شدن به هر گونه فحشا و منکری باز می دارد[2] که از جمله مصادیق فحشا که نماز از آن باز می دارد امر زنا می باشد. و باز این زکات است که از مشرک بودن باز می دارد[3]  همانگونه که در کنار هم بودن این دو مقوله و پیش از آن توبه کردن مشرکین از شرکشان است که آنان را در زمره ی برادران دینی مومنین قرار می دهد[4] . پیرامون تاثیر اطاعت از خدا و رسولش نیز مطالبی گذشت. پس باید از اعراض از این سه مقوله و یا بی تفاوتی نسبت به آنها یا تضییع کردنشان راه پرهیزگاری را پیشه نمود.

57- لا تحسبن الذین کفروا معجزین فی الارض ج و مأواهم النار ص و لبئس المصیر.

     برابر دو آیه ی قبل روشن شد که مومنین آنهایی هستند که از جمله ویژگی های آنان این است که هم کارهای شایسته می کنند و هم اینکه تنها خدای یکتا را می پرستند و هم اینکه به سه فریضه ی نماز و زکات و اطاعت رسول خدا پایبند می باشند. اما مرتبط با کسانی که این آیات الاهی را برابر بخش اخیر آیه ی 55 شنیده و پس از آن کافر شدند؛ نه تنها در زمره ی تباهکاران و فاسقین قرار می گیرند بلکه بر اساس این آیه ی کریمه آنها به عنوان کافرین کسانی هستند که هیچ قدرتی روی زمین ندارند و به خاطر همین کفرشان جایگاهشان در آخرت آتش است که بد منزلگاهی است.

58- یا ایها الذین آمنوا لیستئذنکم الذین ملکت اَیمانُکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات ج من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد صلاة العشاء ج ثلاث عورات لکم ج لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن ج طوافون علیکم بعضکم علی بعض ج کذالک یبین الله لکم الایات ق والله علیم حکیم.

   این آیه ی کریمه ضمن مخاطب قرار دادن مومنین؛ اوقاتی را که لازم است کنیزان و غلامان و یا اطفال به وقت احتلام نرسیده از آنان اجازه ی ورود به خوابگاهشان بگیرند را بیان فرموده است که یکی پیش از نماز صبح است و دیگری هنگام ظهر که جامه ها از تن بر می گیرند و سوم پس از نماز عشاء یا زمان خفتن است.

     نتیجه اینکه نه تنها برابر آیات اولیه ی این سوره ی مبارکه و روشنی بخش؛ مومنین حق ندارند که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شوند بلکه اهل و سکنه ی یک خانه از مومنین نیز در اوقات مذکور در این آیه ی کریمه حق ندارند که بدون اجازه وارد خوابگاه زن و شوهر و یا پدر و مادر خود شوند. و این بدان معناست که نخست اینکه خوابگاه زن و شوهر باید از فرزندان و دیگر اهل خانه اعم از نسبی و سببی جدا باشد و دوم اینکه این مهم مسئولیت مومنین را نسبت به یکدیگر از هر جزء آن که کوچکترینش خانواده است می رساند مبنی بر اینکه لازم است که بر اساس این آیات به پیش بروند این آیات را که همه آموزشی است به فراگیران و فرزندان خود بیاموزند که باید اینگونه باشند و مراعات این اوقات را بنمایند و به همین طریق موارد را به آیندگان خود انتقال دهند. که البته این ها تمام مواردی است که غربی ها طی دستاوردهای علمی بدان رسیده اند تا آنجا که تحقیقاتشان در قالب کتاب در کشورهای مسلمان تدریس می شود که مثلن راههای یک زندگی موفق کدام است و ... در حالی که کتاب خدا در میان مومنین است و همه ی این راهها را طی آیاتش به روشنی بیان فرموده است و ما از آن غافلیم. و سوم اینکه مومنین در غیر این اوقات لازم است که با اهل خانه ی خود نشست و برخاست داشته و پیگیر امور روزمره و مشورت با آنان و خواندن آیات الاهی برای یکدیگر و تدبر در آنها و  امر کردن فرزندان به نماز خواندن و ... باشند چرا که با تمسک به این کتاب به عنوان حبل الله است که مومنین را از اختلافات و تفرقه به دور می دارد : « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون. واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ج واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذکم منها ق کذالک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون. (103 آل عمران با توجه به آیات 104- 105) » . و از سوی دیگر با تمسک به الله به عنوان فرو فرستنده ی کتابش بر بنده و فرستاده اش حضرت محمد ص است که همراه با توبه و اصلاح کار خود و اخلاص در دین، منافقین از درک اسفل رهایی یافته و با مومنین و در صف آنها می شوند: « ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار و لن تجد لهم نصیرا. الا الذین تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دینهم لله فاولائک مع المؤمنین. و سوف یؤت الله المؤمنین اجرا عظیما. ( 145-146 نساء با توجه به آیات 144- 152) » . و بدینگونه است در این رابطه اینکه خدای یکتا، مردم یعنی ناس را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که هر یک از آنان که به او یعنی الله ایمان آورد و بدو تمسک پیدا کند پس به زودی وی را وارد رحمت و فضلش کرده و به راه راست به سوی خویش راهنمایی می کند: « یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا.فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء). » در واقع وارد فضل و رحمت خداوندی شدن بسته به این است که هر یک از مردم با توجه به کتاب روشنی بخش قرآن به خدای یکتا که همان " الله " باشد ایمان بیاورند و به او توسل و تمسک بجویند و تنها او را بخوانند و تنها او را بپرستند و حاجات از او بخواهند و ذکر او را بگویند و نام او را بر زبان جاری کنند و ...

    البته باید دانست که در ماه مبارک رمضان؛ مباشرت مومنین با همسرانشان فقط در اوقات شب و پیش از سحرگاهان و در واقع پیش از اذان صبح امکان دارد چرا که در غیر این صورت موجب بطلان روزه می شود که باید از اذان صبح تا اذان مغرب باشد و ...: « احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم ج هن لباس لکم و انتم لباس لهن ق علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم ص فالآن باشروهن وابتغوا ما کتب الله لکم ج و کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر ص ثم اتموا الصیام الی الیل ج و لا تباشروهن و انتم عاکفون فی المسجد ق تلک حدودالله فلا تقربوها ق کذالک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون. (187 بقره) » .    



[1] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 125 و 131 و144 و 150 و 163 و 179 همین سوره یعنی شعراء مرتبط با دیگر اقوام پیشین و رسولانشان از خودشان به عنوان برادرانشان به تعبیر قرآنی.جان کلام اینکه مومنین فقط باید بر اساس آیات خدا که تمامن در قرآن کریم است در کلیه ی مراحل زندگی خود به پیش بروند و نه کلامی جز آن. چرا که پیامبران و فرستادگان خدا تا پیامبر مکرم اسلام ص نیز اینگونه بوده اند یعنی تنها آیات خدا را به مردم میرسانده اند و می خوانده اند و عمل می کرده اند و یا با آن آیات به سوی مستکبران می رفته اند تا بدان وسیله آنان را از ستمگری باز دارند و به راه راه ره اذن الاهی راهنمایی نمایند و نه سخنی جز آن و یا بر پایه ی سخنی از جانب خود. : و اذ نادی ربک موسی ان ائت القوم الظالمین. قوم فرعون ج الا یتقون. قال رب انی اخاف ان یکذبون. و یضیق صدری و لا ینطلق لسانی فارسل الی هارون. و لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون. قال کلا ص فاذهبا بآیاتنا ص انا معکم مستمعون... (10-15 شعراء) . و بدان جهت که خدای یکتا سه گروه را اهل آتش می داند که یکی از آنها کسانی هستند که از آیات خدا غافلند: « ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولائک مأواهم النار بما کانوا یکسبون. (7-8 یونس). پس کاملن روشن می شود که مومنین فقط باید بر اساس آیات الاهی که همه بواسطه ی وحی بر خاتم پیامبران ص در قرآن کریم می باشد به پیش بروند و نه سخنی جز آن اگر در پی راهنمایی شدن و رستگاری و کامروایی در دو گیتی هستند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا وعده ی بهشت را به مومنین و کنندگان کارهای شایسته داده است؛ وعده ای که هیچ تخلف و یا تغییری ندارد: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم ص تجری من تحتهم الانهار فی جنات النعیم. دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام ج و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین.(9-10 یونس) . چه آنکه از سوی دیگر خدای یکتا، کفار را به خاطر اینکه آیاتش را انکار می کردند عذاب و وارد آتش دوزخ و جاویدان در آن می کند: « و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن والغو فیه لعلکم تغلبون. فلنذیقن الذین کفروا عذابا شدیدا و لنجزینهم اسوأ الذین کانوا یعملون. ذالک جزاء اعداءالله النار ص لهم فیها دارالخلد ص جزاء بما کانوا بآیاتنا یجحدون. و قال الذین کفروا ربنا ارنا الذین اضلانا من الجن و الانس نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الاسفلین. (26-29 فصلت). و کافران به مردم گفتند بر این قرآن ( که محمد ص می خواند) گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القا کنید تا مگر بر او غالب شوید. ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه کردند کیفر کنیم. جزای دشمنان خدا همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آنها است به کیفر آنکه آیات ما را انکار کردند. و کافران (چون مشاهده ی عذاب کنند با حسرت و ندامت ) گویند پروردگارا آن دو گروه از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده که آنها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل ترین مردم شوند. »

[2] - آیه ی 45 سوره ی عنکبوت .

[3] - آیات 7-9 سوره ی صف .

[4] - ... فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فاخوانکم فی الدین ق و نفصل الایات لقوم یعلمون.( 11 توبه با توجه به آیات 6-16 ) .

 


  

 

 32- و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ج ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله ق والله واسع علیم.

   برابر این آیه ی کریمه مومنین اعم از زن یا مرد موظف به نکاح  با نیکوکاران از کسانی که همسری ندارند هستند. خواه بنده باشند یا کنیز. که به هر جهت اگر بی نوا هم باشند و همسری نداشته باشند در صورت نکاح خدای یکتا از فضلش آنان را بی نیاز خواهد کرد که همانا او فضلش گسترده و به تمام امور داناست.

     البته که این امر یعنی نکاح مردان و زنان مومن که فارغ از زمان و مکان است، برای جلوگیری از کشیده شدن مومنین به سمت فحشای زنا می باشد . و جان سخن اینکه این آیه ی کریمه وجوب امر ازدواج را با هدف جلوگیری از هرگونه فکری و یا نزدیک شدن به فحشای زنا برای مومنین بیان می فرماید تا بدینوسیله دودمان مومنین به طریق مشروع استمرار یابد.

    آنچه در این میان و مرتبط با این بحث یعنی وجوب ازدواج شایان یادآوری است اینکه خدای یکتا به روشنی بیان فرموده است که ازدواج با چه کسانی مجاز نمی باشد و در واقع حرام می باشد: « و لا تنکحوا ما نکح آباؤکم من النساء الا ما قد سلف ج انه کان فاحشة و مقتا و ساء سبیلا. حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهاتکم التی ارضعنکم و اخواتکم من الرضاعة و امهات نسائکم و ربائبکم التی فی حجورکم من نسائکم التی دخلتم بهن فان لم تکونوا دخلتم بهن فلا جناح علیکم و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف ق ان الله کان غفورا رحیما. و المحصنات من النساء الا ما ملکت ایمانکم ص کتاب الله علیکم ج و احل لکم ما وراء ذالکم ان تبتغوا بأموالکم محصنین غیر مسافحین ج فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضة ج و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة ج ان الله کان علیما حکیما. (22-24 نساء) »[1] .

   و مورد دیگر مرتبط با وجوب ازدواج برای جلوگیری از افتادن در ورطه ی فحشای زنا این کلام مقدس الاهی می باشد : « و من لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المؤمنات فمن ما ملکت ایمانکم من فتیاتکم المؤمناتج والله اعلم بایمانکم ج بعضکم من بعض ج فانکحوهن بإذن اهلهن و آتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان ج فإذا احصن فان أتین بفاحشة فعلیهن نصف ما علی المحصنات من العذاب ج ذالک لمن خشی العنت منکم ج و ان تصبروا خیر لکم ق والله غفور رحیم. یرید الله لیبین لکم و یهدیکم سنن الذین من قبلکم و یتوب علیکم ق والله علیم حکیم. والله یرید ان یتوب علیکم و یریدالذین یتبعون الشهوات ان تمیلوا میلا عظیما. یریدالله ان یخفف عنکم ج و خلق الانسان ضعیفا. (25-28 نساء) [2]. »

33- ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله ق والذین یبتغون الکتاب مما ملکت ایمانکم فکاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا ص و آتوهم من مال الله الذی آتاکم ج ولا تکرهوا فتیاتکم علی البغاء ان اردن تحصنا لتبتغوا عرض الحیاة الدنیا ج و من یکرههن فان الله من بعد اکراههن غفور رحیم.

    این آیه ی کریمه نخست خطابش به کسانی از مومنین است که اسباب ازدواجشان فراهم نیست و بنابراین می فرماید که اینان (اعم از زن و مرد مومن) لازم است که پاکدامنی را پیشه ی خود نمایند و هیچ فکر پلیدی به سرشان نزند تا اینکه خدای یکتا از فضلش که گسترده است آنان را بی نیاز گرداند.

    ادامه ی این آیه ی کریمه مرتبط با کسانی از مومنین یعنی مردان مومنی است که بردگان و کنیزکانی دارند. که وظیفه ی این ها نیز در قبال اینان این است که اگر آنان خود مایل به مکاتبه بودند پس چنانچه خیری در آنان می بینند[3] بدان پاسخ مثبت دهند و در پی آن از مال خدا که به ایشان داده است به این افراد بپردازند.[4] و اما اگر هر یک از این گروه یعنی کنیزکان خواستند که عفیف و پاکدامن بمانند پس مولای آنها نمی تواند که آنان را به زور به پاسخ دادن به خواهش نفسش وادار و امر کند. چرا که خدای یکتا پس از این اکراه مرتبط با چنین زنی که به اجبار وادار به عمل زنا شده است بسیار آمرزنده ی مهربان است. و این بدان معنی است که فاعل این امر نتیجه ی کار اجبار گونه ی خود را خواهد دید. والله اعلم

    پس یکی دیگر از عواملی که باعث می شود تا از به ورطه ی فحشای زنا افتادن جلوگیری کند همانا در این است که زنان و مردان مومن در صورت فراهم نبودن شرایط ازدواج، خود را پاک نگاه دارند و   امیدوار به فضل الاهی باشند و دیگر اینکه مراعات حقوق دیگران از کنیزکان را بنمایند. و مکمل این امر اینکه مردان مؤمن لازم است که توضیح بخش اخیر آیه ی 33 نور را مذ نظر داشته باشند.

34- و لقد انزلنا الیکم آیات مبینات و مثلا من الذین خلوا من قبلکم و موعظة للمتقین.

   خداوند یگانه در این آیه ی کریمه می فرماید که همانا ما آیات روشن را به سوی شما مومنین فرو فرستادیم و نیز مثلی از کسانی که پیش از شما بودند؛ که همانا این ها یک پندی برای پرهیزگاران است. یعنی این پرهیزگارانِ از انجام هر گونه مفسده ها و فحشاها هستند که از این آیات روشن الاهی پند می گیرند و آن را چراغ راه خود برای پاکیزگی و طی کمال به لطف خداوندی قرار می دهند و نه جز آن.

    باری؛ به نوعی می توان گفت که منظور از این آیات مبینات؛ بازگشت به همان بخش اخیر آیه ی نخست این سوره ی مبارکه است که خداوند یکتا فرمود در این سوره که آن را فرو فرستادیم و واجبش ساختیم برای این است که مومنین یادآور آن شوند و البته که از این آیات روشن پند گیرند و پرهیزگاری را پیشه ی خود نمایند. و از انجام گناهان کبیره ای که اقوام پیشین انجام دادند و به خاطر همین ستمگری ها بر خودشان علیرغم اینکه برایشان رسولان و آیات الاهی آمد؛ مورد عذاب خدا قرار گرفتند و شرح تمام آنها در آیات قرآن آمده است بپرهیزند که برای خدای یکتا کاری ندارد که یک قوم بد کار را ببرد و یک قوم نیکوکار و مومن را به جایش بیارود که همانا نمونه های این اقوام که به گرد گناهان بزرگ فحشا و فساد گونه گشتند و مورد عذاب خدا واقع شدند یکی قوم ثمود به خاطر این بود که در انجام گناهان و کارهای بد، بر نیکی ها پیشی گرفته بودند : « و لقد ارسلنا الی ثمود اخاهم صالحا ان اعبدوا الله فاذا هم فریقان یختصمون. قال یا قوم لم تستعجلون بالسیئته قبل الحسنة ص لولا تستغفرون الله لعلکم ترحمون [5]. (45-46 نمل با توجه به آیات 47-53) . [6]»  و دیگری قوم لوط که امر ازدواج با زنان را نهاده و هم جنس بازی را به عنوان نوعی از فحشا برگزیده بودند و لذا به خاطر این گناه کبیره مورد عذاب خداوندی واقع شدند و تنها این حضرت لوط و اهلش به جز همسرش بودند که از عذاب خدا رهایی یافتند. و تمام این ها یعنی اینکه آنچه مرتبط با این اقوام در قرآن آمده و آنها به خاطر انجام شان علیرغم فرستادن رسولان برایشان مورد خشم خدا قرار گرفتند؛ بدین خاطر بوده که آنان گناهان کبیره انجام می داده اند و لذا مومنین باید از آنها بپرهیزند، خواه شرک باشد یا فحشا یا استکبار یا کم فروشی و .... : « و لوطا اذ قال لقومه أتأتون الفاحشة و انتم تبصرون. أئنکم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء ج بل انتم قوم تجهلون. فما کان جواب قومه الا ان قالوا اخرجوا آل لوط من قریتکم ص انهم اناس یتطهرون. فأنجیناه و اهله إلا امرأته قدرناها من الغابرین. و امطرنا علیهم مطرا ص فساء مطر المنذرین. قل الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی ق ءالله خیر اما یشرکون. (54- 59 نمل) . » البته داستان این دو قوم و دیگر اقوام در سوره های گوناگون قرآن کریم آمده است که در این جا به آیات سوره ی نمل برای رساندن مطلب بسنده شد.

    نتیجه تا اینجا اینکه آنچه که از آیه های 2- 33  این سوره یعنی نور بر می آید این می باشد که خدای یکتا به روشنی بیان می فرماید که مومنین هم باید از فحشایی همچون زنا به دور باشند و هم آنچه را که باعث می شود مرتبط با احکام دین بدانند و مراعات نمایند را برابر این آیات روشن بیاموزند و به کار ببندند و به دیگران بیاموزانند.

    اما نکته ی دیگر از این آیات روشن اینکه آنچه که باعث می شود تا مومنین پاکیزه بمانند و خدای یکتا بیش از پیش آنان را پاکیزه بدارد و به عنوان یک خیری برایشان باشد و همچنان برخوردار از فضل و رحمت الاهی باشند، این است که برابر آیات 22- 33 این سوره عمل نمایند؛ و روشن است که در غیر این صورت و در صورت تخلف از این آیات، آنان از کسانی خواهند بود که مصداق بخش نخست آیه ی 21 این سوره هستند مبنی بر اینکه چنین گروهی پیروی وسوسه ها و گامهای شیطان را کرده اند به نحوی که پایان کارشان رو به سوی فحشا و منکر رفتن بوده است.



[1] برگردان فارسی : زن پدر را نباید به نکاح در آورید . بعد از نزول این حکم از آنچه پیش از این کرده اید که خدا از آن در گذشت. زیرا این کاری است زشت و مورد خشم خدا و بد راهی است. حرام شد برای شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر خاله و دختر خواهر و مادران رضاعی و خواهران رضاعی و مادر زن تان و دختران زن که در دامن شما تربیت شده اند اگر با زن مباشرت کرده باشید و اگر دخول با زن نکرده طلاق دهید باکی نیست که با دختر او ازدواج کنید و نیز حرام شد بر شما زن فرزندان صلبی و نیز حرام شد جمع میان دو خواهر مگر آنچه پیش از نزول این حکم کرده اند که خدا از آن در گذشت بدرستی که خدا بسیار آمرزنده ی مهربان است. و نکاح زنان محسنه نیز بر شما حرام شد مگر آن زنان که متصرف و مالک شده اید. بر شماست که پیرو کتاب خدا باشید ( با زنانی که به حرمت یاد شد نکاح نکنید) و هر زنی غیر آنکه ذکر شد حلال است که به مال خود به طریق زناشویی بگیرید نه آنکه زنا کنید. پس چنانکه شما از آنها بهره مند شوید آن حق معین که مزد آنهاست به ایشان به عنوان یک فریضه بپردازید و باکی نیست بر شما که بعد از تعیین مهر هم به چیزی با هم تراضی کنید و علاوه بر آن مزد آنان را بدان خرسند سازید. بدرستی که خدا دانای درستکردار می باشد.

[2] - برگردان فارسی : و هر کس را وسعت و توانایی آن نباشد که زنان پارسای با ایمان (آزاد) گیرد پس کنیزان مومنه که مالک آن شدید به زنی اختیار کنید. خدا به مراتب ایمان شما آگاهتر است که شما اهل ایمان بعضی از جنس بعضی دیگر و در رتبه یکسانند پس با کنیزان مومنه با اذن مالکش ازدواج کنید و مهر آنها بدانچه معین شده بدهید کنیزکانی که عفیف باشند نه زناکار و نه رفیق و دوستدار. پس چون شوهر کردند چنانچه عمل زشتی از آنها سر زند بر آنها نصبف عذاب زنان پارسای آزاد است . این حکم (کنیز را به همسری گرفتن) در باره ی کسی است که بترسد مبادا به رنج افتد و اگر صبر کنید برای شما بهتر است و خدا بسیار آمرزنده ی مهربان است. خدا می خواهد راه سعادت را برای شما بیان کند و شما را به آداب آنان که پیش از شما بودند راهنمایی کند. و بر شما از لطف و کرم ببخشاید و خدای یکتا دانای درستکردار است. و خدا می خواهد بر شما بازگشت به رحمت و مغفرت فرماید و مردم هوس ران پیرو شهوات می خواهند که شما از راه حق و رحمت الاهی بسیار دور و منحرف گردید. خدا می خواهد که کار بر شما آسان کند که انسان ضغیف آفریده شده است.

[3] - که یعنی برای نمونه ازکسانی نیستند که بدنبال فحشای زنا بوده و یا پس از آن خواهند رفت؛ پس این به عنوان یک خیر در آنان دیده شود. والله اعلم.

[4] - و این بدان معناست که چنین مومنانی فقط می توانند آنچه را مال خدا به شمار آورند و به آن کنیزکان و بردگان در پی آن مکاتبه بدهند که او از فضلش به آنان داده است و نه هر آنچه که از راه غیر مشروع همانند احتکار و معامله های نادرست و ... به دست آورده اند.

[5] - این بخش از این آیه ی کریمه می رساند که تنها باید از خدای یکتا از گناهان آمرزش خواست و نه کسی جز او، زیرا که این تنها او است که بسیار آمرزنده ی مهربان است و در صورت آمرزش خواستن؛ بر بندگان گناهکارش رحم می کند و بر وفور نعمت هایش بر آنان می افزاید.

[6]- البته باید دانست که گناهکاران این قوم مورد عذاب خدای یکتا واقع شدند اما تنها این مومنین از متقین این قوم بودند که به همراه حضرت صالح از این عذاب رهایی یافتند و این بدان معناست که مومنین باید در ضمن ایمان؛ تقوای الاهی هم داشته باشند و از انجام کارهای بد همچون مکر و نیرنگ و اسراف در کارها و... بپرهیزند و فکر نکنند همین که می گویند مومنیم پس مجاز به هر کاری از بدها نیز هستند. به عبارت دیگر باید در مومن بودن به تمام اجزای آن همچون ایمان به خدا و سرای دیگر و فرشتگان و پیامبران خدا و آیات و کتابهایش و هر آنچه که خداوند یگانه بدان به عنوان ایمان دستور داده باور داشت و پایبند بود و ضمن تمام این ها از متقین نیز بود یعنی از انجام کارهای بد نیز پرهیز نمود که همانا قوم ثمود به خاطر اینکه در انجام کارهای بد که انواعی از دروغ و پیمان شکنی و دسیسه چینی و ... می تواند باشد، بر کارهای خوب پیشی گرفته بودند لذا خدای یکتا بر آنان حضرت صالح را که از خودشان بود را فرستاد و چون باز به حرف او گوش ندادند پس مورد عذاب او واقع شدند و تمام این ها بدان معناست که سنت خداوند یگانه بر این است که هیچ قومی را به خاطر زیاده روی هایش در گناهان عذاب و هلاک نمی کند تا آنکه رسولی و بیم دهنده ای را برایشان بفرستد تا آیاتش را که تمامن در قرآن کریم است بر آن قوم یا امت گناهکار بخواند و اتمام حجت نماید که اگر ایمان نیاوردند و اصلاح نکردند آن گاه است که قوم ستمکار را نابود می گرداند و قومی دیگر را به جای آنان می آورد و تمام این ها برای او بسیار آسان و او بر تمام اینها تواناست. پس همان بهتر که از مومنینی که پرهیزگارند باشیم تا موجبات رهایی مان نیز در دنیا و آخرت به لطف حضرتش فراهم شود. ان شاءالله.: « ... فانظر کیف کان عاقبة مکرهم انا دمرناهم و قومهم اجمعین. فتلک بیوتهم خاویة بما ظلموا ق ان فی ذالک لآیة لقوم یعلمون. و انجینا الذین آمنوا و کانوا یتقون. ( 51-53 نمل با توجه به آیات 45-50) » .

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ