سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 13
بازدید دیروز : 39
کل بازدید : 10660
کل یادداشتها ها : 34
خبر مایه


 

    و مورد دیگر اینکه همانطور که اشاره شد مردم و حتا مومنین از مخاطبین آیات الاهی که توسط رسولان خدا بر آنان خوانده شده و یا آیاتش همچون آیات قرآن کریم که بدانان رسیده باید ضمن تقوای الاهی، اطاعت رسول خدا را در طول اطاعت خدا بنمایند که آیاتش را بر آنان خوانده ، چه آنکه بیان این مهم نیز از جمله رسالت های آنان بوده است : « کذبت قوم نوح المرسلین. اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون. انی لکم رسول امین. فاتقوا الله و اطیعون. و ما اسئلکم علیه من اجر ص ان اجری الا علی رب العالمین. فاتقوا الله و اطیعون. (105- 110 شعرا با توجه به آیات 111-122) [1]» . و نه تنها اینکه فرمانبر کفار و فاسقین و منافقین و مکذبین نباشند؛ همانگونه که پیامبران خدا از جمله خاتم النبیین ص به این مهم امر شده بود؛ بلکه ضمن فرمان بردن خدا و رسولش باید که فرمان اسراف کاران را نیز نبرند، یعنی آن کسانی که در روی زمین فساد و تباهی می کنند و در پی اصلاح و سامان امور نیستند و لذا عاقبت خوبی هم ندارند همانگونه که مصداق این سخن برابر کلام مقدس الاهی قوم ثمود می باشد که چون اطاعت رسول خدا یعنی برادرشان صالح را نکردند و بر عکس اطاعت مسرفین را کردند پس عذاب الاهی آنان را در بر گرفت: « ... فاتقوا الله و اطیعون. و لا تطیعوا امر المسرفین. الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون...(150-152 شعرا با توجه به آیات 141- 159) » .       

    پس در این آیه ی کریمه (56 نور) و پس از یکتاپرستی یا اصل توحید؛ اهمیت و تاثیر نقش نماز و زکات و اطاعت از پیامبر خدا در بهره مندی از رحمت الاهی دانسته می شود تا اینکه مومنین بدانند که اگر در پی مهرورزی از سوی خدای یکتا هستند چه چیزها و تکالیفی است که این مهم را برای آنان در پی دارد. زیرا این نماز است که از گرفتار شدن به هر گونه فحشا و منکری باز می دارد[2] که از جمله مصادیق فحشا که نماز از آن باز می دارد امر زنا می باشد. و باز این زکات است که از مشرک بودن باز می دارد[3]  همانگونه که در کنار هم بودن این دو مقوله و پیش از آن توبه کردن مشرکین از شرکشان است که آنان را در زمره ی برادران دینی مومنین قرار می دهد[4] . پیرامون تاثیر اطاعت از خدا و رسولش نیز مطالبی گذشت. پس باید از اعراض از این سه مقوله و یا بی تفاوتی نسبت به آنها یا تضییع کردنشان راه پرهیزگاری را پیشه نمود.

57- لا تحسبن الذین کفروا معجزین فی الارض ج و مأواهم النار ص و لبئس المصیر.

     برابر دو آیه ی قبل روشن شد که مومنین آنهایی هستند که از جمله ویژگی های آنان این است که هم کارهای شایسته می کنند و هم اینکه تنها خدای یکتا را می پرستند و هم اینکه به سه فریضه ی نماز و زکات و اطاعت رسول خدا پایبند می باشند. اما مرتبط با کسانی که این آیات الاهی را برابر بخش اخیر آیه ی 55 شنیده و پس از آن کافر شدند؛ نه تنها در زمره ی تباهکاران و فاسقین قرار می گیرند بلکه بر اساس این آیه ی کریمه آنها به عنوان کافرین کسانی هستند که هیچ قدرتی روی زمین ندارند و به خاطر همین کفرشان جایگاهشان در آخرت آتش است که بد منزلگاهی است.

58- یا ایها الذین آمنوا لیستئذنکم الذین ملکت اَیمانُکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات ج من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد صلاة العشاء ج ثلاث عورات لکم ج لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن ج طوافون علیکم بعضکم علی بعض ج کذالک یبین الله لکم الایات ق والله علیم حکیم.

   این آیه ی کریمه ضمن مخاطب قرار دادن مومنین؛ اوقاتی را که لازم است کنیزان و غلامان و یا اطفال به وقت احتلام نرسیده از آنان اجازه ی ورود به خوابگاهشان بگیرند را بیان فرموده است که یکی پیش از نماز صبح است و دیگری هنگام ظهر که جامه ها از تن بر می گیرند و سوم پس از نماز عشاء یا زمان خفتن است.

     نتیجه اینکه نه تنها برابر آیات اولیه ی این سوره ی مبارکه و روشنی بخش؛ مومنین حق ندارند که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شوند بلکه اهل و سکنه ی یک خانه از مومنین نیز در اوقات مذکور در این آیه ی کریمه حق ندارند که بدون اجازه وارد خوابگاه زن و شوهر و یا پدر و مادر خود شوند. و این بدان معناست که نخست اینکه خوابگاه زن و شوهر باید از فرزندان و دیگر اهل خانه اعم از نسبی و سببی جدا باشد و دوم اینکه این مهم مسئولیت مومنین را نسبت به یکدیگر از هر جزء آن که کوچکترینش خانواده است می رساند مبنی بر اینکه لازم است که بر اساس این آیات به پیش بروند این آیات را که همه آموزشی است به فراگیران و فرزندان خود بیاموزند که باید اینگونه باشند و مراعات این اوقات را بنمایند و به همین طریق موارد را به آیندگان خود انتقال دهند. که البته این ها تمام مواردی است که غربی ها طی دستاوردهای علمی بدان رسیده اند تا آنجا که تحقیقاتشان در قالب کتاب در کشورهای مسلمان تدریس می شود که مثلن راههای یک زندگی موفق کدام است و ... در حالی که کتاب خدا در میان مومنین است و همه ی این راهها را طی آیاتش به روشنی بیان فرموده است و ما از آن غافلیم. و سوم اینکه مومنین در غیر این اوقات لازم است که با اهل خانه ی خود نشست و برخاست داشته و پیگیر امور روزمره و مشورت با آنان و خواندن آیات الاهی برای یکدیگر و تدبر در آنها و  امر کردن فرزندان به نماز خواندن و ... باشند چرا که با تمسک به این کتاب به عنوان حبل الله است که مومنین را از اختلافات و تفرقه به دور می دارد : « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون. واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ج واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذکم منها ق کذالک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون. (103 آل عمران با توجه به آیات 104- 105) » . و از سوی دیگر با تمسک به الله به عنوان فرو فرستنده ی کتابش بر بنده و فرستاده اش حضرت محمد ص است که همراه با توبه و اصلاح کار خود و اخلاص در دین، منافقین از درک اسفل رهایی یافته و با مومنین و در صف آنها می شوند: « ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار و لن تجد لهم نصیرا. الا الذین تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دینهم لله فاولائک مع المؤمنین. و سوف یؤت الله المؤمنین اجرا عظیما. ( 145-146 نساء با توجه به آیات 144- 152) » . و بدینگونه است در این رابطه اینکه خدای یکتا، مردم یعنی ناس را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که هر یک از آنان که به او یعنی الله ایمان آورد و بدو تمسک پیدا کند پس به زودی وی را وارد رحمت و فضلش کرده و به راه راست به سوی خویش راهنمایی می کند: « یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا.فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء). » در واقع وارد فضل و رحمت خداوندی شدن بسته به این است که هر یک از مردم با توجه به کتاب روشنی بخش قرآن به خدای یکتا که همان " الله " باشد ایمان بیاورند و به او توسل و تمسک بجویند و تنها او را بخوانند و تنها او را بپرستند و حاجات از او بخواهند و ذکر او را بگویند و نام او را بر زبان جاری کنند و ...

    البته باید دانست که در ماه مبارک رمضان؛ مباشرت مومنین با همسرانشان فقط در اوقات شب و پیش از سحرگاهان و در واقع پیش از اذان صبح امکان دارد چرا که در غیر این صورت موجب بطلان روزه می شود که باید از اذان صبح تا اذان مغرب باشد و ...: « احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم ج هن لباس لکم و انتم لباس لهن ق علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم ص فالآن باشروهن وابتغوا ما کتب الله لکم ج و کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر ص ثم اتموا الصیام الی الیل ج و لا تباشروهن و انتم عاکفون فی المسجد ق تلک حدودالله فلا تقربوها ق کذالک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون. (187 بقره) » .    



[1] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 125 و 131 و144 و 150 و 163 و 179 همین سوره یعنی شعراء مرتبط با دیگر اقوام پیشین و رسولانشان از خودشان به عنوان برادرانشان به تعبیر قرآنی.جان کلام اینکه مومنین فقط باید بر اساس آیات خدا که تمامن در قرآن کریم است در کلیه ی مراحل زندگی خود به پیش بروند و نه کلامی جز آن. چرا که پیامبران و فرستادگان خدا تا پیامبر مکرم اسلام ص نیز اینگونه بوده اند یعنی تنها آیات خدا را به مردم میرسانده اند و می خوانده اند و عمل می کرده اند و یا با آن آیات به سوی مستکبران می رفته اند تا بدان وسیله آنان را از ستمگری باز دارند و به راه راه ره اذن الاهی راهنمایی نمایند و نه سخنی جز آن و یا بر پایه ی سخنی از جانب خود. : و اذ نادی ربک موسی ان ائت القوم الظالمین. قوم فرعون ج الا یتقون. قال رب انی اخاف ان یکذبون. و یضیق صدری و لا ینطلق لسانی فارسل الی هارون. و لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون. قال کلا ص فاذهبا بآیاتنا ص انا معکم مستمعون... (10-15 شعراء) . و بدان جهت که خدای یکتا سه گروه را اهل آتش می داند که یکی از آنها کسانی هستند که از آیات خدا غافلند: « ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولائک مأواهم النار بما کانوا یکسبون. (7-8 یونس). پس کاملن روشن می شود که مومنین فقط باید بر اساس آیات الاهی که همه بواسطه ی وحی بر خاتم پیامبران ص در قرآن کریم می باشد به پیش بروند و نه سخنی جز آن اگر در پی راهنمایی شدن و رستگاری و کامروایی در دو گیتی هستند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا وعده ی بهشت را به مومنین و کنندگان کارهای شایسته داده است؛ وعده ای که هیچ تخلف و یا تغییری ندارد: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم ص تجری من تحتهم الانهار فی جنات النعیم. دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام ج و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین.(9-10 یونس) . چه آنکه از سوی دیگر خدای یکتا، کفار را به خاطر اینکه آیاتش را انکار می کردند عذاب و وارد آتش دوزخ و جاویدان در آن می کند: « و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن والغو فیه لعلکم تغلبون. فلنذیقن الذین کفروا عذابا شدیدا و لنجزینهم اسوأ الذین کانوا یعملون. ذالک جزاء اعداءالله النار ص لهم فیها دارالخلد ص جزاء بما کانوا بآیاتنا یجحدون. و قال الذین کفروا ربنا ارنا الذین اضلانا من الجن و الانس نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الاسفلین. (26-29 فصلت). و کافران به مردم گفتند بر این قرآن ( که محمد ص می خواند) گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القا کنید تا مگر بر او غالب شوید. ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه کردند کیفر کنیم. جزای دشمنان خدا همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آنها است به کیفر آنکه آیات ما را انکار کردند. و کافران (چون مشاهده ی عذاب کنند با حسرت و ندامت ) گویند پروردگارا آن دو گروه از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده که آنها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل ترین مردم شوند. »

[2] - آیه ی 45 سوره ی عنکبوت .

[3] - آیات 7-9 سوره ی صف .

[4] - ... فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فاخوانکم فی الدین ق و نفصل الایات لقوم یعلمون.( 11 توبه با توجه به آیات 6-16 ) .

 


  

    55- وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ج یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا ج و من کفر بعد ذالک فاُولائک هم الفاسقون.

   این آیه ی کریمه، متناسب با موضوع لزوم فرمان خدا و رسول را بردن؛ نتیجه ی ایمان و انجام کارهای شایسته را بیان می فرماید، مبنی بر اینکه خدا به کسانی از شما که ضمن ایمان آوردن کارهای شایسته انجام دهد وعده داده که روی زمین خلافت ببخشد و جانشین دیگران از فاسقان قرار دهد همانگونه که مرتبط با اقوام گذشته این سنت او جاری بوده است و علاوه بر این اینکه دین شان (اسلام) را بر همه ی ادیان تسلط ببخشد و همچنین آنان را پس از ترس؛ آرامشی ببخشد. به هر جهت خدای یکتا می فرماید تا بدون هیچ شرکی تنها او پرستیده شود که هر کس پس از آمدن حق و ایمان آوردن رو به سوی کفر و ناسپاسی نهاد همانا از فاسقین و تباهکاران است.

     نتیجه اینکه مومنین باید علاوه بر ایمان به خدا و به هر آنچه که او دستور داده است؛ از انجام دهندگان کارهای شایسته باشند تا آثار خوب آن را نیز حتا در این دنیا ببینند[1] و دیگر اینکه بدانند که به جای فاسدین تکیه زدن برای اصلاح امور و یاری دین و کوشش در راه خدا و ... در گرو و مشروط به این دو مقوله است و سوم اینکه بدانند که تنها باید خدای یگانه را بدون اینکه چیزی دیگر را برایش انباز[2] یا برابر[3] قرار دهند بپرستند و بدانند که شرک گناهی است که آمرزش از سوی خدا در آن راهی ندارد[4]. و چهارم اینکه بدانند که بازگشتن از راه دین پس از ایمان هم تبعات دو جهانی خود را دارد: « یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ج ذالک فضل الله یؤتیه من یشاء ج والله واسع علیم. (54 مائده با توجه به آیات 55-56) . » [5]    

56- و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة و اطیعوا الرسول لعلکم ترحمون.

     برابر و در ادامه ی آیه ی قبل؛ خداوند یکتا نه تنها به چنین کسانی از مومنین که کننده ی کارهای شایسته نیز هستند و بدانان وعده ی جانشینی روی زمین را داده است می فرماید که راه توحید را بپیمایند و از فسق و تباهکاری به دور باشند بلکه برابر این آیه ی کریمه می فرماید که نماز را نیز به پا داشته و زکات بدهند و فرمان رسول را ببرند باشد که مورد رحم خداوندی قرار گیرند.

    جایگاه نماز و زکات به عنوان دو فرع دین به نحوی که مومن بودن افراد را در ایمانشان می رساند که تا چه اندازه پایبند دو اصل توحید و معاد هستند و از شرک به دور؛ محفوظ، اما شاید این سوال پیش بیاید که مگر چه حکمتی در فرمان بردن از رسول نهفته است به گونه ای که در چند آیه ی اخیر  نیز پس از فرمان بردن از خدای یکتا از آن ذکر به میان آمده است به نحوی که برخورداری از مهربانی و رحمت الاهی که به طور آشکار در پایان این آیه بدان اشاره شده، مشروط گردیده است؟ روشن است که پاسخ را باز باید در کلام مقدس الاهی یافت مبنی بر اینکه اطاعت از رسول خدا در طول اطاعت از خدای یکتا بدان خاطر است که او رسولانش را فرستاده است تا مردم از آنان به اذن خدای یکتا اطاعت کنند: « و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع بأذن الله ج و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا لله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما. (64 نساء با توجه به آیات 58-70 ) » . زیرا خدای یکتا اطاعت از رسول خود را اطاعت از خود دانسته است و در صورت رویگردانی از این امر باید دانست که رسول خدا بر کسی نگاهبان نیست: «من یطع الرسول فقد اطاع الله ص و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا. (80 نساء) ». باری؛ خدای یکتا به مومنین می فرماید که ضمن فرمانبرداری او و فرستاده اش، از این امر روی بر نگردانند در حالی که آیات خدا را می شنوند: « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و رسوله و لا تولوا عنه و انتم تسمعون. و لا تکونوا کالذین قالوا سمعنا و هم لا یسمعون. ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون. (21-22 انفال با توجه به آیات 23-28). »

اهمیت فرمان خدا و رسول او را بردن 

    در این خصوص بایسته است گفته شود که خدای یکتا در جایی می فرماید که چنانکه مومنین فرمان خدا و رسولش را نبرند جز این نیست که اعمالشان باطل می شود: « یا ایهاالذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالکم. ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله ثم ماتوا و هم کفار فلن یغفر الله لهم. فلا تهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون والله معکم و لن یترکم اعمالکم. (33-35 محمد با توجه به آیات 36-38) » .

    به هر جهت به عنوان یک مومن، باید عامل به این امر بود چه آنکه شرط ایمان آوردن به دل و مومن  همراه با مسلمانی در گرو آن یعنی این فرمانبری و نیز ایمان به خدا و فرستاده اش است[6] و دانست که اطاعت از خدا و رسولش آثاری خوب دارد که از جمله ی آنها این نعمت الاهی است:« و من یطع الله و الرسول فاولائک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین ج و حسن اولائک رفیقا. ذالک من فضل الله ج و کفی بالله علیما. (69-70 نساء) ».  و نیز اینکه باز از دیگر آثار این کار یعنی فرمان خدا و رسولش را بردن این می باشد که خدای یکتا چنین مومنینی را  به عنوان کامیابی بزرگ وارد بهشت پر نعمت خود می گرداند و از تبعات نافرمانی از خود و فرستاده اش که حاصلش آتش دوزخ و عذاب خوار کننده است بر حذر می دارد: « ... تلک حدود الله ج و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ج و ذالک الفوز العظیم[7]. و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها و له عذاب مهین. (13-14 نساء با توجه به آیات2-12 مرتبط با مسائل ارث و مال یتیم) ». که البته در این زمینه می توان باز به آیات 16-23 فتح اشاره کرد.

    اما؛حال برای اینکه مومنین بدانند که نتیجه و تبعات بد اطاعت از غیر خدای یگانه و فرستاده اش کدام است باید به آیات زیر توجه نمود و متذکر آن شد: یکی آنجاست که نتیجه ی پیروی مومنین از برخی از اهل کتاب را که کفر است بیان می فرماید و می افزاید که تنها اعتصام به خداست که راهنمایی شدن به راه راست را برای مومنین در پی دارد« یا ایهاالذین آمنوا ان تطیعوا فریقا من الذین اوتوا الکتاب یردوکم بعد ایمانکم کافرین. و کیف تکفرون و انتم تتلی علیکم آیات الله و فیکم رسوله ق و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم. ( 100-101 آل عمران با توجه به آیات 102-104)[8] ». و در جایی دیگر که باید این امر چراغ راه مومنین باشد آنجاست که خدای یکتا رسول خود حضرت محمد ص را از پیروی کردن اکثر مردم بر حذر میدارد چرا که آنان بیشترشان پیروی گمان را می کنند و بنابراین نتیجه ی این امر چیزی جز گمراهی نخواهد بود؛ پس باید هدایت را تنها در سخنان و آیات خدای یکتا یافت که او به همه چیز و همه کس از گمراهان و راهنمایی شدگان داناتر است: « و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله ج ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون[9]. ان ربک هو اعلم من یضل عن سبیله ص و هو اعلم بالمهتدین. (115-116 انعام) » . و باز افزون بر این امر اینکه خدای یکتا به پیامبر می فرماید که فرمانبر کفار و منافقین نیز نباشد بلکه تنها پیروی آنچه را که به او وحی می شود را بنماید و بر او توکل نماید و این بدان معناست که مومنین نیز باید اینگونه باشند که پیروی خدا و فرستاده اش در گوش کردن و فرمان بردن از این آیات است: « بسم الله الرحمن الرحیم. یا ایها النبی اتق الله و لا تطع الکافرین[10] و المنافقین ج ان الله علیما حکیما. واتبع ما یوحی الیک من ربک ج ان الله کان بما تعملون خبیرا. و توکل علی الله ج و کفی بالله وکیلا. [11](1-3 احزاب). و دیگر اینکه پیامبر ص موظف به این بوده که فرمانبر کسانی که دلشان از یاد خدا غافل است نیز نباشد و این بدان معناست که این مهم نیز باید سرلوحه ی کار مومنین در مراتب زندگیشان باشد که هم فرمانبر غافلین از ذکر خدا نباشند و هم اینکه جایگاه ذکر الله را در زمان زنده بودنشان بدانند: « ... واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه ص و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا ص و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه و کان امره فرطا .[12] (28 کهف با توجه به آیات 26-31) ».



[1] - که برای نمونه می توان به این آیات کریمه اشاره کرد که خدای یکتا فرموده که مومنین و کنندگان کارهای شایسته هستند که بهترین اهل عالمند و بنابراین جایگاهشان بهشت است؛ و به عکس کفار از اهل کتاب و نیز مشرکین از بدترین اهل عالمند و جایگاهشان دوزخ است: « ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها ج اولائک هم شر البریة. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولائک هم خیر البریة. جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتهاالانهار خالدین فیها ابدا ص رضی الله عنهم و رضوا عنه ج ذالک لمن خشی ربه. (6-8 بینه) .»

[2] - بسم الله الرحمن الرحیم. اتی امرالله فلا تستعجلوه ج سبحانه و تعالی عما یشرکون. ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون. (1-2 نحل) .

[3] - بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی خلق السماوات و الارض و جعل الظلمات و النور ص ثم الذین کفروا بربهم یعدلون. (1 انعام ).

[4] - ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذالک لمن یشاء ج و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما. ( 48 نساء ).

[5] - و بدینگونه است در این رابطه آیه 217 بقره با توجه به آیات 216-218 .

[6] - قالت الاعراب آمنا ص قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم ص و ان تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من اعمالکم شیئا ج ان الله غفور رحیم. انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله ج اولائک هم الصادقون. (14-15 حجرات).

[7] - و بدینگونه است درا ین رابطه آیات 70- 73 سوره ی احزاب .

[8] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 149-150 همین سوره یعنی آل عمران با نظر داشت آیات 151-152 آن . و باز آیه ی 32 آل عمران با توجه به آیات 28-34 آن .

[9] - چه آنکه خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن کریم می فرماید که گمان؛ هیچ گاه از حق چیزی را بی نیاز نمی کند. یعنی هر کس در پی حق و راهنمایی شدن بدان سو است فقط باید پیروی حق و یقین را بکند که همانا همه اش به عنوان یک باور در سخنان و آیات خدای یکتاست. خدایی که تنها ایجاد کننده و آفریننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود و تنها راهنمایی کننده به سوی حق است و هیچ انبازی ندارد که توانای بر این امور باشد، پس باید تنها پیروی حق را کرد و آیات خدا را به عنوان حق به مشرکان رساند و بر آنان خواند تا دست از پیروی گمانشان بردارند و به لطف حضرتش به سوی راه راست راهنمایی شوند : « قل هل من شرکائکم من یبدؤا الخلق ثم یعیده ج قل الله یبدؤا الخلق ثم یعیده ص فانی تؤفکون. قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق ج قل الله یهدی للحق ق افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی ص فما لکم کیف تحکمون. و ما یتبع اکثرهم الا ظنا ج ان الظن لا یغنی من الحق شیئا ج ان الله علیم بما یفعلون. (34-36 یونس با توجه به آیات 37-52) » .

[10] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 52 سوره ی فرقان با توجه به آیات 47-51.

[11] - و همینطور است در این رابطه آیه ی 48 همین سوره یعنی احزاب با توجه به آیات 45-47 . و نیز آیه ی 24 انسان مبنی بر اینکه پیامبر از فرمان بردن از مردم بدکار و ناسپاس نیز نهی شده است و بنابراین این مهم نیز باید آویزه ی گوش مومنین باشد که مبادا پیروی افراد بدکار و ناسپاس را بنمایند: « انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا. فاصبر لحکم ربک و لا تطع منهم آثما او کفورا. واذکر اسم ربک بکرة و اصیلا. (23-25 انسان با توجه به آیات 24-31) » . و اینکه فرمانبری و پیروی دروعگویان و بسیارسوگند خورندگان را نیز نکند: « فلا تطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون. و لا تطع کل حلاف مهین. (8-10 قلم با توجه به آیات 1-16) » . چه آنکه برای نمونه چون بیشتر اهل مصر به جای اطاعت از رسول خدا یعنی حضرت موسی ع؛ فرمانبر فرعون شدند پس زبون و در زمره ی فاسقین و در نهایت گرفتار خشم خدا و مثالی برای آیندگان برای پند گرفتن شدند: « و نادی فرعون فی قومه قال یا قوم الیس لی ملک مصر و هذة الانهار تجری من تحتی ج افلا تبصرون. ام انا خیر من هذا الذی هو مهین و لا یکاد یبین. فلولا القی علیه اسورة من ذهب او جاء معه الملائکة مقترنین. فاستخف قومه فاطاعوه ج انهم کانوا قوما فاسقین. فلما اسفونا انتقمنا منهم فاغرقناهم اجمعین. فجعلناهم سلفا و مثلا للاخرین. (51-56 زخرف) ».

[12] - برای دانستن اینکه چرا نباید از ذکر خدا غافل بود بدیهی است که پاسخ را باز باید از بطن کلام مقدس الاهی پیدا نمود مبنی بر اینکه غافل از ذکر خدا علیرغم آمدن آیاتش بر او و فراموش کردن آن، در آن گیتی نابینا محشور خواهد شد و عینن از فراموش شدگان خواهد بود: و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة اعمی. قال رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا.قال کذالک اتتک آیاتنا فنسیتها ص و کذالک الیوم تنسی. و کذالک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ج و لعذاب الاخرة اشد و ابقی. (124-127 طاها).


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ