سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10205
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


1 2 >

 

 64- ألا ان لله ما فی السماوات و الارض ص قد یعلم ما انتم علیه و یوم یرجعون الیه فینبئهم بما عملوا ق والله بکل شیءٍ علیم.

   و پایان بخش این سوره اینکه خدای یکتا می فرماید که آگاه باشید که آنچه که در آسمان ها و زمین است برای اوست و لذا چون چنین است پس او از همه چیز آن هم از جمله احوال بندگانش آگاه است و بنابراین هشدار می دهد که بدانید که او بر هر گرایش و یا بینش یا عملکردی که باشید داناست و در روزی که همه به سوی او باز می گردند، آنان را از اعمالشان که انچام می دادند با خبر خواهد کرد چرا که او بر هر چیز هم داناست.

    که مرتبط با اینکه خدای یکتا در آخرت بندگانش را نسبت به آنچه که بودند و عمل می کردند با خبر خواهد کرد باز می توان به این آیات کریمه اشاره کرد. یک مورد آنجاست که برخی از نصارا را مخاطب قرار می دهد: « و من الذین قالوا انا نصاری اخذنا میثاقهم فنسوا حظا مما ذکروا به فأغرینا بینهم العداوة و البغضاء الی یوم القیامة ج و سوف ینبئهم الله بما کانوا یصنعون.[1] ( 14 مائده با توجه به آیات 12-17) » . // و دیگری آنجاست که منافقین را مخاطب قرار می دهد: « یحذر المنافقون ان تنزل علیهم سورة تنبئهم بما فی قلوبهم ج قل استهزءوا ان الله مخرج ما تحذرون. و لئن سألتهم لیقولن انما کنا نخوض و نلعب ج قل أبالله و آیاته و رسوله کنتم تستهزءون. لا تعتذروا قد کفرتم بعد ایمانکم ج ان نعف عن طائفة منکم نعذب طائفة بأنهم کانوا مجرمین.[2] (64-66 توبه با توجه به آیات 61-70) . » // و دیگری آنجاست که مخالفان او و فرستاده اش مورد خطاب قرار می گیرند : « ان الذین یحادون الله و رسوله کبتوا کما کبت الذین من قبلهم ج و قد انزلنا آیات بینات ج و للکافرین عذاب مهین. یوم یبعثهم الله جمیعا فینبئهم بما عملوا ج احصاه الله و نسوه ج والله علی کل شیء شهید. [3](5-6 مجادله) ». // و مورد دیگر آنجاست که خدای یکتا می فرماید که مردم را از آنچه که با هم نجوا میکرده اند نیز آگاه خواهد ساخت و نتیجه اش را خواهد داد، پس مومنین برابر کلام مقدس الاهی باید بدانند که تنها میتوانند بر آنچه در حضور دیگران به نجوا بپردازند که بر پایه و با انگیزه ی نیکوکاری و پرهیزگاری باشد و نه با هدف گناه و دشمنی که این از کارهای شیطان است برای اینکه مومنین را پریشان خاطر سازد: « ألم تر ان الله یعلم ما فی السماوات و ما فی الارض ص ما یکون من نجوی ثلاثة الا هو رابعهم و لا خمسة الا هو سادسهم و لا ادنی من ذالک و لا اکثر الا هو معهم این ما کانوا ص ثم ینبئهم بما عملوا یوم القیامة ج ان الله بکل شیء علیم. ألم ترالی الذین نهوا عن النجوی ثم یعودون لما نهوا عنه و یتناجون بالاثم والعدوان و معصیت الرسول ص و اذا جاءوک حیوک بما لم یحیک به الله و یقولون فی انفسهم لولا یعذبنا الله بما نقول ج حسبهم جهنم یصلونها ص فبئس المصیر. یا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلا تتناجوا بالاثم و العدوان و معصیت الرسول و تناجوا بالبر و التقوی ص اتقوالله الذی الیه تحشرون. انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا و لیس بضارهم شیئا الا بأدن الله ج و علی الله فلیتوکل المؤمنون. (7-10 مجادله با توجه به آیات 11-13) » . // به هر جهت همانطور که گذشت باید دانست که تنها این خدای یگانه است که توبه را از بندگانش می پذیرد که همانا او توبه پذیر مهربان است و اینکه او به همه چیز اعم از نهان و آشکار داناست و روزی بندگانش را از آنچه که کرده اند آگاه خواهد ساخت همانگونه که مومنین نیز در این دنیا عاقبت اعمال افراد را خواهد دید که بدکاران چه سرانجامی به لحاظ زندگی و مرگ پیدا می کنند و نیکوکاران با چه سرانجامی زندگی می کنند تا مرگ راحت آنان را دریابد. به هر جهت باید به درگاه خدای یگانه توبه کرد که این تنها او است که توبه پذیر مهران است و نه کسی جز او : « ... ألم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده و یأخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم. و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون ص و ستردون الی عالم الغیب والشهادة فینبئکم بما کنتم تعملون. و آخرون مرجون لأمر الله اما یعذبهم و اما یتوب علیهم ق والله علیم حکیم. (104-106 توبه با توجه به آیات 97-103) » . [4]

    اما آنچه که اینچا مستند به کلام مقدس الاهی مرتبط با این موضوع لازم است یادآوری شود تا به عنوان اتمام حجتی برای همه مورد توجه و سامان قرار گیرد؛ اینکه خدای یکتا اوصاف زیانکارترین مردم را اینگونه تشریح می فرماید: « قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا. الذین ضل سعیهم فی الحیاة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا. اولائک الذین کفروا بآیات ربهم و لقائه فحبطت اعمالهم فلا نقیم لهم یوم القیامة وزنا. ذالک جزاؤهم جهنم بما کفروا واتخذوا آیاتی و رسلی هزوا.[5] (103-106 کهف). البته باید دانست که خدای یکتا نتیجه ی کار مومنین و کنندگان کارهای شایسته را نیز بیان فرموده است: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزلا. خالدین فیها لا یبغون عنها حولا.[6] ( 107-108 کهف) . » پس روشن می شود که بهشت بر اساس ایمان و اعمال صالح داده می شود و نه جز آن.

    پس در واقع باید با توجه به آیات روشن او بنده ی مخلص خدا بود و با اخلاص او و فرستاده اش را اطاعت کرد و به راستی و صدق دل به او و پیامبرش ص ایمان آورد و تصدیق آیات او کرد و از هر کاری که موجبات فحشا و فساد از جمله زنا را پدید می آورد باید دوری کرد و همینطور از ریا و تظاهر هم باید پرهیز نمود و ... چرا که او قادر بر هر کاری و دانای به همه ی امور است و همه چیز به سوی او باز می گردد. امید آن که از بندگان مومن او باشیم و از کنندگان کارهای شایسته و دعوت کننده ی به این امور به اذن حضرتش. انشاءالله آمین یا رب العالمین.

نتیجه گیری پایانی

    باری؛ باید پیروی آیات خدا را نمود که همه در کتاب خجسته ی قرآن است که تنها این امر به همراه تقوای الاهی است که رحمت الاهی را برای عاملین بدان بدنبال خود دارد : « و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه واتقوا لعلکم ترحمون[7]. (155 انعام با توجه به آیات151-157) » . و دانست که تنها این ایمان به آیات خدا و نه هیچ کلام دیگری است که هدایت را در پی خود دارد و از عذاب خدا می رهاند: « ان الذین لا یؤمنون بآیات الله لا یهدیهم الله و لهم عذاب الیم. انما یفتری الکذب الذین لا یؤمنون بآیات الله ص و اولائک هم الکاذبون. (104-105نحل» .  و باز باید دانست که کفر بعد از ایمان نیز عضب و عذاب خدا را برای مشمول امر به همراه دارد و این بدان معنی است که چنین کسانی زندگانی دنیا را بر آخرت برگزیده اند، امری که از هدایت خدا بی بهره می نماید و لذا مهر ختم بر دل و گوش و دیده ها می خورد و علاوه بر این موارد دنیوی؛ در آخرت نیز از زیانکاران می شود: « من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم عضب من الله و عذاب عظیم. ذالک بانهم استحبوا الحیاة الدنیا علی الاخرة و ان الله لا یهدی القوم الکافرین. اولائک الذین طبع الله علی قلوبهم و سمعهم و ابصارهم ص و اولائک هم الغافلون. لا جرم انهم فی الاخرة هم الخاسرون. (106-109 نحل).» . امری که خدای یکتا به مومنین می فرماید تا ایمان بیاورند به آنچه که دستور داده و بیان نموده که همانا کفر به این موارد یعنی خدا و فرشتگانش و کتابها و فرستادگانش و رستاخیز نتیجه ای جز گمراهی دور و بی بهره شدن از آمرزش و هدایت الاهی و رستگاری نخواهد بود : « یا ایها الذین آمَنوا آمِنوا بالله و رسوله و الکتاب الذی نزل علی رسوله و الکتاب الذی انزل من قبل ج و من کفر بالله و ملائکته و کتبه و رسله والیوم الاخر فقد ضل ضلالا بعیدا. ان الذین آمنوا ثم کفروا ثم آمنوا ثم کفروا ثم ازدادوا کفرا لم یکن الله لیغفر لهم و لا یهدیهم سبیلا. بشر المنافقین و بان لهم عذابا الیما.(136-138 نساء با توجه به آیات 135-140) ».

   و سخن آخر اینکه باید یادآوری و اذعان نمود که برای کلمات خدا هیچ پایانی نیست و دانست که رسول خدا نیز بشری مثل همه بوده با این تفاوت که به ایشان وحی می شده است و بنابراین هر کس که امیدوار لقای الاهی است باید که ضمن انجام کارهای شایسته، کسی را در پرستش برای خدا انباز قرار ندهد چرا که او یگانه است و این از رسالت های فرستادگانش بوده تا به مردم بگویند که خدایی جز او نیست: « قل لو کان البحر مداد لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا. قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد ص فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه احدا. (109-110 کهف). » پس باید ضمن پرهیزگاری، هر یک از مومنین برابر توان خود سخنان خدا را بشنوند و فرمان ببرند و انفاق از اموالشان نیز در راه خدا داشته باشند و بدانند که فرزندان و دارایی هایشان مایه ی آزمایش آنانند و نتیجه ی این اعمال بی هیچ کم و کاستی از سوی خدا برای خودشان است بنابراین مواظب نفس خود باشند تا از رستگاران گردند که همانا خدای یگانه دانای به نهان و آشکار امور است :« یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحذروهم ج و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحیم. انما اموالکم و اولادکم فتنة ج والله عنده اجر عظیم. فاتقوا الله ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیرا لانفسکم ج و من یوق شح نفسه فاولائک هم المفلحون. ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم و یغفر لکم ج والله شکور حلیم. عالم الغیب و الشهادة العزیز الحیکم. (14-18 تغابن) ». و دیگر اینکه به واسطه ی آیات الاهی دیگر امت ها را به سوی خیر بخوانند و امر به معروف و نهی از منکر کنند تا در زمره ی رستگاران باشند که اگر چنین شد از بهترین امت هایند که در این راه گام برداشته اند[8] : « ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ج و اولائک هم المفلحون. (104 آل عمران با توجه به آیات 102-108) » . که همانا آنچه در آسمان ها و زمین است برای خدا و بازگشت کارها نیز به سوی خدای یکتاست: « و لله ما فی السماوات و ما فی الارض ج و الی الله ترجع الامور. (109 آل عمران) ».

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین.

ضمن ستایش دوباره پروردگار جهانیان را و سپاس بیکران از او به خاطر این فضل و رحمتش؛ از پدر و مادرم و نیز همسر و فرزندان گرامی ام به خاطر دعاهای خیرشان و شکیبایی وصف ناپذیرشان در این زمینه تشکر دارم. ان شاءالله که موفق باشند. آمین یا رب العالمین.

14 آذر 1395



[1] - برگردان فارسی: و برخی از آنانکه گفتند ما به کیش عیسی هستیم از آنها عهد گرفتیم ( که پیرو کتاب و رسول خدا باشند) آنان نیز از آنچه پند داده شدند به خاطر فراموش کردنش نصیب بزرگی را از دست دادند ما هم ایشان را به کیفر عملشان آتش جنگ و دشمنی را تا قیامت میان آنها بر افروختیم و به زودی خدا آنها را بر عاقبت بد آنچه می باشند که می کنند آگاه خواهد ساخت.

[2] - برگردان فارسی: منافقان از آن روزی بترسند که خدا سوره ای بفرستد که آنچه درون ناپاک آنهاست بر آنان آشکار سازد. ای رسول بگو اکنون تمسخر کنید و خدا از آنچه می ترسید به سر شما خواهد آورد. و اگر از آنها بپرسید که چرا مسخره و استهزا می کنید پاسخ دهند که ما به شوخی و مزاح سخن راندیم. ای رسول به آنها بگو آیا با خدا و آیات او و رسولش تمسخر می کنید؟ پوزش نخواهید که عذرتان پذیرفته نیست که شما بعد از ایمان آوردن کافر شدید. اگر از برخی نادانان و ساده لوحان شما در گذریم، گروهی را نیز عذاب خواهیم کرد که مردمی بسیار بدکارند.

[3] - برگردان فارسی: آنان که با خدا و رسول او سخت مخالفت می کنند همانند کافرانی که پیش از آنان بودند به رو در آتش افتند و ما ( برای اتمام حجت مردم) آیات روشن فرو فرستادیم و برای کافران عذاب خوار کننده مهیاست. روزی که خدای یکتا همه را بر می انگیزد و آنان را از آنچه که انچام می دادند و خدای شمارش کرده و آنان فراموش نموده اند؛ آگاه خواهد ساخت. که همانا خدا بر هر چیزی گواه است. // پس باید مومنین در همه حال خدای یکتا را گواه اعمال خود بدانند.

[4] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 23-24 با توجه به آیات 20-26 سوره ی لقمان و مرتبط با سرانجام کسانی که بدون دانش و راهنمایی و کتاب روشن در باره ی خدا مجادله می کنند و بنابراین خدای یکتا آنان را از آنچه که بودند و انجام میدادند آگاه خواهد ساخت. پس نتیجه اینکه بدون این سه مقوله نباید در باره ی خدا و آیاتش با کسی مجادله کرد. البته خدای یکتا در آیه ی 22 همین سوره نتیجه ی کار مسلمان نیکوکار را نیز بیان فرموده است که همانا برخورداری از تمسک به قرآن می باشد. والله اعلم

[5] - برگردان فارسی: به امت بگو که می خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازم. زیانکارترین مردم آنان هستند که عمرشان را در راه دنیای فانی تباه کردند و به خیال باطل می پنداشتند که نیکوکاری می کنند. همین گروهند که به آیات پروردگارشان و ملاقات او کافر شدند پس اعمالشان همه تباه گشته و روز قیامت آنها را هیچ وزن و ارزشی نخواهیم داد. اینان چون کافر شده و آیات و فرستادگانم را به استهزا گرفتند بنابراین دوزخ کیفر کارشان می باشد.

[6] - برگردان فارسی: همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند در بهشت فردوس منزل خواهند یافت. همیشه در آن بهشت منزل یافته و هر گز از آنجا انتقال نخواهند یافت.

[7] - برای دانستن اینکه چرا باید تنها پیروی آیات خدا را نمود؟ باید گفت از آن جهت که یکی از دلایل آن این است که کتاب قرآن ، برخوردار از تصدیق و تفصیل است . یعنی تصدیق کتب الاهی پیشین و تفصیل تمام امور در هر زمانی و مکانی برای همه ی مردم در هر سرزمینی.که در این زمینه می توان به آیات 37- 44 سوره ی یونس اشاره کرد.

[8] - 10 آل عمران.

 


  

 

 62- انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستئذنوه ج ان الذین یستئذنونک اولائک الذین یؤمنون بالله و رسوله ج فإذا استئذنوک لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم الله ج ان الله غفور رحیم.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه به نوعی به معنایی از اینکه مومنین چه کسانی با چه صفاتی می توانند باشند اشاره فرموده است؛ مبنی بر اینکه مومنین کسانی هستد که نه تنها به خدا و فرستاده اش ایمان آورده اند بلکه وقتی برای امری گرد هم آمده اند از نزد او نمی روند تا اینکه از او اجازه بگیرند. و هنگامی که چنین مومنینی اینگونه رفتار نمایند یعنی از پیامبر ص اجازه بگیرند لذا می شود گفت که به خدا و رسول او ایمان آورده اند. از سوی دیگر اینکه به پیامبر مکرم اسلام ص می فرماید که او نیز اگر برخی از مومنین برای بعضی از کارهایشان از وی اجازه خواستند مبادرت کند و علاوه بر این برایشان از خدا آمرزش نیز بخواهد که همانا او بسیار آمرزنده ی مهربان است.

    البته در اینکه مومنین باز چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند؛ در برخی از آیات دیگر قرآن کریم بدان اشاره شده است که نمونه ای از آنها این است: « انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون. الذین یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون. اولائک هم المؤمنون حقا ج لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم. [1](2-4 انفال) ». و یا اینکه خدای یکتا قرآن را مژده ای برای گروندگان می داند و سپس ادامه می دهد که آنان یعنی مومنین که قرآن برایشان مایه ی نوید است کسانی هستند که کارهای شایسته می کنند :« بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا. قیما لینذر بأسا شدیدا من لدنه و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا حسنا. ماکثین فیه ابدا. (1-3 کهف) ».   پس کاملن روشن می شود که مومنین، کارهای شایسته می کنند و نه کارهای بد و چنانچه در پی برخورداری از بشارت قرآن هستند لازم است که به عنوان یک مومن کارهای شایسته بکنند. و ...

    اما نکته ی مرتبط با اجازه خواستن از پیامبر ص برای انجام برخی امور روزانه به هنگام یک امر جامع که مومنین گرد آمده اند؛ لازم است گفته شود که خدای یکتا فرموده است که این امر یعنی اجازه خواستن از رسول خدا ص نباید پیرامون مجاهده در راه خدا باشد. و این بدان معناست که مجاهده ی به مال و جان در راه خدا نیازمند کسب اجازه ای از کسی نمی باشد همانگونه که این امر برابر این آیات نیازمند اجازه از رسول خدا نبوده است. چرا که اگر کسی از مومنین بدنبال چنین اجازه ای باشد جز این نیست که مشمول این آیات خداوندی خواهد بود: « لو کان عرضا قریبا و سفرا قاصدا لاتبعوک ولکن بعدت علیهم الشقة ج و سیحلفون بالله لو استطعنا لخرجنا معکم یهلکون انفسهم والله یعلم انهم لکاذبون. عفاالله عنک لم اذنت لهم حتی یتبین لک الذین صدقوا و تعلم الکاذبین. لا یستئذنک الذین یؤمنون بالله و الیوم الاخر ان یجاهدوا بأموالهم و انفسهم ق والله علیم بالمتقین. انما یستئذنک الذین لا یؤمنون بالله و الیوم الاخر وارتابت قلوبهم فهم فی ریبهم یترددون. (42-45 توبه با توجه به آیات 38-52) » .

63- لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا ج قد یعلم الله الذین یتسللون منکم لواذا ج فلیحذر الذین یخالفون عن امره أن تصیبهم فتنة أو یصیبهم عذاب الیم.

   خدای یکتا در این آیه باز مومنین را از منظری دیگر مخاطب قرار می دهد و به عنوان یک شرط برای مومن بودن بدانان می فرماید که در رابطه با ندا در دادن و صدا زدن او طوری عمل ننمایند که بین خودشان متداول است بلکه مراعات امر را بنمایند و نیز این که اگر از این دستور و حکم سر پیچی کنند و به غیر پناه ببرند، لذا باید بدانند که مخالفت از امر پیامبر یا فتنه و آشوبی را برایشان در پی دارد و یا عذاب دردناک بدانان خواهد رسید.

 پیرامون موضوع ندا در دادن مطلوب مرتبط با پیامبر مکرم اسلام ص لازم است که گفته شود این امری است که در سوره ی حجرات نیز بدان اشاره و پرداخته شده است: « یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون . ان الذین یغضون اصواتهم عند رسول الله اولائک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی ج لهم مغفرة و اجر عظیم. ان الذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لا یعقلون. ولو انهم صبروا حتی تخرج الیهم لکان خیرا لهم ج والله غفور رحیم. (2-5حجرات)[2] ».  

   و مورد دیگر اینکه خدای یکتا وقتی به مومنین می فرماید که سر پیچی از فرمان و حکم پیامبر ص و پناه بردن به یکدیگر؛ عاقبت خوبی برایشان ندارد، این بدین معناست که هر کاری تبعات خود را دارد و اگر مومنین نه تنها مرتبط با امر رسول خدا ص که خود اطاعت خدا را می کرده است؛ بلکه مرتبط با دیگر اولیای الاهی یعنی امامان ع نیز اینگونه عمل نمایند که بسیاریشان نمودند؛ نتیجه اش برایشان چیزی جز این نخواهد بود که دست کم به آشوبی دچار خواهند شد (که شدند) که نمونه ی آنها حاکمیت امویان و مروانیان و عباسیان بر آنان بود که تبعات آن همچنان باقی است. بخش عذاب دردناک و آخرتی آن را تنها خدای یکتا بدان داناست.  امری که ریشه در تصمیم سقیفه داشت و دارد و از تبعات آن بود و می باشد؛ و این بدان خاطر بود که برخی مومنین علیرغم نزول آیه ی 67 سوره ی مائده[3] و ابلاغ آن در حجة الوادع توسط پیامبر مکرم اسلام ص و معرفی حضرت علی ع به عنوان ولی مومنین پس از خود آن هم طی خطبه ای و اخذ بیعتی از مومنین حاضر در این مراسم؛ بلافاصله پس از رحلت آن رسول گرامی ص در محل مذکور گرد هم آمدند و از امر خدا و فرستاده اش تخلف کردند و با تعیین خلیفه ی اول در واقع بیعت آن روز خود را با حضرت علی ع که در محضر رسول خدا ص بود نیز نگه نداشتند و .... در حالی که کتاب قرآن و آیه ی این کتاب در میانشان بود مبنی بر این که هیچ مرد و زن مومنی پس از صدور حکم خدا و رسولش اختیاری برای نافرمانی ندارند که اگر چنین کردند همانا راه گمراهی روشن را رفته اند[4]. و باز مکمل این امر آن هم مرتبط با این حضرت اینکه مومنین علیرغم بیعت کردن با وی پس از قتل خلیفه ی سوم؛ باز به وی و بیعت خود با او وفادار نماندند و ضمن تحمیل سه جنگ به او در قالب های ناکثین و قاسطین و مارقین؛ در نهایت راه قاعدین را در پیش گرفتند و نه تنها موجبات شهادت آن حضرت را فراهم آوردند که به خاطر این بیعت شکنی؛ باعث شدند که در واقع از اینجا به بعد امویان و مروانیان و عباسیان بر ایشان و نیز نسل های پس از آنان حاکم و چیره شوند و آثارش کماکان باقی باشد.       

    در واقع هر آنچه که به مردم و حتا مومنین  از مصائب و مشکلات می رسد نتیجه ی کارهای خودشان است و بنابراین بایسته است ضمن ایمان به خدا برای برخورداری قلب ها از هدایت او ؛ مومنین تنها فرمان خدا و رسول او را ببرند و تنها دعوت خدا و رسول را پیش از آنکه روزی بیاید که بازگشتی در آن نیست اجابت نمایند و از رویگردانی از این امر بپرهیزند که بر رسول خدا جز ابلاغ و رساندن آشکار آیات خدا نبوده است و او وظیفه ای در قبال مردم برای نگاهبانی از آنان در برابر خشم خدا به خاطر اعمال بد بندگانش نداشته است: « ما اصاب من مصیبة الا بإذن الله ق و من یؤمن بالله یهد قلبه ج والله بکل شیء علیم. و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ج فان تولیتم فانما علی رسولنا البلاغ المبین. الله لا اله الا هو ج و علی الله فلیتوکل المؤمنون. (11-13 تغابن با توجه به آیات5-10) » . // « استجیبوا لربکم من قبل ان یأتی یوم لا مرد له من الله ما لکم من ملجأ یومئذ و ما لکم من نکیر. فان اعرضوا فما ارسلناک علیهم حفیظا ص ان علیک الا البلاغ ق و انا اذا اذقنا الانسان منا رحمة فرح بها ص و ان تصبهم سیئة بما قدمت ایدیهم فان الانسان کفور. ( 47-48 شورا ) » . // « ما اصاب من مصیبة فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبرأها ج ان ذالک علی الله یسیر. (22 حدید باتوجه به آیات 23-24) » // به هر جهت باید باز دانست که هر خوبی که می رسد از جانب خداست و هر بدی که میرسد از خود افراد است، نکته ای که خدای یکتا به برانگیخته و فرستاده اش برای همه ی مردم که گواهی او در باره ی رسالتش بس است را در آیه ای از آیات قرآن به وی گوشزد می فرماید: « ما اصابک من حسنة فمن الله ص و ما اصابک من سیئة فمن نفسک ج و ارسلناک للناس [5] رسولا ج و کفی بالله شهیدا [6]. (79 نساء) » . و در آخر اینکه علاوه بر ایمان و انجام کارهای شایسته، بدانچه که به سوی او به حق و از سوی حق یعنی قرآن کریم فرو فرستاده است ایمان بیاورند که همانا این حق است و غیر آن باطل اگر در پی پوشیده شدن بدی هایشان و سامان کارهایشان از سوی خدای یکتا هستند: « بسم الله الرحمن الرحیم . الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله اضل اعمالهم. والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل علی محمد و هوالحق من ربهم کفر عنهم سیئاتهم و اصلح بالهم. ذالک بان الذین کفروا اتبعوا الباطل و ان الذین آمنوا اتبعوا الحق من ربهم ج کذالک یضرب الله للناس امثالهم.(1-3محمد) » .

    و تمام اینها بدان خاطر است که خدای یکتا که همه چیز را آفریده و تمام آنها مسخر اوست و به تمام آنها حتی آنچه انجام میدهیم داناست؛ حق مطلق است و آنچه که از غیر او خوانده می شود همه باطل است. پس باید تنها خدای یکتا را پرسیتد و خواند که همانا او بلند مرتبه و بزرگوار است: « ألم تر ان الله یولج الیل فی النهار و یولج النهار فی الیل و سخر الشمس و القمر ص کل یجری الی اجل مسمی و ان الله بما تعملون خبیر. ذالک بان الله هوالحق و ان ما یدعون من دونه الباطل و ان الله هوالعلی الکبیر. (29-30 لقمان) » .  



[1] - برگردان فارسی: « جز این نیست که مومنین کسانی هستند که چون ذکری از خدا شود دلهایشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا بر آنها خوانده شود بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در کارها تکیه کنند. و آن کسانی که نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان کردیم انفاق می کنند. این گروهند که در واقع مومنین حقیقی هستند که برایشان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی نیکوست.

[2] - برگردان فارسی: ای اهل ایمان با رسول با ادب سخن گویید و بالای صدای پیامبر ص صدای خود را بلند مکنید که اعمال نیکتان محو و باطل می شود و شما در نمی یابید. آنان که نزد رسول خدا به صدای آرام و آهسته سخن گویند آنها هستند که در حقیقت دلهایشان را برای مقام رفیع تقوا آزموده و آمرزش و اجر عظیم نصیب فرموده است. به حقیقت مردمی که تو را از پشت حجره ها به صدای بلند می خوانند اکثر مردم بی خردی هستند و اگر آنها صبر می کردند تا وقتی که تو بر ایشان خارج شوی بسیار بر آنها بهتر و ثوابش بیشتر بود و خدا بسیار آمرزنده ی مهربان است.

[3] - یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ص و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ج والله یعصمک من الناس ق ان الله لا یهدی القوم الکافرین.

[4] - آیه ی 36 سوره ی احزاب .

[5] - روشن می شود که همانگونه که حضرت محمد ص خاتم النبیین و رحمت للعالمین و قرآن فرو فرستاده شده بر وی از سوی خدای یگانه به حق؛ برای تمام مردم است؛ پس ایشان در عین حال رسولی برای همه ی مردم هستند و نه گروهی خاص.

[6] - که در رابطه با این بخش از این آیه ی کریمه باید به آیه ی 43 سوره ی رعد نگاهی داشت که چرا خدای یکتا گواهی خود را پیرامون رسالت پیامبر مکرم اسلام ص طرح می کند و بس می داند و دوم اینکه برابر کلام مقدس ایشان، دیگر چه کسانی می توانند بر این امر گواهی دهند : « و یقول الذین کفروا لست مرسلا ج قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده ام الکتاب. » . پس روشن می شود که این گواهی پاسخی است به کفار که می گویند حضرت محمد ص رسول خدا نیست و دیگر اینکه علاوه بر خدای یکتا تنها کسانی می توانند به رسالت حضرت محمد ص گواهی دهند و گواهی شان در این خصوص بس باشد که دانش کتاب یعنی علم قرآن را داشته باشند. به عبارت دیگر تنها این کتاب است و در سایه ی این کتاب و دانش بدان است که میتوان به این درجه از گواهی رسید، که روشن است که دانش قرآن نیز به واسطه ی ایمان بدان به دست می آید و نه جز آن.

 


  

 

 59- و اذا بلع الاطفال منکم الحلم فلیستئذنوا کما استئذن الذین من قبلهم ج کذالک یبین الله لکم آیاته ق والله علیم حکیم.

    و در ادامه ی آیه ی قبل اینکه خدای یکتا به مومنین می فرماید که آنگاه که فرزندان شما به سن رشد و زمان احتلام رسیدند نیز لازم است که از شما اجازه ی ورود در این اوقات را بخواهند و البته این حکمی و نشانه ای روشن است که مرتبط با اقوام پیشین هم بوده است. و خدای یکتا هم آیاتش را برای شما مومنین اینگونه بیان می فرماید که همانا او دانای فرزانه و درست کردار است.

     و این بدان معناست که مرتبط با این گروه یعنی فرزندان به سن بلوغ شرعی رسیده باید که پدران و مادران به آنان این آموزش را بدهند و این آیه را برای آنان بخوانند و بدانان یاد دهند که باید وقتی به این سن رسیدند حتمن مراعات دستور خدای یکتا را بنمایند و بی اجازه وارد خوابگاه آنان نشوند. و البته وقتی خدای یکتا می فرماید که این مهم مرتبط با اقوام پیش از شما بوده است بدان معناست که این سنت لا یتغیر او بوده و می باشد و لذا پدران و مادران باید خود از قبل می دانسته اند و این آیه برایشان خوانده می شده و به همین طریق و به عنوان یک فریضه به آیندگان منتقل می کرده اند تا فرزندان بدانند که چه تکلیفی در رابطه با این حق پدر و مادر خود دارند.

   اما نتیجه ی حاصله از این آیات روشن و سراسر دانایی و فرزانگی یعنی آیات 58 و 59 این سوره ی روشنی بخش اینکه؛ نه تنها در این اوقات، همبستری زن و شوهر در عین آرامش و آسایش حقی برای آنان است؛ بلکه بالاتر و مهمتر از این ها این است که اگر خدای دانای فرزانه طی آیاتش از جمله این آیات که مرتبط با بحث است می فرماید که باید اهل خانه از زن و شوهر و یا در واقع و با قید اولویت پدر و مادر خود اجازه بگیرند به ویژه اینکه به حد بلوغ شرعی رسیده باشند ، این بدان معنا و منظور است که از بروز اندیشه و بدتر از آن افتادن به دام فحشایی همچون زنا آن هم با وسوسه های پی در پی شیطان جلوگیری شود. به عبارت دیگر یکی از عوامل جرقه خوردن و به سمت این فحشا رفتن، مراعات نکردن این مهم در خانه هاست که یا اتاقها مشترک است و یا اینکه اگر اتاق ها جداست اما فرزندان بدون دانش این امر و یا پایبندی بدان ناگاه برابر معمول وارد اتاق پدر و مادر خود می شوند که اگر خدای ناکرده به طور ناخواسته در حین مجامعت پدر و مادر وارد شوند؛ نتیجه اش چیزی جز شروع افکار شیطانی پیرامون این امر و اشتغالات ذهنی بعدی آن و ... نخواهد بود. پس باید به آیات خدا که آنها را به روشنی بیان فرموده است گوش فر داد و فرمان برد تا از بروز و یا خدای ناکرده شیوع فحشایی همچون زنا جلوگیری شود به نحوی که هر یک از پدر و مادر و یا فرزندان دست کم به حقوق خود در این زمینه آشنا باشند که این یکی از مراتب زندگی موفق و همراه با نیک بختی و سعادتمندی است.

60- والقواعد من النساء التی لا یرجون نکاحا فلیس علیهم جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة ص و ان یستعففن خیر لهن ق والله سمیع علیم.

    این آیه ی کریمه پیرامون زنان سالخورده ای است که دیگر امید به ازدواج ندارند؛ و اینکه اگر جامه های خود را تا آن حد که زینت هایشان آشکار نشود وا نهند بر آنان گناهی نیست؛ هر چند که اگر عفت پیشه کنند باز برایشان بهتر است، که همانا خدای یکتا شنوای داناست.

    چنانچه به آیه ی 31 همین سوره یعنی نور، که خطاب به زنان مومن است نگریسته شود مبنی بر اینکه موظف به حفظ فروج خود و نیز آشکار نکردن زینت های خود مگر در مواردی خاص هستند ؛ در این جا نیز این امر بر زنان سالخورده مصداق دارد و جاری است و روشن است که منظور از زینت های خود یعنی آن بخش هایی از اعضای بدن به جز قرص صورت و یا مچ دست به سمت انگشتان می باشد که حتی اگر به زینتی همچون طلا هم آراسته شده باشد باز پیدا نخواهد بود. پس حتی زنان سالخورده ی غیر امیدوار به امر نکاح نیز مکلف به مراعات این زینت ها میباشند. حال اگر هر چند که از حجم پوشش خود بکاهند و مثلن چادری بر سر ننمایند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا به آنچه که بندگان او و حتا مشمولین این آیه ی کریمه می گویند شنوا و داناست. و تمام این ها حتی برای زنان سالخورده ای که امیدی به ازدواج ندارند؛ اما باز لازم است که ضمن حفظ فروج خود، عفت را پیشه ی خود نمایند برای این است که خدای ناکرده کسی با وسوسه و این ها و یا دیدن این اعضا که زینت زن ها هستند به فکر فحشای زنا نیفتد و یا اینکه به آن نزدیک نشود، چه آنکه خدای یکتا در آیه ی 33 همین سوره فرموده بود که مومنینی که وسیله ی ازدواجشان فراهم نمی شود باید که عفت را مراعات نمایند که این آیه ی کریمه مرتبط با زنان سالخورده ی غیر امیدوار به امر ازدواج هم در طول همان آیه و دستور است مبنی بر اینکه این گروه لازم است که عفت خود را حفظ و زینت هایشان را بر غیر آن کسانی که در آیه ی 31 آمده است آشکار نسازند. مزید گفتار اینکه نگاهبانی بر فروج اعم از زن و مرد جای خود را برابر آیات 30-31 همین سوره یعنی نور دارد. و تمام اینها همانطور که گذشت همه و همه برای جلوگیری از هر گونه وسوسه ای برای نزدیک شدن به فحشای زنا می باشد.

61- لیس علی الاعمی حرج و لا علی الاعرج حرج و لا علی المریض حرج و لا علی انفسکم ان تأکلوا من بیوتکم او بیوت آبائکم او بیوت امهاتکم او بیوت اخوانکم او بیوت اخواتکم او بیوت اعمامکم او بیوت عماتکم او بیوت اخوالکم او بیوت خالاتکم او ما ملکتم مفاتحه او صدیقکم ج لیس علیکم جناح ان تأکلوا جمیعا او اشتاتا ج فإذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم تحیة من عندالله مبارکة طیبة ج کذالک یُبیّن الله لکم الآیات لعلکم تعقلون.

    این آیه ی کریمه می رساند که نه تنها بر افراد نابینا و گنگ و بیمار که حتا بر خود افراد نیز گناهی نیست که از خانه های خود و یا خانه های خویشان و بستگان و نیز از خانه های دوستان و خانه هایی که کلید آنها در دست آدمی است به صورت جمعی یا انفرادی غذا تناول کنند؛ بلکه آنچه اهم است این می باشد که مومنین وقتی وارد خانه ای شدند لازم است که بر خودشان سلام کنند که این امر همانا یک تحیتی فرخنده و پاکیزه از سوی خدای یکتاست. و خدای یکتا آیاتش را اینگونه بیان می فرماید باشد که مومنین خرد بورزند.

    با توجه به آیه ی 27 همین سوره یعنی نور، نه تنها مشخص می شود که مومنین باید به هنگام ورود به هر خانه ای آن هم پس از اجازه ی صاحب خانه بر اهل آن سلام کنند که حتا برابر بخش اخیر این آیه ، لازم است به هنگام ورود به خانه ای اعم از اینکه از خودش باشد یا خویشانس و یا دیگران، نخست بر خود سلام کنند که این امر اهمیت و تاثیر امر سلام را میرساند. که می تواند شاید سلامت نفس را بدنبال داشته باشد –والله اعلم-، چه آن که سلام نام خدای یکتاست و در قرآن کریم از آن ذکر به میان آمده است. کتابی که به بیان روشن خداوندی اگر بر کوه نازل می شد از خشیت الاهی فروتن و خاشع می شد: « لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرأیته خاشعا متصدعا من خشیة الله ج و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون. هو الله الذی لا اله الا هو ص عالم الغیب و الشهادة ص هو الرحمن الرحیم. هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر ج سبحان الله عما یشرکون. هو الله الخالق الباریء المصور ص له الاسماء الحسنی[1] ج یسبح له ما فی السماوات و الارض ص و هو العزیز الحکیم. ( 21-24 حشر ) . »     

      اما پیرامون سلام و اهمیت و تاثیر آن اینکه باید یادآور شد که مرتبه ی این مقوله تا بدانجاست که خدای یکتا پس از تسبیح خود؛ بر فرستادگانش درود می فرستد و اینکه ستایش ویژه ی اوست از آن جهت که پروردگار جهانیان است را یادآور می شود: « سبحان ربک رب العزة عما یصفون. و سلام علی المرسلین. والحمدلله رب العالمین. (180-182 صافات) » . و این بدان معناست که مومنین نیز باید این گونه باشند و این آیه زمزمه ی آنها باشد. و همینطور است در این رابطه این آیه ی کریمه : « قل الحمدلله وسلام علی عباده الذین اصطفی[2] ق ءالله خیر اما تشرکون. (59 نمل) » . و باز جایگاه سلام تا بدانجاست که نمازهای واجب شبانه روز؛ بلکه هر نماز دیگری اعم از نماز شب و نمازهای واجب دیگر و نیز مستحبی؛ با این امر پایان می پذیرد[3]. هر چند که آغاز دیگر موارد مربوطه همچون دیدن پدر و مادر و کسان و دوستان و ... با سلام کردن است، چه آنکه خدای یکتا هم به این امر دستور داده است که وقتی به خانه ها وارد می شویم هم بر خود و هم بر اهل آن سلام کنیم. به هر جهت لازم است که بر روی آیات خداوندی خردمندی را پیشه ی خود نماییم.

   مرتبط با اینکه باکی و گناهی نیست که از این خانه ها غذا خورده شود مسلم است که منظور آنچه است که خدای یکتا بدان دستور داده است مبنی بر اینکه این خوردنی از پاک و پاکیزه ها باشد. امری که خدای یکتا در جایی برای مصون ماندن از وسوسه های شیطان به همه ی مردم اینگونه دستور می دهد : « یا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلالا طیبا و لا تتبعوا خطوات الشیطان ج انه لکم عدو مبین. انما یأمرکم بالسوء و الفحشاء و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون[4]. (168-169 بقره) ». // و در جایی دیگر مومنین را مخاطب قرار میدهد که اینگونه باشند: « یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم واشکروا لله ان کنتم ایاه تعبدون. (172 بقره ) و نه از غیر آن و به عبارتی از محرمات نباشد؛ آنچه که برای امم پیشین نیز حرام شده بوده است: « انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل به لغیرالله ص فمن الضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه ج ان الله غفور رحیم. (173 بقره با توجه به آیات 174- 176) ». // « فکلوا مما رزقکم الله حلالا طیبا واشکروا نعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون. انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیرالله به ص فمن الضطر غیر باغ و لا عاد فان الله غفور رحیم. ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علی الله الکذب ج ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون. متاع قلیل و لهم عذاب الیم. و علی الذین هادوا حرمنا ما قصصنا علیک من قبل ص و ما ظلمناهم ولکن کانوا انفسهم یظلمون. ( 114-119 نحل با توجه به آیات 111-122) . // « فکلوا مما ذکر اسم الله علیه ان کنتم بآیاته مؤمنین. و ما لک الا تأکلوا مما ذکر اسم الله علیه و قد فصل لکم ما حرم علیکم الا مااضطررتم الیه ق و ان کثیرا لیضلون بأهوائهم بغیر علم ق ان ربک هو اعلم بالمعتدین. وذروا ظاهر الاثم و باطنه ج ان الذین یکسبون الاثم سیجزون بما کانوا یقترفون. ولا تأکلوا ما لم یذکر اسم الله علیه و انه لقسق ق و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم ص وان اطعتموهم انکم لمشرکون. ( 118-121 انعام با توجه به آیات 121- 134) » . و بدینگونه است در این رابطه آیه ی 96 مائده با توجه به آیات 94- 95. چه اینکه خدای یکتا به فرستادگانش نیز اینگونه دستور داده بوده است که هم از پاکیزه ها بخورند و هم اینکه کارهای شایسته بکنند و بدانند که خدا به آنچه انجام میدهند داناست: «یا ایهاالرسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحا[5] ص انی بما تعملون علیم. (51 مومنون با توجه به آیات 52-61 ) ».   

    جان کلام اینکه هم باید از پاکیزه ها خورد و هم اینکه از هر گونه اسرافی و یا ریاضتی در این زمینه دوری نمود و اگر این مهم مرتبط با یک میهمانی بود لازم است که به هنگام وارد شدن به خانه ی میزبان ابتدا بر خود سلام کرد و بعد اهل خانه. والله اعلم. چه آنکه خدای یکتا مسرفین را دوست ندارد و در این رابطه بنی آدم را مخاطب قرار داده است و باز برخی محرمات را بیان فرموده است و اینکه تصریح فرموده است که او این نعمت ها را برای مومنین در دنیا قرار داده و در آخرت البته نیکوتر از اینها را. پس یک مومن نمی تواند که آنچه را خدا حلال گردانیده است بر خود حرام گرداند: « یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا و لا تسرفوا ج انه لا یحب المسرفین. قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق ج قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة ق کذالک نفصل الایات لقوم یعلمون. قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم والبغی بغیر الحق و ان تشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطاناً و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون. و لکل امة اجل ص فاذا جاء اجلهم لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون . (31-34 اعراف) » .   



[1] - و این بدان معناست که خدای یکتا فرموده است از این لحاظ شما او را به هر یک از این نامهای نیکو همچون الله و رحمان و ... می توانید بخوانید: « قل ادعواالله او اودعوا الرحمن ص ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی ج و لا تجهر بصلائک و لا تخافت بها وابتغ بین ذالک سبیلا. و قل الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی المک و لم یکن له ولی من الذل ص و کبره تکبیرا. ( 110-111 اسرا) . 

[2] - ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین. ذریة بعضها من بعض ق والله سمیع علیم. (33-34 آل عمران) .

[3] - السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته. السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .

[4] - پس روشن می شود که آنچه که تحت عنوان ریاضت و دوری از خوردنی ها و یا حتا بسنده کردن به اندکی خوراکی که در نظامهای عرفانی دنیا مرسوم بوده و یا میباشد برابر این آیه ی کریمه نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد چرا که هر کس از این امر تخلف کند در واقع دچار دام دشمن آشکار خود یعنی شیطان میشود. که هم او را به بدی و زشتی دستور می دهد و هم اینکه دستورش می دهد تا به خدای یکتا چیزی را نسبت بدهد و بگوید که نمی داند که خدای یکتا آنگونه که او تحت آموزه های عرفانی همچون وحدت وجود و تجلی و فنا و ... می گوید نیست. والله اعلم. باری؛ نخست باید گفت که برابر بخش پایانی آیه ی 33 سوره ی اعراف، گفتن چیزی در باره ی خدای یگانه که کسی نمی داند آن چیست از محرمات می باشد و دوم اینکه آنچه در این میان اهمیت دارد این است که مومنین بایسته است این آیات و در واقع تمام آیات خدا را هم بشنوند و فرمان ببرند و هم اینکه به همه ی مردم برسانند.

[5] - و این یعنی اهمیت انجام کارهای شایسته در دین اسلام و شرایع آن. که مومنین باید به تاسی از این کلام خدا و نیز پیروی از پیامبران و فرستادگان خدا اینگونه باشند و نه جز آن که تبعات خود را برای بدکاران در پی دارد.

 


  

 

    و مورد دیگر اینکه همانطور که اشاره شد مردم و حتا مومنین از مخاطبین آیات الاهی که توسط رسولان خدا بر آنان خوانده شده و یا آیاتش همچون آیات قرآن کریم که بدانان رسیده باید ضمن تقوای الاهی، اطاعت رسول خدا را در طول اطاعت خدا بنمایند که آیاتش را بر آنان خوانده ، چه آنکه بیان این مهم نیز از جمله رسالت های آنان بوده است : « کذبت قوم نوح المرسلین. اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون. انی لکم رسول امین. فاتقوا الله و اطیعون. و ما اسئلکم علیه من اجر ص ان اجری الا علی رب العالمین. فاتقوا الله و اطیعون. (105- 110 شعرا با توجه به آیات 111-122) [1]» . و نه تنها اینکه فرمانبر کفار و فاسقین و منافقین و مکذبین نباشند؛ همانگونه که پیامبران خدا از جمله خاتم النبیین ص به این مهم امر شده بود؛ بلکه ضمن فرمان بردن خدا و رسولش باید که فرمان اسراف کاران را نیز نبرند، یعنی آن کسانی که در روی زمین فساد و تباهی می کنند و در پی اصلاح و سامان امور نیستند و لذا عاقبت خوبی هم ندارند همانگونه که مصداق این سخن برابر کلام مقدس الاهی قوم ثمود می باشد که چون اطاعت رسول خدا یعنی برادرشان صالح را نکردند و بر عکس اطاعت مسرفین را کردند پس عذاب الاهی آنان را در بر گرفت: « ... فاتقوا الله و اطیعون. و لا تطیعوا امر المسرفین. الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون...(150-152 شعرا با توجه به آیات 141- 159) » .       

    پس در این آیه ی کریمه (56 نور) و پس از یکتاپرستی یا اصل توحید؛ اهمیت و تاثیر نقش نماز و زکات و اطاعت از پیامبر خدا در بهره مندی از رحمت الاهی دانسته می شود تا اینکه مومنین بدانند که اگر در پی مهرورزی از سوی خدای یکتا هستند چه چیزها و تکالیفی است که این مهم را برای آنان در پی دارد. زیرا این نماز است که از گرفتار شدن به هر گونه فحشا و منکری باز می دارد[2] که از جمله مصادیق فحشا که نماز از آن باز می دارد امر زنا می باشد. و باز این زکات است که از مشرک بودن باز می دارد[3]  همانگونه که در کنار هم بودن این دو مقوله و پیش از آن توبه کردن مشرکین از شرکشان است که آنان را در زمره ی برادران دینی مومنین قرار می دهد[4] . پیرامون تاثیر اطاعت از خدا و رسولش نیز مطالبی گذشت. پس باید از اعراض از این سه مقوله و یا بی تفاوتی نسبت به آنها یا تضییع کردنشان راه پرهیزگاری را پیشه نمود.

57- لا تحسبن الذین کفروا معجزین فی الارض ج و مأواهم النار ص و لبئس المصیر.

     برابر دو آیه ی قبل روشن شد که مومنین آنهایی هستند که از جمله ویژگی های آنان این است که هم کارهای شایسته می کنند و هم اینکه تنها خدای یکتا را می پرستند و هم اینکه به سه فریضه ی نماز و زکات و اطاعت رسول خدا پایبند می باشند. اما مرتبط با کسانی که این آیات الاهی را برابر بخش اخیر آیه ی 55 شنیده و پس از آن کافر شدند؛ نه تنها در زمره ی تباهکاران و فاسقین قرار می گیرند بلکه بر اساس این آیه ی کریمه آنها به عنوان کافرین کسانی هستند که هیچ قدرتی روی زمین ندارند و به خاطر همین کفرشان جایگاهشان در آخرت آتش است که بد منزلگاهی است.

58- یا ایها الذین آمنوا لیستئذنکم الذین ملکت اَیمانُکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات ج من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد صلاة العشاء ج ثلاث عورات لکم ج لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن ج طوافون علیکم بعضکم علی بعض ج کذالک یبین الله لکم الایات ق والله علیم حکیم.

   این آیه ی کریمه ضمن مخاطب قرار دادن مومنین؛ اوقاتی را که لازم است کنیزان و غلامان و یا اطفال به وقت احتلام نرسیده از آنان اجازه ی ورود به خوابگاهشان بگیرند را بیان فرموده است که یکی پیش از نماز صبح است و دیگری هنگام ظهر که جامه ها از تن بر می گیرند و سوم پس از نماز عشاء یا زمان خفتن است.

     نتیجه اینکه نه تنها برابر آیات اولیه ی این سوره ی مبارکه و روشنی بخش؛ مومنین حق ندارند که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شوند بلکه اهل و سکنه ی یک خانه از مومنین نیز در اوقات مذکور در این آیه ی کریمه حق ندارند که بدون اجازه وارد خوابگاه زن و شوهر و یا پدر و مادر خود شوند. و این بدان معناست که نخست اینکه خوابگاه زن و شوهر باید از فرزندان و دیگر اهل خانه اعم از نسبی و سببی جدا باشد و دوم اینکه این مهم مسئولیت مومنین را نسبت به یکدیگر از هر جزء آن که کوچکترینش خانواده است می رساند مبنی بر اینکه لازم است که بر اساس این آیات به پیش بروند این آیات را که همه آموزشی است به فراگیران و فرزندان خود بیاموزند که باید اینگونه باشند و مراعات این اوقات را بنمایند و به همین طریق موارد را به آیندگان خود انتقال دهند. که البته این ها تمام مواردی است که غربی ها طی دستاوردهای علمی بدان رسیده اند تا آنجا که تحقیقاتشان در قالب کتاب در کشورهای مسلمان تدریس می شود که مثلن راههای یک زندگی موفق کدام است و ... در حالی که کتاب خدا در میان مومنین است و همه ی این راهها را طی آیاتش به روشنی بیان فرموده است و ما از آن غافلیم. و سوم اینکه مومنین در غیر این اوقات لازم است که با اهل خانه ی خود نشست و برخاست داشته و پیگیر امور روزمره و مشورت با آنان و خواندن آیات الاهی برای یکدیگر و تدبر در آنها و  امر کردن فرزندان به نماز خواندن و ... باشند چرا که با تمسک به این کتاب به عنوان حبل الله است که مومنین را از اختلافات و تفرقه به دور می دارد : « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون. واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ج واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذکم منها ق کذالک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون. (103 آل عمران با توجه به آیات 104- 105) » . و از سوی دیگر با تمسک به الله به عنوان فرو فرستنده ی کتابش بر بنده و فرستاده اش حضرت محمد ص است که همراه با توبه و اصلاح کار خود و اخلاص در دین، منافقین از درک اسفل رهایی یافته و با مومنین و در صف آنها می شوند: « ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار و لن تجد لهم نصیرا. الا الذین تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دینهم لله فاولائک مع المؤمنین. و سوف یؤت الله المؤمنین اجرا عظیما. ( 145-146 نساء با توجه به آیات 144- 152) » . و بدینگونه است در این رابطه اینکه خدای یکتا، مردم یعنی ناس را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که هر یک از آنان که به او یعنی الله ایمان آورد و بدو تمسک پیدا کند پس به زودی وی را وارد رحمت و فضلش کرده و به راه راست به سوی خویش راهنمایی می کند: « یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا.فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء). » در واقع وارد فضل و رحمت خداوندی شدن بسته به این است که هر یک از مردم با توجه به کتاب روشنی بخش قرآن به خدای یکتا که همان " الله " باشد ایمان بیاورند و به او توسل و تمسک بجویند و تنها او را بخوانند و تنها او را بپرستند و حاجات از او بخواهند و ذکر او را بگویند و نام او را بر زبان جاری کنند و ...

    البته باید دانست که در ماه مبارک رمضان؛ مباشرت مومنین با همسرانشان فقط در اوقات شب و پیش از سحرگاهان و در واقع پیش از اذان صبح امکان دارد چرا که در غیر این صورت موجب بطلان روزه می شود که باید از اذان صبح تا اذان مغرب باشد و ...: « احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم ج هن لباس لکم و انتم لباس لهن ق علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم ص فالآن باشروهن وابتغوا ما کتب الله لکم ج و کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر ص ثم اتموا الصیام الی الیل ج و لا تباشروهن و انتم عاکفون فی المسجد ق تلک حدودالله فلا تقربوها ق کذالک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون. (187 بقره) » .    



[1] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 125 و 131 و144 و 150 و 163 و 179 همین سوره یعنی شعراء مرتبط با دیگر اقوام پیشین و رسولانشان از خودشان به عنوان برادرانشان به تعبیر قرآنی.جان کلام اینکه مومنین فقط باید بر اساس آیات خدا که تمامن در قرآن کریم است در کلیه ی مراحل زندگی خود به پیش بروند و نه کلامی جز آن. چرا که پیامبران و فرستادگان خدا تا پیامبر مکرم اسلام ص نیز اینگونه بوده اند یعنی تنها آیات خدا را به مردم میرسانده اند و می خوانده اند و عمل می کرده اند و یا با آن آیات به سوی مستکبران می رفته اند تا بدان وسیله آنان را از ستمگری باز دارند و به راه راه ره اذن الاهی راهنمایی نمایند و نه سخنی جز آن و یا بر پایه ی سخنی از جانب خود. : و اذ نادی ربک موسی ان ائت القوم الظالمین. قوم فرعون ج الا یتقون. قال رب انی اخاف ان یکذبون. و یضیق صدری و لا ینطلق لسانی فارسل الی هارون. و لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون. قال کلا ص فاذهبا بآیاتنا ص انا معکم مستمعون... (10-15 شعراء) . و بدان جهت که خدای یکتا سه گروه را اهل آتش می داند که یکی از آنها کسانی هستند که از آیات خدا غافلند: « ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولائک مأواهم النار بما کانوا یکسبون. (7-8 یونس). پس کاملن روشن می شود که مومنین فقط باید بر اساس آیات الاهی که همه بواسطه ی وحی بر خاتم پیامبران ص در قرآن کریم می باشد به پیش بروند و نه سخنی جز آن اگر در پی راهنمایی شدن و رستگاری و کامروایی در دو گیتی هستند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا وعده ی بهشت را به مومنین و کنندگان کارهای شایسته داده است؛ وعده ای که هیچ تخلف و یا تغییری ندارد: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم ص تجری من تحتهم الانهار فی جنات النعیم. دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام ج و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین.(9-10 یونس) . چه آنکه از سوی دیگر خدای یکتا، کفار را به خاطر اینکه آیاتش را انکار می کردند عذاب و وارد آتش دوزخ و جاویدان در آن می کند: « و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن والغو فیه لعلکم تغلبون. فلنذیقن الذین کفروا عذابا شدیدا و لنجزینهم اسوأ الذین کانوا یعملون. ذالک جزاء اعداءالله النار ص لهم فیها دارالخلد ص جزاء بما کانوا بآیاتنا یجحدون. و قال الذین کفروا ربنا ارنا الذین اضلانا من الجن و الانس نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الاسفلین. (26-29 فصلت). و کافران به مردم گفتند بر این قرآن ( که محمد ص می خواند) گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القا کنید تا مگر بر او غالب شوید. ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه کردند کیفر کنیم. جزای دشمنان خدا همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آنها است به کیفر آنکه آیات ما را انکار کردند. و کافران (چون مشاهده ی عذاب کنند با حسرت و ندامت ) گویند پروردگارا آن دو گروه از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده که آنها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل ترین مردم شوند. »

[2] - آیه ی 45 سوره ی عنکبوت .

[3] - آیات 7-9 سوره ی صف .

[4] - ... فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فاخوانکم فی الدین ق و نفصل الایات لقوم یعلمون.( 11 توبه با توجه به آیات 6-16 ) .

 


  

    55- وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ج یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا ج و من کفر بعد ذالک فاُولائک هم الفاسقون.

   این آیه ی کریمه، متناسب با موضوع لزوم فرمان خدا و رسول را بردن؛ نتیجه ی ایمان و انجام کارهای شایسته را بیان می فرماید، مبنی بر اینکه خدا به کسانی از شما که ضمن ایمان آوردن کارهای شایسته انجام دهد وعده داده که روی زمین خلافت ببخشد و جانشین دیگران از فاسقان قرار دهد همانگونه که مرتبط با اقوام گذشته این سنت او جاری بوده است و علاوه بر این اینکه دین شان (اسلام) را بر همه ی ادیان تسلط ببخشد و همچنین آنان را پس از ترس؛ آرامشی ببخشد. به هر جهت خدای یکتا می فرماید تا بدون هیچ شرکی تنها او پرستیده شود که هر کس پس از آمدن حق و ایمان آوردن رو به سوی کفر و ناسپاسی نهاد همانا از فاسقین و تباهکاران است.

     نتیجه اینکه مومنین باید علاوه بر ایمان به خدا و به هر آنچه که او دستور داده است؛ از انجام دهندگان کارهای شایسته باشند تا آثار خوب آن را نیز حتا در این دنیا ببینند[1] و دیگر اینکه بدانند که به جای فاسدین تکیه زدن برای اصلاح امور و یاری دین و کوشش در راه خدا و ... در گرو و مشروط به این دو مقوله است و سوم اینکه بدانند که تنها باید خدای یگانه را بدون اینکه چیزی دیگر را برایش انباز[2] یا برابر[3] قرار دهند بپرستند و بدانند که شرک گناهی است که آمرزش از سوی خدا در آن راهی ندارد[4]. و چهارم اینکه بدانند که بازگشتن از راه دین پس از ایمان هم تبعات دو جهانی خود را دارد: « یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ج ذالک فضل الله یؤتیه من یشاء ج والله واسع علیم. (54 مائده با توجه به آیات 55-56) . » [5]    

56- و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة و اطیعوا الرسول لعلکم ترحمون.

     برابر و در ادامه ی آیه ی قبل؛ خداوند یکتا نه تنها به چنین کسانی از مومنین که کننده ی کارهای شایسته نیز هستند و بدانان وعده ی جانشینی روی زمین را داده است می فرماید که راه توحید را بپیمایند و از فسق و تباهکاری به دور باشند بلکه برابر این آیه ی کریمه می فرماید که نماز را نیز به پا داشته و زکات بدهند و فرمان رسول را ببرند باشد که مورد رحم خداوندی قرار گیرند.

    جایگاه نماز و زکات به عنوان دو فرع دین به نحوی که مومن بودن افراد را در ایمانشان می رساند که تا چه اندازه پایبند دو اصل توحید و معاد هستند و از شرک به دور؛ محفوظ، اما شاید این سوال پیش بیاید که مگر چه حکمتی در فرمان بردن از رسول نهفته است به گونه ای که در چند آیه ی اخیر  نیز پس از فرمان بردن از خدای یکتا از آن ذکر به میان آمده است به نحوی که برخورداری از مهربانی و رحمت الاهی که به طور آشکار در پایان این آیه بدان اشاره شده، مشروط گردیده است؟ روشن است که پاسخ را باز باید در کلام مقدس الاهی یافت مبنی بر اینکه اطاعت از رسول خدا در طول اطاعت از خدای یکتا بدان خاطر است که او رسولانش را فرستاده است تا مردم از آنان به اذن خدای یکتا اطاعت کنند: « و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع بأذن الله ج و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا لله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما. (64 نساء با توجه به آیات 58-70 ) » . زیرا خدای یکتا اطاعت از رسول خود را اطاعت از خود دانسته است و در صورت رویگردانی از این امر باید دانست که رسول خدا بر کسی نگاهبان نیست: «من یطع الرسول فقد اطاع الله ص و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا. (80 نساء) ». باری؛ خدای یکتا به مومنین می فرماید که ضمن فرمانبرداری او و فرستاده اش، از این امر روی بر نگردانند در حالی که آیات خدا را می شنوند: « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و رسوله و لا تولوا عنه و انتم تسمعون. و لا تکونوا کالذین قالوا سمعنا و هم لا یسمعون. ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون. (21-22 انفال با توجه به آیات 23-28). »

اهمیت فرمان خدا و رسول او را بردن 

    در این خصوص بایسته است گفته شود که خدای یکتا در جایی می فرماید که چنانکه مومنین فرمان خدا و رسولش را نبرند جز این نیست که اعمالشان باطل می شود: « یا ایهاالذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالکم. ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله ثم ماتوا و هم کفار فلن یغفر الله لهم. فلا تهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون والله معکم و لن یترکم اعمالکم. (33-35 محمد با توجه به آیات 36-38) » .

    به هر جهت به عنوان یک مومن، باید عامل به این امر بود چه آنکه شرط ایمان آوردن به دل و مومن  همراه با مسلمانی در گرو آن یعنی این فرمانبری و نیز ایمان به خدا و فرستاده اش است[6] و دانست که اطاعت از خدا و رسولش آثاری خوب دارد که از جمله ی آنها این نعمت الاهی است:« و من یطع الله و الرسول فاولائک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین ج و حسن اولائک رفیقا. ذالک من فضل الله ج و کفی بالله علیما. (69-70 نساء) ».  و نیز اینکه باز از دیگر آثار این کار یعنی فرمان خدا و رسولش را بردن این می باشد که خدای یکتا چنین مومنینی را  به عنوان کامیابی بزرگ وارد بهشت پر نعمت خود می گرداند و از تبعات نافرمانی از خود و فرستاده اش که حاصلش آتش دوزخ و عذاب خوار کننده است بر حذر می دارد: « ... تلک حدود الله ج و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ج و ذالک الفوز العظیم[7]. و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها و له عذاب مهین. (13-14 نساء با توجه به آیات2-12 مرتبط با مسائل ارث و مال یتیم) ». که البته در این زمینه می توان باز به آیات 16-23 فتح اشاره کرد.

    اما؛حال برای اینکه مومنین بدانند که نتیجه و تبعات بد اطاعت از غیر خدای یگانه و فرستاده اش کدام است باید به آیات زیر توجه نمود و متذکر آن شد: یکی آنجاست که نتیجه ی پیروی مومنین از برخی از اهل کتاب را که کفر است بیان می فرماید و می افزاید که تنها اعتصام به خداست که راهنمایی شدن به راه راست را برای مومنین در پی دارد« یا ایهاالذین آمنوا ان تطیعوا فریقا من الذین اوتوا الکتاب یردوکم بعد ایمانکم کافرین. و کیف تکفرون و انتم تتلی علیکم آیات الله و فیکم رسوله ق و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم. ( 100-101 آل عمران با توجه به آیات 102-104)[8] ». و در جایی دیگر که باید این امر چراغ راه مومنین باشد آنجاست که خدای یکتا رسول خود حضرت محمد ص را از پیروی کردن اکثر مردم بر حذر میدارد چرا که آنان بیشترشان پیروی گمان را می کنند و بنابراین نتیجه ی این امر چیزی جز گمراهی نخواهد بود؛ پس باید هدایت را تنها در سخنان و آیات خدای یکتا یافت که او به همه چیز و همه کس از گمراهان و راهنمایی شدگان داناتر است: « و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله ج ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون[9]. ان ربک هو اعلم من یضل عن سبیله ص و هو اعلم بالمهتدین. (115-116 انعام) » . و باز افزون بر این امر اینکه خدای یکتا به پیامبر می فرماید که فرمانبر کفار و منافقین نیز نباشد بلکه تنها پیروی آنچه را که به او وحی می شود را بنماید و بر او توکل نماید و این بدان معناست که مومنین نیز باید اینگونه باشند که پیروی خدا و فرستاده اش در گوش کردن و فرمان بردن از این آیات است: « بسم الله الرحمن الرحیم. یا ایها النبی اتق الله و لا تطع الکافرین[10] و المنافقین ج ان الله علیما حکیما. واتبع ما یوحی الیک من ربک ج ان الله کان بما تعملون خبیرا. و توکل علی الله ج و کفی بالله وکیلا. [11](1-3 احزاب). و دیگر اینکه پیامبر ص موظف به این بوده که فرمانبر کسانی که دلشان از یاد خدا غافل است نیز نباشد و این بدان معناست که این مهم نیز باید سرلوحه ی کار مومنین در مراتب زندگیشان باشد که هم فرمانبر غافلین از ذکر خدا نباشند و هم اینکه جایگاه ذکر الله را در زمان زنده بودنشان بدانند: « ... واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه ص و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا ص و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه و کان امره فرطا .[12] (28 کهف با توجه به آیات 26-31) ».



[1] - که برای نمونه می توان به این آیات کریمه اشاره کرد که خدای یکتا فرموده که مومنین و کنندگان کارهای شایسته هستند که بهترین اهل عالمند و بنابراین جایگاهشان بهشت است؛ و به عکس کفار از اهل کتاب و نیز مشرکین از بدترین اهل عالمند و جایگاهشان دوزخ است: « ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها ج اولائک هم شر البریة. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولائک هم خیر البریة. جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتهاالانهار خالدین فیها ابدا ص رضی الله عنهم و رضوا عنه ج ذالک لمن خشی ربه. (6-8 بینه) .»

[2] - بسم الله الرحمن الرحیم. اتی امرالله فلا تستعجلوه ج سبحانه و تعالی عما یشرکون. ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون. (1-2 نحل) .

[3] - بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی خلق السماوات و الارض و جعل الظلمات و النور ص ثم الذین کفروا بربهم یعدلون. (1 انعام ).

[4] - ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذالک لمن یشاء ج و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما. ( 48 نساء ).

[5] - و بدینگونه است در این رابطه آیه 217 بقره با توجه به آیات 216-218 .

[6] - قالت الاعراب آمنا ص قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم ص و ان تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من اعمالکم شیئا ج ان الله غفور رحیم. انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله ج اولائک هم الصادقون. (14-15 حجرات).

[7] - و بدینگونه است درا ین رابطه آیات 70- 73 سوره ی احزاب .

[8] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 149-150 همین سوره یعنی آل عمران با نظر داشت آیات 151-152 آن . و باز آیه ی 32 آل عمران با توجه به آیات 28-34 آن .

[9] - چه آنکه خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن کریم می فرماید که گمان؛ هیچ گاه از حق چیزی را بی نیاز نمی کند. یعنی هر کس در پی حق و راهنمایی شدن بدان سو است فقط باید پیروی حق و یقین را بکند که همانا همه اش به عنوان یک باور در سخنان و آیات خدای یکتاست. خدایی که تنها ایجاد کننده و آفریننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود و تنها راهنمایی کننده به سوی حق است و هیچ انبازی ندارد که توانای بر این امور باشد، پس باید تنها پیروی حق را کرد و آیات خدا را به عنوان حق به مشرکان رساند و بر آنان خواند تا دست از پیروی گمانشان بردارند و به لطف حضرتش به سوی راه راست راهنمایی شوند : « قل هل من شرکائکم من یبدؤا الخلق ثم یعیده ج قل الله یبدؤا الخلق ثم یعیده ص فانی تؤفکون. قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق ج قل الله یهدی للحق ق افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی ص فما لکم کیف تحکمون. و ما یتبع اکثرهم الا ظنا ج ان الظن لا یغنی من الحق شیئا ج ان الله علیم بما یفعلون. (34-36 یونس با توجه به آیات 37-52) » .

[10] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 52 سوره ی فرقان با توجه به آیات 47-51.

[11] - و همینطور است در این رابطه آیه ی 48 همین سوره یعنی احزاب با توجه به آیات 45-47 . و نیز آیه ی 24 انسان مبنی بر اینکه پیامبر از فرمان بردن از مردم بدکار و ناسپاس نیز نهی شده است و بنابراین این مهم نیز باید آویزه ی گوش مومنین باشد که مبادا پیروی افراد بدکار و ناسپاس را بنمایند: « انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا. فاصبر لحکم ربک و لا تطع منهم آثما او کفورا. واذکر اسم ربک بکرة و اصیلا. (23-25 انسان با توجه به آیات 24-31) » . و اینکه فرمانبری و پیروی دروعگویان و بسیارسوگند خورندگان را نیز نکند: « فلا تطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون. و لا تطع کل حلاف مهین. (8-10 قلم با توجه به آیات 1-16) » . چه آنکه برای نمونه چون بیشتر اهل مصر به جای اطاعت از رسول خدا یعنی حضرت موسی ع؛ فرمانبر فرعون شدند پس زبون و در زمره ی فاسقین و در نهایت گرفتار خشم خدا و مثالی برای آیندگان برای پند گرفتن شدند: « و نادی فرعون فی قومه قال یا قوم الیس لی ملک مصر و هذة الانهار تجری من تحتی ج افلا تبصرون. ام انا خیر من هذا الذی هو مهین و لا یکاد یبین. فلولا القی علیه اسورة من ذهب او جاء معه الملائکة مقترنین. فاستخف قومه فاطاعوه ج انهم کانوا قوما فاسقین. فلما اسفونا انتقمنا منهم فاغرقناهم اجمعین. فجعلناهم سلفا و مثلا للاخرین. (51-56 زخرف) ».

[12] - برای دانستن اینکه چرا نباید از ذکر خدا غافل بود بدیهی است که پاسخ را باز باید از بطن کلام مقدس الاهی پیدا نمود مبنی بر اینکه غافل از ذکر خدا علیرغم آمدن آیاتش بر او و فراموش کردن آن، در آن گیتی نابینا محشور خواهد شد و عینن از فراموش شدگان خواهد بود: و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة اعمی. قال رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا.قال کذالک اتتک آیاتنا فنسیتها ص و کذالک الیوم تنسی. و کذالک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ج و لعذاب الاخرة اشد و ابقی. (124-127 طاها).


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ