سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 14
بازدید دیروز : 39
کل بازدید : 10661
کل یادداشتها ها : 34
خبر مایه


 

 59- و اذا بلع الاطفال منکم الحلم فلیستئذنوا کما استئذن الذین من قبلهم ج کذالک یبین الله لکم آیاته ق والله علیم حکیم.

    و در ادامه ی آیه ی قبل اینکه خدای یکتا به مومنین می فرماید که آنگاه که فرزندان شما به سن رشد و زمان احتلام رسیدند نیز لازم است که از شما اجازه ی ورود در این اوقات را بخواهند و البته این حکمی و نشانه ای روشن است که مرتبط با اقوام پیشین هم بوده است. و خدای یکتا هم آیاتش را برای شما مومنین اینگونه بیان می فرماید که همانا او دانای فرزانه و درست کردار است.

     و این بدان معناست که مرتبط با این گروه یعنی فرزندان به سن بلوغ شرعی رسیده باید که پدران و مادران به آنان این آموزش را بدهند و این آیه را برای آنان بخوانند و بدانان یاد دهند که باید وقتی به این سن رسیدند حتمن مراعات دستور خدای یکتا را بنمایند و بی اجازه وارد خوابگاه آنان نشوند. و البته وقتی خدای یکتا می فرماید که این مهم مرتبط با اقوام پیش از شما بوده است بدان معناست که این سنت لا یتغیر او بوده و می باشد و لذا پدران و مادران باید خود از قبل می دانسته اند و این آیه برایشان خوانده می شده و به همین طریق و به عنوان یک فریضه به آیندگان منتقل می کرده اند تا فرزندان بدانند که چه تکلیفی در رابطه با این حق پدر و مادر خود دارند.

   اما نتیجه ی حاصله از این آیات روشن و سراسر دانایی و فرزانگی یعنی آیات 58 و 59 این سوره ی روشنی بخش اینکه؛ نه تنها در این اوقات، همبستری زن و شوهر در عین آرامش و آسایش حقی برای آنان است؛ بلکه بالاتر و مهمتر از این ها این است که اگر خدای دانای فرزانه طی آیاتش از جمله این آیات که مرتبط با بحث است می فرماید که باید اهل خانه از زن و شوهر و یا در واقع و با قید اولویت پدر و مادر خود اجازه بگیرند به ویژه اینکه به حد بلوغ شرعی رسیده باشند ، این بدان معنا و منظور است که از بروز اندیشه و بدتر از آن افتادن به دام فحشایی همچون زنا آن هم با وسوسه های پی در پی شیطان جلوگیری شود. به عبارت دیگر یکی از عوامل جرقه خوردن و به سمت این فحشا رفتن، مراعات نکردن این مهم در خانه هاست که یا اتاقها مشترک است و یا اینکه اگر اتاق ها جداست اما فرزندان بدون دانش این امر و یا پایبندی بدان ناگاه برابر معمول وارد اتاق پدر و مادر خود می شوند که اگر خدای ناکرده به طور ناخواسته در حین مجامعت پدر و مادر وارد شوند؛ نتیجه اش چیزی جز شروع افکار شیطانی پیرامون این امر و اشتغالات ذهنی بعدی آن و ... نخواهد بود. پس باید به آیات خدا که آنها را به روشنی بیان فرموده است گوش فر داد و فرمان برد تا از بروز و یا خدای ناکرده شیوع فحشایی همچون زنا جلوگیری شود به نحوی که هر یک از پدر و مادر و یا فرزندان دست کم به حقوق خود در این زمینه آشنا باشند که این یکی از مراتب زندگی موفق و همراه با نیک بختی و سعادتمندی است.

60- والقواعد من النساء التی لا یرجون نکاحا فلیس علیهم جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة ص و ان یستعففن خیر لهن ق والله سمیع علیم.

    این آیه ی کریمه پیرامون زنان سالخورده ای است که دیگر امید به ازدواج ندارند؛ و اینکه اگر جامه های خود را تا آن حد که زینت هایشان آشکار نشود وا نهند بر آنان گناهی نیست؛ هر چند که اگر عفت پیشه کنند باز برایشان بهتر است، که همانا خدای یکتا شنوای داناست.

    چنانچه به آیه ی 31 همین سوره یعنی نور، که خطاب به زنان مومن است نگریسته شود مبنی بر اینکه موظف به حفظ فروج خود و نیز آشکار نکردن زینت های خود مگر در مواردی خاص هستند ؛ در این جا نیز این امر بر زنان سالخورده مصداق دارد و جاری است و روشن است که منظور از زینت های خود یعنی آن بخش هایی از اعضای بدن به جز قرص صورت و یا مچ دست به سمت انگشتان می باشد که حتی اگر به زینتی همچون طلا هم آراسته شده باشد باز پیدا نخواهد بود. پس حتی زنان سالخورده ی غیر امیدوار به امر نکاح نیز مکلف به مراعات این زینت ها میباشند. حال اگر هر چند که از حجم پوشش خود بکاهند و مثلن چادری بر سر ننمایند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا به آنچه که بندگان او و حتا مشمولین این آیه ی کریمه می گویند شنوا و داناست. و تمام این ها حتی برای زنان سالخورده ای که امیدی به ازدواج ندارند؛ اما باز لازم است که ضمن حفظ فروج خود، عفت را پیشه ی خود نمایند برای این است که خدای ناکرده کسی با وسوسه و این ها و یا دیدن این اعضا که زینت زن ها هستند به فکر فحشای زنا نیفتد و یا اینکه به آن نزدیک نشود، چه آنکه خدای یکتا در آیه ی 33 همین سوره فرموده بود که مومنینی که وسیله ی ازدواجشان فراهم نمی شود باید که عفت را مراعات نمایند که این آیه ی کریمه مرتبط با زنان سالخورده ی غیر امیدوار به امر ازدواج هم در طول همان آیه و دستور است مبنی بر اینکه این گروه لازم است که عفت خود را حفظ و زینت هایشان را بر غیر آن کسانی که در آیه ی 31 آمده است آشکار نسازند. مزید گفتار اینکه نگاهبانی بر فروج اعم از زن و مرد جای خود را برابر آیات 30-31 همین سوره یعنی نور دارد. و تمام اینها همانطور که گذشت همه و همه برای جلوگیری از هر گونه وسوسه ای برای نزدیک شدن به فحشای زنا می باشد.

61- لیس علی الاعمی حرج و لا علی الاعرج حرج و لا علی المریض حرج و لا علی انفسکم ان تأکلوا من بیوتکم او بیوت آبائکم او بیوت امهاتکم او بیوت اخوانکم او بیوت اخواتکم او بیوت اعمامکم او بیوت عماتکم او بیوت اخوالکم او بیوت خالاتکم او ما ملکتم مفاتحه او صدیقکم ج لیس علیکم جناح ان تأکلوا جمیعا او اشتاتا ج فإذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم تحیة من عندالله مبارکة طیبة ج کذالک یُبیّن الله لکم الآیات لعلکم تعقلون.

    این آیه ی کریمه می رساند که نه تنها بر افراد نابینا و گنگ و بیمار که حتا بر خود افراد نیز گناهی نیست که از خانه های خود و یا خانه های خویشان و بستگان و نیز از خانه های دوستان و خانه هایی که کلید آنها در دست آدمی است به صورت جمعی یا انفرادی غذا تناول کنند؛ بلکه آنچه اهم است این می باشد که مومنین وقتی وارد خانه ای شدند لازم است که بر خودشان سلام کنند که این امر همانا یک تحیتی فرخنده و پاکیزه از سوی خدای یکتاست. و خدای یکتا آیاتش را اینگونه بیان می فرماید باشد که مومنین خرد بورزند.

    با توجه به آیه ی 27 همین سوره یعنی نور، نه تنها مشخص می شود که مومنین باید به هنگام ورود به هر خانه ای آن هم پس از اجازه ی صاحب خانه بر اهل آن سلام کنند که حتا برابر بخش اخیر این آیه ، لازم است به هنگام ورود به خانه ای اعم از اینکه از خودش باشد یا خویشانس و یا دیگران، نخست بر خود سلام کنند که این امر اهمیت و تاثیر امر سلام را میرساند. که می تواند شاید سلامت نفس را بدنبال داشته باشد –والله اعلم-، چه آن که سلام نام خدای یکتاست و در قرآن کریم از آن ذکر به میان آمده است. کتابی که به بیان روشن خداوندی اگر بر کوه نازل می شد از خشیت الاهی فروتن و خاشع می شد: « لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرأیته خاشعا متصدعا من خشیة الله ج و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون. هو الله الذی لا اله الا هو ص عالم الغیب و الشهادة ص هو الرحمن الرحیم. هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر ج سبحان الله عما یشرکون. هو الله الخالق الباریء المصور ص له الاسماء الحسنی[1] ج یسبح له ما فی السماوات و الارض ص و هو العزیز الحکیم. ( 21-24 حشر ) . »     

      اما پیرامون سلام و اهمیت و تاثیر آن اینکه باید یادآور شد که مرتبه ی این مقوله تا بدانجاست که خدای یکتا پس از تسبیح خود؛ بر فرستادگانش درود می فرستد و اینکه ستایش ویژه ی اوست از آن جهت که پروردگار جهانیان است را یادآور می شود: « سبحان ربک رب العزة عما یصفون. و سلام علی المرسلین. والحمدلله رب العالمین. (180-182 صافات) » . و این بدان معناست که مومنین نیز باید این گونه باشند و این آیه زمزمه ی آنها باشد. و همینطور است در این رابطه این آیه ی کریمه : « قل الحمدلله وسلام علی عباده الذین اصطفی[2] ق ءالله خیر اما تشرکون. (59 نمل) » . و باز جایگاه سلام تا بدانجاست که نمازهای واجب شبانه روز؛ بلکه هر نماز دیگری اعم از نماز شب و نمازهای واجب دیگر و نیز مستحبی؛ با این امر پایان می پذیرد[3]. هر چند که آغاز دیگر موارد مربوطه همچون دیدن پدر و مادر و کسان و دوستان و ... با سلام کردن است، چه آنکه خدای یکتا هم به این امر دستور داده است که وقتی به خانه ها وارد می شویم هم بر خود و هم بر اهل آن سلام کنیم. به هر جهت لازم است که بر روی آیات خداوندی خردمندی را پیشه ی خود نماییم.

   مرتبط با اینکه باکی و گناهی نیست که از این خانه ها غذا خورده شود مسلم است که منظور آنچه است که خدای یکتا بدان دستور داده است مبنی بر اینکه این خوردنی از پاک و پاکیزه ها باشد. امری که خدای یکتا در جایی برای مصون ماندن از وسوسه های شیطان به همه ی مردم اینگونه دستور می دهد : « یا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلالا طیبا و لا تتبعوا خطوات الشیطان ج انه لکم عدو مبین. انما یأمرکم بالسوء و الفحشاء و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون[4]. (168-169 بقره) ». // و در جایی دیگر مومنین را مخاطب قرار میدهد که اینگونه باشند: « یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم واشکروا لله ان کنتم ایاه تعبدون. (172 بقره ) و نه از غیر آن و به عبارتی از محرمات نباشد؛ آنچه که برای امم پیشین نیز حرام شده بوده است: « انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل به لغیرالله ص فمن الضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه ج ان الله غفور رحیم. (173 بقره با توجه به آیات 174- 176) ». // « فکلوا مما رزقکم الله حلالا طیبا واشکروا نعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون. انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیرالله به ص فمن الضطر غیر باغ و لا عاد فان الله غفور رحیم. ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علی الله الکذب ج ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون. متاع قلیل و لهم عذاب الیم. و علی الذین هادوا حرمنا ما قصصنا علیک من قبل ص و ما ظلمناهم ولکن کانوا انفسهم یظلمون. ( 114-119 نحل با توجه به آیات 111-122) . // « فکلوا مما ذکر اسم الله علیه ان کنتم بآیاته مؤمنین. و ما لک الا تأکلوا مما ذکر اسم الله علیه و قد فصل لکم ما حرم علیکم الا مااضطررتم الیه ق و ان کثیرا لیضلون بأهوائهم بغیر علم ق ان ربک هو اعلم بالمعتدین. وذروا ظاهر الاثم و باطنه ج ان الذین یکسبون الاثم سیجزون بما کانوا یقترفون. ولا تأکلوا ما لم یذکر اسم الله علیه و انه لقسق ق و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم ص وان اطعتموهم انکم لمشرکون. ( 118-121 انعام با توجه به آیات 121- 134) » . و بدینگونه است در این رابطه آیه ی 96 مائده با توجه به آیات 94- 95. چه اینکه خدای یکتا به فرستادگانش نیز اینگونه دستور داده بوده است که هم از پاکیزه ها بخورند و هم اینکه کارهای شایسته بکنند و بدانند که خدا به آنچه انجام میدهند داناست: «یا ایهاالرسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحا[5] ص انی بما تعملون علیم. (51 مومنون با توجه به آیات 52-61 ) ».   

    جان کلام اینکه هم باید از پاکیزه ها خورد و هم اینکه از هر گونه اسرافی و یا ریاضتی در این زمینه دوری نمود و اگر این مهم مرتبط با یک میهمانی بود لازم است که به هنگام وارد شدن به خانه ی میزبان ابتدا بر خود سلام کرد و بعد اهل خانه. والله اعلم. چه آنکه خدای یکتا مسرفین را دوست ندارد و در این رابطه بنی آدم را مخاطب قرار داده است و باز برخی محرمات را بیان فرموده است و اینکه تصریح فرموده است که او این نعمت ها را برای مومنین در دنیا قرار داده و در آخرت البته نیکوتر از اینها را. پس یک مومن نمی تواند که آنچه را خدا حلال گردانیده است بر خود حرام گرداند: « یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا و لا تسرفوا ج انه لا یحب المسرفین. قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق ج قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة ق کذالک نفصل الایات لقوم یعلمون. قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم والبغی بغیر الحق و ان تشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطاناً و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون. و لکل امة اجل ص فاذا جاء اجلهم لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون . (31-34 اعراف) » .   



[1] - و این بدان معناست که خدای یکتا فرموده است از این لحاظ شما او را به هر یک از این نامهای نیکو همچون الله و رحمان و ... می توانید بخوانید: « قل ادعواالله او اودعوا الرحمن ص ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی ج و لا تجهر بصلائک و لا تخافت بها وابتغ بین ذالک سبیلا. و قل الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی المک و لم یکن له ولی من الذل ص و کبره تکبیرا. ( 110-111 اسرا) . 

[2] - ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین. ذریة بعضها من بعض ق والله سمیع علیم. (33-34 آل عمران) .

[3] - السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته. السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .

[4] - پس روشن می شود که آنچه که تحت عنوان ریاضت و دوری از خوردنی ها و یا حتا بسنده کردن به اندکی خوراکی که در نظامهای عرفانی دنیا مرسوم بوده و یا میباشد برابر این آیه ی کریمه نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد چرا که هر کس از این امر تخلف کند در واقع دچار دام دشمن آشکار خود یعنی شیطان میشود. که هم او را به بدی و زشتی دستور می دهد و هم اینکه دستورش می دهد تا به خدای یکتا چیزی را نسبت بدهد و بگوید که نمی داند که خدای یکتا آنگونه که او تحت آموزه های عرفانی همچون وحدت وجود و تجلی و فنا و ... می گوید نیست. والله اعلم. باری؛ نخست باید گفت که برابر بخش پایانی آیه ی 33 سوره ی اعراف، گفتن چیزی در باره ی خدای یگانه که کسی نمی داند آن چیست از محرمات می باشد و دوم اینکه آنچه در این میان اهمیت دارد این است که مومنین بایسته است این آیات و در واقع تمام آیات خدا را هم بشنوند و فرمان ببرند و هم اینکه به همه ی مردم برسانند.

[5] - و این یعنی اهمیت انجام کارهای شایسته در دین اسلام و شرایع آن. که مومنین باید به تاسی از این کلام خدا و نیز پیروی از پیامبران و فرستادگان خدا اینگونه باشند و نه جز آن که تبعات خود را برای بدکاران در پی دارد.

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ