سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10211
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 64- ألا ان لله ما فی السماوات و الارض ص قد یعلم ما انتم علیه و یوم یرجعون الیه فینبئهم بما عملوا ق والله بکل شیءٍ علیم.

   و پایان بخش این سوره اینکه خدای یکتا می فرماید که آگاه باشید که آنچه که در آسمان ها و زمین است برای اوست و لذا چون چنین است پس او از همه چیز آن هم از جمله احوال بندگانش آگاه است و بنابراین هشدار می دهد که بدانید که او بر هر گرایش و یا بینش یا عملکردی که باشید داناست و در روزی که همه به سوی او باز می گردند، آنان را از اعمالشان که انچام می دادند با خبر خواهد کرد چرا که او بر هر چیز هم داناست.

    که مرتبط با اینکه خدای یکتا در آخرت بندگانش را نسبت به آنچه که بودند و عمل می کردند با خبر خواهد کرد باز می توان به این آیات کریمه اشاره کرد. یک مورد آنجاست که برخی از نصارا را مخاطب قرار می دهد: « و من الذین قالوا انا نصاری اخذنا میثاقهم فنسوا حظا مما ذکروا به فأغرینا بینهم العداوة و البغضاء الی یوم القیامة ج و سوف ینبئهم الله بما کانوا یصنعون.[1] ( 14 مائده با توجه به آیات 12-17) » . // و دیگری آنجاست که منافقین را مخاطب قرار می دهد: « یحذر المنافقون ان تنزل علیهم سورة تنبئهم بما فی قلوبهم ج قل استهزءوا ان الله مخرج ما تحذرون. و لئن سألتهم لیقولن انما کنا نخوض و نلعب ج قل أبالله و آیاته و رسوله کنتم تستهزءون. لا تعتذروا قد کفرتم بعد ایمانکم ج ان نعف عن طائفة منکم نعذب طائفة بأنهم کانوا مجرمین.[2] (64-66 توبه با توجه به آیات 61-70) . » // و دیگری آنجاست که مخالفان او و فرستاده اش مورد خطاب قرار می گیرند : « ان الذین یحادون الله و رسوله کبتوا کما کبت الذین من قبلهم ج و قد انزلنا آیات بینات ج و للکافرین عذاب مهین. یوم یبعثهم الله جمیعا فینبئهم بما عملوا ج احصاه الله و نسوه ج والله علی کل شیء شهید. [3](5-6 مجادله) ». // و مورد دیگر آنجاست که خدای یکتا می فرماید که مردم را از آنچه که با هم نجوا میکرده اند نیز آگاه خواهد ساخت و نتیجه اش را خواهد داد، پس مومنین برابر کلام مقدس الاهی باید بدانند که تنها میتوانند بر آنچه در حضور دیگران به نجوا بپردازند که بر پایه و با انگیزه ی نیکوکاری و پرهیزگاری باشد و نه با هدف گناه و دشمنی که این از کارهای شیطان است برای اینکه مومنین را پریشان خاطر سازد: « ألم تر ان الله یعلم ما فی السماوات و ما فی الارض ص ما یکون من نجوی ثلاثة الا هو رابعهم و لا خمسة الا هو سادسهم و لا ادنی من ذالک و لا اکثر الا هو معهم این ما کانوا ص ثم ینبئهم بما عملوا یوم القیامة ج ان الله بکل شیء علیم. ألم ترالی الذین نهوا عن النجوی ثم یعودون لما نهوا عنه و یتناجون بالاثم والعدوان و معصیت الرسول ص و اذا جاءوک حیوک بما لم یحیک به الله و یقولون فی انفسهم لولا یعذبنا الله بما نقول ج حسبهم جهنم یصلونها ص فبئس المصیر. یا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلا تتناجوا بالاثم و العدوان و معصیت الرسول و تناجوا بالبر و التقوی ص اتقوالله الذی الیه تحشرون. انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا و لیس بضارهم شیئا الا بأدن الله ج و علی الله فلیتوکل المؤمنون. (7-10 مجادله با توجه به آیات 11-13) » . // به هر جهت همانطور که گذشت باید دانست که تنها این خدای یگانه است که توبه را از بندگانش می پذیرد که همانا او توبه پذیر مهربان است و اینکه او به همه چیز اعم از نهان و آشکار داناست و روزی بندگانش را از آنچه که کرده اند آگاه خواهد ساخت همانگونه که مومنین نیز در این دنیا عاقبت اعمال افراد را خواهد دید که بدکاران چه سرانجامی به لحاظ زندگی و مرگ پیدا می کنند و نیکوکاران با چه سرانجامی زندگی می کنند تا مرگ راحت آنان را دریابد. به هر جهت باید به درگاه خدای یگانه توبه کرد که این تنها او است که توبه پذیر مهران است و نه کسی جز او : « ... ألم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده و یأخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم. و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون ص و ستردون الی عالم الغیب والشهادة فینبئکم بما کنتم تعملون. و آخرون مرجون لأمر الله اما یعذبهم و اما یتوب علیهم ق والله علیم حکیم. (104-106 توبه با توجه به آیات 97-103) » . [4]

    اما آنچه که اینچا مستند به کلام مقدس الاهی مرتبط با این موضوع لازم است یادآوری شود تا به عنوان اتمام حجتی برای همه مورد توجه و سامان قرار گیرد؛ اینکه خدای یکتا اوصاف زیانکارترین مردم را اینگونه تشریح می فرماید: « قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا. الذین ضل سعیهم فی الحیاة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا. اولائک الذین کفروا بآیات ربهم و لقائه فحبطت اعمالهم فلا نقیم لهم یوم القیامة وزنا. ذالک جزاؤهم جهنم بما کفروا واتخذوا آیاتی و رسلی هزوا.[5] (103-106 کهف). البته باید دانست که خدای یکتا نتیجه ی کار مومنین و کنندگان کارهای شایسته را نیز بیان فرموده است: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزلا. خالدین فیها لا یبغون عنها حولا.[6] ( 107-108 کهف) . » پس روشن می شود که بهشت بر اساس ایمان و اعمال صالح داده می شود و نه جز آن.

    پس در واقع باید با توجه به آیات روشن او بنده ی مخلص خدا بود و با اخلاص او و فرستاده اش را اطاعت کرد و به راستی و صدق دل به او و پیامبرش ص ایمان آورد و تصدیق آیات او کرد و از هر کاری که موجبات فحشا و فساد از جمله زنا را پدید می آورد باید دوری کرد و همینطور از ریا و تظاهر هم باید پرهیز نمود و ... چرا که او قادر بر هر کاری و دانای به همه ی امور است و همه چیز به سوی او باز می گردد. امید آن که از بندگان مومن او باشیم و از کنندگان کارهای شایسته و دعوت کننده ی به این امور به اذن حضرتش. انشاءالله آمین یا رب العالمین.

نتیجه گیری پایانی

    باری؛ باید پیروی آیات خدا را نمود که همه در کتاب خجسته ی قرآن است که تنها این امر به همراه تقوای الاهی است که رحمت الاهی را برای عاملین بدان بدنبال خود دارد : « و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه واتقوا لعلکم ترحمون[7]. (155 انعام با توجه به آیات151-157) » . و دانست که تنها این ایمان به آیات خدا و نه هیچ کلام دیگری است که هدایت را در پی خود دارد و از عذاب خدا می رهاند: « ان الذین لا یؤمنون بآیات الله لا یهدیهم الله و لهم عذاب الیم. انما یفتری الکذب الذین لا یؤمنون بآیات الله ص و اولائک هم الکاذبون. (104-105نحل» .  و باز باید دانست که کفر بعد از ایمان نیز عضب و عذاب خدا را برای مشمول امر به همراه دارد و این بدان معنی است که چنین کسانی زندگانی دنیا را بر آخرت برگزیده اند، امری که از هدایت خدا بی بهره می نماید و لذا مهر ختم بر دل و گوش و دیده ها می خورد و علاوه بر این موارد دنیوی؛ در آخرت نیز از زیانکاران می شود: « من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم عضب من الله و عذاب عظیم. ذالک بانهم استحبوا الحیاة الدنیا علی الاخرة و ان الله لا یهدی القوم الکافرین. اولائک الذین طبع الله علی قلوبهم و سمعهم و ابصارهم ص و اولائک هم الغافلون. لا جرم انهم فی الاخرة هم الخاسرون. (106-109 نحل).» . امری که خدای یکتا به مومنین می فرماید تا ایمان بیاورند به آنچه که دستور داده و بیان نموده که همانا کفر به این موارد یعنی خدا و فرشتگانش و کتابها و فرستادگانش و رستاخیز نتیجه ای جز گمراهی دور و بی بهره شدن از آمرزش و هدایت الاهی و رستگاری نخواهد بود : « یا ایها الذین آمَنوا آمِنوا بالله و رسوله و الکتاب الذی نزل علی رسوله و الکتاب الذی انزل من قبل ج و من کفر بالله و ملائکته و کتبه و رسله والیوم الاخر فقد ضل ضلالا بعیدا. ان الذین آمنوا ثم کفروا ثم آمنوا ثم کفروا ثم ازدادوا کفرا لم یکن الله لیغفر لهم و لا یهدیهم سبیلا. بشر المنافقین و بان لهم عذابا الیما.(136-138 نساء با توجه به آیات 135-140) ».

   و سخن آخر اینکه باید یادآوری و اذعان نمود که برای کلمات خدا هیچ پایانی نیست و دانست که رسول خدا نیز بشری مثل همه بوده با این تفاوت که به ایشان وحی می شده است و بنابراین هر کس که امیدوار لقای الاهی است باید که ضمن انجام کارهای شایسته، کسی را در پرستش برای خدا انباز قرار ندهد چرا که او یگانه است و این از رسالت های فرستادگانش بوده تا به مردم بگویند که خدایی جز او نیست: « قل لو کان البحر مداد لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا. قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد ص فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه احدا. (109-110 کهف). » پس باید ضمن پرهیزگاری، هر یک از مومنین برابر توان خود سخنان خدا را بشنوند و فرمان ببرند و انفاق از اموالشان نیز در راه خدا داشته باشند و بدانند که فرزندان و دارایی هایشان مایه ی آزمایش آنانند و نتیجه ی این اعمال بی هیچ کم و کاستی از سوی خدا برای خودشان است بنابراین مواظب نفس خود باشند تا از رستگاران گردند که همانا خدای یگانه دانای به نهان و آشکار امور است :« یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحذروهم ج و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحیم. انما اموالکم و اولادکم فتنة ج والله عنده اجر عظیم. فاتقوا الله ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیرا لانفسکم ج و من یوق شح نفسه فاولائک هم المفلحون. ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم و یغفر لکم ج والله شکور حلیم. عالم الغیب و الشهادة العزیز الحیکم. (14-18 تغابن) ». و دیگر اینکه به واسطه ی آیات الاهی دیگر امت ها را به سوی خیر بخوانند و امر به معروف و نهی از منکر کنند تا در زمره ی رستگاران باشند که اگر چنین شد از بهترین امت هایند که در این راه گام برداشته اند[8] : « ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ج و اولائک هم المفلحون. (104 آل عمران با توجه به آیات 102-108) » . که همانا آنچه در آسمان ها و زمین است برای خدا و بازگشت کارها نیز به سوی خدای یکتاست: « و لله ما فی السماوات و ما فی الارض ج و الی الله ترجع الامور. (109 آل عمران) ».

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین.

ضمن ستایش دوباره پروردگار جهانیان را و سپاس بیکران از او به خاطر این فضل و رحمتش؛ از پدر و مادرم و نیز همسر و فرزندان گرامی ام به خاطر دعاهای خیرشان و شکیبایی وصف ناپذیرشان در این زمینه تشکر دارم. ان شاءالله که موفق باشند. آمین یا رب العالمین.

14 آذر 1395



[1] - برگردان فارسی: و برخی از آنانکه گفتند ما به کیش عیسی هستیم از آنها عهد گرفتیم ( که پیرو کتاب و رسول خدا باشند) آنان نیز از آنچه پند داده شدند به خاطر فراموش کردنش نصیب بزرگی را از دست دادند ما هم ایشان را به کیفر عملشان آتش جنگ و دشمنی را تا قیامت میان آنها بر افروختیم و به زودی خدا آنها را بر عاقبت بد آنچه می باشند که می کنند آگاه خواهد ساخت.

[2] - برگردان فارسی: منافقان از آن روزی بترسند که خدا سوره ای بفرستد که آنچه درون ناپاک آنهاست بر آنان آشکار سازد. ای رسول بگو اکنون تمسخر کنید و خدا از آنچه می ترسید به سر شما خواهد آورد. و اگر از آنها بپرسید که چرا مسخره و استهزا می کنید پاسخ دهند که ما به شوخی و مزاح سخن راندیم. ای رسول به آنها بگو آیا با خدا و آیات او و رسولش تمسخر می کنید؟ پوزش نخواهید که عذرتان پذیرفته نیست که شما بعد از ایمان آوردن کافر شدید. اگر از برخی نادانان و ساده لوحان شما در گذریم، گروهی را نیز عذاب خواهیم کرد که مردمی بسیار بدکارند.

[3] - برگردان فارسی: آنان که با خدا و رسول او سخت مخالفت می کنند همانند کافرانی که پیش از آنان بودند به رو در آتش افتند و ما ( برای اتمام حجت مردم) آیات روشن فرو فرستادیم و برای کافران عذاب خوار کننده مهیاست. روزی که خدای یکتا همه را بر می انگیزد و آنان را از آنچه که انچام می دادند و خدای شمارش کرده و آنان فراموش نموده اند؛ آگاه خواهد ساخت. که همانا خدا بر هر چیزی گواه است. // پس باید مومنین در همه حال خدای یکتا را گواه اعمال خود بدانند.

[4] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 23-24 با توجه به آیات 20-26 سوره ی لقمان و مرتبط با سرانجام کسانی که بدون دانش و راهنمایی و کتاب روشن در باره ی خدا مجادله می کنند و بنابراین خدای یکتا آنان را از آنچه که بودند و انجام میدادند آگاه خواهد ساخت. پس نتیجه اینکه بدون این سه مقوله نباید در باره ی خدا و آیاتش با کسی مجادله کرد. البته خدای یکتا در آیه ی 22 همین سوره نتیجه ی کار مسلمان نیکوکار را نیز بیان فرموده است که همانا برخورداری از تمسک به قرآن می باشد. والله اعلم

[5] - برگردان فارسی: به امت بگو که می خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازم. زیانکارترین مردم آنان هستند که عمرشان را در راه دنیای فانی تباه کردند و به خیال باطل می پنداشتند که نیکوکاری می کنند. همین گروهند که به آیات پروردگارشان و ملاقات او کافر شدند پس اعمالشان همه تباه گشته و روز قیامت آنها را هیچ وزن و ارزشی نخواهیم داد. اینان چون کافر شده و آیات و فرستادگانم را به استهزا گرفتند بنابراین دوزخ کیفر کارشان می باشد.

[6] - برگردان فارسی: همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند در بهشت فردوس منزل خواهند یافت. همیشه در آن بهشت منزل یافته و هر گز از آنجا انتقال نخواهند یافت.

[7] - برای دانستن اینکه چرا باید تنها پیروی آیات خدا را نمود؟ باید گفت از آن جهت که یکی از دلایل آن این است که کتاب قرآن ، برخوردار از تصدیق و تفصیل است . یعنی تصدیق کتب الاهی پیشین و تفصیل تمام امور در هر زمانی و مکانی برای همه ی مردم در هر سرزمینی.که در این زمینه می توان به آیات 37- 44 سوره ی یونس اشاره کرد.

[8] - 10 آل عمران.

 


  

 

 39- والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعة یحسبه الظمئان ماءً حتی اذا جاءهُ لم یجده شیئا و وجدالله عنده فوفاه حسابه ق والله سریع الحساب.

     خداوند یکتا در آیه ی قبل نتیجه ی کار کسانی را که مشمول آیه ی 37 با توجه به آیه ی 36  این سوره یعنی نور بودند را بیان فرموده مبنی بر اینکه چنین کسانی از نیکوکاران به شمار آمده و می آیند. در واقع خدای یکتا تصریح فرموده است که ذکر الله را گفتن و نماز را بر پا داشتن و زکات را دادن و از روز دیگر ترسیدن در عین اشتغال داشتن و در جامعه و با جمع بودن به لحاظ داد و ستد کردن و اینها؛ همه و همه از مصادیق و نمودهای نیکوکاری است که خدای یکتا بابت همه ی اینهاست که پاداش بهتر به عاملین آنها می دهد و از فضلش بر آنها می افزاید و روزی بی شمارشان می دهد. امری که خدای یکتا در سوره ی لقمان نیز بدان اشاره فرموده است که محسنین و نیکوکاران چه کسانی و با چه ویژگی هایی هستند : « بسم الله الرحمن الرحیم. الم. تلک آیات الکتاب الحکیم. هدی و رحمة للمحسنین. الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم بالاخرة هم یوقنون. اولائک علی هدی من ربهم ص و اولائک هم المفلحون. (1-5 لقمان) » .

     اما خدای یکتا در این آیه ی کریمه یعنی آیه ی 39 نتیجه ی کار کفار را و کسانی را که آن کارهای نیکو را انجام نمی دهند را بیان می فرماید مبنی بر اینکه کارهای آنان همانند یک سراب می ماند به نحوی که یک فرد تشنه آن را آب می پندارد و به سوی آن شتابان می رود اما وقتی به آنجا می رسد آبی نمی یابد و در نهایت اینکه چنین کسی از کافرین تنها خدا را ناظر بر اعمال خود می یابند؛ خدایی که یکتاست و حسابرس اعمال همه و لذا خیلی زود به حساب هر کس از آنان بر اساس زود حسابرسی اش خواهد رسید.

    نتیجه اینکه نباید نسبت به موارد آمده در آیه ی 37 یعنی همان فرایض دین و اصل دین که ذکر خدا و نماز و زکات و معاد باشد حالت غفلت داشت بلکه باید عامل بدانها بود تا در زمره ی نیکوکاران باشیم. ان شاءالله.

40- او کظلمات فی بحر لجی یغشاه موج من فوقه موجٌ من فوقه سحاب ج ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج یده لم یکد یراها ق و من لم یجعل الله له نوراً فما له من نور.

   و در ادامه ی آیه ی قبل؛ خدای یکتا می فرماید که باز نتیجه ی کارهای کفار و ناسپاسان همانند این است که گوئیا در تاریکی هایی از دریای عمیق هستند که خروشان است و موجی بالای موجی آن دریا را بپوشاند و بالای آن ابری آید که تاریکی ها بر فراز یکدیگر قرار گیرند و هنگامی که چنین کافری دستش را بیرون می آورد چیزی را نمی تواند ببیند. چرا که وقتی خدای یکتا برای کسی نوری قرار ندهد؛ نتیجه این می شود که برایش نوری نخواهد بود تا بدان وسیله راه یابد و از تاریکی های نادانی و گمراهی بیرون رود.

    نتیجه اینکه انسان در پرتو نور است که راهنمایی می شود و چیزها را می شناسد و ... اینکه این خدای یکتاست که نور را برای راهنمایی شدن جن و انس قرار می دهد چرا که همانطور که در آیه ی 35 گذشت و باور ما نیز می باشد این تنها خداست که نور آسمان ها و زمین است و مورد دیگر اینکه برای برخورداری از این نور نباید از ناسپاسان و کفار بود. پس باید از خدا بخواهیم که باز ما را در زمره ی کسانی قرار دهد که به واسطه ی نور او راهنمایی می شوند که همانا مصداق نور او که برای همه ی مردم است و بدان وسیله می توان راه راست را یافت و بدان سو راهنمایی شد؛ تنها و تنها قرآن کریم است که بر حضرت محمد ص فرو فرستاده شده است[1] که مصدق کتب پیشین است و تفصیل برای تمام امور و رحمتی برای گروه مومنین و نه کتاب و یا کلامی جز آن : « لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب ق ما کان حدیثا یفتری ولکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کل شیء و هدی و رحمة لقوم یؤمنون. (111 یوسف) ».    

41- ألم تر ان الله یسبح له من فی السماوات و الارض و الطیر صافات ص کل قد علم صلاته و تسبیحه ق والله علیم بما یفعلون.

    مخاطب خاص این آیه پیامبر مکرم اسلام است که خدای یکتا از وی پرسیده است آیا ندیدی که هر که در آسمان ها و زمین است و نیز مرغان که در هوا پر می گشایند همه به تسبیح الله مشغولند و همه ی آنها نماز و تسبیحشان را در این رابطه می دانند و خدا به آنچه می کنند داناست؟

    ننتیجه ی این مخاطب قرار گرفتن نخست اینکه شاید این امر به معراج پیامبر مکرم اسلام ص بر گردد که در این سیر همه ی این موارد را دیده باشد. (والله اعلم) . اما آنچه از این آیه ی کریمه بر می آید اینکه همه چیز از آفریده ها از مجرد و محسوس و جاندار و بی جان تسبیح خدای یکتا می گویند و نماز می خوانند و به طور کامل هم بر این دو مقوله واقفند. پس برآیند این بحث ضمن نظرداشت این نکته که همه چیز به تسبیح خدای یکتا مشغول است؛ اینکه همه ی این آفریده ها " نماز " نیز می خوانند و لذا می شود پی برد که امر نماز فقط مخصوص انسان و بر او تنها فرض نیست و بنابراین لازم است که این آفریده ی خدا یعنی جانشین او در زمین نیز این مقوله و فریضه را بداند و خوب به جا آورد و این خود دلیلی است بر اینکه نه تنها مومنین نمی توانند نماز را تضییع نمایند یا در خواندنش کوتاهی نمایند بلکه کسی هم نمی تواند که آن را تعطیل نماید. و دیگر اینکه پی برده می شود که چرا خدای یکتا این همه بر فرع نماز و این فریضه بر مومنین تاکید می فرماید، آری از آن جهت که نماز فراگیر همه ی آفریده های خدا در هر زمان و مکانی است. « ألم تر ان الله یسجد له من فی السماوات و من فی الارض و الشمس و القمر و النجوم و الجبال و الشجر و الدواب و کثیر من الناس ص و کثیر حق علیه العذاب ق و من یهن الله فما له من مکرم ج ان الله یفعل ما یشاء . (18 حج با توجه به آیات 19-25 ). »   

42- و لله ملک السماوات و الارض ص و الی الله المصیر.

    هم اکنون شاید این سوال پیش بیاید که چرا و چگونه است که همه چیز در آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است و حتا پرندگان هوا تسبیح او را می گویند و نماز خود را در این زمینه می دانند؟ روشن است پاسخ را باید در این آیه جست و گفت این تسبیح و نماز از این جهت است که پادشاهی آسمان ها و زمین برای خدای یکتا یعنی همان " الله " است و در واقع خدایی جز او در آسمان ها و زمین نیست : « و هوالله فی السماوات و فی الارض یعلم سرکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون. (3 انعام) » .خدایی که بازگشت همه به سوی اوست و بنابراین آدمی نیز به عنوان جانشین خدا هم باید به تسبیح برای او بپردازد و هم نماز را به پا دارد و هم اینکه بداند که اگر مومن باشد یا کافر و مشرک ، به هر جهت بازگشتش همانند سایر موجودات به سوی خدای یگانه است و البته که در آن سرا نتیجه ی اعمالش را خواهد دید. اگر از کنندگان کارهای بد باشد جزایی همانند آن خواهد دید، اما اگر از مومنین و کنندگان کارهای شایسته باشد نتیجه ی خوب می بیند؛ خواه زن باشد یا مرد: « من عمل سیئة فلا یجزی الا مثلها ص و من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فاولائک یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب. (40 غافر) ». به هر جهت باید دانست که خدای یکتا در امان ماندن از هراس سرای دیگر را در آوردن نیکوکاری ها می داند و نه انجام کارهای بد: « من جاء بالحسنة فله خیر منها و هم من فزع یومئذ آمنون. و من جاء بالسیئة فکبت وجوههم فی النار هل تجزون الا ما کنتم تعملون. (89-90 نمل) » .  

43- ألم تر ان الله یزجی سحابا ثم یؤلف بینه ثم یجعله رکاماً فتری الودق یخرج من خلاله و ینزل من السماء من جبال فیها من بردٍ فیصیب به من یشاء و یصرفه عن من یشاء ص یکاد سنا برقه یذهب بالابصار.

    اینکه خداوند یگانه در این آیه ی کریمه پس از اثبات اینکه همه چیز به تسبیح او مشغولند چرا که پادشاهی آنها از آن اوست و بازگشت شان نیز به سوی او؛ ثابت می کند که یگانه است و لذا با آوردن آیه ای پیرامون آنچه که محسوس است باز این امر را اثبات می نماید. یعنی بیرون آوردن باران یا تگرگ از ابرهای انباشته و ضرر رساندن به برخی افراد و بازداشتن افرادی دیگر از این ضرر که به نوعی از این دوگونگی امر می شود پی به یگانگی خدا برد که یگانه ای هست و باید باشد که چنین اراده کند تا مردم عبرت گیرند و با تفکر و تعقل پی به وجود مقدس او که یگانه است ببرند. چرا که همه ی اینها می رساند که سخن و قول خداوند با فعل و رفتار او یکی است.

   به عبارت دقیق تر یک همخوانی و سازگاری میان آیات فعلی خدا یعنی همان آفرینش او و آیات قولی یا گفتاری او که همه در قرآن کریم است وجود دارد که باید همه را از فضل و رحمت الاهی دانست از آنها درس گرفت و بر ایمان خود افزود و از نیکوکاران بود که همانا همه ی این آیات برای هدایت یافتن است تا اینکه انسان به همراه جن خدای یگانه را بپرستد. چرا که این دو گروه برای همین هدف آفریده شده اند: « و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. (56 ذاریات) ».  

    البته باید دانست که تفاوت آیات فعلی و قولی خدای یکتا یکی در این است که آیات فعلی او بر آیات قولی اش تقدم دارد و دوم اینکه در آیات قولی خدای یکتا بر خلاف آیات فعلی اش تغییر و دگرگونی نیست یعنی کتب الاهی از جمله قرآن کریم را هرگز دگرگونی و نیستی در بر نمی گیرد در حالی که همه چیز از آفریده ها یا همان آیات فعلی خدا را همانگونه که می بینیم فرسایش و مرگ و نابودی در بر می گیرد .  

44- یقلب الله الیل و النهار ج ان فی ذالک لعبرة لاولی الابصار.

   و اینکه خدای یگانه علاوه بر این ها گرداننده ی شب و روز نیز هست که همانا این مهم برای صاحبان دیده ها مایه ی پند و عبرت است. چرا که او در واقع آفریننده ی شب و روز نیز هست پس باید در آن و اختلاف آن اندیشه نیز نمود و خردمندی و پرهیزگاری پیشه کرد:« ان فی خلق السماوات و الارض واختلاف الیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لآیات لقوم یعقلون. (164 بقره).[2] »   // « ان فی اختلاف الیل و النهار و ما خلق الله فی السماوات و الارض لآیات لقوم یتقون . (6 یونس) » . و افزون بر این امر اینکه باید دانست که در حقیقیت اختلاف شب و روز برای خدای زنده کننده و میراننده است و از این جهت می باشد که باید در این آیات خرد ورزید: « و هوالذی یحی و یمیت و له اختلاف الیل و النهار ج افلا تعقلون. (80 مومنون). »

    اگر دقیق شویم خواهیم دید که وقتی خدای یکتا می فرماید که در این گرداندن شب و روز و یا آنگونه که در جایی دیگر می فرماید وارد کردن آنها بر یکدیگر[3] یک عبرتی برای صاحبان دیده ها و ... است این بدان معناست که هر فرد انسانی که به رشد رسیده است لازم است که با دیدن این امور بر روی آنها اندیشه نماید و خرد بورزد و به واسطه ی زوج بودنشان همچون شب و روز پی به یگانگی خدا ببرد چرا که شب و روز نه تنها دو تاست که به لحاظ تاثیر گذاری هم یکسان نیستند. چرا که روز، همراه با نور است و ما در آن موجوداتِ متنوع و کثیر برخوردار از زوجیت را می بینیم؛ نر و ماده/ جان دار و بی جان/ خشکی و تری/ زمین و آسمان/ کشش و رانش /   و ... لذا همه ی این بدیهیات یعنی اینکه این زوجیت ها به یک یگانگی ختم می شود. امور زوج گونه ای که همه آفریده ی خداست، حتی امور معنوی همچون علم و جهل / کفر و ایمان و ... : « سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون. (36 یاسین) ».  و لذا باید از این زوجیت ها به سوی خدای یگانه گریخت : « و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون. ففروا الی الله ص انی لکم منه نذیر مبین. (49-50 ذاریات) ». اما شب؛ هر چند مایه ی آرامش است اما هر چه تاریکی بیشتر باشد و انسان تنها تر؛ به همان نسبت نیز بیشتر می ترسد و بالاتر از این ها اینکه در تاریکی شب چیزی دیده نمی شود تا انسان بخواهد دانشی پیرامون چیزی به دست آورد و ... لذا چون همه ی این موارد را ما حتا با گردش شب و روز می بینیم باید که از آن پند گیریم . پی به یگانگی خدا ببریم و در جهت پرستشش بکوشیم که خدایی جز او نیست .

    باری خدای یکتا پیرامون شب و روز ضمن سوگند یاد کردن از آنها طی آیاتی در سوره هایی همچون شمس و لیل و ضحی سخن به میان آورده است.



[1] - آیات 52- 53 شورا .

[2] - و همینطور است در این رابطه آیات 190 آل عمران با توجه به آیات 189- 198 و نیز آیه ی 5 سوره ی جاثیه. که همانطور که از متن این آیات بر می آید خدای یکتا با بیان فرو فرستادن آب از آسمان و زنده کردن زمین مرده با آن با انواع روییدنی ها، می خواهد تا برای خردمندان اثبات نماید که در تمام این تغییرات و اختلاف ها از پدیده ها که می بینیم؛ همه و همه بیانگر این موضوع است که رستاخیز که تنها دانش آن نزد او است روزی بر پا خواهد شد. پس باید ضمن خردورزی در این آیات از این مهم درس گیرند و هر کس از مردم از انکار و یا اعراض از این روز با توجه به آین آیات فعلی و قولی خداوند بپرهیزد.

[3] - یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ هُوَ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (6 حدید) . //  تولِجُ الَّیلَ فی النَّهارِ وتولِجُ النَّهارَ فى‏الَّیلِ وتُخرِجُ الحَی مِنَ المَیِّتِ وتُخرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَی وتَرزُقُ مَن تَشاءُ بِغَیرِ حِساب (27    آل عمران).

 

 


  

 

 37- رجالٌ لا تلهیهم تجارةٌ و لا بیع عن ذکرالله و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار.

   در ادامه ی آیه قبل اینکه، خدای یکتا در این آیه ی کریمه می فرماید که آن خانه ها چه خانه هایی و با چه افرادی هستند؛ آری خانه هایی که مردانی در آن هستند که نه تنها کار تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خدا و بر پا داشتن نماز و پرداختن زکات باز نمی دارد؛ بلکه آنان از روزی هم که رستاخیز و سرای دیگر باشد و در آن روز دل ها و دیده ها بر می گردد و منقلب می شود هراسانند.

    و تمام این ها یعنی اینکه نه تنها امر تجارت و خرید و فروش به عنوان کارها و تلاش روزانه هیچ منعی در دین ندارد؛ بلکه آنچه مهم است این می باشد که یک مومن هر گز آنقدر سرگرم این امور نمی شود که هم از ذکر خدا یعنی " الله " باز بماند و هم اینکه از خواندن نماز و پرداختن زکات غافل شود. و از جنبه ی دیگر می توان به اهمیت اینکه مومنین فقط باید ذکر خدا را بگویند و فرایض نماز و زکات را به جا آورند روشن می شود. چه آنکه تنها با ذکر خداست که دل ها آرامش می یابد: « الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله ق الا بذکرالله تطمئن القلوب. (28 رعد) » . و چه اینکه برای نمونه با تمسک به کتاب قرآن و همین طور بر پا داشتن نماز است که فرد در زمره ی شایسته کارانی قرار می گیرد که خدای یکتا پاداش آنان را از بین نمی برد : « والذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلاة انا لا نضیع اجر المصلحین. (170 اعرافبا توجه به آیه ی 169 ) » . و چه اینکه کسی مشرک نیست که از جمله صفاتش این است که در کنار ایمان به آخرت، زکات نیز می پردازد : « قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فاستقیموا الیه واستغفروه ق و ویل للمشرکین. الذین لا یؤتون الزکاة و هم بالاخرة هم کافرون. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم اجر غیر ممنون. ( 6-8 فصلت ) ».

    اما مورد دیگر اینکه چنین مردانی در کنار انجام این فرایض و فروع دین به اصل معاد نیز ایمان و یقین دارند؛ یعنی از آن روز و عذاب و هول و هراس های آن می ترسند. یعنی فقط تجارت نمی کنند و فقط نماز نمی خوانند و زکات نمی دهند؛ بلکه کاملن این امور را نیز مد نظر دارند که در کار تجارت و خرید و فروش های خود هیچ وقت نباید دسیسه کنند و یا کالایی را برای گران تر فروختن نباید احتکار کنند و یا کم فروشی نکنند و جنس نا مرغوب را به جای مرغوب نفروشند و یا کالای بی کیفیت و یا با کیفیت پایین تولید نکنند و در تولیدات خود مواد نا مرغوب و مضر به کار نبرند و در معاملات خود سوگند نا بجا نخورند و ... در واقع خدای یکتا را ناظر و شاهد اعمال خود می دانند و خوب می دانند که اگر این کارهای ناشایست و ناروا را انجام دهند، بنابراین باید در سرای دیگر یعنی رستاخیز که یکی از روزهایش این است که در آن دل ها و دیده ها بر می گردد پاسخگوی این اعمال بد خود باشند؛ پس چنین مردانی می آیند و ضمن معامله و کار بازرگانی کردن؛ ذکر خدای را می گویند و نماز هم می خوانند و زکات هم می پردازند و به سرای دیگر هم ایمان و باور دارند که هر کس بار خود را بر می دارد و لذا بدنبال این است که پی می برند آری برای آرامش دل باید تنها ذکر خدای یگانه را گفت و برای مصون ماندن از هر گونه فحشا و منکری که از کارهای شیطان است باید نماز خواند و برای پاکیزه شدن مال و جلوگیری از شرک باید زکات آن را نیز پرداخت، که همانا این ها در کنار ایمان و یقین به آخرت است که هم انسان از کسانی می شود که از روز دیگر و عذاب آن می ترسد و رو به کارهای بد نمی برد و هم اینکه از کسانی می شود که توفیق این را می باید که می تواند خانه اش جزو خانه هایی شود که خدای یکتا اجازه داده که در آن ها نامش و یادش بلند کرده شود و بالا برود.

    به عبارت دیگر هر کس که می خواهد که مصداق آیه ی 36 مذکور باشد باید که به عنوان یک مومن بدانچه که در آیه ی 37 آمده است باور داشته و پایبند باشد؛ چه آنکه همانطور که برای برخورداری از نور الاهی برای هدایت یافتن نیاز به این بود که از آیات روشن الاهی پیروی شود؛ به همین طریق نیر برای اینکه کسانی از مردم و یا مومنین بتوانند که از آنانی باشند که خدا اجازه داده و یا می دهد که یاد و نام او در آن خانه ها بشود و بالا برود لازمه اش این است که به آیات روشن او دست کم مرتبط با آیات این سوره یعنی نور تا این جا گوش فرا داده و فرمان برده شود و گرنه خدای ناکرده بی اعتنایی به تمام آیات خدا از جمله آیات این سوره ی روشنی بخش و یا اعراض از آنها و یا خود را به نشنیدن زدن ها؛ نتیجه اش چیزی نیست جز اینکه نه تنها چنین کسی یا کسانی از نور الاهی برای هدایت برخوردار نمی شوند بلکه خانه هایشان نیز مجال و اجازه ی این را از سوی خدای یگانه نمی یابند که محلی برای بلند شدن یاد و نام خدای یکتا باشد. به عبارت دقیق تر و روشن تر اینکه تنها پیروی آیات خداست که هدایت و رستگاری را برای همه از جمله مومنین در پی دارد و نه جز آن.

    باری؛ امید اینکه خدای یکتا خانه ی هر یک از مومنین به خود یعنی "الله" و کافرین به طاغوت را از آن خانه هایی قرار دهد که در آن یاد و نام او یعنی همان "الله" بلند می شود تنها به تسبیح او در بامدادان و شامگاهان سرگرم و مشغول می باشند. آمین یا رب العالمین. که همانا رستگاری در این یاد و نام است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. و بزرگی برای این نام است که بایسته ی یاد کردن است : الله اکبر . که این نام و یاد آن می رساند که خدایی جز او نیست : لا اله الا الله. و ...

38- لیجزیهم الله احسن ما عملوا و یزیدهم من فضله ق والله یرزق من یشاء بغیر حساب.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه علت این امر را بیان می فرماید که چرا تاکید بر اینکه ذکر او گفته شود و نماز خوانده شود و زکات داده شود و از سرای دیگر در عین انجام اموری همچون تجارت و بیع ترسیده شود؛ آری از آن جهت که خدای یکتا، عاملین به چنین کارهایی را بهتر از آنچه که می کردند پاداش دهد و از فضلش بر آنان بیفزاید. و خداوند به هر کس که بخواهد روزی بی حساب می دهد.

    نتیجه ی این آیه ی کریمه اینکه مومنین باید بدانند که آنچه که باعث روزی بی حساب خداوندی و افزایش پاداش برای آنان از سوی خدای یکتا می شود اعمال نیک و مراعات موارد مرتبط هنگام تجارت و خرید و فروش، با ایمان به اصول و انجام فروع دین است و نه جز آن.

    و دیگر اینکه آنچه که از این سه آیه ی اخیر بر می آید اینکه اولن سخن بر سر خانه های افراد است و اینکه باید در این خانه ها ذکر خدا گفته شود و نام او برده شود و نه جز او و اینکه در این خانه ها همانطور که اشتغالات روزمره هست باید در عین حال، فرایض نماز و زکات نیز به جا آورده شود و اصل معاد نیز مد نظر و ممتد باشد. یعنی این فرایض و اصل هیچ وقت نباید تعطیل و یا تضییع یا فراموش شود. تا فرد عامل بدان نتایج دنیایی و آخرتی آن را که در این آیات بدان اشاره شده است از سوی خدای یکتا به فضل و رحمتش ببیند. دوم اینکه بامدادان و شامگاهان یعنی اوقاتی را که فرد مومن بیشتر در آنجا یعنی خانه است و لذا وقت زیادتری برای عبادت خداوند دارد؛ لذا به یاد و نام خدای یکتا و تسبیح او بپردازد چه آنکه طول روز برای کارهای روزمره است و جستن از فضل خدا و کار و کسب روزانه اعم از علمی و اقتصادی و ... سوم آنکه این تجارت و داد و ستدها و کارهای روزانه، مومنین و صاحبان خانه ها را از ذکر خدا و تسبیح او و بردن نامش یعنی " الله " و نیز بر پاداشتن نماز و دادن زکات و یاد قیامت باز نمی دارد. و این بدان معنی است که تنها این سه مورد است که باعث می شود تا انسان بتواند تسبیح خدا را در بامدادان و شامگاهان بگوید و نه ذکری غیر از " الله ". و دیگر اینکه با نماز و زکات و یاد رستاخیز است که در ادامه ی ذکر خدا می شود به این مهم رسید تا خداوند اجازه دهد در خانه های مورد نظر نام او بلند و ذکر او گفته شود. در واقع باید تنها به تسبیح او یعنی " الله " در آن خانه ها در بامدادان و شامگاهان مشغول بود زیرا که روز برای کارهای روزمره در کنار البته نمازهای روزانه است. و چهارم اینکه رجال در این جا یعنی آیه ی سی و هفت می تواند که شامل مرد و زن هر دو باشد، چه آنکه اگر منظور از این واژه تنها مردان باشد و نه زنان و مردان مومن با یکدیگر، پس می شود گفت که به نوعی این ذکر الله و تسبیحش و نماز و زکات و یاد قیامت بودن از زنان ساقط است در حالی که مومن یعنی کسی که به این اصول و فرایض دین باور داشته و پایبنند باشد. و پنجم  مرتبط با اینکه او به آن کسان از زنان و مردان مومن بابت اینکه تجارت و داد و ستد آنها را از ذکر خدا ، نماز و زکات باز نداشت، جزای بهتر از آنچه که می کردند و نیز روزی بی حساب می دهد؛ می شود گفت این بدان معنی است که تنها با این امور و پس از تمام اینها ترسیدن از روز قیامت، که ا نسان در آن باید پاسخگوی اعمالش و دیدن نتیجه ی آنها باشد، است که مومن می تواند هم ذکر خدا را بامداد و شامگاه بگوید و هم اینکه از فضل خداوند و روزی بی حساب او بهره مند گردد و نه پرداختن مکرر به امور استحبابی. زیرا همانطور که در این آیات دیده می شود ، خداوند یکتا در خانه هایی با آن اوصاف است که این اذن و اجازه را می دهد تا یاد و نامش در آن بلند شود و از سوی دیگر پاداش بهتر در رابطه با عملکردهایشان بگیرند و مشمول فضل و روزی بی شمار خداوندی شوند[1]. در واقع باید از مستحبات کاست و تنها پیروی آیات خدا را کرد که همانا رسولان خدا نیز اینگونه بوده اند و به عنوان بیم دهنده ی آشکار، تنها پیروی آنچه را که به آنان وحی می شده است را می کرده اند و نه جز آن را و نیز اینکه هیچ ادعایی نداشته اند که می دانند که با مردم در سرای دیگر چه خواهد شد و این بدان معناست که کسی حق ندارد که به رسولان الاهی این نسبت را بدهد که آنان از اینکه خدای یگانه با ایشان و نیز مردم از مومنین و یا غیر آن چه خواهد شد آگاهند که همانا این مهم را خدای یکتا بر آن صحه گذاشته و بیان فرموده است : « قل ما کنت بدعا من الرسل و ما ادری ما یفعل بی و لا بکم ص ان اتبع الا ما یوحی الی و ما انا الا نذیر مبین. (9 احقاف) » . و اینکه مومنین لازم است که آنچه را انجام دهند که خدای یکتا بدان دستور داده و از آنچه دوری نمایند که خدای یکتا از آنها نهی نموده است[2] . اگر در پی این هستند که خانه هایشان آن اجازه را بیابد و از سوی دیگر از فضل و رحمت بیش از پیش الاهی برخوردار شوند و پاداش نیکو ببینند. پس باید فقط و فقط کتاب قرآن کریم و آیات آن سرلوحه ی زندگی مومنین برای کمال و رستگاری و ورود به بهشت و دانستن چند و چون بهره مندی از پاداش خداوند بابت اعمال قرار گیرد و نه کتابی و یا کلامی جز آن . و ششم اینکه انجام فرایض نماز و زکات هر گز در دین تعطیل بردار نیست و اینکه هیچ زمان نباید از یاد آخرت و روزهای آن در هر زمان و مکان و مرتبط با هر مسئولیتی نیز غافل شد. و هفتم اینکه با خواندن کتاب قرآن و خواندن نماز و نیز انفاق کردن در نهان و آشکار از آنچه که خدای یکتا روزی مان کرده است می توان به تجارتی سودآور که هیچگاه در آن زیانی نیست رسید : « ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یرجون تجارة لن تبور. لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله ج انه غفور شکور. ( 29-30 فاطر ) » . و هشتم برای دانستن اینکه چه تجارتی است که مومنین را از عذاب دردناک رهایی می بخشد باید باز به کلام مقدس الاهی تمسک جست : « یا ایهاالذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة نتجیکم من عذاب الیم. تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ج ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون. یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتهاالانهار و مساکن طیبة فی جنات عدن ج ذالک الفوز العظیم. و اخری تحبونها ص نصر من الله و فتح قریب ق و بشر المؤمنین.[3] (10-13 صف) » . و نهم اینکه خدای یکتا می پرسد که آیا جزای نیکوکاری جز نیکی است؟ « هل جزاء الاحسان الا الاحسان. (60 رحمان با توجه به تمام آیات این سوره) » .



[1] - « من جاء بالحسنة فله خیر منها ص و من جاء بالسیئة فلا یجزی الذین عملوا السیئات الا ما کانوا یعملون. 84 قصص . // هر کس که عمل نیک آرد پاداش بهتر از آن یابد و کسی که عمل بد کند جز به همان اعمال بدی که بوده و انجام داده مجازات نشود. » // « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ص و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لا یظلمون. (160 انعام ) . // هر کس کار نیکو کند او را ده برابر آن پاداش خواهد بود و کسی که کار بدی آرد پس کیفر آن همانند آن عمل بدش خواهد بود و بر آنها ستمی نخواهد شد.

    پس روشن می شود که خدای یکتا بابت کارهای شایسته و خوب است که هر کسی انجام دهد چند برابر آن را به عامل به آن کار خوب پاداش می دهد؛ اما در نزد خدای یکتا کیفر و عقوبت کار بد تنها همانند همان کار بد است و نه بیشتر. یعنی اگر کسی به کسی دیگر آسیبی بدنی و یا جانی رساند ، کیفر و مجازات آن عین همان خواهد بود که خدا بدان حکم کرده است. و بدیهی است که آنچه که خدای یکتا بابت کارهای بد افراد اعم از مومن و غیر مومن، کیفر می دهد؛ چه در دنیا باشد و چه آخرت جای خود را دارد که تنها خود او از آنها آگاه است. پس باید بدنبال کارهای خوب بود که این کارهای خوب و پاداش های مضاعف آن از سوی خداوند یکتاست که باعث می شود تا افراد زودتر پله های پیشرفت و کمال معنوی را طی نمایند و ...

[2] - 90 نحل .

[3] - برگردان فارسی : ای اهل ایمان آیا شما را به تجارتی سودمند که از عذاب دردناک رهایی تان بخشد دلالت نمایم؟ آن تجارت این است که به خدا و فرستاده ی او ایمان آورید و به مال و جان خودتان در راه خدا کوشش کنید. این کار اگر باشید که بدانید برای شما بهتر است. تا خدا گناهان شما را بیامرزد و در بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و در بهشت های عدن جاودانی منزل های نیکو عطا فرماید. این همان رستگاری و کامروایی بزرگ است. و باز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید نصرت و یاری خدا و فتح و پیروزی نزدیک و مژده ی رحمت به مومنین است.

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ