سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10207
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 59- و اذا بلع الاطفال منکم الحلم فلیستئذنوا کما استئذن الذین من قبلهم ج کذالک یبین الله لکم آیاته ق والله علیم حکیم.

    و در ادامه ی آیه ی قبل اینکه خدای یکتا به مومنین می فرماید که آنگاه که فرزندان شما به سن رشد و زمان احتلام رسیدند نیز لازم است که از شما اجازه ی ورود در این اوقات را بخواهند و البته این حکمی و نشانه ای روشن است که مرتبط با اقوام پیشین هم بوده است. و خدای یکتا هم آیاتش را برای شما مومنین اینگونه بیان می فرماید که همانا او دانای فرزانه و درست کردار است.

     و این بدان معناست که مرتبط با این گروه یعنی فرزندان به سن بلوغ شرعی رسیده باید که پدران و مادران به آنان این آموزش را بدهند و این آیه را برای آنان بخوانند و بدانان یاد دهند که باید وقتی به این سن رسیدند حتمن مراعات دستور خدای یکتا را بنمایند و بی اجازه وارد خوابگاه آنان نشوند. و البته وقتی خدای یکتا می فرماید که این مهم مرتبط با اقوام پیش از شما بوده است بدان معناست که این سنت لا یتغیر او بوده و می باشد و لذا پدران و مادران باید خود از قبل می دانسته اند و این آیه برایشان خوانده می شده و به همین طریق و به عنوان یک فریضه به آیندگان منتقل می کرده اند تا فرزندان بدانند که چه تکلیفی در رابطه با این حق پدر و مادر خود دارند.

   اما نتیجه ی حاصله از این آیات روشن و سراسر دانایی و فرزانگی یعنی آیات 58 و 59 این سوره ی روشنی بخش اینکه؛ نه تنها در این اوقات، همبستری زن و شوهر در عین آرامش و آسایش حقی برای آنان است؛ بلکه بالاتر و مهمتر از این ها این است که اگر خدای دانای فرزانه طی آیاتش از جمله این آیات که مرتبط با بحث است می فرماید که باید اهل خانه از زن و شوهر و یا در واقع و با قید اولویت پدر و مادر خود اجازه بگیرند به ویژه اینکه به حد بلوغ شرعی رسیده باشند ، این بدان معنا و منظور است که از بروز اندیشه و بدتر از آن افتادن به دام فحشایی همچون زنا آن هم با وسوسه های پی در پی شیطان جلوگیری شود. به عبارت دیگر یکی از عوامل جرقه خوردن و به سمت این فحشا رفتن، مراعات نکردن این مهم در خانه هاست که یا اتاقها مشترک است و یا اینکه اگر اتاق ها جداست اما فرزندان بدون دانش این امر و یا پایبندی بدان ناگاه برابر معمول وارد اتاق پدر و مادر خود می شوند که اگر خدای ناکرده به طور ناخواسته در حین مجامعت پدر و مادر وارد شوند؛ نتیجه اش چیزی جز شروع افکار شیطانی پیرامون این امر و اشتغالات ذهنی بعدی آن و ... نخواهد بود. پس باید به آیات خدا که آنها را به روشنی بیان فرموده است گوش فر داد و فرمان برد تا از بروز و یا خدای ناکرده شیوع فحشایی همچون زنا جلوگیری شود به نحوی که هر یک از پدر و مادر و یا فرزندان دست کم به حقوق خود در این زمینه آشنا باشند که این یکی از مراتب زندگی موفق و همراه با نیک بختی و سعادتمندی است.

60- والقواعد من النساء التی لا یرجون نکاحا فلیس علیهم جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة ص و ان یستعففن خیر لهن ق والله سمیع علیم.

    این آیه ی کریمه پیرامون زنان سالخورده ای است که دیگر امید به ازدواج ندارند؛ و اینکه اگر جامه های خود را تا آن حد که زینت هایشان آشکار نشود وا نهند بر آنان گناهی نیست؛ هر چند که اگر عفت پیشه کنند باز برایشان بهتر است، که همانا خدای یکتا شنوای داناست.

    چنانچه به آیه ی 31 همین سوره یعنی نور، که خطاب به زنان مومن است نگریسته شود مبنی بر اینکه موظف به حفظ فروج خود و نیز آشکار نکردن زینت های خود مگر در مواردی خاص هستند ؛ در این جا نیز این امر بر زنان سالخورده مصداق دارد و جاری است و روشن است که منظور از زینت های خود یعنی آن بخش هایی از اعضای بدن به جز قرص صورت و یا مچ دست به سمت انگشتان می باشد که حتی اگر به زینتی همچون طلا هم آراسته شده باشد باز پیدا نخواهد بود. پس حتی زنان سالخورده ی غیر امیدوار به امر نکاح نیز مکلف به مراعات این زینت ها میباشند. حال اگر هر چند که از حجم پوشش خود بکاهند و مثلن چادری بر سر ننمایند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا به آنچه که بندگان او و حتا مشمولین این آیه ی کریمه می گویند شنوا و داناست. و تمام این ها حتی برای زنان سالخورده ای که امیدی به ازدواج ندارند؛ اما باز لازم است که ضمن حفظ فروج خود، عفت را پیشه ی خود نمایند برای این است که خدای ناکرده کسی با وسوسه و این ها و یا دیدن این اعضا که زینت زن ها هستند به فکر فحشای زنا نیفتد و یا اینکه به آن نزدیک نشود، چه آنکه خدای یکتا در آیه ی 33 همین سوره فرموده بود که مومنینی که وسیله ی ازدواجشان فراهم نمی شود باید که عفت را مراعات نمایند که این آیه ی کریمه مرتبط با زنان سالخورده ی غیر امیدوار به امر ازدواج هم در طول همان آیه و دستور است مبنی بر اینکه این گروه لازم است که عفت خود را حفظ و زینت هایشان را بر غیر آن کسانی که در آیه ی 31 آمده است آشکار نسازند. مزید گفتار اینکه نگاهبانی بر فروج اعم از زن و مرد جای خود را برابر آیات 30-31 همین سوره یعنی نور دارد. و تمام اینها همانطور که گذشت همه و همه برای جلوگیری از هر گونه وسوسه ای برای نزدیک شدن به فحشای زنا می باشد.

61- لیس علی الاعمی حرج و لا علی الاعرج حرج و لا علی المریض حرج و لا علی انفسکم ان تأکلوا من بیوتکم او بیوت آبائکم او بیوت امهاتکم او بیوت اخوانکم او بیوت اخواتکم او بیوت اعمامکم او بیوت عماتکم او بیوت اخوالکم او بیوت خالاتکم او ما ملکتم مفاتحه او صدیقکم ج لیس علیکم جناح ان تأکلوا جمیعا او اشتاتا ج فإذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم تحیة من عندالله مبارکة طیبة ج کذالک یُبیّن الله لکم الآیات لعلکم تعقلون.

    این آیه ی کریمه می رساند که نه تنها بر افراد نابینا و گنگ و بیمار که حتا بر خود افراد نیز گناهی نیست که از خانه های خود و یا خانه های خویشان و بستگان و نیز از خانه های دوستان و خانه هایی که کلید آنها در دست آدمی است به صورت جمعی یا انفرادی غذا تناول کنند؛ بلکه آنچه اهم است این می باشد که مومنین وقتی وارد خانه ای شدند لازم است که بر خودشان سلام کنند که این امر همانا یک تحیتی فرخنده و پاکیزه از سوی خدای یکتاست. و خدای یکتا آیاتش را اینگونه بیان می فرماید باشد که مومنین خرد بورزند.

    با توجه به آیه ی 27 همین سوره یعنی نور، نه تنها مشخص می شود که مومنین باید به هنگام ورود به هر خانه ای آن هم پس از اجازه ی صاحب خانه بر اهل آن سلام کنند که حتا برابر بخش اخیر این آیه ، لازم است به هنگام ورود به خانه ای اعم از اینکه از خودش باشد یا خویشانس و یا دیگران، نخست بر خود سلام کنند که این امر اهمیت و تاثیر امر سلام را میرساند. که می تواند شاید سلامت نفس را بدنبال داشته باشد –والله اعلم-، چه آن که سلام نام خدای یکتاست و در قرآن کریم از آن ذکر به میان آمده است. کتابی که به بیان روشن خداوندی اگر بر کوه نازل می شد از خشیت الاهی فروتن و خاشع می شد: « لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرأیته خاشعا متصدعا من خشیة الله ج و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون. هو الله الذی لا اله الا هو ص عالم الغیب و الشهادة ص هو الرحمن الرحیم. هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر ج سبحان الله عما یشرکون. هو الله الخالق الباریء المصور ص له الاسماء الحسنی[1] ج یسبح له ما فی السماوات و الارض ص و هو العزیز الحکیم. ( 21-24 حشر ) . »     

      اما پیرامون سلام و اهمیت و تاثیر آن اینکه باید یادآور شد که مرتبه ی این مقوله تا بدانجاست که خدای یکتا پس از تسبیح خود؛ بر فرستادگانش درود می فرستد و اینکه ستایش ویژه ی اوست از آن جهت که پروردگار جهانیان است را یادآور می شود: « سبحان ربک رب العزة عما یصفون. و سلام علی المرسلین. والحمدلله رب العالمین. (180-182 صافات) » . و این بدان معناست که مومنین نیز باید این گونه باشند و این آیه زمزمه ی آنها باشد. و همینطور است در این رابطه این آیه ی کریمه : « قل الحمدلله وسلام علی عباده الذین اصطفی[2] ق ءالله خیر اما تشرکون. (59 نمل) » . و باز جایگاه سلام تا بدانجاست که نمازهای واجب شبانه روز؛ بلکه هر نماز دیگری اعم از نماز شب و نمازهای واجب دیگر و نیز مستحبی؛ با این امر پایان می پذیرد[3]. هر چند که آغاز دیگر موارد مربوطه همچون دیدن پدر و مادر و کسان و دوستان و ... با سلام کردن است، چه آنکه خدای یکتا هم به این امر دستور داده است که وقتی به خانه ها وارد می شویم هم بر خود و هم بر اهل آن سلام کنیم. به هر جهت لازم است که بر روی آیات خداوندی خردمندی را پیشه ی خود نماییم.

   مرتبط با اینکه باکی و گناهی نیست که از این خانه ها غذا خورده شود مسلم است که منظور آنچه است که خدای یکتا بدان دستور داده است مبنی بر اینکه این خوردنی از پاک و پاکیزه ها باشد. امری که خدای یکتا در جایی برای مصون ماندن از وسوسه های شیطان به همه ی مردم اینگونه دستور می دهد : « یا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلالا طیبا و لا تتبعوا خطوات الشیطان ج انه لکم عدو مبین. انما یأمرکم بالسوء و الفحشاء و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون[4]. (168-169 بقره) ». // و در جایی دیگر مومنین را مخاطب قرار میدهد که اینگونه باشند: « یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم واشکروا لله ان کنتم ایاه تعبدون. (172 بقره ) و نه از غیر آن و به عبارتی از محرمات نباشد؛ آنچه که برای امم پیشین نیز حرام شده بوده است: « انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل به لغیرالله ص فمن الضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه ج ان الله غفور رحیم. (173 بقره با توجه به آیات 174- 176) ». // « فکلوا مما رزقکم الله حلالا طیبا واشکروا نعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون. انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیرالله به ص فمن الضطر غیر باغ و لا عاد فان الله غفور رحیم. ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علی الله الکذب ج ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون. متاع قلیل و لهم عذاب الیم. و علی الذین هادوا حرمنا ما قصصنا علیک من قبل ص و ما ظلمناهم ولکن کانوا انفسهم یظلمون. ( 114-119 نحل با توجه به آیات 111-122) . // « فکلوا مما ذکر اسم الله علیه ان کنتم بآیاته مؤمنین. و ما لک الا تأکلوا مما ذکر اسم الله علیه و قد فصل لکم ما حرم علیکم الا مااضطررتم الیه ق و ان کثیرا لیضلون بأهوائهم بغیر علم ق ان ربک هو اعلم بالمعتدین. وذروا ظاهر الاثم و باطنه ج ان الذین یکسبون الاثم سیجزون بما کانوا یقترفون. ولا تأکلوا ما لم یذکر اسم الله علیه و انه لقسق ق و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم ص وان اطعتموهم انکم لمشرکون. ( 118-121 انعام با توجه به آیات 121- 134) » . و بدینگونه است در این رابطه آیه ی 96 مائده با توجه به آیات 94- 95. چه اینکه خدای یکتا به فرستادگانش نیز اینگونه دستور داده بوده است که هم از پاکیزه ها بخورند و هم اینکه کارهای شایسته بکنند و بدانند که خدا به آنچه انجام میدهند داناست: «یا ایهاالرسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحا[5] ص انی بما تعملون علیم. (51 مومنون با توجه به آیات 52-61 ) ».   

    جان کلام اینکه هم باید از پاکیزه ها خورد و هم اینکه از هر گونه اسرافی و یا ریاضتی در این زمینه دوری نمود و اگر این مهم مرتبط با یک میهمانی بود لازم است که به هنگام وارد شدن به خانه ی میزبان ابتدا بر خود سلام کرد و بعد اهل خانه. والله اعلم. چه آنکه خدای یکتا مسرفین را دوست ندارد و در این رابطه بنی آدم را مخاطب قرار داده است و باز برخی محرمات را بیان فرموده است و اینکه تصریح فرموده است که او این نعمت ها را برای مومنین در دنیا قرار داده و در آخرت البته نیکوتر از اینها را. پس یک مومن نمی تواند که آنچه را خدا حلال گردانیده است بر خود حرام گرداند: « یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا و لا تسرفوا ج انه لا یحب المسرفین. قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق ج قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة ق کذالک نفصل الایات لقوم یعلمون. قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم والبغی بغیر الحق و ان تشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطاناً و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون. و لکل امة اجل ص فاذا جاء اجلهم لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون . (31-34 اعراف) » .   



[1] - و این بدان معناست که خدای یکتا فرموده است از این لحاظ شما او را به هر یک از این نامهای نیکو همچون الله و رحمان و ... می توانید بخوانید: « قل ادعواالله او اودعوا الرحمن ص ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی ج و لا تجهر بصلائک و لا تخافت بها وابتغ بین ذالک سبیلا. و قل الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی المک و لم یکن له ولی من الذل ص و کبره تکبیرا. ( 110-111 اسرا) . 

[2] - ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین. ذریة بعضها من بعض ق والله سمیع علیم. (33-34 آل عمران) .

[3] - السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته. السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .

[4] - پس روشن می شود که آنچه که تحت عنوان ریاضت و دوری از خوردنی ها و یا حتا بسنده کردن به اندکی خوراکی که در نظامهای عرفانی دنیا مرسوم بوده و یا میباشد برابر این آیه ی کریمه نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد چرا که هر کس از این امر تخلف کند در واقع دچار دام دشمن آشکار خود یعنی شیطان میشود. که هم او را به بدی و زشتی دستور می دهد و هم اینکه دستورش می دهد تا به خدای یکتا چیزی را نسبت بدهد و بگوید که نمی داند که خدای یکتا آنگونه که او تحت آموزه های عرفانی همچون وحدت وجود و تجلی و فنا و ... می گوید نیست. والله اعلم. باری؛ نخست باید گفت که برابر بخش پایانی آیه ی 33 سوره ی اعراف، گفتن چیزی در باره ی خدای یگانه که کسی نمی داند آن چیست از محرمات می باشد و دوم اینکه آنچه در این میان اهمیت دارد این است که مومنین بایسته است این آیات و در واقع تمام آیات خدا را هم بشنوند و فرمان ببرند و هم اینکه به همه ی مردم برسانند.

[5] - و این یعنی اهمیت انجام کارهای شایسته در دین اسلام و شرایع آن. که مومنین باید به تاسی از این کلام خدا و نیز پیروی از پیامبران و فرستادگان خدا اینگونه باشند و نه جز آن که تبعات خود را برای بدکاران در پی دارد.

 


  

 

    و مورد دیگر اینکه همانطور که اشاره شد مردم و حتا مومنین از مخاطبین آیات الاهی که توسط رسولان خدا بر آنان خوانده شده و یا آیاتش همچون آیات قرآن کریم که بدانان رسیده باید ضمن تقوای الاهی، اطاعت رسول خدا را در طول اطاعت خدا بنمایند که آیاتش را بر آنان خوانده ، چه آنکه بیان این مهم نیز از جمله رسالت های آنان بوده است : « کذبت قوم نوح المرسلین. اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون. انی لکم رسول امین. فاتقوا الله و اطیعون. و ما اسئلکم علیه من اجر ص ان اجری الا علی رب العالمین. فاتقوا الله و اطیعون. (105- 110 شعرا با توجه به آیات 111-122) [1]» . و نه تنها اینکه فرمانبر کفار و فاسقین و منافقین و مکذبین نباشند؛ همانگونه که پیامبران خدا از جمله خاتم النبیین ص به این مهم امر شده بود؛ بلکه ضمن فرمان بردن خدا و رسولش باید که فرمان اسراف کاران را نیز نبرند، یعنی آن کسانی که در روی زمین فساد و تباهی می کنند و در پی اصلاح و سامان امور نیستند و لذا عاقبت خوبی هم ندارند همانگونه که مصداق این سخن برابر کلام مقدس الاهی قوم ثمود می باشد که چون اطاعت رسول خدا یعنی برادرشان صالح را نکردند و بر عکس اطاعت مسرفین را کردند پس عذاب الاهی آنان را در بر گرفت: « ... فاتقوا الله و اطیعون. و لا تطیعوا امر المسرفین. الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون...(150-152 شعرا با توجه به آیات 141- 159) » .       

    پس در این آیه ی کریمه (56 نور) و پس از یکتاپرستی یا اصل توحید؛ اهمیت و تاثیر نقش نماز و زکات و اطاعت از پیامبر خدا در بهره مندی از رحمت الاهی دانسته می شود تا اینکه مومنین بدانند که اگر در پی مهرورزی از سوی خدای یکتا هستند چه چیزها و تکالیفی است که این مهم را برای آنان در پی دارد. زیرا این نماز است که از گرفتار شدن به هر گونه فحشا و منکری باز می دارد[2] که از جمله مصادیق فحشا که نماز از آن باز می دارد امر زنا می باشد. و باز این زکات است که از مشرک بودن باز می دارد[3]  همانگونه که در کنار هم بودن این دو مقوله و پیش از آن توبه کردن مشرکین از شرکشان است که آنان را در زمره ی برادران دینی مومنین قرار می دهد[4] . پیرامون تاثیر اطاعت از خدا و رسولش نیز مطالبی گذشت. پس باید از اعراض از این سه مقوله و یا بی تفاوتی نسبت به آنها یا تضییع کردنشان راه پرهیزگاری را پیشه نمود.

57- لا تحسبن الذین کفروا معجزین فی الارض ج و مأواهم النار ص و لبئس المصیر.

     برابر دو آیه ی قبل روشن شد که مومنین آنهایی هستند که از جمله ویژگی های آنان این است که هم کارهای شایسته می کنند و هم اینکه تنها خدای یکتا را می پرستند و هم اینکه به سه فریضه ی نماز و زکات و اطاعت رسول خدا پایبند می باشند. اما مرتبط با کسانی که این آیات الاهی را برابر بخش اخیر آیه ی 55 شنیده و پس از آن کافر شدند؛ نه تنها در زمره ی تباهکاران و فاسقین قرار می گیرند بلکه بر اساس این آیه ی کریمه آنها به عنوان کافرین کسانی هستند که هیچ قدرتی روی زمین ندارند و به خاطر همین کفرشان جایگاهشان در آخرت آتش است که بد منزلگاهی است.

58- یا ایها الذین آمنوا لیستئذنکم الذین ملکت اَیمانُکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات ج من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد صلاة العشاء ج ثلاث عورات لکم ج لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن ج طوافون علیکم بعضکم علی بعض ج کذالک یبین الله لکم الایات ق والله علیم حکیم.

   این آیه ی کریمه ضمن مخاطب قرار دادن مومنین؛ اوقاتی را که لازم است کنیزان و غلامان و یا اطفال به وقت احتلام نرسیده از آنان اجازه ی ورود به خوابگاهشان بگیرند را بیان فرموده است که یکی پیش از نماز صبح است و دیگری هنگام ظهر که جامه ها از تن بر می گیرند و سوم پس از نماز عشاء یا زمان خفتن است.

     نتیجه اینکه نه تنها برابر آیات اولیه ی این سوره ی مبارکه و روشنی بخش؛ مومنین حق ندارند که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شوند بلکه اهل و سکنه ی یک خانه از مومنین نیز در اوقات مذکور در این آیه ی کریمه حق ندارند که بدون اجازه وارد خوابگاه زن و شوهر و یا پدر و مادر خود شوند. و این بدان معناست که نخست اینکه خوابگاه زن و شوهر باید از فرزندان و دیگر اهل خانه اعم از نسبی و سببی جدا باشد و دوم اینکه این مهم مسئولیت مومنین را نسبت به یکدیگر از هر جزء آن که کوچکترینش خانواده است می رساند مبنی بر اینکه لازم است که بر اساس این آیات به پیش بروند این آیات را که همه آموزشی است به فراگیران و فرزندان خود بیاموزند که باید اینگونه باشند و مراعات این اوقات را بنمایند و به همین طریق موارد را به آیندگان خود انتقال دهند. که البته این ها تمام مواردی است که غربی ها طی دستاوردهای علمی بدان رسیده اند تا آنجا که تحقیقاتشان در قالب کتاب در کشورهای مسلمان تدریس می شود که مثلن راههای یک زندگی موفق کدام است و ... در حالی که کتاب خدا در میان مومنین است و همه ی این راهها را طی آیاتش به روشنی بیان فرموده است و ما از آن غافلیم. و سوم اینکه مومنین در غیر این اوقات لازم است که با اهل خانه ی خود نشست و برخاست داشته و پیگیر امور روزمره و مشورت با آنان و خواندن آیات الاهی برای یکدیگر و تدبر در آنها و  امر کردن فرزندان به نماز خواندن و ... باشند چرا که با تمسک به این کتاب به عنوان حبل الله است که مومنین را از اختلافات و تفرقه به دور می دارد : « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون. واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ج واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذکم منها ق کذالک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون. (103 آل عمران با توجه به آیات 104- 105) » . و از سوی دیگر با تمسک به الله به عنوان فرو فرستنده ی کتابش بر بنده و فرستاده اش حضرت محمد ص است که همراه با توبه و اصلاح کار خود و اخلاص در دین، منافقین از درک اسفل رهایی یافته و با مومنین و در صف آنها می شوند: « ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار و لن تجد لهم نصیرا. الا الذین تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دینهم لله فاولائک مع المؤمنین. و سوف یؤت الله المؤمنین اجرا عظیما. ( 145-146 نساء با توجه به آیات 144- 152) » . و بدینگونه است در این رابطه اینکه خدای یکتا، مردم یعنی ناس را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که هر یک از آنان که به او یعنی الله ایمان آورد و بدو تمسک پیدا کند پس به زودی وی را وارد رحمت و فضلش کرده و به راه راست به سوی خویش راهنمایی می کند: « یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا.فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء). » در واقع وارد فضل و رحمت خداوندی شدن بسته به این است که هر یک از مردم با توجه به کتاب روشنی بخش قرآن به خدای یکتا که همان " الله " باشد ایمان بیاورند و به او توسل و تمسک بجویند و تنها او را بخوانند و تنها او را بپرستند و حاجات از او بخواهند و ذکر او را بگویند و نام او را بر زبان جاری کنند و ...

    البته باید دانست که در ماه مبارک رمضان؛ مباشرت مومنین با همسرانشان فقط در اوقات شب و پیش از سحرگاهان و در واقع پیش از اذان صبح امکان دارد چرا که در غیر این صورت موجب بطلان روزه می شود که باید از اذان صبح تا اذان مغرب باشد و ...: « احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم ج هن لباس لکم و انتم لباس لهن ق علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم ص فالآن باشروهن وابتغوا ما کتب الله لکم ج و کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر ص ثم اتموا الصیام الی الیل ج و لا تباشروهن و انتم عاکفون فی المسجد ق تلک حدودالله فلا تقربوها ق کذالک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون. (187 بقره) » .    



[1] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 125 و 131 و144 و 150 و 163 و 179 همین سوره یعنی شعراء مرتبط با دیگر اقوام پیشین و رسولانشان از خودشان به عنوان برادرانشان به تعبیر قرآنی.جان کلام اینکه مومنین فقط باید بر اساس آیات خدا که تمامن در قرآن کریم است در کلیه ی مراحل زندگی خود به پیش بروند و نه کلامی جز آن. چرا که پیامبران و فرستادگان خدا تا پیامبر مکرم اسلام ص نیز اینگونه بوده اند یعنی تنها آیات خدا را به مردم میرسانده اند و می خوانده اند و عمل می کرده اند و یا با آن آیات به سوی مستکبران می رفته اند تا بدان وسیله آنان را از ستمگری باز دارند و به راه راه ره اذن الاهی راهنمایی نمایند و نه سخنی جز آن و یا بر پایه ی سخنی از جانب خود. : و اذ نادی ربک موسی ان ائت القوم الظالمین. قوم فرعون ج الا یتقون. قال رب انی اخاف ان یکذبون. و یضیق صدری و لا ینطلق لسانی فارسل الی هارون. و لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون. قال کلا ص فاذهبا بآیاتنا ص انا معکم مستمعون... (10-15 شعراء) . و بدان جهت که خدای یکتا سه گروه را اهل آتش می داند که یکی از آنها کسانی هستند که از آیات خدا غافلند: « ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولائک مأواهم النار بما کانوا یکسبون. (7-8 یونس). پس کاملن روشن می شود که مومنین فقط باید بر اساس آیات الاهی که همه بواسطه ی وحی بر خاتم پیامبران ص در قرآن کریم می باشد به پیش بروند و نه سخنی جز آن اگر در پی راهنمایی شدن و رستگاری و کامروایی در دو گیتی هستند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا وعده ی بهشت را به مومنین و کنندگان کارهای شایسته داده است؛ وعده ای که هیچ تخلف و یا تغییری ندارد: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم ص تجری من تحتهم الانهار فی جنات النعیم. دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام ج و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین.(9-10 یونس) . چه آنکه از سوی دیگر خدای یکتا، کفار را به خاطر اینکه آیاتش را انکار می کردند عذاب و وارد آتش دوزخ و جاویدان در آن می کند: « و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن والغو فیه لعلکم تغلبون. فلنذیقن الذین کفروا عذابا شدیدا و لنجزینهم اسوأ الذین کانوا یعملون. ذالک جزاء اعداءالله النار ص لهم فیها دارالخلد ص جزاء بما کانوا بآیاتنا یجحدون. و قال الذین کفروا ربنا ارنا الذین اضلانا من الجن و الانس نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الاسفلین. (26-29 فصلت). و کافران به مردم گفتند بر این قرآن ( که محمد ص می خواند) گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القا کنید تا مگر بر او غالب شوید. ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه کردند کیفر کنیم. جزای دشمنان خدا همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آنها است به کیفر آنکه آیات ما را انکار کردند. و کافران (چون مشاهده ی عذاب کنند با حسرت و ندامت ) گویند پروردگارا آن دو گروه از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده که آنها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل ترین مردم شوند. »

[2] - آیه ی 45 سوره ی عنکبوت .

[3] - آیات 7-9 سوره ی صف .

[4] - ... فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فاخوانکم فی الدین ق و نفصل الایات لقوم یعلمون.( 11 توبه با توجه به آیات 6-16 ) .

 


  

 

 37- رجالٌ لا تلهیهم تجارةٌ و لا بیع عن ذکرالله و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار.

   در ادامه ی آیه قبل اینکه، خدای یکتا در این آیه ی کریمه می فرماید که آن خانه ها چه خانه هایی و با چه افرادی هستند؛ آری خانه هایی که مردانی در آن هستند که نه تنها کار تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خدا و بر پا داشتن نماز و پرداختن زکات باز نمی دارد؛ بلکه آنان از روزی هم که رستاخیز و سرای دیگر باشد و در آن روز دل ها و دیده ها بر می گردد و منقلب می شود هراسانند.

    و تمام این ها یعنی اینکه نه تنها امر تجارت و خرید و فروش به عنوان کارها و تلاش روزانه هیچ منعی در دین ندارد؛ بلکه آنچه مهم است این می باشد که یک مومن هر گز آنقدر سرگرم این امور نمی شود که هم از ذکر خدا یعنی " الله " باز بماند و هم اینکه از خواندن نماز و پرداختن زکات غافل شود. و از جنبه ی دیگر می توان به اهمیت اینکه مومنین فقط باید ذکر خدا را بگویند و فرایض نماز و زکات را به جا آورند روشن می شود. چه آنکه تنها با ذکر خداست که دل ها آرامش می یابد: « الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله ق الا بذکرالله تطمئن القلوب. (28 رعد) » . و چه اینکه برای نمونه با تمسک به کتاب قرآن و همین طور بر پا داشتن نماز است که فرد در زمره ی شایسته کارانی قرار می گیرد که خدای یکتا پاداش آنان را از بین نمی برد : « والذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلاة انا لا نضیع اجر المصلحین. (170 اعرافبا توجه به آیه ی 169 ) » . و چه اینکه کسی مشرک نیست که از جمله صفاتش این است که در کنار ایمان به آخرت، زکات نیز می پردازد : « قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فاستقیموا الیه واستغفروه ق و ویل للمشرکین. الذین لا یؤتون الزکاة و هم بالاخرة هم کافرون. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم اجر غیر ممنون. ( 6-8 فصلت ) ».

    اما مورد دیگر اینکه چنین مردانی در کنار انجام این فرایض و فروع دین به اصل معاد نیز ایمان و یقین دارند؛ یعنی از آن روز و عذاب و هول و هراس های آن می ترسند. یعنی فقط تجارت نمی کنند و فقط نماز نمی خوانند و زکات نمی دهند؛ بلکه کاملن این امور را نیز مد نظر دارند که در کار تجارت و خرید و فروش های خود هیچ وقت نباید دسیسه کنند و یا کالایی را برای گران تر فروختن نباید احتکار کنند و یا کم فروشی نکنند و جنس نا مرغوب را به جای مرغوب نفروشند و یا کالای بی کیفیت و یا با کیفیت پایین تولید نکنند و در تولیدات خود مواد نا مرغوب و مضر به کار نبرند و در معاملات خود سوگند نا بجا نخورند و ... در واقع خدای یکتا را ناظر و شاهد اعمال خود می دانند و خوب می دانند که اگر این کارهای ناشایست و ناروا را انجام دهند، بنابراین باید در سرای دیگر یعنی رستاخیز که یکی از روزهایش این است که در آن دل ها و دیده ها بر می گردد پاسخگوی این اعمال بد خود باشند؛ پس چنین مردانی می آیند و ضمن معامله و کار بازرگانی کردن؛ ذکر خدای را می گویند و نماز هم می خوانند و زکات هم می پردازند و به سرای دیگر هم ایمان و باور دارند که هر کس بار خود را بر می دارد و لذا بدنبال این است که پی می برند آری برای آرامش دل باید تنها ذکر خدای یگانه را گفت و برای مصون ماندن از هر گونه فحشا و منکری که از کارهای شیطان است باید نماز خواند و برای پاکیزه شدن مال و جلوگیری از شرک باید زکات آن را نیز پرداخت، که همانا این ها در کنار ایمان و یقین به آخرت است که هم انسان از کسانی می شود که از روز دیگر و عذاب آن می ترسد و رو به کارهای بد نمی برد و هم اینکه از کسانی می شود که توفیق این را می باید که می تواند خانه اش جزو خانه هایی شود که خدای یکتا اجازه داده که در آن ها نامش و یادش بلند کرده شود و بالا برود.

    به عبارت دیگر هر کس که می خواهد که مصداق آیه ی 36 مذکور باشد باید که به عنوان یک مومن بدانچه که در آیه ی 37 آمده است باور داشته و پایبند باشد؛ چه آنکه همانطور که برای برخورداری از نور الاهی برای هدایت یافتن نیاز به این بود که از آیات روشن الاهی پیروی شود؛ به همین طریق نیر برای اینکه کسانی از مردم و یا مومنین بتوانند که از آنانی باشند که خدا اجازه داده و یا می دهد که یاد و نام او در آن خانه ها بشود و بالا برود لازمه اش این است که به آیات روشن او دست کم مرتبط با آیات این سوره یعنی نور تا این جا گوش فرا داده و فرمان برده شود و گرنه خدای ناکرده بی اعتنایی به تمام آیات خدا از جمله آیات این سوره ی روشنی بخش و یا اعراض از آنها و یا خود را به نشنیدن زدن ها؛ نتیجه اش چیزی نیست جز اینکه نه تنها چنین کسی یا کسانی از نور الاهی برای هدایت برخوردار نمی شوند بلکه خانه هایشان نیز مجال و اجازه ی این را از سوی خدای یگانه نمی یابند که محلی برای بلند شدن یاد و نام خدای یکتا باشد. به عبارت دقیق تر و روشن تر اینکه تنها پیروی آیات خداست که هدایت و رستگاری را برای همه از جمله مومنین در پی دارد و نه جز آن.

    باری؛ امید اینکه خدای یکتا خانه ی هر یک از مومنین به خود یعنی "الله" و کافرین به طاغوت را از آن خانه هایی قرار دهد که در آن یاد و نام او یعنی همان "الله" بلند می شود تنها به تسبیح او در بامدادان و شامگاهان سرگرم و مشغول می باشند. آمین یا رب العالمین. که همانا رستگاری در این یاد و نام است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. و بزرگی برای این نام است که بایسته ی یاد کردن است : الله اکبر . که این نام و یاد آن می رساند که خدایی جز او نیست : لا اله الا الله. و ...

38- لیجزیهم الله احسن ما عملوا و یزیدهم من فضله ق والله یرزق من یشاء بغیر حساب.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه علت این امر را بیان می فرماید که چرا تاکید بر اینکه ذکر او گفته شود و نماز خوانده شود و زکات داده شود و از سرای دیگر در عین انجام اموری همچون تجارت و بیع ترسیده شود؛ آری از آن جهت که خدای یکتا، عاملین به چنین کارهایی را بهتر از آنچه که می کردند پاداش دهد و از فضلش بر آنان بیفزاید. و خداوند به هر کس که بخواهد روزی بی حساب می دهد.

    نتیجه ی این آیه ی کریمه اینکه مومنین باید بدانند که آنچه که باعث روزی بی حساب خداوندی و افزایش پاداش برای آنان از سوی خدای یکتا می شود اعمال نیک و مراعات موارد مرتبط هنگام تجارت و خرید و فروش، با ایمان به اصول و انجام فروع دین است و نه جز آن.

    و دیگر اینکه آنچه که از این سه آیه ی اخیر بر می آید اینکه اولن سخن بر سر خانه های افراد است و اینکه باید در این خانه ها ذکر خدا گفته شود و نام او برده شود و نه جز او و اینکه در این خانه ها همانطور که اشتغالات روزمره هست باید در عین حال، فرایض نماز و زکات نیز به جا آورده شود و اصل معاد نیز مد نظر و ممتد باشد. یعنی این فرایض و اصل هیچ وقت نباید تعطیل و یا تضییع یا فراموش شود. تا فرد عامل بدان نتایج دنیایی و آخرتی آن را که در این آیات بدان اشاره شده است از سوی خدای یکتا به فضل و رحمتش ببیند. دوم اینکه بامدادان و شامگاهان یعنی اوقاتی را که فرد مومن بیشتر در آنجا یعنی خانه است و لذا وقت زیادتری برای عبادت خداوند دارد؛ لذا به یاد و نام خدای یکتا و تسبیح او بپردازد چه آنکه طول روز برای کارهای روزمره است و جستن از فضل خدا و کار و کسب روزانه اعم از علمی و اقتصادی و ... سوم آنکه این تجارت و داد و ستدها و کارهای روزانه، مومنین و صاحبان خانه ها را از ذکر خدا و تسبیح او و بردن نامش یعنی " الله " و نیز بر پاداشتن نماز و دادن زکات و یاد قیامت باز نمی دارد. و این بدان معنی است که تنها این سه مورد است که باعث می شود تا انسان بتواند تسبیح خدا را در بامدادان و شامگاهان بگوید و نه ذکری غیر از " الله ". و دیگر اینکه با نماز و زکات و یاد رستاخیز است که در ادامه ی ذکر خدا می شود به این مهم رسید تا خداوند اجازه دهد در خانه های مورد نظر نام او بلند و ذکر او گفته شود. در واقع باید تنها به تسبیح او یعنی " الله " در آن خانه ها در بامدادان و شامگاهان مشغول بود زیرا که روز برای کارهای روزمره در کنار البته نمازهای روزانه است. و چهارم اینکه رجال در این جا یعنی آیه ی سی و هفت می تواند که شامل مرد و زن هر دو باشد، چه آنکه اگر منظور از این واژه تنها مردان باشد و نه زنان و مردان مومن با یکدیگر، پس می شود گفت که به نوعی این ذکر الله و تسبیحش و نماز و زکات و یاد قیامت بودن از زنان ساقط است در حالی که مومن یعنی کسی که به این اصول و فرایض دین باور داشته و پایبنند باشد. و پنجم  مرتبط با اینکه او به آن کسان از زنان و مردان مومن بابت اینکه تجارت و داد و ستد آنها را از ذکر خدا ، نماز و زکات باز نداشت، جزای بهتر از آنچه که می کردند و نیز روزی بی حساب می دهد؛ می شود گفت این بدان معنی است که تنها با این امور و پس از تمام اینها ترسیدن از روز قیامت، که ا نسان در آن باید پاسخگوی اعمالش و دیدن نتیجه ی آنها باشد، است که مومن می تواند هم ذکر خدا را بامداد و شامگاه بگوید و هم اینکه از فضل خداوند و روزی بی حساب او بهره مند گردد و نه پرداختن مکرر به امور استحبابی. زیرا همانطور که در این آیات دیده می شود ، خداوند یکتا در خانه هایی با آن اوصاف است که این اذن و اجازه را می دهد تا یاد و نامش در آن بلند شود و از سوی دیگر پاداش بهتر در رابطه با عملکردهایشان بگیرند و مشمول فضل و روزی بی شمار خداوندی شوند[1]. در واقع باید از مستحبات کاست و تنها پیروی آیات خدا را کرد که همانا رسولان خدا نیز اینگونه بوده اند و به عنوان بیم دهنده ی آشکار، تنها پیروی آنچه را که به آنان وحی می شده است را می کرده اند و نه جز آن را و نیز اینکه هیچ ادعایی نداشته اند که می دانند که با مردم در سرای دیگر چه خواهد شد و این بدان معناست که کسی حق ندارد که به رسولان الاهی این نسبت را بدهد که آنان از اینکه خدای یگانه با ایشان و نیز مردم از مومنین و یا غیر آن چه خواهد شد آگاهند که همانا این مهم را خدای یکتا بر آن صحه گذاشته و بیان فرموده است : « قل ما کنت بدعا من الرسل و ما ادری ما یفعل بی و لا بکم ص ان اتبع الا ما یوحی الی و ما انا الا نذیر مبین. (9 احقاف) » . و اینکه مومنین لازم است که آنچه را انجام دهند که خدای یکتا بدان دستور داده و از آنچه دوری نمایند که خدای یکتا از آنها نهی نموده است[2] . اگر در پی این هستند که خانه هایشان آن اجازه را بیابد و از سوی دیگر از فضل و رحمت بیش از پیش الاهی برخوردار شوند و پاداش نیکو ببینند. پس باید فقط و فقط کتاب قرآن کریم و آیات آن سرلوحه ی زندگی مومنین برای کمال و رستگاری و ورود به بهشت و دانستن چند و چون بهره مندی از پاداش خداوند بابت اعمال قرار گیرد و نه کتابی و یا کلامی جز آن . و ششم اینکه انجام فرایض نماز و زکات هر گز در دین تعطیل بردار نیست و اینکه هیچ زمان نباید از یاد آخرت و روزهای آن در هر زمان و مکان و مرتبط با هر مسئولیتی نیز غافل شد. و هفتم اینکه با خواندن کتاب قرآن و خواندن نماز و نیز انفاق کردن در نهان و آشکار از آنچه که خدای یکتا روزی مان کرده است می توان به تجارتی سودآور که هیچگاه در آن زیانی نیست رسید : « ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یرجون تجارة لن تبور. لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله ج انه غفور شکور. ( 29-30 فاطر ) » . و هشتم برای دانستن اینکه چه تجارتی است که مومنین را از عذاب دردناک رهایی می بخشد باید باز به کلام مقدس الاهی تمسک جست : « یا ایهاالذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة نتجیکم من عذاب الیم. تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ج ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون. یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتهاالانهار و مساکن طیبة فی جنات عدن ج ذالک الفوز العظیم. و اخری تحبونها ص نصر من الله و فتح قریب ق و بشر المؤمنین.[3] (10-13 صف) » . و نهم اینکه خدای یکتا می پرسد که آیا جزای نیکوکاری جز نیکی است؟ « هل جزاء الاحسان الا الاحسان. (60 رحمان با توجه به تمام آیات این سوره) » .



[1] - « من جاء بالحسنة فله خیر منها ص و من جاء بالسیئة فلا یجزی الذین عملوا السیئات الا ما کانوا یعملون. 84 قصص . // هر کس که عمل نیک آرد پاداش بهتر از آن یابد و کسی که عمل بد کند جز به همان اعمال بدی که بوده و انجام داده مجازات نشود. » // « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ص و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لا یظلمون. (160 انعام ) . // هر کس کار نیکو کند او را ده برابر آن پاداش خواهد بود و کسی که کار بدی آرد پس کیفر آن همانند آن عمل بدش خواهد بود و بر آنها ستمی نخواهد شد.

    پس روشن می شود که خدای یکتا بابت کارهای شایسته و خوب است که هر کسی انجام دهد چند برابر آن را به عامل به آن کار خوب پاداش می دهد؛ اما در نزد خدای یکتا کیفر و عقوبت کار بد تنها همانند همان کار بد است و نه بیشتر. یعنی اگر کسی به کسی دیگر آسیبی بدنی و یا جانی رساند ، کیفر و مجازات آن عین همان خواهد بود که خدا بدان حکم کرده است. و بدیهی است که آنچه که خدای یکتا بابت کارهای بد افراد اعم از مومن و غیر مومن، کیفر می دهد؛ چه در دنیا باشد و چه آخرت جای خود را دارد که تنها خود او از آنها آگاه است. پس باید بدنبال کارهای خوب بود که این کارهای خوب و پاداش های مضاعف آن از سوی خداوند یکتاست که باعث می شود تا افراد زودتر پله های پیشرفت و کمال معنوی را طی نمایند و ...

[2] - 90 نحل .

[3] - برگردان فارسی : ای اهل ایمان آیا شما را به تجارتی سودمند که از عذاب دردناک رهایی تان بخشد دلالت نمایم؟ آن تجارت این است که به خدا و فرستاده ی او ایمان آورید و به مال و جان خودتان در راه خدا کوشش کنید. این کار اگر باشید که بدانید برای شما بهتر است. تا خدا گناهان شما را بیامرزد و در بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و در بهشت های عدن جاودانی منزل های نیکو عطا فرماید. این همان رستگاری و کامروایی بزرگ است. و باز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید نصرت و یاری خدا و فتح و پیروزی نزدیک و مژده ی رحمت به مومنین است.

 


  

 

 35- الله نور السماوات و الارض ج مثل نوره کمشکاة فیها مصباح ص المصباح فی زجاجة ص الزجاجة کأنها کوکبٌ دریٌ یوقد من شجرة مبارکة زیتونةٍ لا شرقیة و لا غربیةٍ یکاد زینتها یضیءُ و لو لم تمسسه نار ج نورٌ علی نور ق یهدی الله لنوره من یشاء[1] ج و یضرب الله الامثال للناس ق والله بکل شیءٍ علیم.

   این آیه ی کریمه می رساند که خداوند یکتا نور آسمان ها و زمین است. خدای یگانه در ادامه در این آیه ی کریمه کیفیت این نور را و اینکه آن نوری است بر نوری و بدان نور هر که را بخواهد راهنمایی می کند را بیان می فرماید. و نهایت اینکه او مثال ها را برای مردم می زند که همانا او به هر چیزی داناست.

   نتیجه ای که می شود از این آیه گرفت اینکه خدای یکتا به نوعی خویش را از منظر نور بودنش وصف فرموده است. و دیگر اینکه نوری جز نور خدا وجود ندارد که نمود آن در محسوسات در آسمان ها و زمین است و دست کم آنچه است که در اشیای گوناگون با شدت و ضعف می بینیم و هر چیزی از جانداران از جمله انسان بدین وسیله هدایت می شود. یعنی اگر نوری نباشد هیجگاه انسان هدایتی برایش میسر نیست چه آنکه هم باید اطراف و اشیا را ببیند و هم راه را بیابد تا بدان وسیله آن را بپیماید. به عبارت دیگر حرکت هر موجود جانداری به سوی نور است. گیاهان تلاش می کنند که خود را به سمت نور برسانند. حیوانات اعم از خشکی و دریا هر کجا که نوری باشد و تا آنجا که شرایط وجودیشان اجازه بدهد بدان سو می روند و انسان هم حرکتش همیشه به سوی جایی است که نور باشد و اگر خورشید غروب کند باز بدنبال سایر وسایلی است که هر چند اندک اما او را با نورش راهنمایی کند و ...

   اما انسان علاوه بر این به طور فطری و ذاتی بدنبال وجودی است که دارای صفات گوناگون یکتایی؛ زنده ی پاینده و نامیرا بودن؛ آفریننده و میراننده و زنده کننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود؛ بخشنده و مهربان و آمرزنده و لطیف و خبیر و  ... نور است. و بدیهی است که برای برخورداری از این نور با هدف راهنمایی شدن و رستگاری لازم است که هم به او و این توحید ذاتی و صفاتی و افعالی اش ایمان آورده شود و هم اینکه به هر آنچه که او به واسطه ی پیامبرانش تا پیامبر خاتم ص در قالب آیات و کتاب نازل شده است ایمان آورده و شنیده و فرمان برده شود، به نحوی که بشود از این نور به لطف حضرتش که به سوی راه راست است راهنمایی شد که از جمله ی آنها برای اینکه کسی در زمره ی افرادی قرار گیرد که به نور خداوندی هدایت شود این می باشد که به سخنان او گوش فرا دهد و از هر گونه اعمالی که موجبات انواع فسادها و فحشاها را که نمونه ی آنها نزدیک شدن به زنا و یا انتساب آن به افراد مومن بدون دلیل می باشد و فراهم می آورد دوری نماید. به عبارت دیگر برخورداری از نور الاهی برای راهنمایی شدن در پرهیز از گوش ندادن و عمل نکردن به آیات خدا از جمله آیات این سوره است که تا کنون ذکر شده است. یعنی اگر کسی برای نمونه آیات ذکر شده ی این سوره تا حال را گوش دهد و فرمان ببرد به عنوان یک مومن از کسانی خواهد بود که به لطف الاهی از نور او برای هدایت شدن به راه راست برخوردار خواهد شد.

    پس همانا با نور خداست که می شود راهنمایی شد، چرا که این او است که نور آسمانها و زمین است و بنابراین همه ی مردم باید به این مثل ها گوش فرا دهند اگر در پی راهنمایی و رستگار شدن برابر فطرت خود هستند. و بدیهی است که وقتی صحبت از مردم می شود یعنی اینکه مومنین موظف هستند که ضمن عمل به آیات قرآن؛ تنها کلام مقدس الاهی را برای دیگر مومنین و نیز همه ی مردم بخوانند تا آنان نیز به فضل الاهی به راه راست هدایت شوند. در واقع فقط این کلام الاهی است که هدایت را برای مردم که برخوردار از نورنیز می باشد بدنبال خود دارد و نه کلامی جز آن، و بنابراین هر کس که بدنبال راهنمایی شدن است لازم است که به نور الاهی تمسک پیدا کند.

    امید اینکه ما از کسانی باشیم که به اراده ی خداوندی از نور او برخوردار و هدایت می شوند. آمین یا رب العالمین. که ماندگارترین نور الاهی کتاب قرآن است که از ویژگی های این کتاب به عنوان یک نور این است که مردم را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون می برد: « بسم الله الرحمن الرحیم. الر ج کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور بإذن ربهم الی صراط العزیز الحمید. (1 ابراهیم) » .[2]

    و تمام اینها بدان خاطر است که کتاب قرآن برخوردار از نور و نور می باشد به نحوی که خدای یکتا در آیه ای مردم را مرتبط با این موضوع خطاب قرار می دهد و می فرماید که کسانی که به خدا ایمان بیاورند و به او متوسل شوند پس رحمت الاهی آنان را در بر می گیرد و به راه راست هم راهنمایی می شوند. در واقع برخورداری از این دو نعمت در گروه همان ایمان و تمسک مزبور است: « یا ایها الناس قد جائکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا. فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء ) » . و در جایی دیگر اهل کتاب را مخاطب این امر قرار می دهد که هم رسول او برایشان آمده و هم کتاب سراسر نور و روشنایی اش تا آنان حق را دیگر مخفی نکنند و به این طریق هدایت شده و از تاریکی ها به سوی نور بیرون برده شوند و به راه راست راهنمایی گردند : « یا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیرا مما کنتم تخفون من الکتاب و یعفوا عن کثیر ج قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین. یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور بإذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم. (15-16 مائده با توجه به آیات 14-18) . »

    البته باید دانست که همه ی کتب الاهی دارای صفت نور بوده اند: « انا انزلنا التوراة فیها هدی و نور ج یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء ج فلا تخشوا الناس واخشون و لا تشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا ج و من لم یحکم بما انزل الله فاولائک هم الکافرون. ( 44 مائده) » . // « و قفینا علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراة ص و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوراة و هدی و موعظة للمتقین . (46 مائده با توجه به آیات 41- 50 ) » .

    به هر جهت خدای یکتا به مومنین می فرماید که در صورت تقوای الاهی و ایمان به رسول او است که هم به واسطه ی رحمتش از دو نعمت بهره مند می شوند و هم اینکه برایشان نوری قرار می دهد تا راه پیماند و هم اینکه به خاطر بسیار آمرزنده ی مهربان بودنش؛ آنان را می آمرزد. در واقع هر کس از مومنین که در پی برخورداری از این نور و آمرزش خداوندی است لازم است که از پارسایان و نیز مومنین به رسول خدا باشد چرا که غیر مسلمین از رحمت الاهی دورند: « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم ج والله غفور رحیم. لئلا یعلم اهل الکتاب الا یقدرون علی شیء من فضل الله و ان الفضل بیدالله یؤتیه من یشاء ج والله ذوالفضل العظیم. (28-29 حدید) » . و یادآور می شود و در حقیقت می پرسد که آیا کسی را که خدای یکتا سینه اش را برای اسلام گشوده و برای او نوری از سوی پروردگارش قرار داده با کسی که وای بر او است از آن جهت که دلش از یاد خدا سخت شده و در گمراهی روشن افتاده یکی است : « أفمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه ج فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله ج اولائک فی ضلال مبین. (22 زمر ) ». پس روشن می شود که تنها در پرتو نور است که می توان راه را یافت و به پیش رفت و جهت کمال معنوی لازم است که این نور متعلق یک امر معنوی باشد که در برگیرنده ی تمام موضوعات در تمام زمان ها و مکان ها باشد که آن چیزی نیست جز کتاب قرآن.

    قرآن؛ کتابی که وجه خداست و نابود نشدنی ، چرا که این تنها خدای یکتاست که زنده ی نامیرا و زنده ی پاینده است و همه چیز پس از نابودی به سوی او باز می گردد: « ... و لا تدع مع الله الها آخر م لا اله الا هو ج کل شیء هالک الا وجهه ج له الحکم و الیه ترجعون. ( 88 قصص) » . // « ... کل من علیها فان. و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام... (26-27 رحمان با توجه به آیات 1-25) » . پس باید تنها به آن تمسک جست که همانا آن محکم و استوار بدون هیچ سستی و یا گسستی است و باید یادآوری نمود که البته شرط و راه تمسک به قرآن و چنگ زدن به آن برابر کلام الاهی در این است که فرد به طاغوت کافر شود و به الله ایمان بیاورد و بداند که خدا شنوای داناست مرتبط با آنچه که می گوید و انجام می دهد : « لا اکراه فی الدین ص قد تبیین الرشد من الغی ج فمن یکفر بالطاغوت و یؤمنم بالله فقد استمسک بالعروة الوثفی لاانفصام لها ق والله سمیع علیم. (256 بقره) . /// همانگونه که راه دیگر تمسک به قرآن و برخورداری از نور و هدایت و رحمت و ... آن در این است که فرد علاوه بر مورد قبل، توجهش را تسلیم خدای یگانه کند یعنی از مسلمانان باشد و اینکه از محسنین نیز باشد که همانا عاقبت و سر انجام کارها به سوی خدای یگانه است : « و من یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروة الوثقی ق و الی الله عاقبة الامور. (22 لقمان) » . که همانا کفر به کتاب و آیات خدا تبعات خود را برای عامل بدان دارد و از آنچه که در دنیا بوده و انجام می داده در آخرت از آن به اذن و اراده ی خداوندی آگاه خواهد شد و نتیجه اش را خواهد دید: « و من کفر فلا یحزنک کفره ج الینا مرجعهم فننبئهم بما عملوا ج ان الله علیم بذات الصدور. نمتعهم قلیلا ثم نضطرهم الی عذاب غلیط. ( 23-24 لقمان) ».

   باری؛ باید دانست که کفار نمی توانند که نور خدا را خاموش کنند و هر چه زمان می گذرد خدای یکتا نور خود را تمام می نماید به نحوی که مردم بدان وسیله گروه گروه وارد دین شوند : « و اذ قال موسی لقومه یا قوم لم تؤذوننی و قد تعلمون انی رسول الله الیکم ص فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم ج والله لا یهدی القوم الفاسقین. و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراة و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه احمد ص فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین.و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الاسلام ج والله لا یهدی القوم الظالمین. یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. [3]( 7-9 صف ) . // « و قالت الیهود عزیر ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ص ذالک قولهم بافواههم ص یضاهئون قول الذین کفروا من قبل ج قاتلهم الله ص انی یؤفکون. اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا ص لا اله الا هو ج سبحانه عما یشرکون. یریدون یطفئوا نورالله بافواههم و یأبی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. (30-33 توبه) [4]. »

36- فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال.

   خداوند یکتا در این آیه ی کریمه بیان می فرماید که او به چه خانه هایی اجازه و رخصت می دهد تا در آنها اسم او بالا رفته و یاد شود. آری خانه هایی که در بامدادان و شامگاهان به تسبیح برای او یعنی "الله" مشغولند.

    و این بدان معناست که فقط باید ذکر " الله " را گفت و تنها به تسبیح او مشغول بود و نه کسی جز او. و لذا انجام این موارد توسط یک مومن است که موجب می شود که خانه اش به اذن الاهی محلی شود که نام و یاد خدا در آن بلند می شود و به بالا می رود. و مورد دیگر اینکه بخش اخیر این آیه ی کریمه اهمیت تسبیح خدا در بامدادان و شامگاهان را می رساند. امری که خدای یکتا در جاهایی از قرآن بدان دستور داده است : « ... فاصبر علی ما یقولون و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها ص و من آناء الیل فسبح و اطراف النهار لعلک ترضی. (130 طاها) » . // « و اذا قریءَ القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون. واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال و لا تکن من الغافلین. ان الذین عند ربک لا یستکبرون عن عبادته و یسبحونه و له یسجدون . (205-206 اعراف) » .  

    البته باید افزود که خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن مجید می فرماید که تنها این کلام پاکیزه است که بالا می رود و صد البته که تنها این انچام کارهای شایسته است که آن را بالا می برد و این یعنی اهمیت اعمال صالح در نزد خدای یکتا و در دین اسلام که مومنین بایسته است که بدان باور قلبی داشته باشند و خدای ناکرده بدنبال کارهای بد و ناشایست نباشند: « من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا ج الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه ج والذین یمکرون السیئات لهم عذاب شدید ص و مکر اولائک هو یبور. (10 فاطر ) » .   



[1] - خدای یکتا به خاتم النبیین ص می فرماید که او نمی دانسته که کتاب و ایمان چیست و لذا آن را از طریق وحی به واسطه ی روح خود با دستورش بر او نازل کرده و آن را یک نوری قرار داده تا هر یک از بندگانش را که بخواهد بدان وسیله راهنمایی کند همانگونه که پیامبر با این کتاب مردم را به راه راست هدایت میکرد. و منظور از راه راست هم همان راه خدای یگانه ای است که آنچه که در آسمانها و زمین است برای او و بازگشتشان نیز به سوی اوست : و کذالک اوحینا الیک روحا من امرنا ج ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به نشاء من عبادنا ج و انک لتهدی الی صراط مستقیم. صراط الله الذی له ما فی السماوات و ما فی الارض ق الا الی الله تصیر الامور. (52-53 شورا) . پس روشن می شود که کسی تا خدا نخواهد نمی داند که کتاب و ایمان چیست و لذا آن را نوری قرار داده است تا مردم بدان وسیله راهنمایی شوند و شرط این راهنمایی شدن به راه راست که همان راه خداست در این است که بدان ایمان آورده شود و البته که تنها به این کتاب ایمان آورده شود چرا که این کتاب است که خدای یکتا آن را نوری قرار داده است تا هر کس از بندگانش را که می خواهد بدان وسیله به راه راست راهنمایی کند.

[2] - البته آنچه باید یادآوری شود این می باشد که خدای یکتا به عنوان ولی مومنین؛ آنان را از تاریکی ها به سوی نور بیرون می برد؛ در حالی که کفار را این طاغوت است که از روشنایی به سوی تاریکی ها بیرون می برد به نحوی که نتیجه ی کارشان دوزخ و جاودانگی در آن است : « الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ص والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات ق اولائک اصحاب النار ص هم فیها خالدون. (257 بقره) » . بنابراین روشن می شود که چرا خدای یکتا در آیه ی 256 بقره فرموده که شرط تمسک به قرآن در کفر به طاغوت و ایمان به الله است.

[3] - برگردان فارسی: ای رسول ما یاد آر وقتی را که موسی به قوم خود گفت برای چه مرا رنج و آزار می دهید در صورتی که بر شما معلوم است که من رسول خدا به سوی شما هستم؟ باز چون از حق روی گردانیدند خدا هم دلهای بی نورشان را از اقبال به حق بگردانید و خدا مردم تباهکار را راهنمایی نخواهد کرد. و باز یاد آر هنگامی که عیسی بن مریم به بنی اسراییل گفت من همانا رسول خدا به سوی شما هستم و به حقانیت کتاب تورات که مقابل من است تصدیق می کنم و نیز شمار را مژده می دهم که بعد از من رسول بزرگواری که نامش احمد است بیاید چون آن رسول ما با آیات و معجزات به سوی خلق آمد گفتند این سحری آشکار است. و کیست ستمکارتر از آن کسی که به راه اسلام و سعادتش می خوانند و او همان دم بر خدا افترا و دروغ می بندد؟ و خداه گروه ستمکاران را راهنمایی نمی کند. کافران می خواهند تا نور خدا را به گفتار باطل و طعن و مسخره خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند که کافران خوششان نیاید را کامل و تمام خواهد کرد. اوست خدایی که رسولش را به هدایت خلق و دین حق فرستاد تا او را بر ادیان عالم غالب گرداند هر چند که مشرکین خوششان نیاید.

[4] - برگردان فارسی: و یهود گفتند عزیر پسر خداست و نصارا گفتند مسیح پسر خداست. این سخنان را که اینها بر زبان می رانند خود را به کیش کافران مشرک پیشین نزدیک و مشابه می کنند. خدا آنها را هلاک و نابود کند چرا آنها باز به خدا نسبت دروغ بستند. علما و راهبان خود را به مقام ربوبیت شناخته و خدا را نشناختند و نیز مسیح پسر مریم را به الوهیت گرفتند در صورتی که مامور نبودند جز آنکه خدای یکتایی را پرستش کنند که منزه و برتر از آن است که با او شریک قرار می دهند. اینان می خواهند که نور خدا را به گفتار جاهلانه ی خود خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند که کافران ناخوش و مخالف باشند. اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ی ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند که مشرکان را خوش نیاید.

 


  

 

 26- الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثاتص و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات ج اولائک مبرءون مما یقولون ص لهم مغفرةٌ و رزق کریم.

 با نظر داشت آیه ی 3 این سوره (نور)؛ لازم است گفته شود از جمله آیات روشن دیگر این سوره، اشاره شده در آیه ی شماره یک اینکه برابر صراحت این آیه؛ زنان بد کار و پلید برای مردان بدکار و پلشت هستند و بالعکس. و از سوی دیگر زنان پاکدامن برای مردان پاکیزه هستند و بالعکس و این گروه اخیر از آنچه در موردشان گفته می شود نه تنها هیچ بهتانی متوجه شان نیست بلکه از آمرزش و روزی نیکو هم برخوردار می شوند.

    پس باید مومنین به این مقوله هم توجه داشته باشند که زنان پلید و بدکار شایسته ی مردان بدکار هستند چرا که یک زن پلید در هر حال می تواند این پیشه ی خود را حتا اگر با مردی مومن و پاک دامن ازدواج نماید ادامه دهد و به شوهر خود خیانت نماید و از سوی دیگر باعث فراهم آوردن بهتان دیگران در مورد خود یعنی آن مرد مومن پاکیزه دامن شود و بدینگونه است بر عکس آن. در واقع یکی از اموری که باعث می شود تا کسی از زن و مرد مومن پاکیزه، تهمت و بهتان دیگران را مرتبط با مقوله ی زنا و پلید کاری برای خود بخرد خلاف این دستور و آیه ی روشن خدا عمل کردن است. به عبارت دیگر با رافت و دلسوزی برخورد کردن یک زن یا مرد مومن پاکیزه در قبال یک مرد یا زن کننده ی کارهای پلید به نحوی که بدین واسطه از پلیدکاران گردیده؛ نتیجه اش این است که چنان زن یا مرد مومن پاکیزه ای خود را در معرض بهتان به پلیدکاری از سوی دیگران قرار دهد و لذا بدین خاطر است که خدای یکتا در این آیه ی کریمه به روشنی بیان می فرماید که فقط زنان پاکیزه برای مردان پاکیزه و مردان پاکیزه برای زنان پاکیزه می باشند.   

   پس یکی از مواردی که مانع فراهم آوردن شرایط بهتان مومنین و پاکیزه گان از سوی دیگران نسبت به خود می شود این است که از نکاح و حتا همنشینی با بدکاران از کسانی که کار پلیدی مثل زنا را انجام می دهند و یا به دیگر مومنین تهمت زنا می زنند و یا در پی این هستند که یک پلیدی در بین مومنین پدید آید و شایع شود، دوری نمایند. والله اعلم

27- یا ایهاالذین آمنوا لا تدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأنسوا و تسلموا علی اهلها ج ذالکم خیر لکم لعلکم تذکرون.

   خداوند یکتا در این آیه به روشنی می فرماید که مومنین به غیر از خانه های خود؛ وارد دیگر خانه ها بدون اینکه با آنان مانوس باشند و بر اهل آن سلام کنند نشوند، چرا که این امر و مراعاتش برایشان بهتر است و بنابراین بهتر است که هم از این آیه و هم از کسانی که برابر دستور خداوند در این خصوص عمل نکرده اند و نتیجه ی ناخوشایند آن را که کمترین آنها مورد اتهام قرار گرفتن هایی همچون فسق و فساد بوده است و راهها پیموده اند تا پاکیزه گی خود را ثابت نمایند و از بار ذهنیت های منفی دیگران راجع به خود و کسانشان بکاهند و ...؛ پند گیرند و یادآور این موضوع شوند و شویم که آری باید به دستورات خدای یکتا که همه در آیات روشنش آمده است عمل نماییم اگر در پی این هستیم که کماکان به یاری خدا به عنوان مومنین پرهیزگار و پاکدامن میان دیگران باقی بمانیم. ان شاءالله. چه آنکه همانطور که گذشت تبعات یک تهمت مرتبط با یک کار پلید تنها برای فرد نیست بلکه می تواند دامن کسانش را نیز در بر بگیرد به نحوی که تا اثبات شدن صدق و کذب آن انگشت نمای مردمی شوند که در جمع آنها در یک محل یا شهر و ... زندگی می کنند. هر چند که این شیوه ی برخورد آن جمع نیز هیچ محلی از اعراب ندارد زیرا که باید دانست که وقتی هر کس برابر سنت آفرینش بار خود را بر می دارد پس دلیلی ندارد که اهل و کسان یک فردِ موردِ اتهام هم بار آن را بردارند و از حقوقشان محروم شوند و ...

   پس مومنین گذشته از خانه ی خود؛ به طریق اولی می توانند با شرایط خود همچون درب زدن و خبر دار کردن آنها و یا الله گفتن و ... وارد خانه هایی شوند که با آنان انس و الفتی داشته باشند و در واقع از ارحام یا انساب آنان باشند. آن هم البته پس از سلام کردن و این یعنی تقدم و اهمیت مقوله ی سلام در دین و در نزد خدای یکتا به هنگام رو به رو شدن با دیگران. حال وقتی حکم خدا پیرامون چند و چون وارد شدن به خانه ی کسانی که با انس و الفتی همراه هست اینگونه است؛ پس کم و کیف ورود به خانه ی دیگران جای خود دارد که به عبارتی تمام اینها نشان از امور اخلاقی دارد تا از هر گونه تبعات ناخوشایند و نکوهیده جلوگیری شود. چه آنکه سلام امری است که اهل بهشت به عنوان تحیت بر یکدیگر روا می دارند.[1]

28- فإن لم تجدوا فیها احداً فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم ص و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا ص هو ازکی لکم ج والله بما تعملون علیم.

    در ادامه ی آیه قبل اینکه خداوند یکتا و دانای به تمام امور در این آیه ی کریمه می فرماید؛ حال اگر در زدید و کسی نبود یا جوابی نداد یا در خانه باز بود و شما صدا زدید و باز پاسخی نشنیدید؛ بنابراین وارد آن خانه نشوید تا زمانی که اهل آن خانه به شما اجازه ی ورود دهد. و این بدین معنی است که هیچ کس در هر جایگاهی و به هر علتی اعم از طلبکار و ... که باشد حق ندارد که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شود .

    خداوند یکتا در ادامه ی این آیه ی روشن به روشنی می فرماید؛ حال اگر شما پاسخی در قبال آن مراجعه تان به در آن خانه شنیدید و کسی از اهل آن خانه گفت که بر گردید و وارد خانه نشوید بنابراین باید برگردید چرا که این برای شما پاکیزه تر است.

    چنانچه دقت شود خداوند یگانه در آیه ی قبل، ورود به خانه ی دیگران را همراه با هماهنگی با صاحب خانه و سلام می داند و در عین حال آن را برای فرد مومن بهتر می داند؛ اما در این آیه ی کریمه نه تنها ورود به خانه ی اغیار باید با اجازه باشد که حتا اگر کسی بود و گفت برگرد و وارد خانه نشو؛ لذا آن را پاکیزه تر برای مومنین می داند و نهایتن اینکه حال ما چه این گفته ی اهل خانه را انجام بدهیم و یا ندهیم یعنی از راهی که آمده ایم برگردیم و یا آنکه بر خلاف گفته ی اهل آن خانه و در واقع بر خلاف دستور صریح خداوند آن را انجام ندهیم و به راهمان ادامه دهیم و وارد آن خانه شویم به هر جهت باید بدانیم که خدای یکتا به هر آنچه که به عنوان یک مومن در این خصوص انجام می دهیم داناست.

    اما این جا وقتی سخن از این است که ای مومنان اگر توسط اهل خانه ی مورد نظر گفته شد که بر گردید و وارد نشوید؛ پش شما هم در واقع گوش کنید و برگردید که این برایتان پاکیزه تر است؛ از آن جهت است که اگر کمی دقت کنیم و دقیق شویم خواهیم دید که اکثر بهتان ها و گفته ها و اتهامات از همین جاها و غفلت از کلام و آیات الاهی نشات می گیرد که نا گاه هنگام بودن در خانه و باز نگشتن، شخص سومی وارد شود و برای نمونه یک مرد مومن را با یک زن مومن تنها ببیند فلذا این مشاهده باعث می شود تا یک اتهامی را انسان ناخواسته متوجه خود کند و مردم بگویند و اشاعه دهند آنچه را نباید بگویند. و بدیهی است که این مهم از منازل محارم و نزدیکان از نسب و سبب را در بر می گیرد و لذا وقتی خداوند یکتا می فرماید که چونکه کسی از اهل خانه گفت برگردید، پس برگردید که برای خودتان پاکیزه تر است به این جهت است. خانه ی اغیار که جای خود دارد.

    پس یک جنبه ی از اینکه خداوند می فرماید اگر در پی گفتار و امر آن کس از اهل خانه که وقتی گفت بر گردید؛ به آن عمل کردید برای شما بهتر است بدین خاطر است که شما مومنین مورد هیچ بهتان و اتهامی همچون زنا و دزدی و ... قرار نگیرید و دلیل دیگر اینکه اگر گفته شد بر گردید پس برگردید برای شما پاکیزه تر است، از آن جهت است که نه تنها کسی از دو طرف مورد اتهام خاصی قرار نگیرید بلکه از آن جهت است که مبادا فریب شیطان و وسوسه های او را خورده و خواهش نفس خویش را پیروی کرده دست به فحشایی بزنید و ...

    نتیجه اینکه بنابراین می بینیم که تمام این آیات روشن همه و همه برای سعادت و پاک بودن مردان و زنان مومن از هر گونه بهتان و اتهام بزرگ و یا هر گونه آلوده شدن و به سمت کارهای زشت رفتن است است. به عبارت دیگر اینکه مومنین نه تنها حق این را ندارند که به فحشای زنا نزدیک شوند و یا به دیگر مومنین بدون دانش در این زمینه اتهامی ببندند و یا در جهت اتهام شایع شده بکوشند؛ بلکه حق این را هم ندارند که خود را در موضع تهمت مرتبط با این موضوع با انجام مواردی همچون   هم نشینی با پلید کاران و یا نکاح با زناکاران و یا وارد شدن به خانه ی غیر خود بدون سلام و یا اجازه ی ورود؛ قرار دهند که همانا این ها باعث بدنامی شده و از در زمره ی پاکیزه کاران بودن به دور نگه می دارد.

29- لیس علیکم جناحٌ ان تدخلوا بیوتاً غیر مسکونةٍ فیها متاعٌ لکم ج والله یعلم ما تبدون و ما تکتمون.

 اما خداوند یکتا در این آیه ی کریمه می فرماید که بر شما هیچ گناهی و محدودیتی نیست که در خانه هایی که کسی در آنها زندگی نمی کند و یا غیر مسکونی است وارد شوید؛ چرا که برای شما در آنها بهره ای است. مثلن می توانید در سایه ی آن ساعتی را سپری کنید و یا ناهاری بخورید و ... اما بدانید حال که وارد چنین مکانهایی می شوید اجازه ی هر کاری را ندارید و بدانید که خدا از آنچه که در آشکار و نهان حتا اگر در چنین خانه هایی باشد، انجام می دهید آگاه است. یعنی برای او دور و نزدیک و اینجا و آنجا ندارد؛ او به همه چیز در هر زمان و مکان از آن جهت که آنها را آفریده داناست.

    پس با توجه با این آیه ی کریمه درست است که مومنین می توانند وارد مکانهای غیر مسکونی اعم از خانه و یا سرپناه های بیابانی و صحرایی و ... بشوند؛ اما حق ندارند که در آن جا ها دست به کارهای ناشایست و فحشا بزنند؛ چرا که درست است که کسی برای نمونه از هم نوع نمی تواند که آنها را ببیند و یا اگر دید بدانها اتهامی را وارد نماید؛ اما این چنین هم نیست که خداوند یکتا نیز نداند که ما در آن جا چه انجام می دهیم. و این مورد اخیر یعنی اینکه خداوند یکتا به هر جهت می خواهد که مومنین بیش از پیش پاک و پاکیزه و به دور از هر گونه اقدام به فساد و فحشایی و یا متهم بدان باشند. و بدانند که خدای یکتا در همه حال و در همه ی مکانها اعم از مسکونی و غیر مسکونی حاضر و ناظر اعمال آنهاست و بدین جهت هم پاداش یا کیفر می دهد.

30- قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ج ذالک ازکی لهم ق ان الله خبیر بما یصنعون.

    مخاطب این آیه مردان مومن هستند مبنی بر اینکه نگاهبان دیده ها و فروج خود باشند تا مبادا با نگاه شیطنت آمیر، کم کم وسوسه شده و راه خطا بروند و اینکه کم کم رو به پلیدی و زشت کاری ببرند. به هر جهت فرو بستن دیده از آنچه که موجبات فحشا را پدید می آورد و نیز نگاهبانی بر فروج خود از مبتلا شدن به فحشای زنا جلوگیری می نماید، و بنابراین مردان مومن باید بدانند که خدای یکتا به آنچه که در اذهانشان می گذرد و با خود و درون خود برای پیروی وسوسه های شیطان با نگاه بد و ... می سازند و می پردازند نیز دانا و آگاه است.

   در واقع می توان گفت که خدای یکتا می خواهد یادآور شود که پیش زمینه ی نزدیک شدن به فحشای زنا همانا همین مقوله ی پیش ساخته های ذهنی و پیگیری آنها در درون خود و سرگرم شدن به آنهاست به نحوی که استمرارش می تواند منجر به فساد و فحشایی همچون زنا شود. پس یکی دیگر از عوامل انجام مفسده ی زنا همین نگاه نداشتن دیده ها و فروج خود توسط مردان مومن  و حتا زنان مومن می باشد. هر چند که خدای یکتا نخست به مردان این دستور را داده است که مواظب و محافظ دیده ها و فروج خود باشند.

31- و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ص و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن ص و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت اًیمانَهُن اَوِ التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء ص و لا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن ج و توبوا الی الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه به واسطه ی پیامبر مکرم اسلام ص[2] ، زنان مومن را خطاب قرار می دهد و اینکه آنها چه کارهایی را بایستی انچام دهند تا از فحشا و زشت کاری و آنچه که موجبات فشحا و زنا را فراهم می سازد به دور باشند. البته آنچه برای زنان در این مراعات با مردان مومن برابر آیه ی قبل مشترک است اینکه زنان مومن هم دیده های خود را از نگاه های ناروا و وسوسه انگیز فرو بندند و فروجشان را نگاه دارند.

   اما آنچه علاوه بر این، مراعاتش برای زنان لازم و در واقع واجب است همانا رعایت جوانب پیرایه ها و زینت های آنان است که در چه مواقع و جاها و نزد چه کسانی مجاز است و دیگری مراعات محرم و نامحرم بخصوص هنگام و در رابطه با فریضه ی پوشش و به عبارتی حجاب است. و جان کلام اینکه خدای یکتا پس از بیان این موارد می فرماید تا مومنان همه به سوی او بازگردند و به درگاهش توبه کنند که همانا رستگار شدن آنان در سایه ی این امر به دست می آید.

   البته روشن است که برابر کلام مقدس الاهی که بدان ایمان داریم و بایسته است که به عنوان یک مومن بدان ایمان داشته باشیم؛ توبه پذیر مهربان تنها خدای یکتا است پس لازم است که تنها به درگاه او توبه کرد و نه کسی جز او . و باز البته باید دانست که توبه برای زمان زنده بودن است و نه پس از آن. به نحوی که فرد تائب فرصت اصلاح امر را داشته باشد. و باز اینکه باید دانست که توبه برای گناهان و کارهایی است که از روی نادانی انجام شده ، آن هم بلافاصله پس از انجام گناه و دانش به گناه بودن آن و نه در زمانی و مکانی دیگر و ... توبه صورت گیرد. اموری که به هر جهت هر چند کوتاه، اما در آیات 5 و 14 همین سوره یعنی نور بدان بر اساس آیات قرآن اشاره شد.

   اما مکمل امر اینکه مومنین باید بدانند که مرتبط با توبه به درگاه خدای یکتای توبه پذیر؛ لازم است که آن از نوع نصوح باشد تا خدای یگانه هم برابر آنچه که فرموده و درست می باشد، گناهان مومنین را بپوشاند و وارد بهشت شان کند : « یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار یوم لا یخزی الله النبی والذین آمنوا معه ص نورهم یسعی بین ایدیهم و بأیمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا واغفر لنا ص انک علی کل شیء قدیر. (8 تحریم) .»  



[1] - آیه ی 10 یونس با توجه به آیه ی 9 .

[2] - البته همچون سایر آیات قرآن کریم که به واسطه ی وحی بر ایشان نازل گردیده است و به آن ایمان داریم.

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ