سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10214
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

    و مورد دیگر اینکه همانطور که اشاره شد مردم و حتا مومنین از مخاطبین آیات الاهی که توسط رسولان خدا بر آنان خوانده شده و یا آیاتش همچون آیات قرآن کریم که بدانان رسیده باید ضمن تقوای الاهی، اطاعت رسول خدا را در طول اطاعت خدا بنمایند که آیاتش را بر آنان خوانده ، چه آنکه بیان این مهم نیز از جمله رسالت های آنان بوده است : « کذبت قوم نوح المرسلین. اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون. انی لکم رسول امین. فاتقوا الله و اطیعون. و ما اسئلکم علیه من اجر ص ان اجری الا علی رب العالمین. فاتقوا الله و اطیعون. (105- 110 شعرا با توجه به آیات 111-122) [1]» . و نه تنها اینکه فرمانبر کفار و فاسقین و منافقین و مکذبین نباشند؛ همانگونه که پیامبران خدا از جمله خاتم النبیین ص به این مهم امر شده بود؛ بلکه ضمن فرمان بردن خدا و رسولش باید که فرمان اسراف کاران را نیز نبرند، یعنی آن کسانی که در روی زمین فساد و تباهی می کنند و در پی اصلاح و سامان امور نیستند و لذا عاقبت خوبی هم ندارند همانگونه که مصداق این سخن برابر کلام مقدس الاهی قوم ثمود می باشد که چون اطاعت رسول خدا یعنی برادرشان صالح را نکردند و بر عکس اطاعت مسرفین را کردند پس عذاب الاهی آنان را در بر گرفت: « ... فاتقوا الله و اطیعون. و لا تطیعوا امر المسرفین. الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون...(150-152 شعرا با توجه به آیات 141- 159) » .       

    پس در این آیه ی کریمه (56 نور) و پس از یکتاپرستی یا اصل توحید؛ اهمیت و تاثیر نقش نماز و زکات و اطاعت از پیامبر خدا در بهره مندی از رحمت الاهی دانسته می شود تا اینکه مومنین بدانند که اگر در پی مهرورزی از سوی خدای یکتا هستند چه چیزها و تکالیفی است که این مهم را برای آنان در پی دارد. زیرا این نماز است که از گرفتار شدن به هر گونه فحشا و منکری باز می دارد[2] که از جمله مصادیق فحشا که نماز از آن باز می دارد امر زنا می باشد. و باز این زکات است که از مشرک بودن باز می دارد[3]  همانگونه که در کنار هم بودن این دو مقوله و پیش از آن توبه کردن مشرکین از شرکشان است که آنان را در زمره ی برادران دینی مومنین قرار می دهد[4] . پیرامون تاثیر اطاعت از خدا و رسولش نیز مطالبی گذشت. پس باید از اعراض از این سه مقوله و یا بی تفاوتی نسبت به آنها یا تضییع کردنشان راه پرهیزگاری را پیشه نمود.

57- لا تحسبن الذین کفروا معجزین فی الارض ج و مأواهم النار ص و لبئس المصیر.

     برابر دو آیه ی قبل روشن شد که مومنین آنهایی هستند که از جمله ویژگی های آنان این است که هم کارهای شایسته می کنند و هم اینکه تنها خدای یکتا را می پرستند و هم اینکه به سه فریضه ی نماز و زکات و اطاعت رسول خدا پایبند می باشند. اما مرتبط با کسانی که این آیات الاهی را برابر بخش اخیر آیه ی 55 شنیده و پس از آن کافر شدند؛ نه تنها در زمره ی تباهکاران و فاسقین قرار می گیرند بلکه بر اساس این آیه ی کریمه آنها به عنوان کافرین کسانی هستند که هیچ قدرتی روی زمین ندارند و به خاطر همین کفرشان جایگاهشان در آخرت آتش است که بد منزلگاهی است.

58- یا ایها الذین آمنوا لیستئذنکم الذین ملکت اَیمانُکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات ج من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد صلاة العشاء ج ثلاث عورات لکم ج لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن ج طوافون علیکم بعضکم علی بعض ج کذالک یبین الله لکم الایات ق والله علیم حکیم.

   این آیه ی کریمه ضمن مخاطب قرار دادن مومنین؛ اوقاتی را که لازم است کنیزان و غلامان و یا اطفال به وقت احتلام نرسیده از آنان اجازه ی ورود به خوابگاهشان بگیرند را بیان فرموده است که یکی پیش از نماز صبح است و دیگری هنگام ظهر که جامه ها از تن بر می گیرند و سوم پس از نماز عشاء یا زمان خفتن است.

     نتیجه اینکه نه تنها برابر آیات اولیه ی این سوره ی مبارکه و روشنی بخش؛ مومنین حق ندارند که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شوند بلکه اهل و سکنه ی یک خانه از مومنین نیز در اوقات مذکور در این آیه ی کریمه حق ندارند که بدون اجازه وارد خوابگاه زن و شوهر و یا پدر و مادر خود شوند. و این بدان معناست که نخست اینکه خوابگاه زن و شوهر باید از فرزندان و دیگر اهل خانه اعم از نسبی و سببی جدا باشد و دوم اینکه این مهم مسئولیت مومنین را نسبت به یکدیگر از هر جزء آن که کوچکترینش خانواده است می رساند مبنی بر اینکه لازم است که بر اساس این آیات به پیش بروند این آیات را که همه آموزشی است به فراگیران و فرزندان خود بیاموزند که باید اینگونه باشند و مراعات این اوقات را بنمایند و به همین طریق موارد را به آیندگان خود انتقال دهند. که البته این ها تمام مواردی است که غربی ها طی دستاوردهای علمی بدان رسیده اند تا آنجا که تحقیقاتشان در قالب کتاب در کشورهای مسلمان تدریس می شود که مثلن راههای یک زندگی موفق کدام است و ... در حالی که کتاب خدا در میان مومنین است و همه ی این راهها را طی آیاتش به روشنی بیان فرموده است و ما از آن غافلیم. و سوم اینکه مومنین در غیر این اوقات لازم است که با اهل خانه ی خود نشست و برخاست داشته و پیگیر امور روزمره و مشورت با آنان و خواندن آیات الاهی برای یکدیگر و تدبر در آنها و  امر کردن فرزندان به نماز خواندن و ... باشند چرا که با تمسک به این کتاب به عنوان حبل الله است که مومنین را از اختلافات و تفرقه به دور می دارد : « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون. واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ج واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذکم منها ق کذالک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون. (103 آل عمران با توجه به آیات 104- 105) » . و از سوی دیگر با تمسک به الله به عنوان فرو فرستنده ی کتابش بر بنده و فرستاده اش حضرت محمد ص است که همراه با توبه و اصلاح کار خود و اخلاص در دین، منافقین از درک اسفل رهایی یافته و با مومنین و در صف آنها می شوند: « ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار و لن تجد لهم نصیرا. الا الذین تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دینهم لله فاولائک مع المؤمنین. و سوف یؤت الله المؤمنین اجرا عظیما. ( 145-146 نساء با توجه به آیات 144- 152) » . و بدینگونه است در این رابطه اینکه خدای یکتا، مردم یعنی ناس را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که هر یک از آنان که به او یعنی الله ایمان آورد و بدو تمسک پیدا کند پس به زودی وی را وارد رحمت و فضلش کرده و به راه راست به سوی خویش راهنمایی می کند: « یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا.فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء). » در واقع وارد فضل و رحمت خداوندی شدن بسته به این است که هر یک از مردم با توجه به کتاب روشنی بخش قرآن به خدای یکتا که همان " الله " باشد ایمان بیاورند و به او توسل و تمسک بجویند و تنها او را بخوانند و تنها او را بپرستند و حاجات از او بخواهند و ذکر او را بگویند و نام او را بر زبان جاری کنند و ...

    البته باید دانست که در ماه مبارک رمضان؛ مباشرت مومنین با همسرانشان فقط در اوقات شب و پیش از سحرگاهان و در واقع پیش از اذان صبح امکان دارد چرا که در غیر این صورت موجب بطلان روزه می شود که باید از اذان صبح تا اذان مغرب باشد و ...: « احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم ج هن لباس لکم و انتم لباس لهن ق علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم ص فالآن باشروهن وابتغوا ما کتب الله لکم ج و کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر ص ثم اتموا الصیام الی الیل ج و لا تباشروهن و انتم عاکفون فی المسجد ق تلک حدودالله فلا تقربوها ق کذالک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون. (187 بقره) » .    



[1] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 125 و 131 و144 و 150 و 163 و 179 همین سوره یعنی شعراء مرتبط با دیگر اقوام پیشین و رسولانشان از خودشان به عنوان برادرانشان به تعبیر قرآنی.جان کلام اینکه مومنین فقط باید بر اساس آیات خدا که تمامن در قرآن کریم است در کلیه ی مراحل زندگی خود به پیش بروند و نه کلامی جز آن. چرا که پیامبران و فرستادگان خدا تا پیامبر مکرم اسلام ص نیز اینگونه بوده اند یعنی تنها آیات خدا را به مردم میرسانده اند و می خوانده اند و عمل می کرده اند و یا با آن آیات به سوی مستکبران می رفته اند تا بدان وسیله آنان را از ستمگری باز دارند و به راه راه ره اذن الاهی راهنمایی نمایند و نه سخنی جز آن و یا بر پایه ی سخنی از جانب خود. : و اذ نادی ربک موسی ان ائت القوم الظالمین. قوم فرعون ج الا یتقون. قال رب انی اخاف ان یکذبون. و یضیق صدری و لا ینطلق لسانی فارسل الی هارون. و لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون. قال کلا ص فاذهبا بآیاتنا ص انا معکم مستمعون... (10-15 شعراء) . و بدان جهت که خدای یکتا سه گروه را اهل آتش می داند که یکی از آنها کسانی هستند که از آیات خدا غافلند: « ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولائک مأواهم النار بما کانوا یکسبون. (7-8 یونس). پس کاملن روشن می شود که مومنین فقط باید بر اساس آیات الاهی که همه بواسطه ی وحی بر خاتم پیامبران ص در قرآن کریم می باشد به پیش بروند و نه سخنی جز آن اگر در پی راهنمایی شدن و رستگاری و کامروایی در دو گیتی هستند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا وعده ی بهشت را به مومنین و کنندگان کارهای شایسته داده است؛ وعده ای که هیچ تخلف و یا تغییری ندارد: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم ص تجری من تحتهم الانهار فی جنات النعیم. دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام ج و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین.(9-10 یونس) . چه آنکه از سوی دیگر خدای یکتا، کفار را به خاطر اینکه آیاتش را انکار می کردند عذاب و وارد آتش دوزخ و جاویدان در آن می کند: « و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن والغو فیه لعلکم تغلبون. فلنذیقن الذین کفروا عذابا شدیدا و لنجزینهم اسوأ الذین کانوا یعملون. ذالک جزاء اعداءالله النار ص لهم فیها دارالخلد ص جزاء بما کانوا بآیاتنا یجحدون. و قال الذین کفروا ربنا ارنا الذین اضلانا من الجن و الانس نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الاسفلین. (26-29 فصلت). و کافران به مردم گفتند بر این قرآن ( که محمد ص می خواند) گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القا کنید تا مگر بر او غالب شوید. ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه کردند کیفر کنیم. جزای دشمنان خدا همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آنها است به کیفر آنکه آیات ما را انکار کردند. و کافران (چون مشاهده ی عذاب کنند با حسرت و ندامت ) گویند پروردگارا آن دو گروه از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده که آنها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل ترین مردم شوند. »

[2] - آیه ی 45 سوره ی عنکبوت .

[3] - آیات 7-9 سوره ی صف .

[4] - ... فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فاخوانکم فی الدین ق و نفصل الایات لقوم یعلمون.( 11 توبه با توجه به آیات 6-16 ) .

 


  

    55- وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ج یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا ج و من کفر بعد ذالک فاُولائک هم الفاسقون.

   این آیه ی کریمه، متناسب با موضوع لزوم فرمان خدا و رسول را بردن؛ نتیجه ی ایمان و انجام کارهای شایسته را بیان می فرماید، مبنی بر اینکه خدا به کسانی از شما که ضمن ایمان آوردن کارهای شایسته انجام دهد وعده داده که روی زمین خلافت ببخشد و جانشین دیگران از فاسقان قرار دهد همانگونه که مرتبط با اقوام گذشته این سنت او جاری بوده است و علاوه بر این اینکه دین شان (اسلام) را بر همه ی ادیان تسلط ببخشد و همچنین آنان را پس از ترس؛ آرامشی ببخشد. به هر جهت خدای یکتا می فرماید تا بدون هیچ شرکی تنها او پرستیده شود که هر کس پس از آمدن حق و ایمان آوردن رو به سوی کفر و ناسپاسی نهاد همانا از فاسقین و تباهکاران است.

     نتیجه اینکه مومنین باید علاوه بر ایمان به خدا و به هر آنچه که او دستور داده است؛ از انجام دهندگان کارهای شایسته باشند تا آثار خوب آن را نیز حتا در این دنیا ببینند[1] و دیگر اینکه بدانند که به جای فاسدین تکیه زدن برای اصلاح امور و یاری دین و کوشش در راه خدا و ... در گرو و مشروط به این دو مقوله است و سوم اینکه بدانند که تنها باید خدای یگانه را بدون اینکه چیزی دیگر را برایش انباز[2] یا برابر[3] قرار دهند بپرستند و بدانند که شرک گناهی است که آمرزش از سوی خدا در آن راهی ندارد[4]. و چهارم اینکه بدانند که بازگشتن از راه دین پس از ایمان هم تبعات دو جهانی خود را دارد: « یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ج ذالک فضل الله یؤتیه من یشاء ج والله واسع علیم. (54 مائده با توجه به آیات 55-56) . » [5]    

56- و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة و اطیعوا الرسول لعلکم ترحمون.

     برابر و در ادامه ی آیه ی قبل؛ خداوند یکتا نه تنها به چنین کسانی از مومنین که کننده ی کارهای شایسته نیز هستند و بدانان وعده ی جانشینی روی زمین را داده است می فرماید که راه توحید را بپیمایند و از فسق و تباهکاری به دور باشند بلکه برابر این آیه ی کریمه می فرماید که نماز را نیز به پا داشته و زکات بدهند و فرمان رسول را ببرند باشد که مورد رحم خداوندی قرار گیرند.

    جایگاه نماز و زکات به عنوان دو فرع دین به نحوی که مومن بودن افراد را در ایمانشان می رساند که تا چه اندازه پایبند دو اصل توحید و معاد هستند و از شرک به دور؛ محفوظ، اما شاید این سوال پیش بیاید که مگر چه حکمتی در فرمان بردن از رسول نهفته است به گونه ای که در چند آیه ی اخیر  نیز پس از فرمان بردن از خدای یکتا از آن ذکر به میان آمده است به نحوی که برخورداری از مهربانی و رحمت الاهی که به طور آشکار در پایان این آیه بدان اشاره شده، مشروط گردیده است؟ روشن است که پاسخ را باز باید در کلام مقدس الاهی یافت مبنی بر اینکه اطاعت از رسول خدا در طول اطاعت از خدای یکتا بدان خاطر است که او رسولانش را فرستاده است تا مردم از آنان به اذن خدای یکتا اطاعت کنند: « و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع بأذن الله ج و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا لله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما. (64 نساء با توجه به آیات 58-70 ) » . زیرا خدای یکتا اطاعت از رسول خود را اطاعت از خود دانسته است و در صورت رویگردانی از این امر باید دانست که رسول خدا بر کسی نگاهبان نیست: «من یطع الرسول فقد اطاع الله ص و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا. (80 نساء) ». باری؛ خدای یکتا به مومنین می فرماید که ضمن فرمانبرداری او و فرستاده اش، از این امر روی بر نگردانند در حالی که آیات خدا را می شنوند: « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و رسوله و لا تولوا عنه و انتم تسمعون. و لا تکونوا کالذین قالوا سمعنا و هم لا یسمعون. ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون. (21-22 انفال با توجه به آیات 23-28). »

اهمیت فرمان خدا و رسول او را بردن 

    در این خصوص بایسته است گفته شود که خدای یکتا در جایی می فرماید که چنانکه مومنین فرمان خدا و رسولش را نبرند جز این نیست که اعمالشان باطل می شود: « یا ایهاالذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالکم. ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله ثم ماتوا و هم کفار فلن یغفر الله لهم. فلا تهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون والله معکم و لن یترکم اعمالکم. (33-35 محمد با توجه به آیات 36-38) » .

    به هر جهت به عنوان یک مومن، باید عامل به این امر بود چه آنکه شرط ایمان آوردن به دل و مومن  همراه با مسلمانی در گرو آن یعنی این فرمانبری و نیز ایمان به خدا و فرستاده اش است[6] و دانست که اطاعت از خدا و رسولش آثاری خوب دارد که از جمله ی آنها این نعمت الاهی است:« و من یطع الله و الرسول فاولائک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین ج و حسن اولائک رفیقا. ذالک من فضل الله ج و کفی بالله علیما. (69-70 نساء) ».  و نیز اینکه باز از دیگر آثار این کار یعنی فرمان خدا و رسولش را بردن این می باشد که خدای یکتا چنین مومنینی را  به عنوان کامیابی بزرگ وارد بهشت پر نعمت خود می گرداند و از تبعات نافرمانی از خود و فرستاده اش که حاصلش آتش دوزخ و عذاب خوار کننده است بر حذر می دارد: « ... تلک حدود الله ج و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ج و ذالک الفوز العظیم[7]. و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها و له عذاب مهین. (13-14 نساء با توجه به آیات2-12 مرتبط با مسائل ارث و مال یتیم) ». که البته در این زمینه می توان باز به آیات 16-23 فتح اشاره کرد.

    اما؛حال برای اینکه مومنین بدانند که نتیجه و تبعات بد اطاعت از غیر خدای یگانه و فرستاده اش کدام است باید به آیات زیر توجه نمود و متذکر آن شد: یکی آنجاست که نتیجه ی پیروی مومنین از برخی از اهل کتاب را که کفر است بیان می فرماید و می افزاید که تنها اعتصام به خداست که راهنمایی شدن به راه راست را برای مومنین در پی دارد« یا ایهاالذین آمنوا ان تطیعوا فریقا من الذین اوتوا الکتاب یردوکم بعد ایمانکم کافرین. و کیف تکفرون و انتم تتلی علیکم آیات الله و فیکم رسوله ق و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم. ( 100-101 آل عمران با توجه به آیات 102-104)[8] ». و در جایی دیگر که باید این امر چراغ راه مومنین باشد آنجاست که خدای یکتا رسول خود حضرت محمد ص را از پیروی کردن اکثر مردم بر حذر میدارد چرا که آنان بیشترشان پیروی گمان را می کنند و بنابراین نتیجه ی این امر چیزی جز گمراهی نخواهد بود؛ پس باید هدایت را تنها در سخنان و آیات خدای یکتا یافت که او به همه چیز و همه کس از گمراهان و راهنمایی شدگان داناتر است: « و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله ج ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون[9]. ان ربک هو اعلم من یضل عن سبیله ص و هو اعلم بالمهتدین. (115-116 انعام) » . و باز افزون بر این امر اینکه خدای یکتا به پیامبر می فرماید که فرمانبر کفار و منافقین نیز نباشد بلکه تنها پیروی آنچه را که به او وحی می شود را بنماید و بر او توکل نماید و این بدان معناست که مومنین نیز باید اینگونه باشند که پیروی خدا و فرستاده اش در گوش کردن و فرمان بردن از این آیات است: « بسم الله الرحمن الرحیم. یا ایها النبی اتق الله و لا تطع الکافرین[10] و المنافقین ج ان الله علیما حکیما. واتبع ما یوحی الیک من ربک ج ان الله کان بما تعملون خبیرا. و توکل علی الله ج و کفی بالله وکیلا. [11](1-3 احزاب). و دیگر اینکه پیامبر ص موظف به این بوده که فرمانبر کسانی که دلشان از یاد خدا غافل است نیز نباشد و این بدان معناست که این مهم نیز باید سرلوحه ی کار مومنین در مراتب زندگیشان باشد که هم فرمانبر غافلین از ذکر خدا نباشند و هم اینکه جایگاه ذکر الله را در زمان زنده بودنشان بدانند: « ... واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه ص و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا ص و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه و کان امره فرطا .[12] (28 کهف با توجه به آیات 26-31) ».



[1] - که برای نمونه می توان به این آیات کریمه اشاره کرد که خدای یکتا فرموده که مومنین و کنندگان کارهای شایسته هستند که بهترین اهل عالمند و بنابراین جایگاهشان بهشت است؛ و به عکس کفار از اهل کتاب و نیز مشرکین از بدترین اهل عالمند و جایگاهشان دوزخ است: « ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها ج اولائک هم شر البریة. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولائک هم خیر البریة. جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتهاالانهار خالدین فیها ابدا ص رضی الله عنهم و رضوا عنه ج ذالک لمن خشی ربه. (6-8 بینه) .»

[2] - بسم الله الرحمن الرحیم. اتی امرالله فلا تستعجلوه ج سبحانه و تعالی عما یشرکون. ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون. (1-2 نحل) .

[3] - بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی خلق السماوات و الارض و جعل الظلمات و النور ص ثم الذین کفروا بربهم یعدلون. (1 انعام ).

[4] - ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذالک لمن یشاء ج و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما. ( 48 نساء ).

[5] - و بدینگونه است در این رابطه آیه 217 بقره با توجه به آیات 216-218 .

[6] - قالت الاعراب آمنا ص قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم ص و ان تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من اعمالکم شیئا ج ان الله غفور رحیم. انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله ج اولائک هم الصادقون. (14-15 حجرات).

[7] - و بدینگونه است درا ین رابطه آیات 70- 73 سوره ی احزاب .

[8] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 149-150 همین سوره یعنی آل عمران با نظر داشت آیات 151-152 آن . و باز آیه ی 32 آل عمران با توجه به آیات 28-34 آن .

[9] - چه آنکه خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن کریم می فرماید که گمان؛ هیچ گاه از حق چیزی را بی نیاز نمی کند. یعنی هر کس در پی حق و راهنمایی شدن بدان سو است فقط باید پیروی حق و یقین را بکند که همانا همه اش به عنوان یک باور در سخنان و آیات خدای یکتاست. خدایی که تنها ایجاد کننده و آفریننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود و تنها راهنمایی کننده به سوی حق است و هیچ انبازی ندارد که توانای بر این امور باشد، پس باید تنها پیروی حق را کرد و آیات خدا را به عنوان حق به مشرکان رساند و بر آنان خواند تا دست از پیروی گمانشان بردارند و به لطف حضرتش به سوی راه راست راهنمایی شوند : « قل هل من شرکائکم من یبدؤا الخلق ثم یعیده ج قل الله یبدؤا الخلق ثم یعیده ص فانی تؤفکون. قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق ج قل الله یهدی للحق ق افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی ص فما لکم کیف تحکمون. و ما یتبع اکثرهم الا ظنا ج ان الظن لا یغنی من الحق شیئا ج ان الله علیم بما یفعلون. (34-36 یونس با توجه به آیات 37-52) » .

[10] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 52 سوره ی فرقان با توجه به آیات 47-51.

[11] - و همینطور است در این رابطه آیه ی 48 همین سوره یعنی احزاب با توجه به آیات 45-47 . و نیز آیه ی 24 انسان مبنی بر اینکه پیامبر از فرمان بردن از مردم بدکار و ناسپاس نیز نهی شده است و بنابراین این مهم نیز باید آویزه ی گوش مومنین باشد که مبادا پیروی افراد بدکار و ناسپاس را بنمایند: « انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا. فاصبر لحکم ربک و لا تطع منهم آثما او کفورا. واذکر اسم ربک بکرة و اصیلا. (23-25 انسان با توجه به آیات 24-31) » . و اینکه فرمانبری و پیروی دروعگویان و بسیارسوگند خورندگان را نیز نکند: « فلا تطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون. و لا تطع کل حلاف مهین. (8-10 قلم با توجه به آیات 1-16) » . چه آنکه برای نمونه چون بیشتر اهل مصر به جای اطاعت از رسول خدا یعنی حضرت موسی ع؛ فرمانبر فرعون شدند پس زبون و در زمره ی فاسقین و در نهایت گرفتار خشم خدا و مثالی برای آیندگان برای پند گرفتن شدند: « و نادی فرعون فی قومه قال یا قوم الیس لی ملک مصر و هذة الانهار تجری من تحتی ج افلا تبصرون. ام انا خیر من هذا الذی هو مهین و لا یکاد یبین. فلولا القی علیه اسورة من ذهب او جاء معه الملائکة مقترنین. فاستخف قومه فاطاعوه ج انهم کانوا قوما فاسقین. فلما اسفونا انتقمنا منهم فاغرقناهم اجمعین. فجعلناهم سلفا و مثلا للاخرین. (51-56 زخرف) ».

[12] - برای دانستن اینکه چرا نباید از ذکر خدا غافل بود بدیهی است که پاسخ را باز باید از بطن کلام مقدس الاهی پیدا نمود مبنی بر اینکه غافل از ذکر خدا علیرغم آمدن آیاتش بر او و فراموش کردن آن، در آن گیتی نابینا محشور خواهد شد و عینن از فراموش شدگان خواهد بود: و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة اعمی. قال رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا.قال کذالک اتتک آیاتنا فنسیتها ص و کذالک الیوم تنسی. و کذالک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ج و لعذاب الاخرة اشد و ابقی. (124-127 طاها).


  

 

 51- انما کان قول المؤمنین اذا دعوا الی الله و رسوله لیحکم بینهم ان یقولوا سمعنا و اطعنا ج و اولائک هم المفلحون.

     با نظر داشت آیه ی 48 این سوره (نور) ؛ هم اکنون و در این آیه؛ خدای یکتا می فرماید که گفتار و سخن مومنین و گروندگان هنگامی که به سوی خدا و رسولش فرا خوانده می شوند تا میان آنان حکم کنند، چیست؟ برابر سخن پاک خداوندی؛ گفتار مومنین در قبال این دعوت این است که می گویند شنیدیم و فرمان بردیم و بنابراین چون اینگونه میگویند لذا آنان از رستگارانند.

    نتیجه اینکه روشن می شود که رستگاری مومنین در این زمینه یعنی فرا خواندن شدن به سوی خدای یکتا و فرستاده اش و نه کسی دیگر؛ برای حکم کردن میانشان، در شنیدن و فرمان بردن است و نه جز آن.  

52- و من یطع الله و رسوله و یخش الله و یتقه فأولائک هم الفائزون.

   و پیرو آیه ی قبل مبنی بر اینگه چه گروهی از مومنین از رستگارانند؛ خدای یکتا در این آیه می فرماید که کامروایان دارای چه ویژگی هایی هستند. آری این گروه کسانی هستند که هم فرمان خدا و فرستاده اش را می برند و هم اینکه از خدای یکتا می ترسند و می پرهیزند.

   این آیه به روشنی بیان می فرماید که تنها باید اطاعت خدا و فرستاده اش یعنی حضرت محمد مصطفی ص را نمود و اینکه فقط و فقط از خدا خشیت و ترس داشت و نه از کسی دیگر و در ادامه ی این دو اینکه فقط و فقط باید تقوای الاهی داشت تا در زمره ی کامروایان قرار گرفت و نه تقوای کسی دیگر. که همانا خدای یکتا با متقین است: « ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون. (128 نحل) » . و همانا اینکه این کتاب یعنی قرآن کریم که هیچ شکی در آن نیست هدایتی برای متقین است.[1]  

 و مرتبط با خشیت از خدا اینکه برای نمونه باید گفت که آنان کسانی هستند که در نهان یعنی دور از چشم مردم از خدا می ترسند و در واقع در جمع تظاهر به خداترسی نمی کنند و بنابراین چون اینگونه اند آمرزش و پاداش بزرگ خداوندی آنان را در بر می گیرد : « ان الذین یخشون ربهم بالغیب لهم مغفرة و اجر کبیر. (12 ملک) » .  

53- و اقسموا بالله جهد اَیمانهم لئن امرتهم لیخرجن ص قل لا تقسموا ص طاعة معروفة ج ان الله خبیر بما تعملون.

   با توجه به آیات 47-52 اینکه به هر جهت فرمان خدا و رسول او را بردن، معروف است و چیزی نیست که بتوان در آن به عنوان یک مومن تردید کرد. و در سایه ی همین اطاعت و فرمانبری خدا و رسولش و شنیدن آیات الاهی است که انسان برابر دو آیه ی قبل رستگار و کامروا می شود. چه آنکه طاعت زبانی همیشه مخصوص منافقان است حتی زمانی که به خدای یکتا سخت ترین سوگندها را می خورند. باری باید دانست که خدای یکتا به آنچه که انجام می دهیم کاملن داناست. پس باید از انجام اموری همچون اینکه به زبان فرمانبر خدا و رسولش باشیم بپرهیزیم که این معروف نیست.

54- قل اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ص فان تولوا فانما علیه ما حمل و علیکم ما حملتم ص و ان تطیعوه تهتدوا ج و ما علی الرسول الا البلاغ المبین.

   برابر این آیه ی کریمه روشن می شود که مومنین باید فقط فرمانبر خدا و فرستاده اش باشند؛ چه اینکه اگر کسی از این امر رو بر گرداند باید بداند که نتیجه ی کارهای هر کس برای خودش است و نه کسی دیگر. منافقین نتیجه ی کارهای خود را می بینند و مومنین و فرمانبران اوامر خدا و فرستاده اش هم نتیجه ی کارهای خود را. و مورد دیگر اینکه راهنمایی شدن و هدایت به راه راست تنها در این فرمان بردن است و نه جز آن، که بر رسول خدا وظیفه ای جز رساندن آیات خدا به صورت آشکار و به عنوان مبشر و منذر الاهی نیست.

   نتیجه اینکه هر گونه هدایتی برای مومنین و در پی آن هر گونه رستگاری و کامروایی منوط به این است که فرمان خدا و رسولش برده شود. هر چند که دیگر انسان ها به طریق خردورزی روی امور زوج گونه است که راهنمایی می شوند و تکلیفی بیش از تا زمانی که آیات خدا بر آنان خوانده نشده و یا بدانان نرسیده است نمی باشد؛ و این مهم بدان معناست که مومنین به عنوان یک امت میانه و با توجه به پیشرفت وسایل ارتباطی لازم است که آیات قرآن را به مردم برسانند همانگونه که پیامبران خدا مامور به این مهم بوده اند. یعنی وقتی پیامبران خدا موظف و مکلف به این بوده اند که آیات خدا را به روشنی به گوش مردم برسانند و بر آنان بخوانند و تنها هم آیات خدا را به گوش مردم قوم یا امت خود برسانند؛ پس به دنبال و پیروی از این موضوع؛ لازم است که مومنین نیز در قبال این دو مساله مرتبط با سایر امت ها اینگونه عمل نمایند؛ یعنی هم اینکه خود را موظف به این بدانند که به نحو مقتضی آیات خدا را برای آنان بخوانند و بدانان برسانند و هم اینکه بدانند که آنان تنها و تنها موظف به رساندن آیات خدا به دیگران اعم از مومنین و دیگر مردم هستند و نه کلامی جز این[2] و مکمل این ها بدانند که همچون پیامبران خدا فقط موظف به ابلاغ آیات خدا به دیگران هستند و نه چیزی جز این. باشد که با این انجام وظیفه، مردم به یاری خدا به سوی دین او بیایند و با آمرزش به درگاهش توبه کنند و با فرمانبری او و فرستاده اش که آیاتش را که همه و همه در قرآن کریم است بدان عمل نموده و مورد لطف و رحمت بیش از پیش او قرار گیرند. و دلیل اینکه گفته می شود که فقط آیات قرآن که کلام مقدس الاهی است برای دیگران خوانده شود بدین خاطر است که قرآن برای جهانیان است یعنی برای یک امت خاص نیست بلکه برای همه ی مردم در هر زمان و مکانی است : « قل ما اسئلکم علیه من اجر و ما انا من المتکلفین. ان هو الا ذکر للعالمین. و لتعلمن نباه بعد حین.[3] ( 86-88 صادبا توجه به آیات 67-85 ) . » [4]   

    به عبارت دیگر با این آیات کریمه روشن می شود که مومنین در قبال قرآن و آیات آن تنها موظف به این نیستند که به موارد قرائت، تلاوت، ترتیل، تدبر و ... بپردازند بلکه بالاتر از این ها مکلف به این هستند که در خصوص « تبلیغ » آیات خدا برای دیگران اعم از مومنین و دیگر مردم مبادرت نمایند تا قرآن و آیات آن به دیگران از غیر مومنین نیز برسد و به اذن الاهی وارد دین شوند و دست از فحشا و منکرات بردارند و یکتاپرست شوند و ... چرا که ابلاغ آیات الاهی به مردم وظیفه و رسالت پیامبرانش بوده است[5] و همانطور که گذشت رسیدن آیات قرآن به دیگران نیز در سایه ی همین تبلیغ آیات برای ایمان آوردن و راهنمایی و رستگار شدن مردم به فضل و رحمت الاهی است.

   پس نتیجه اینکه هر گونه هدایتی برای این امور در فرمان بردن از خدای یگانه است و آنچه که به فرستاده اش حضرت محمد و فرستادگان پیش از او وحی و نازل شده و همه در قرآن کریم آمده است؛ می باشد و نه جز آن . چرا که قران خود یک حجت بالغ و ابلاغی برای همه ی مردم است و نه گروهی خاص. پس باید با ایمان بدان؛ آیاتش را برای دیگران خواند و بدانان رسانید تا به لطف خداوندی ایمان بیاورند و از هدایت و نور و رحمت و ... آن برخوردار شوند: « هذا بلاغ للناس و لینذورا به و لیعلموا انما هو اله واحد و لیذکر اولوا الالباب[6]. (52 ابراهیم با توجه به آیات 44-51). [7]» و تکلیف رسول خدا ص نیز رساندن آیات خدایی که همه ی رفتارها و گفتارهای بندگانش را میداند به مردم بوده است: « ما علی الرسول الا البلاغ ق والله یعلم ما تبدون و ما تکتمون. (99مائده با توجه به آیات 97-100) .»

    باری ؛ در این رابطه و اهمیت تبلیغ آیات قرآن و رساندن آن به دیگران توسط مومنین که از وظایف رسولان خدا در ابلاغ آنها به مردم قوم و امت خویش بوده است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

« یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون.انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکرالله و عن الصلاة ص فهل انتم منتهون. و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول واحذروا ج فان تولیتم فاعلموا انما علی رسولنا البلاغ المبین. (90-92 مائده با توجه به آیه ی 93) [8]». خدای یکتا در این آیات مومنین را از از چهار عمل که از اعمال شیطان است باز می دارد و بدانان گوشزد می فرماید که اگر آنان رو به شراب و قمار بردند نتیجه اش چیزی نیست جز اینکه هم باعث این می شود که شیطان میان آنان دشمنی و کینه بیندازد و هم اینکه از ذکر خدا و نماز بازشان دارد. پس برای مومنین بدین جهت که رستگار شوند لازم است که تنها فرمان خدا و رسولش را ببرند و نه جز آن را که همانا وظیفه ی پیامبر ص رساندن آشکار آیات خدا بوده است که تمام در قرآن کریم آمده است.

« واضرب لهم مثلا اصحاب القریة اذ جاءها المرسلون. اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذبوهما فعززنا بثالث فقالوا انا الیکم مرسلون. قالوا ما انتم الا بشر مثلنا و ما انزل الرحمن من شیء ان انتم الا تکذبون. قالوا ربنا یعلم انا الیکم لمرسلون. و ما علینا الا البلاغ المبین. (13-17 یاسین با توجه به آیات 18-27) ». که آیه ی 17 می رساند که رسولان خدا خود نیز بر این باور بوده و بدان اذعان داشته اند که آنان تکلیفی ندارند جز اینکه آیات خدا را به عنوان رسولان او بر امتشان به صورت آشکار به آنان برسانند. در واقع و به عبارت دیگر، ابلاغ آیات الاهی توسط رسولان خدا به مردم امت و قوم خود از جمله ی رسالاتشان بوده است که رسالت حضرت نوح ع در این زمینه نمونه ای از آن است: « لقد ارسلنا نوحا الی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم من اله غیره انی اخاف علیکم عذاب یوم عظیم. قال الملأ من قومه انا لنریک فی ضلال مبین. قال یا قوم لیس بی ضلالة ولکنی رسول من رب العالمین. ابلغکم رسالات ربی و انصح لکم و اعلم من الله ما لا تعلمون... (59-62 اعراف با توجه به آیات 63-64) . [9]»

    خلاصه اینکه باید دانست که رسولان خدا تنها وظیفه ی ابلاغ آیات خدا و رسالت هایش را از جانب او داشته اند و نافرمانی از خدا و فرستاده اش نتیجه اش چیزی جز آتش دوزخ و جاودانی در آن نخواهد بود : « قل انی لن یجیرنی من الله احد و لن اجد من دونه ملتحدا. الا بلاغا من الله و رسالاته ج و من یعص الله و رسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا. (22-23 جن با توجه به آیات 18-28). » . و این بدان خاطر است که بر رسول خدا تنها ابلاغ رسالت ها و آیاتش می باشد و نه جز آن زیرا که حساب و کتاب مخاطبین و مردم با خدای یکتاست: « و ان ما نرینک بعض الذی نعدهم او نتوفینک فانما علیک البلاغ و علینا الحساب. (40رعد) » . و باز از آن جهت که وظیفه ی رسول خدا رساندن آیات او و ابلاغ رسالتش بوده ، چه آنکه خدای یکتا بینای به بندگانش می باشد و بر اساس همان کیفر و یا پاداش می دهد که بندگانش در قبال این رسالت های رسولانش چه کردند: « فان حاجوک فقل اسلمت وجهی لله و من اتبعن ق و قل للذین اوتوا الکتاب و الامیین أاسلمتم ج فان اسلموا فقد اهتدوا ص و ان تولوا فانما علیک البلاغ ق والله بصیر بالعباد. (20 آل عمران با توجه به آیات 21-27 )» .  



[1] - آیات 1-5 سوره ی بقره .

[2] - زیرا وقتی خدای یکتا می فرماید که این قرآن برای بیم دادن مخاطبین و هر کسی دیگر که قرآن به دست آنها برسد به رسول خدا ص وحی شده است، پس روشن می شود که وظیفه ی مومنین این است که آیات قرآن را به دیگران برسانند تا آنها مشمول کسانی شوند که قرآن به عنوان بیم دهنده بدانان رسیده است و ... : « قل ای شیء اکبر شهادة ص قل الله ص شهید بینی و بینکم ج و اوحی الی هذا القرآن لانذرکم به و من بلغ ج ائنکم لتشهدون ان مع الله آلهة اخری ج قل لا اشهد ج قل انما هو اله واحد و اننی بریءٌ مما تشرکون. (19 انعام با توجه به آیات 14-27) »

[3] - برگردان فارسی: ای رسول به امت بگو من مزد رسالت از شما نمی خواهم و من بی حجت و برهان الاهی مقام وحی و رسالت را بر خود نمی بندم. این قرآن جز اندرز و پند برای جهانیان نیست. و شما منکران بر صدق و حقیقت این مقال پس از مرگ به خوبی آگاه می شوید.

[4] - و همینطور است در این رابطه آیه 90 سوره ی انعام با توجه به آیات 82-89 / آیه ی 104 یوسف با توجه به آیات 102-109 / آیه ی 52 سوره ی قلم با توجه به آیه ی 51 .  

[5] - که از جمله ی آنها آیه ی 67 مائده می باشد که پیامبر مکرم اسلام ص موظف به ابلاغ و رساندن آیه ی مرتبط با جانشین خود به عنوان نخستین حجت خدا بر مومنین بوده است.

[6] - برگردان فارسی: این قرآن حجت بالغ برای همه ی مردم است تا بدانند که او یعنی الله خدای یگانه است و تا اینکه خردمندان متذکر و یادآور شوند.

[7] - و همینطور است در این رابطه آیات 105-106 انبیاء .

[8] - و بدینگونه است در این رابطه آیه ی 35 سوره ی نحل با توجه به آیات 36-40، که خدای یکتا می پرسد آیا پس بر رسولان الاهی جز رساندن آشکار آیات او است.

[9] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 68 و 79 و 93 همین سوره یعنی اعراف مرتبط با رسالت سایر رسولان الاهی آمده در این سوره. و نیز آیات 39 احزاب و 23 احقاف در این زمینه.

 


  

 

 45- والله خلق کل دابة من ماء ص فمنهم من یمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین و منهم من یمشی علی اربع ج یخلق الله ما یشاء ج ان الله علی کل شیءٍ قدیر.

    خدای یکتا در این آیه ی کریمه می فرماید که این او یعنی " الله " است که هر جنبنده ای را از آب آفریده است. اینکه برخی از آنها بر شکم خود راه می روند و برخی از آنان بر دو پای خود و بعضی از آنها هم هستند که بر چهار پا راه می روند. که خدای یکتا آنچه را بخواهد می آفریند. و همانا او بر هر چیزی تواناست.

  نتیجه اینکه خدای یکتا نه تنها از این جهت که هر جنبنده ای را آفریده بلکه از آن جهت که همه چیز را که در آسمانها و زمین و میان آنهاست و نیز انسان را برابر شرایطی آفریده پس بهترین آفرینندگان است: « ... و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین. ثم جعلناه نطفة فی قرار مکین. ثم خلقنا النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشأناه خلقا آخر ج فتبارک الله احسن الخالقین. ( 12-14 مومنون با توجه به آیات 15-17) » . و دوم اینکه روشن می شود که خدای یکتا هر جنبده ای را از آب آفریده است. جنبندگانی که گوناگونند و برخی مثل خزندگان و آبزیان بر شکم می روند و برخی مثل پرندگان و انسان البته این یکی پس از طی یک سیری بر روی دو پا می روند و برخی هم مثل درندگان و چار پایان بر روی چهار پا می روند. جنبدگانی که محسوسند و ما می بینیم . یعنی سخن از غیر محسوس یا غیر بدیهی نیست. بلکه سخن از آنچه است که می بینیم. پس باید با این دیدن امور که همه زوج گونه و دارای انواع گوناگون هستند و اینکه از هر زوج و نوعی هم تنها همان نوع پدید می آید؛ مثلن از اجتماع دو گنجشک نر و ماده یک گنجشک نر یا ماده پا به جهان می گذارد و ... پی به این امر ببریم که باز یک وجود مقدس یگانه ای هست که این امور زوج گونه را اینگونه منظم آفریده و به سوی خود باز می گرداند تا یگانگی اش را اثبات نماید. پس روشن می شود که از مجامعت یک زوج مذکر و مونث از جنبندگان و به واسطه ی همین آب دارای توانایی زاده شدن معلولی از همان نوع است که یک معلول از همان نوع و در قالب نر یا ماده زاییده می شود. آنچه که البته لازم به ذکر است اینکه طی این اسباب و علل برای ایجاد معلولی هم سنخ با علل موجده آنهم به واسطه ی جفت گیری و سپس همان آب مورد نظر که هر جنبنده ای از آن آفریده می شود[1]؛ روشن است که امر ازدواج در نوع انسان بایستی به طریق مشروع خود باشد و نه آنچه که در دیگر جنبندگان مرسوم است. یعنی به دور از هر گونه فحشای زنا؛ چه اینکه همین امر فصل انسان و دیگر جنبندگان است. و سوم اینکه به این امور همانطور که گذشت تنها در وجود یافتن روز است که می شود پی برد و نه جز آن. و چهارم اینکه از این امور زوج گونه باید که به یگانه وجود مقدس رسید. و پنجم اینکه به خوبی پی برده می شود که واقعن بین آیات فعلی و قولی خدای یکتا سازگاری هست آنگونه که در این آیه ی کریمه آنچه را که از انواع گوناگون جنبندگان آفریده ، دست کم برخی از آنها را در زندگی روزمره می بینیم. تنها باید به آن ایمان آورد که او نه تنها جنبدگان که هر چه را بخواهد می آفریند؛ چه آنکه او هر روزی در کاری است : « یسئله من فی السماوات و الارض ج کل یوم هو فی شأن. (29 رحمان) » .    

46- لقد انزلناه آیات مبینات ج والله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم.

    با نظر داشت آیه ی یک همین سوره (نور)؛ این ها همه از آیات روشن خداوندی است که آن ها را فرو فرستاده است. حال کسی که گوش فرا دهد و با دیدن آفریده های خداوندی و شنیدن گفتار او و خرد ورزیدن در آنها پی به خدای یگانه ببرد و به او ایمان آورد لذا او هم وی را به راه راست هدایت می کند. پس روشن می شود که هدایت به سمت راه راست در این جا در گرو ایمان آوردن به آیات روشن الاهی مسطور در قرآن کریم می باشد.

    در آیاتی از قرآن کریم سخن از راه راست به میان آمده است؛ مثلن آنجا که در قرائت نماز که حمد باشد می خوانیم که " اهدنا الصراط المستقیم " ؛ حال اینکه این راه راست کدام است را باز باید در کلام الاهی جستجو نمود، که البته یکی از معانی آن همین ایمان آوردن به آیات روشن الاهی است که باعث می شود تا خدا هر آنکه را بخواهد به راه راست هدایت نماید. اما معنای دیگر آن این است که منظور از راه راست همان راه خدای یکتا می باشد[2] .   

    و یا اینکه راه راست یعنی پرستش خدای یگانه برابر عهدی که با او بسته شده است و نه پرستش شیطان که دشمن آشکار آدمی است: « ألم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان ص انه لکم عدو مبین. و ان اعبدونی ج هذا صراط مستقیم. و لقد اضل منکم جبلا کثیرا ص أفلم تکونوا تعقلون. هذه جهنم التی کنتم توعدون. اصلوها الیوم بما کنتم تکفرون. (60-64 یاسین) » . و ...

   باری ؛ نباید از کسانی بود که خدا را بر حرفی عبادت می کنند که آن هم تبعات خود را دارد : « و من الناس من یعبدالله علی حرف ص فان اصابه خیر اطمأن به ص و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخرة ج ذالک هو الخسران المبین. یدعوا من دون الله ما لا یضره و ما لا ینفعه ج ذالک هو الضلال البعید. یدعوا لمن ضره اقرب من نفعه ج لبئس المولی و لبئس العشیر. ان الله یدخل الذین آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجری من تحتها الانهار ج ان الله یفعل ما یرید. ( 11-14 حج) » .  

47- و یقولون آمنا بالله و بالرسول و اطعنا ثم یتولی فریق منهم مِن بعد ذالک ج و ما اولائک بالمؤمنین.

    خدای یکتا در این آیه می فرماید که منافقین همانند مومنین می گویند که به خدا و رسول ایمان آوردیم و فرمان بر شدیم؛ اما سپس برخی از آنان پس از این آیات روشن باز از حق روی بر می گردانند. و بنابراین کسانی که پس از این آیات روشن به خدا و رسول او ایمان نیاورند و فرمان بر آنان نباشند لذا این گروه از مومنین نیستند.

     نتیجه اینکه با توجه به بخش اخیر این آیه ی کریمه ، معنایی از مومن روشن می شود و آن اینکه با فرو فرستاده شدن آیات خدا و خواندن آنها توسط پیامبر ص برای مردم؛ لازم است که همه به حقیقت و درستی به این آیات که همه در قرآن آمده است گوش فرا دهند و فرمان بر خدا و رسولش باشند. زیرا که خدای یکتا آیات روشنش را از طریق پیامبرانش تا پیامبر خاتم ص برای مردم فرستاده است، پس باید در طول فرمان خدا را بردن ؛ فرمان رسول ص او را نیز برد و نه تنها به آیات خدا ایمان آورد و عمل کرد بلکه باید در جهت ترویج و تبلیغ این آیات کوشش نمود تا به یاری خدا مردم همه وارد دین شوند. آمین یا رب العالمین.

48- و اذا دعوا الی الله و رسوله لیحکم بینهم اذا فریق منهم معرضون.

    این آیه ی کریمه می رساند که چنین کسانی که به راستی از مومنین نیستند و برای تظاهر و از روی نفاق می گویند که به خدا و رسولش ایمان آوردند و فرمان بر آنان شدند؛ نه تنها از مومنین نیستند بلکه هنگامی که به سوی خدا و فرستاده اش ص خوانده می شوند تا بین آنها حکم شود؛ آن گاه عده ای از آنان از حکم حق اعراض می کنند.

     البته باید دانست که پیامبر مکرم اسلام ص نیز مکلف به این شده است که برای نمونه بین اهل کتاب در صورت مراجعه ی به وی به حق و بر اساس قرآن میانشان حکم کند؛ همانگونه که اهل کتاب خود نیز مکلف به حکم کردن بر اساس تورات و انجیل فرو فرستاده شده بر حضرت موسی ع و حضرت عیسی ع می باشند که همانا اگر کسی از حکم خدا که نیکوتر از آن حکمی برای اهل یقین نیست و همه در قرآن کریم آمده است؛ دوری و یا پیروی خواهش نفس را نماید و یا بدان عمل نکند از ستمکاران خواهد بود: « و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهواءهم واحذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک ص فان تولوا فاعلم انما یریدالله ان یصیبهم ببعض ذنوبهم ق و ان کثیرا من الناس لفاسقون. أفحکم الجاهلیة یبغون ج و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون. (49-50 مائده با توجه به آیات 41-48) » .

    از سوی دیگر اینکه خدای یکتا ضمن مخاطب قرار دادن مومنین مبنی بر اینکه فرمان خدا و رسول و والیان امر از میان خودشان را ببرند ؛ بر این امر تاکید می فرماید که آنان اگر اختلافی میانشان ایجاد شد بر اساس  کلام مقدسش عمل نمایند و در واقع امر را به خدا و رسولش رد کنند. امری که مصداق آن را می توان در پیمان حکمیت میان سپاه عراق و سپاه شام به ترتیب به فرماندهی حضرت علی ع و معاویه یافت. آنجا که در واقع برای نوشتن این پیمان نامه برابر این آیه ی کریمه عمل می شود؛ اما حکمین یعنی ابوموسی اشعری و عمرو عاص برابر متن پیمان نامه ی مذکور و در واقع این آیه ی کریمه عمل نمی نمایند و به کاری دیگر جز آنچه بدان مامور بوده اند؛ یعنی خلع دو خلیفه به توافق می رسند. امری که در روز اعلام رای حکمیت؛ تغییر می یابد و تنها ابوموسی بدان عمل می نماید و عمرو عاص با فریفتن ساده لوحی همچون وی در اعلامش معاویه را خلیفه ی مسلمین می نامد و ... امری که جنگ نهروان را و از سوی دیگر شهادت حضرت علی را و ... بدنبال خود داشت. آری اگر برابر این آیه ی کریمه و به عبارتی آن پیمان نامه که بر گرفته از این آیه ی کریمه بود عمل می شد آن همه اتفاقات پس از اعلام رای حکمیت به شرح فوق در جامعه ی اسلامی پدیدار نمی گشت. مواردی همچون صلح امام حسن ع شهادت امام حسین ع در صحرای کربلا و ... : « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول واولی الامر منکم ص فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر ج ذالک خیر و احسن تأویلا.( 59 نساء با توجه به آیه ی60-63) ». البته باید دانست که خدای یکتا به مومنین دستور داده که با فرمان بردن از او و فرستاده اش از هر گونه نزاغ بپرهیزند چرا که تبعات خود را برایشان در پی خواهد داشت: « یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئة فاثبتوا واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون. و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم ص و اصبروا ج ان الله مع الصابرین. (45-46 انفال با توجه به آیات 47-2) ».

49- و ان یکن لهم الحق یأتوا الیه مذعنین.

   خدای یگانه در این آیه می فرماید که اگر حق با این گروه ( آمده در آیه ی 48 نور) بود هر لحظه با کمال انقیاد و اذعان به سوی خدای یکتا می آمدند.

50- أفی قلوبهم مرض ام ارتابوا ام یخافون ان یحیف الله علیهم و رسوله ج بل اولائک هم الظالمون.

    خداوند یکتا می فرماید حال که آنان حق را فرمان نمی برند و بدان هم اذعان ندارند و عمل نمی کنند گویای این امر است که یا مرضی در دل هایشان است و یا اینکه در شک و تردیدند و یا اینکه می ترسند که خدا یا رسولش بر آنان به واسطه ی اذعان به حق ستمی روا دارند در حالی که چنین نیست و این گروه خود ستمگرانند و طبیعتن نتیجه ی کار خود را خواهند دید.

    پس نتیجه اینکه انسان پس از آمدن حق و دانش آن بایستی با فرمانبرداری به آن عمل نماید و به حقانیت آن هم اعتراف داشته باشد و در واقع همانگونه که پیشتر ذکر شد از پوشاندن آن دوری نماید که تبعات خود را برایش در دنیا و آخرت خواهد داشت.  و از سوی دیگر اینکه یک مومن پس از ایمان دیگر تردیدی در امر نمی کند که همانا یکی از صفات راستگویان به لحاظ مومن بودن همین است : « انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله ج اولائک هم الصادقون. (15 حجر با توجه به آیه ی 14) » . و همچنین همانطور که گذشت باید دانست که خدای یکتا توبه پذیر  و آمرزنده ی مهربان است .



[1] - البته باید یادآور شد که آبی که نسل انسان از آن قرار داده شده بد بو و خوار و کم مقدار و در عین حال جهنده است ... ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین ... / 8 سجده . // امری که خدای یکتا از بنی آدم می پرسد : « ... ألم نخلقکم من ماء مهین. فجعلناه فی قرار مکین. الی قدر معلوم. فقدرنا فنعم القادرون. ویل یومئذ للمکذبین ... (20-24 مرسلات) . » / وبدو یادآوری می شود که نگاه کند که از آب جهنده آفریده شده است تا بدین امر آگاه شود که خدای یکتا آفریننده ی اوست پس از شرک به او و ... بپرهیزد و تنها او را بپرستد و بداند که بازگشتش به سوی او و حساب و کتابش با اوست: « فلینظر الانسان مم خلق. خلق من ماء دافق. یخرج من بین الصلب و الترائب. انه علی رجعه لقادر... ( 5-8 طارق) ».

[2] - آیات 52-53 سوره ی شورا.

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ