سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 15
بازدید دیروز : 39
کل بازدید : 10662
کل یادداشتها ها : 34
خبر مایه


 

 62- انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستئذنوه ج ان الذین یستئذنونک اولائک الذین یؤمنون بالله و رسوله ج فإذا استئذنوک لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم الله ج ان الله غفور رحیم.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه به نوعی به معنایی از اینکه مومنین چه کسانی با چه صفاتی می توانند باشند اشاره فرموده است؛ مبنی بر اینکه مومنین کسانی هستد که نه تنها به خدا و فرستاده اش ایمان آورده اند بلکه وقتی برای امری گرد هم آمده اند از نزد او نمی روند تا اینکه از او اجازه بگیرند. و هنگامی که چنین مومنینی اینگونه رفتار نمایند یعنی از پیامبر ص اجازه بگیرند لذا می شود گفت که به خدا و رسول او ایمان آورده اند. از سوی دیگر اینکه به پیامبر مکرم اسلام ص می فرماید که او نیز اگر برخی از مومنین برای بعضی از کارهایشان از وی اجازه خواستند مبادرت کند و علاوه بر این برایشان از خدا آمرزش نیز بخواهد که همانا او بسیار آمرزنده ی مهربان است.

    البته در اینکه مومنین باز چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند؛ در برخی از آیات دیگر قرآن کریم بدان اشاره شده است که نمونه ای از آنها این است: « انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون. الذین یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون. اولائک هم المؤمنون حقا ج لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم. [1](2-4 انفال) ». و یا اینکه خدای یکتا قرآن را مژده ای برای گروندگان می داند و سپس ادامه می دهد که آنان یعنی مومنین که قرآن برایشان مایه ی نوید است کسانی هستند که کارهای شایسته می کنند :« بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا. قیما لینذر بأسا شدیدا من لدنه و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا حسنا. ماکثین فیه ابدا. (1-3 کهف) ».   پس کاملن روشن می شود که مومنین، کارهای شایسته می کنند و نه کارهای بد و چنانچه در پی برخورداری از بشارت قرآن هستند لازم است که به عنوان یک مومن کارهای شایسته بکنند. و ...

    اما نکته ی مرتبط با اجازه خواستن از پیامبر ص برای انجام برخی امور روزانه به هنگام یک امر جامع که مومنین گرد آمده اند؛ لازم است گفته شود که خدای یکتا فرموده است که این امر یعنی اجازه خواستن از رسول خدا ص نباید پیرامون مجاهده در راه خدا باشد. و این بدان معناست که مجاهده ی به مال و جان در راه خدا نیازمند کسب اجازه ای از کسی نمی باشد همانگونه که این امر برابر این آیات نیازمند اجازه از رسول خدا نبوده است. چرا که اگر کسی از مومنین بدنبال چنین اجازه ای باشد جز این نیست که مشمول این آیات خداوندی خواهد بود: « لو کان عرضا قریبا و سفرا قاصدا لاتبعوک ولکن بعدت علیهم الشقة ج و سیحلفون بالله لو استطعنا لخرجنا معکم یهلکون انفسهم والله یعلم انهم لکاذبون. عفاالله عنک لم اذنت لهم حتی یتبین لک الذین صدقوا و تعلم الکاذبین. لا یستئذنک الذین یؤمنون بالله و الیوم الاخر ان یجاهدوا بأموالهم و انفسهم ق والله علیم بالمتقین. انما یستئذنک الذین لا یؤمنون بالله و الیوم الاخر وارتابت قلوبهم فهم فی ریبهم یترددون. (42-45 توبه با توجه به آیات 38-52) » .

63- لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا ج قد یعلم الله الذین یتسللون منکم لواذا ج فلیحذر الذین یخالفون عن امره أن تصیبهم فتنة أو یصیبهم عذاب الیم.

   خدای یکتا در این آیه باز مومنین را از منظری دیگر مخاطب قرار می دهد و به عنوان یک شرط برای مومن بودن بدانان می فرماید که در رابطه با ندا در دادن و صدا زدن او طوری عمل ننمایند که بین خودشان متداول است بلکه مراعات امر را بنمایند و نیز این که اگر از این دستور و حکم سر پیچی کنند و به غیر پناه ببرند، لذا باید بدانند که مخالفت از امر پیامبر یا فتنه و آشوبی را برایشان در پی دارد و یا عذاب دردناک بدانان خواهد رسید.

 پیرامون موضوع ندا در دادن مطلوب مرتبط با پیامبر مکرم اسلام ص لازم است که گفته شود این امری است که در سوره ی حجرات نیز بدان اشاره و پرداخته شده است: « یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون . ان الذین یغضون اصواتهم عند رسول الله اولائک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی ج لهم مغفرة و اجر عظیم. ان الذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لا یعقلون. ولو انهم صبروا حتی تخرج الیهم لکان خیرا لهم ج والله غفور رحیم. (2-5حجرات)[2] ».  

   و مورد دیگر اینکه خدای یکتا وقتی به مومنین می فرماید که سر پیچی از فرمان و حکم پیامبر ص و پناه بردن به یکدیگر؛ عاقبت خوبی برایشان ندارد، این بدین معناست که هر کاری تبعات خود را دارد و اگر مومنین نه تنها مرتبط با امر رسول خدا ص که خود اطاعت خدا را می کرده است؛ بلکه مرتبط با دیگر اولیای الاهی یعنی امامان ع نیز اینگونه عمل نمایند که بسیاریشان نمودند؛ نتیجه اش برایشان چیزی جز این نخواهد بود که دست کم به آشوبی دچار خواهند شد (که شدند) که نمونه ی آنها حاکمیت امویان و مروانیان و عباسیان بر آنان بود که تبعات آن همچنان باقی است. بخش عذاب دردناک و آخرتی آن را تنها خدای یکتا بدان داناست.  امری که ریشه در تصمیم سقیفه داشت و دارد و از تبعات آن بود و می باشد؛ و این بدان خاطر بود که برخی مومنین علیرغم نزول آیه ی 67 سوره ی مائده[3] و ابلاغ آن در حجة الوادع توسط پیامبر مکرم اسلام ص و معرفی حضرت علی ع به عنوان ولی مومنین پس از خود آن هم طی خطبه ای و اخذ بیعتی از مومنین حاضر در این مراسم؛ بلافاصله پس از رحلت آن رسول گرامی ص در محل مذکور گرد هم آمدند و از امر خدا و فرستاده اش تخلف کردند و با تعیین خلیفه ی اول در واقع بیعت آن روز خود را با حضرت علی ع که در محضر رسول خدا ص بود نیز نگه نداشتند و .... در حالی که کتاب قرآن و آیه ی این کتاب در میانشان بود مبنی بر این که هیچ مرد و زن مومنی پس از صدور حکم خدا و رسولش اختیاری برای نافرمانی ندارند که اگر چنین کردند همانا راه گمراهی روشن را رفته اند[4]. و باز مکمل این امر آن هم مرتبط با این حضرت اینکه مومنین علیرغم بیعت کردن با وی پس از قتل خلیفه ی سوم؛ باز به وی و بیعت خود با او وفادار نماندند و ضمن تحمیل سه جنگ به او در قالب های ناکثین و قاسطین و مارقین؛ در نهایت راه قاعدین را در پیش گرفتند و نه تنها موجبات شهادت آن حضرت را فراهم آوردند که به خاطر این بیعت شکنی؛ باعث شدند که در واقع از اینجا به بعد امویان و مروانیان و عباسیان بر ایشان و نیز نسل های پس از آنان حاکم و چیره شوند و آثارش کماکان باقی باشد.       

    در واقع هر آنچه که به مردم و حتا مومنین  از مصائب و مشکلات می رسد نتیجه ی کارهای خودشان است و بنابراین بایسته است ضمن ایمان به خدا برای برخورداری قلب ها از هدایت او ؛ مومنین تنها فرمان خدا و رسول او را ببرند و تنها دعوت خدا و رسول را پیش از آنکه روزی بیاید که بازگشتی در آن نیست اجابت نمایند و از رویگردانی از این امر بپرهیزند که بر رسول خدا جز ابلاغ و رساندن آشکار آیات خدا نبوده است و او وظیفه ای در قبال مردم برای نگاهبانی از آنان در برابر خشم خدا به خاطر اعمال بد بندگانش نداشته است: « ما اصاب من مصیبة الا بإذن الله ق و من یؤمن بالله یهد قلبه ج والله بکل شیء علیم. و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ج فان تولیتم فانما علی رسولنا البلاغ المبین. الله لا اله الا هو ج و علی الله فلیتوکل المؤمنون. (11-13 تغابن با توجه به آیات5-10) » . // « استجیبوا لربکم من قبل ان یأتی یوم لا مرد له من الله ما لکم من ملجأ یومئذ و ما لکم من نکیر. فان اعرضوا فما ارسلناک علیهم حفیظا ص ان علیک الا البلاغ ق و انا اذا اذقنا الانسان منا رحمة فرح بها ص و ان تصبهم سیئة بما قدمت ایدیهم فان الانسان کفور. ( 47-48 شورا ) » . // « ما اصاب من مصیبة فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبرأها ج ان ذالک علی الله یسیر. (22 حدید باتوجه به آیات 23-24) » // به هر جهت باید باز دانست که هر خوبی که می رسد از جانب خداست و هر بدی که میرسد از خود افراد است، نکته ای که خدای یکتا به برانگیخته و فرستاده اش برای همه ی مردم که گواهی او در باره ی رسالتش بس است را در آیه ای از آیات قرآن به وی گوشزد می فرماید: « ما اصابک من حسنة فمن الله ص و ما اصابک من سیئة فمن نفسک ج و ارسلناک للناس [5] رسولا ج و کفی بالله شهیدا [6]. (79 نساء) » . و در آخر اینکه علاوه بر ایمان و انجام کارهای شایسته، بدانچه که به سوی او به حق و از سوی حق یعنی قرآن کریم فرو فرستاده است ایمان بیاورند که همانا این حق است و غیر آن باطل اگر در پی پوشیده شدن بدی هایشان و سامان کارهایشان از سوی خدای یکتا هستند: « بسم الله الرحمن الرحیم . الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله اضل اعمالهم. والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل علی محمد و هوالحق من ربهم کفر عنهم سیئاتهم و اصلح بالهم. ذالک بان الذین کفروا اتبعوا الباطل و ان الذین آمنوا اتبعوا الحق من ربهم ج کذالک یضرب الله للناس امثالهم.(1-3محمد) » .

    و تمام اینها بدان خاطر است که خدای یکتا که همه چیز را آفریده و تمام آنها مسخر اوست و به تمام آنها حتی آنچه انجام میدهیم داناست؛ حق مطلق است و آنچه که از غیر او خوانده می شود همه باطل است. پس باید تنها خدای یکتا را پرسیتد و خواند که همانا او بلند مرتبه و بزرگوار است: « ألم تر ان الله یولج الیل فی النهار و یولج النهار فی الیل و سخر الشمس و القمر ص کل یجری الی اجل مسمی و ان الله بما تعملون خبیر. ذالک بان الله هوالحق و ان ما یدعون من دونه الباطل و ان الله هوالعلی الکبیر. (29-30 لقمان) » .  



[1] - برگردان فارسی: « جز این نیست که مومنین کسانی هستند که چون ذکری از خدا شود دلهایشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا بر آنها خوانده شود بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در کارها تکیه کنند. و آن کسانی که نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان کردیم انفاق می کنند. این گروهند که در واقع مومنین حقیقی هستند که برایشان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی نیکوست.

[2] - برگردان فارسی: ای اهل ایمان با رسول با ادب سخن گویید و بالای صدای پیامبر ص صدای خود را بلند مکنید که اعمال نیکتان محو و باطل می شود و شما در نمی یابید. آنان که نزد رسول خدا به صدای آرام و آهسته سخن گویند آنها هستند که در حقیقت دلهایشان را برای مقام رفیع تقوا آزموده و آمرزش و اجر عظیم نصیب فرموده است. به حقیقت مردمی که تو را از پشت حجره ها به صدای بلند می خوانند اکثر مردم بی خردی هستند و اگر آنها صبر می کردند تا وقتی که تو بر ایشان خارج شوی بسیار بر آنها بهتر و ثوابش بیشتر بود و خدا بسیار آمرزنده ی مهربان است.

[3] - یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ص و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ج والله یعصمک من الناس ق ان الله لا یهدی القوم الکافرین.

[4] - آیه ی 36 سوره ی احزاب .

[5] - روشن می شود که همانگونه که حضرت محمد ص خاتم النبیین و رحمت للعالمین و قرآن فرو فرستاده شده بر وی از سوی خدای یگانه به حق؛ برای تمام مردم است؛ پس ایشان در عین حال رسولی برای همه ی مردم هستند و نه گروهی خاص.

[6] - که در رابطه با این بخش از این آیه ی کریمه باید به آیه ی 43 سوره ی رعد نگاهی داشت که چرا خدای یکتا گواهی خود را پیرامون رسالت پیامبر مکرم اسلام ص طرح می کند و بس می داند و دوم اینکه برابر کلام مقدس ایشان، دیگر چه کسانی می توانند بر این امر گواهی دهند : « و یقول الذین کفروا لست مرسلا ج قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده ام الکتاب. » . پس روشن می شود که این گواهی پاسخی است به کفار که می گویند حضرت محمد ص رسول خدا نیست و دیگر اینکه علاوه بر خدای یکتا تنها کسانی می توانند به رسالت حضرت محمد ص گواهی دهند و گواهی شان در این خصوص بس باشد که دانش کتاب یعنی علم قرآن را داشته باشند. به عبارت دیگر تنها این کتاب است و در سایه ی این کتاب و دانش بدان است که میتوان به این درجه از گواهی رسید، که روشن است که دانش قرآن نیز به واسطه ی ایمان بدان به دست می آید و نه جز آن.

 


  

    55- وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ج یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا ج و من کفر بعد ذالک فاُولائک هم الفاسقون.

   این آیه ی کریمه، متناسب با موضوع لزوم فرمان خدا و رسول را بردن؛ نتیجه ی ایمان و انجام کارهای شایسته را بیان می فرماید، مبنی بر اینکه خدا به کسانی از شما که ضمن ایمان آوردن کارهای شایسته انجام دهد وعده داده که روی زمین خلافت ببخشد و جانشین دیگران از فاسقان قرار دهد همانگونه که مرتبط با اقوام گذشته این سنت او جاری بوده است و علاوه بر این اینکه دین شان (اسلام) را بر همه ی ادیان تسلط ببخشد و همچنین آنان را پس از ترس؛ آرامشی ببخشد. به هر جهت خدای یکتا می فرماید تا بدون هیچ شرکی تنها او پرستیده شود که هر کس پس از آمدن حق و ایمان آوردن رو به سوی کفر و ناسپاسی نهاد همانا از فاسقین و تباهکاران است.

     نتیجه اینکه مومنین باید علاوه بر ایمان به خدا و به هر آنچه که او دستور داده است؛ از انجام دهندگان کارهای شایسته باشند تا آثار خوب آن را نیز حتا در این دنیا ببینند[1] و دیگر اینکه بدانند که به جای فاسدین تکیه زدن برای اصلاح امور و یاری دین و کوشش در راه خدا و ... در گرو و مشروط به این دو مقوله است و سوم اینکه بدانند که تنها باید خدای یگانه را بدون اینکه چیزی دیگر را برایش انباز[2] یا برابر[3] قرار دهند بپرستند و بدانند که شرک گناهی است که آمرزش از سوی خدا در آن راهی ندارد[4]. و چهارم اینکه بدانند که بازگشتن از راه دین پس از ایمان هم تبعات دو جهانی خود را دارد: « یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ج ذالک فضل الله یؤتیه من یشاء ج والله واسع علیم. (54 مائده با توجه به آیات 55-56) . » [5]    

56- و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة و اطیعوا الرسول لعلکم ترحمون.

     برابر و در ادامه ی آیه ی قبل؛ خداوند یکتا نه تنها به چنین کسانی از مومنین که کننده ی کارهای شایسته نیز هستند و بدانان وعده ی جانشینی روی زمین را داده است می فرماید که راه توحید را بپیمایند و از فسق و تباهکاری به دور باشند بلکه برابر این آیه ی کریمه می فرماید که نماز را نیز به پا داشته و زکات بدهند و فرمان رسول را ببرند باشد که مورد رحم خداوندی قرار گیرند.

    جایگاه نماز و زکات به عنوان دو فرع دین به نحوی که مومن بودن افراد را در ایمانشان می رساند که تا چه اندازه پایبند دو اصل توحید و معاد هستند و از شرک به دور؛ محفوظ، اما شاید این سوال پیش بیاید که مگر چه حکمتی در فرمان بردن از رسول نهفته است به گونه ای که در چند آیه ی اخیر  نیز پس از فرمان بردن از خدای یکتا از آن ذکر به میان آمده است به نحوی که برخورداری از مهربانی و رحمت الاهی که به طور آشکار در پایان این آیه بدان اشاره شده، مشروط گردیده است؟ روشن است که پاسخ را باز باید در کلام مقدس الاهی یافت مبنی بر اینکه اطاعت از رسول خدا در طول اطاعت از خدای یکتا بدان خاطر است که او رسولانش را فرستاده است تا مردم از آنان به اذن خدای یکتا اطاعت کنند: « و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع بأذن الله ج و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا لله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما. (64 نساء با توجه به آیات 58-70 ) » . زیرا خدای یکتا اطاعت از رسول خود را اطاعت از خود دانسته است و در صورت رویگردانی از این امر باید دانست که رسول خدا بر کسی نگاهبان نیست: «من یطع الرسول فقد اطاع الله ص و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا. (80 نساء) ». باری؛ خدای یکتا به مومنین می فرماید که ضمن فرمانبرداری او و فرستاده اش، از این امر روی بر نگردانند در حالی که آیات خدا را می شنوند: « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و رسوله و لا تولوا عنه و انتم تسمعون. و لا تکونوا کالذین قالوا سمعنا و هم لا یسمعون. ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون. (21-22 انفال با توجه به آیات 23-28). »

اهمیت فرمان خدا و رسول او را بردن 

    در این خصوص بایسته است گفته شود که خدای یکتا در جایی می فرماید که چنانکه مومنین فرمان خدا و رسولش را نبرند جز این نیست که اعمالشان باطل می شود: « یا ایهاالذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالکم. ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله ثم ماتوا و هم کفار فلن یغفر الله لهم. فلا تهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون والله معکم و لن یترکم اعمالکم. (33-35 محمد با توجه به آیات 36-38) » .

    به هر جهت به عنوان یک مومن، باید عامل به این امر بود چه آنکه شرط ایمان آوردن به دل و مومن  همراه با مسلمانی در گرو آن یعنی این فرمانبری و نیز ایمان به خدا و فرستاده اش است[6] و دانست که اطاعت از خدا و رسولش آثاری خوب دارد که از جمله ی آنها این نعمت الاهی است:« و من یطع الله و الرسول فاولائک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین ج و حسن اولائک رفیقا. ذالک من فضل الله ج و کفی بالله علیما. (69-70 نساء) ».  و نیز اینکه باز از دیگر آثار این کار یعنی فرمان خدا و رسولش را بردن این می باشد که خدای یکتا چنین مومنینی را  به عنوان کامیابی بزرگ وارد بهشت پر نعمت خود می گرداند و از تبعات نافرمانی از خود و فرستاده اش که حاصلش آتش دوزخ و عذاب خوار کننده است بر حذر می دارد: « ... تلک حدود الله ج و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ج و ذالک الفوز العظیم[7]. و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها و له عذاب مهین. (13-14 نساء با توجه به آیات2-12 مرتبط با مسائل ارث و مال یتیم) ». که البته در این زمینه می توان باز به آیات 16-23 فتح اشاره کرد.

    اما؛حال برای اینکه مومنین بدانند که نتیجه و تبعات بد اطاعت از غیر خدای یگانه و فرستاده اش کدام است باید به آیات زیر توجه نمود و متذکر آن شد: یکی آنجاست که نتیجه ی پیروی مومنین از برخی از اهل کتاب را که کفر است بیان می فرماید و می افزاید که تنها اعتصام به خداست که راهنمایی شدن به راه راست را برای مومنین در پی دارد« یا ایهاالذین آمنوا ان تطیعوا فریقا من الذین اوتوا الکتاب یردوکم بعد ایمانکم کافرین. و کیف تکفرون و انتم تتلی علیکم آیات الله و فیکم رسوله ق و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم. ( 100-101 آل عمران با توجه به آیات 102-104)[8] ». و در جایی دیگر که باید این امر چراغ راه مومنین باشد آنجاست که خدای یکتا رسول خود حضرت محمد ص را از پیروی کردن اکثر مردم بر حذر میدارد چرا که آنان بیشترشان پیروی گمان را می کنند و بنابراین نتیجه ی این امر چیزی جز گمراهی نخواهد بود؛ پس باید هدایت را تنها در سخنان و آیات خدای یکتا یافت که او به همه چیز و همه کس از گمراهان و راهنمایی شدگان داناتر است: « و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله ج ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون[9]. ان ربک هو اعلم من یضل عن سبیله ص و هو اعلم بالمهتدین. (115-116 انعام) » . و باز افزون بر این امر اینکه خدای یکتا به پیامبر می فرماید که فرمانبر کفار و منافقین نیز نباشد بلکه تنها پیروی آنچه را که به او وحی می شود را بنماید و بر او توکل نماید و این بدان معناست که مومنین نیز باید اینگونه باشند که پیروی خدا و فرستاده اش در گوش کردن و فرمان بردن از این آیات است: « بسم الله الرحمن الرحیم. یا ایها النبی اتق الله و لا تطع الکافرین[10] و المنافقین ج ان الله علیما حکیما. واتبع ما یوحی الیک من ربک ج ان الله کان بما تعملون خبیرا. و توکل علی الله ج و کفی بالله وکیلا. [11](1-3 احزاب). و دیگر اینکه پیامبر ص موظف به این بوده که فرمانبر کسانی که دلشان از یاد خدا غافل است نیز نباشد و این بدان معناست که این مهم نیز باید سرلوحه ی کار مومنین در مراتب زندگیشان باشد که هم فرمانبر غافلین از ذکر خدا نباشند و هم اینکه جایگاه ذکر الله را در زمان زنده بودنشان بدانند: « ... واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه ص و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا ص و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه و کان امره فرطا .[12] (28 کهف با توجه به آیات 26-31) ».



[1] - که برای نمونه می توان به این آیات کریمه اشاره کرد که خدای یکتا فرموده که مومنین و کنندگان کارهای شایسته هستند که بهترین اهل عالمند و بنابراین جایگاهشان بهشت است؛ و به عکس کفار از اهل کتاب و نیز مشرکین از بدترین اهل عالمند و جایگاهشان دوزخ است: « ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها ج اولائک هم شر البریة. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولائک هم خیر البریة. جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتهاالانهار خالدین فیها ابدا ص رضی الله عنهم و رضوا عنه ج ذالک لمن خشی ربه. (6-8 بینه) .»

[2] - بسم الله الرحمن الرحیم. اتی امرالله فلا تستعجلوه ج سبحانه و تعالی عما یشرکون. ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون. (1-2 نحل) .

[3] - بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی خلق السماوات و الارض و جعل الظلمات و النور ص ثم الذین کفروا بربهم یعدلون. (1 انعام ).

[4] - ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذالک لمن یشاء ج و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما. ( 48 نساء ).

[5] - و بدینگونه است در این رابطه آیه 217 بقره با توجه به آیات 216-218 .

[6] - قالت الاعراب آمنا ص قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم ص و ان تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من اعمالکم شیئا ج ان الله غفور رحیم. انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله ج اولائک هم الصادقون. (14-15 حجرات).

[7] - و بدینگونه است درا ین رابطه آیات 70- 73 سوره ی احزاب .

[8] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 149-150 همین سوره یعنی آل عمران با نظر داشت آیات 151-152 آن . و باز آیه ی 32 آل عمران با توجه به آیات 28-34 آن .

[9] - چه آنکه خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن کریم می فرماید که گمان؛ هیچ گاه از حق چیزی را بی نیاز نمی کند. یعنی هر کس در پی حق و راهنمایی شدن بدان سو است فقط باید پیروی حق و یقین را بکند که همانا همه اش به عنوان یک باور در سخنان و آیات خدای یکتاست. خدایی که تنها ایجاد کننده و آفریننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود و تنها راهنمایی کننده به سوی حق است و هیچ انبازی ندارد که توانای بر این امور باشد، پس باید تنها پیروی حق را کرد و آیات خدا را به عنوان حق به مشرکان رساند و بر آنان خواند تا دست از پیروی گمانشان بردارند و به لطف حضرتش به سوی راه راست راهنمایی شوند : « قل هل من شرکائکم من یبدؤا الخلق ثم یعیده ج قل الله یبدؤا الخلق ثم یعیده ص فانی تؤفکون. قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق ج قل الله یهدی للحق ق افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی ص فما لکم کیف تحکمون. و ما یتبع اکثرهم الا ظنا ج ان الظن لا یغنی من الحق شیئا ج ان الله علیم بما یفعلون. (34-36 یونس با توجه به آیات 37-52) » .

[10] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 52 سوره ی فرقان با توجه به آیات 47-51.

[11] - و همینطور است در این رابطه آیه ی 48 همین سوره یعنی احزاب با توجه به آیات 45-47 . و نیز آیه ی 24 انسان مبنی بر اینکه پیامبر از فرمان بردن از مردم بدکار و ناسپاس نیز نهی شده است و بنابراین این مهم نیز باید آویزه ی گوش مومنین باشد که مبادا پیروی افراد بدکار و ناسپاس را بنمایند: « انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا. فاصبر لحکم ربک و لا تطع منهم آثما او کفورا. واذکر اسم ربک بکرة و اصیلا. (23-25 انسان با توجه به آیات 24-31) » . و اینکه فرمانبری و پیروی دروعگویان و بسیارسوگند خورندگان را نیز نکند: « فلا تطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون. و لا تطع کل حلاف مهین. (8-10 قلم با توجه به آیات 1-16) » . چه آنکه برای نمونه چون بیشتر اهل مصر به جای اطاعت از رسول خدا یعنی حضرت موسی ع؛ فرمانبر فرعون شدند پس زبون و در زمره ی فاسقین و در نهایت گرفتار خشم خدا و مثالی برای آیندگان برای پند گرفتن شدند: « و نادی فرعون فی قومه قال یا قوم الیس لی ملک مصر و هذة الانهار تجری من تحتی ج افلا تبصرون. ام انا خیر من هذا الذی هو مهین و لا یکاد یبین. فلولا القی علیه اسورة من ذهب او جاء معه الملائکة مقترنین. فاستخف قومه فاطاعوه ج انهم کانوا قوما فاسقین. فلما اسفونا انتقمنا منهم فاغرقناهم اجمعین. فجعلناهم سلفا و مثلا للاخرین. (51-56 زخرف) ».

[12] - برای دانستن اینکه چرا نباید از ذکر خدا غافل بود بدیهی است که پاسخ را باز باید از بطن کلام مقدس الاهی پیدا نمود مبنی بر اینکه غافل از ذکر خدا علیرغم آمدن آیاتش بر او و فراموش کردن آن، در آن گیتی نابینا محشور خواهد شد و عینن از فراموش شدگان خواهد بود: و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة اعمی. قال رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا.قال کذالک اتتک آیاتنا فنسیتها ص و کذالک الیوم تنسی. و کذالک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ج و لعذاب الاخرة اشد و ابقی. (124-127 طاها).


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ