سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10205
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 62- انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستئذنوه ج ان الذین یستئذنونک اولائک الذین یؤمنون بالله و رسوله ج فإذا استئذنوک لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم الله ج ان الله غفور رحیم.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه به نوعی به معنایی از اینکه مومنین چه کسانی با چه صفاتی می توانند باشند اشاره فرموده است؛ مبنی بر اینکه مومنین کسانی هستد که نه تنها به خدا و فرستاده اش ایمان آورده اند بلکه وقتی برای امری گرد هم آمده اند از نزد او نمی روند تا اینکه از او اجازه بگیرند. و هنگامی که چنین مومنینی اینگونه رفتار نمایند یعنی از پیامبر ص اجازه بگیرند لذا می شود گفت که به خدا و رسول او ایمان آورده اند. از سوی دیگر اینکه به پیامبر مکرم اسلام ص می فرماید که او نیز اگر برخی از مومنین برای بعضی از کارهایشان از وی اجازه خواستند مبادرت کند و علاوه بر این برایشان از خدا آمرزش نیز بخواهد که همانا او بسیار آمرزنده ی مهربان است.

    البته در اینکه مومنین باز چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند؛ در برخی از آیات دیگر قرآن کریم بدان اشاره شده است که نمونه ای از آنها این است: « انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون. الذین یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون. اولائک هم المؤمنون حقا ج لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم. [1](2-4 انفال) ». و یا اینکه خدای یکتا قرآن را مژده ای برای گروندگان می داند و سپس ادامه می دهد که آنان یعنی مومنین که قرآن برایشان مایه ی نوید است کسانی هستند که کارهای شایسته می کنند :« بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا. قیما لینذر بأسا شدیدا من لدنه و یبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا حسنا. ماکثین فیه ابدا. (1-3 کهف) ».   پس کاملن روشن می شود که مومنین، کارهای شایسته می کنند و نه کارهای بد و چنانچه در پی برخورداری از بشارت قرآن هستند لازم است که به عنوان یک مومن کارهای شایسته بکنند. و ...

    اما نکته ی مرتبط با اجازه خواستن از پیامبر ص برای انجام برخی امور روزانه به هنگام یک امر جامع که مومنین گرد آمده اند؛ لازم است گفته شود که خدای یکتا فرموده است که این امر یعنی اجازه خواستن از رسول خدا ص نباید پیرامون مجاهده در راه خدا باشد. و این بدان معناست که مجاهده ی به مال و جان در راه خدا نیازمند کسب اجازه ای از کسی نمی باشد همانگونه که این امر برابر این آیات نیازمند اجازه از رسول خدا نبوده است. چرا که اگر کسی از مومنین بدنبال چنین اجازه ای باشد جز این نیست که مشمول این آیات خداوندی خواهد بود: « لو کان عرضا قریبا و سفرا قاصدا لاتبعوک ولکن بعدت علیهم الشقة ج و سیحلفون بالله لو استطعنا لخرجنا معکم یهلکون انفسهم والله یعلم انهم لکاذبون. عفاالله عنک لم اذنت لهم حتی یتبین لک الذین صدقوا و تعلم الکاذبین. لا یستئذنک الذین یؤمنون بالله و الیوم الاخر ان یجاهدوا بأموالهم و انفسهم ق والله علیم بالمتقین. انما یستئذنک الذین لا یؤمنون بالله و الیوم الاخر وارتابت قلوبهم فهم فی ریبهم یترددون. (42-45 توبه با توجه به آیات 38-52) » .

63- لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا ج قد یعلم الله الذین یتسللون منکم لواذا ج فلیحذر الذین یخالفون عن امره أن تصیبهم فتنة أو یصیبهم عذاب الیم.

   خدای یکتا در این آیه باز مومنین را از منظری دیگر مخاطب قرار می دهد و به عنوان یک شرط برای مومن بودن بدانان می فرماید که در رابطه با ندا در دادن و صدا زدن او طوری عمل ننمایند که بین خودشان متداول است بلکه مراعات امر را بنمایند و نیز این که اگر از این دستور و حکم سر پیچی کنند و به غیر پناه ببرند، لذا باید بدانند که مخالفت از امر پیامبر یا فتنه و آشوبی را برایشان در پی دارد و یا عذاب دردناک بدانان خواهد رسید.

 پیرامون موضوع ندا در دادن مطلوب مرتبط با پیامبر مکرم اسلام ص لازم است که گفته شود این امری است که در سوره ی حجرات نیز بدان اشاره و پرداخته شده است: « یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون . ان الذین یغضون اصواتهم عند رسول الله اولائک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی ج لهم مغفرة و اجر عظیم. ان الذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لا یعقلون. ولو انهم صبروا حتی تخرج الیهم لکان خیرا لهم ج والله غفور رحیم. (2-5حجرات)[2] ».  

   و مورد دیگر اینکه خدای یکتا وقتی به مومنین می فرماید که سر پیچی از فرمان و حکم پیامبر ص و پناه بردن به یکدیگر؛ عاقبت خوبی برایشان ندارد، این بدین معناست که هر کاری تبعات خود را دارد و اگر مومنین نه تنها مرتبط با امر رسول خدا ص که خود اطاعت خدا را می کرده است؛ بلکه مرتبط با دیگر اولیای الاهی یعنی امامان ع نیز اینگونه عمل نمایند که بسیاریشان نمودند؛ نتیجه اش برایشان چیزی جز این نخواهد بود که دست کم به آشوبی دچار خواهند شد (که شدند) که نمونه ی آنها حاکمیت امویان و مروانیان و عباسیان بر آنان بود که تبعات آن همچنان باقی است. بخش عذاب دردناک و آخرتی آن را تنها خدای یکتا بدان داناست.  امری که ریشه در تصمیم سقیفه داشت و دارد و از تبعات آن بود و می باشد؛ و این بدان خاطر بود که برخی مومنین علیرغم نزول آیه ی 67 سوره ی مائده[3] و ابلاغ آن در حجة الوادع توسط پیامبر مکرم اسلام ص و معرفی حضرت علی ع به عنوان ولی مومنین پس از خود آن هم طی خطبه ای و اخذ بیعتی از مومنین حاضر در این مراسم؛ بلافاصله پس از رحلت آن رسول گرامی ص در محل مذکور گرد هم آمدند و از امر خدا و فرستاده اش تخلف کردند و با تعیین خلیفه ی اول در واقع بیعت آن روز خود را با حضرت علی ع که در محضر رسول خدا ص بود نیز نگه نداشتند و .... در حالی که کتاب قرآن و آیه ی این کتاب در میانشان بود مبنی بر این که هیچ مرد و زن مومنی پس از صدور حکم خدا و رسولش اختیاری برای نافرمانی ندارند که اگر چنین کردند همانا راه گمراهی روشن را رفته اند[4]. و باز مکمل این امر آن هم مرتبط با این حضرت اینکه مومنین علیرغم بیعت کردن با وی پس از قتل خلیفه ی سوم؛ باز به وی و بیعت خود با او وفادار نماندند و ضمن تحمیل سه جنگ به او در قالب های ناکثین و قاسطین و مارقین؛ در نهایت راه قاعدین را در پیش گرفتند و نه تنها موجبات شهادت آن حضرت را فراهم آوردند که به خاطر این بیعت شکنی؛ باعث شدند که در واقع از اینجا به بعد امویان و مروانیان و عباسیان بر ایشان و نیز نسل های پس از آنان حاکم و چیره شوند و آثارش کماکان باقی باشد.       

    در واقع هر آنچه که به مردم و حتا مومنین  از مصائب و مشکلات می رسد نتیجه ی کارهای خودشان است و بنابراین بایسته است ضمن ایمان به خدا برای برخورداری قلب ها از هدایت او ؛ مومنین تنها فرمان خدا و رسول او را ببرند و تنها دعوت خدا و رسول را پیش از آنکه روزی بیاید که بازگشتی در آن نیست اجابت نمایند و از رویگردانی از این امر بپرهیزند که بر رسول خدا جز ابلاغ و رساندن آشکار آیات خدا نبوده است و او وظیفه ای در قبال مردم برای نگاهبانی از آنان در برابر خشم خدا به خاطر اعمال بد بندگانش نداشته است: « ما اصاب من مصیبة الا بإذن الله ق و من یؤمن بالله یهد قلبه ج والله بکل شیء علیم. و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ج فان تولیتم فانما علی رسولنا البلاغ المبین. الله لا اله الا هو ج و علی الله فلیتوکل المؤمنون. (11-13 تغابن با توجه به آیات5-10) » . // « استجیبوا لربکم من قبل ان یأتی یوم لا مرد له من الله ما لکم من ملجأ یومئذ و ما لکم من نکیر. فان اعرضوا فما ارسلناک علیهم حفیظا ص ان علیک الا البلاغ ق و انا اذا اذقنا الانسان منا رحمة فرح بها ص و ان تصبهم سیئة بما قدمت ایدیهم فان الانسان کفور. ( 47-48 شورا ) » . // « ما اصاب من مصیبة فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبرأها ج ان ذالک علی الله یسیر. (22 حدید باتوجه به آیات 23-24) » // به هر جهت باید باز دانست که هر خوبی که می رسد از جانب خداست و هر بدی که میرسد از خود افراد است، نکته ای که خدای یکتا به برانگیخته و فرستاده اش برای همه ی مردم که گواهی او در باره ی رسالتش بس است را در آیه ای از آیات قرآن به وی گوشزد می فرماید: « ما اصابک من حسنة فمن الله ص و ما اصابک من سیئة فمن نفسک ج و ارسلناک للناس [5] رسولا ج و کفی بالله شهیدا [6]. (79 نساء) » . و در آخر اینکه علاوه بر ایمان و انجام کارهای شایسته، بدانچه که به سوی او به حق و از سوی حق یعنی قرآن کریم فرو فرستاده است ایمان بیاورند که همانا این حق است و غیر آن باطل اگر در پی پوشیده شدن بدی هایشان و سامان کارهایشان از سوی خدای یکتا هستند: « بسم الله الرحمن الرحیم . الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله اضل اعمالهم. والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل علی محمد و هوالحق من ربهم کفر عنهم سیئاتهم و اصلح بالهم. ذالک بان الذین کفروا اتبعوا الباطل و ان الذین آمنوا اتبعوا الحق من ربهم ج کذالک یضرب الله للناس امثالهم.(1-3محمد) » .

    و تمام اینها بدان خاطر است که خدای یکتا که همه چیز را آفریده و تمام آنها مسخر اوست و به تمام آنها حتی آنچه انجام میدهیم داناست؛ حق مطلق است و آنچه که از غیر او خوانده می شود همه باطل است. پس باید تنها خدای یکتا را پرسیتد و خواند که همانا او بلند مرتبه و بزرگوار است: « ألم تر ان الله یولج الیل فی النهار و یولج النهار فی الیل و سخر الشمس و القمر ص کل یجری الی اجل مسمی و ان الله بما تعملون خبیر. ذالک بان الله هوالحق و ان ما یدعون من دونه الباطل و ان الله هوالعلی الکبیر. (29-30 لقمان) » .  



[1] - برگردان فارسی: « جز این نیست که مومنین کسانی هستند که چون ذکری از خدا شود دلهایشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا بر آنها خوانده شود بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در کارها تکیه کنند. و آن کسانی که نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان کردیم انفاق می کنند. این گروهند که در واقع مومنین حقیقی هستند که برایشان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی نیکوست.

[2] - برگردان فارسی: ای اهل ایمان با رسول با ادب سخن گویید و بالای صدای پیامبر ص صدای خود را بلند مکنید که اعمال نیکتان محو و باطل می شود و شما در نمی یابید. آنان که نزد رسول خدا به صدای آرام و آهسته سخن گویند آنها هستند که در حقیقت دلهایشان را برای مقام رفیع تقوا آزموده و آمرزش و اجر عظیم نصیب فرموده است. به حقیقت مردمی که تو را از پشت حجره ها به صدای بلند می خوانند اکثر مردم بی خردی هستند و اگر آنها صبر می کردند تا وقتی که تو بر ایشان خارج شوی بسیار بر آنها بهتر و ثوابش بیشتر بود و خدا بسیار آمرزنده ی مهربان است.

[3] - یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ص و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ج والله یعصمک من الناس ق ان الله لا یهدی القوم الکافرین.

[4] - آیه ی 36 سوره ی احزاب .

[5] - روشن می شود که همانگونه که حضرت محمد ص خاتم النبیین و رحمت للعالمین و قرآن فرو فرستاده شده بر وی از سوی خدای یگانه به حق؛ برای تمام مردم است؛ پس ایشان در عین حال رسولی برای همه ی مردم هستند و نه گروهی خاص.

[6] - که در رابطه با این بخش از این آیه ی کریمه باید به آیه ی 43 سوره ی رعد نگاهی داشت که چرا خدای یکتا گواهی خود را پیرامون رسالت پیامبر مکرم اسلام ص طرح می کند و بس می داند و دوم اینکه برابر کلام مقدس ایشان، دیگر چه کسانی می توانند بر این امر گواهی دهند : « و یقول الذین کفروا لست مرسلا ج قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده ام الکتاب. » . پس روشن می شود که این گواهی پاسخی است به کفار که می گویند حضرت محمد ص رسول خدا نیست و دیگر اینکه علاوه بر خدای یکتا تنها کسانی می توانند به رسالت حضرت محمد ص گواهی دهند و گواهی شان در این خصوص بس باشد که دانش کتاب یعنی علم قرآن را داشته باشند. به عبارت دیگر تنها این کتاب است و در سایه ی این کتاب و دانش بدان است که میتوان به این درجه از گواهی رسید، که روشن است که دانش قرآن نیز به واسطه ی ایمان بدان به دست می آید و نه جز آن.

 


  

 

    و مورد دیگر اینکه همانطور که اشاره شد مردم و حتا مومنین از مخاطبین آیات الاهی که توسط رسولان خدا بر آنان خوانده شده و یا آیاتش همچون آیات قرآن کریم که بدانان رسیده باید ضمن تقوای الاهی، اطاعت رسول خدا را در طول اطاعت خدا بنمایند که آیاتش را بر آنان خوانده ، چه آنکه بیان این مهم نیز از جمله رسالت های آنان بوده است : « کذبت قوم نوح المرسلین. اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون. انی لکم رسول امین. فاتقوا الله و اطیعون. و ما اسئلکم علیه من اجر ص ان اجری الا علی رب العالمین. فاتقوا الله و اطیعون. (105- 110 شعرا با توجه به آیات 111-122) [1]» . و نه تنها اینکه فرمانبر کفار و فاسقین و منافقین و مکذبین نباشند؛ همانگونه که پیامبران خدا از جمله خاتم النبیین ص به این مهم امر شده بود؛ بلکه ضمن فرمان بردن خدا و رسولش باید که فرمان اسراف کاران را نیز نبرند، یعنی آن کسانی که در روی زمین فساد و تباهی می کنند و در پی اصلاح و سامان امور نیستند و لذا عاقبت خوبی هم ندارند همانگونه که مصداق این سخن برابر کلام مقدس الاهی قوم ثمود می باشد که چون اطاعت رسول خدا یعنی برادرشان صالح را نکردند و بر عکس اطاعت مسرفین را کردند پس عذاب الاهی آنان را در بر گرفت: « ... فاتقوا الله و اطیعون. و لا تطیعوا امر المسرفین. الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون...(150-152 شعرا با توجه به آیات 141- 159) » .       

    پس در این آیه ی کریمه (56 نور) و پس از یکتاپرستی یا اصل توحید؛ اهمیت و تاثیر نقش نماز و زکات و اطاعت از پیامبر خدا در بهره مندی از رحمت الاهی دانسته می شود تا اینکه مومنین بدانند که اگر در پی مهرورزی از سوی خدای یکتا هستند چه چیزها و تکالیفی است که این مهم را برای آنان در پی دارد. زیرا این نماز است که از گرفتار شدن به هر گونه فحشا و منکری باز می دارد[2] که از جمله مصادیق فحشا که نماز از آن باز می دارد امر زنا می باشد. و باز این زکات است که از مشرک بودن باز می دارد[3]  همانگونه که در کنار هم بودن این دو مقوله و پیش از آن توبه کردن مشرکین از شرکشان است که آنان را در زمره ی برادران دینی مومنین قرار می دهد[4] . پیرامون تاثیر اطاعت از خدا و رسولش نیز مطالبی گذشت. پس باید از اعراض از این سه مقوله و یا بی تفاوتی نسبت به آنها یا تضییع کردنشان راه پرهیزگاری را پیشه نمود.

57- لا تحسبن الذین کفروا معجزین فی الارض ج و مأواهم النار ص و لبئس المصیر.

     برابر دو آیه ی قبل روشن شد که مومنین آنهایی هستند که از جمله ویژگی های آنان این است که هم کارهای شایسته می کنند و هم اینکه تنها خدای یکتا را می پرستند و هم اینکه به سه فریضه ی نماز و زکات و اطاعت رسول خدا پایبند می باشند. اما مرتبط با کسانی که این آیات الاهی را برابر بخش اخیر آیه ی 55 شنیده و پس از آن کافر شدند؛ نه تنها در زمره ی تباهکاران و فاسقین قرار می گیرند بلکه بر اساس این آیه ی کریمه آنها به عنوان کافرین کسانی هستند که هیچ قدرتی روی زمین ندارند و به خاطر همین کفرشان جایگاهشان در آخرت آتش است که بد منزلگاهی است.

58- یا ایها الذین آمنوا لیستئذنکم الذین ملکت اَیمانُکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات ج من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد صلاة العشاء ج ثلاث عورات لکم ج لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن ج طوافون علیکم بعضکم علی بعض ج کذالک یبین الله لکم الایات ق والله علیم حکیم.

   این آیه ی کریمه ضمن مخاطب قرار دادن مومنین؛ اوقاتی را که لازم است کنیزان و غلامان و یا اطفال به وقت احتلام نرسیده از آنان اجازه ی ورود به خوابگاهشان بگیرند را بیان فرموده است که یکی پیش از نماز صبح است و دیگری هنگام ظهر که جامه ها از تن بر می گیرند و سوم پس از نماز عشاء یا زمان خفتن است.

     نتیجه اینکه نه تنها برابر آیات اولیه ی این سوره ی مبارکه و روشنی بخش؛ مومنین حق ندارند که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شوند بلکه اهل و سکنه ی یک خانه از مومنین نیز در اوقات مذکور در این آیه ی کریمه حق ندارند که بدون اجازه وارد خوابگاه زن و شوهر و یا پدر و مادر خود شوند. و این بدان معناست که نخست اینکه خوابگاه زن و شوهر باید از فرزندان و دیگر اهل خانه اعم از نسبی و سببی جدا باشد و دوم اینکه این مهم مسئولیت مومنین را نسبت به یکدیگر از هر جزء آن که کوچکترینش خانواده است می رساند مبنی بر اینکه لازم است که بر اساس این آیات به پیش بروند این آیات را که همه آموزشی است به فراگیران و فرزندان خود بیاموزند که باید اینگونه باشند و مراعات این اوقات را بنمایند و به همین طریق موارد را به آیندگان خود انتقال دهند. که البته این ها تمام مواردی است که غربی ها طی دستاوردهای علمی بدان رسیده اند تا آنجا که تحقیقاتشان در قالب کتاب در کشورهای مسلمان تدریس می شود که مثلن راههای یک زندگی موفق کدام است و ... در حالی که کتاب خدا در میان مومنین است و همه ی این راهها را طی آیاتش به روشنی بیان فرموده است و ما از آن غافلیم. و سوم اینکه مومنین در غیر این اوقات لازم است که با اهل خانه ی خود نشست و برخاست داشته و پیگیر امور روزمره و مشورت با آنان و خواندن آیات الاهی برای یکدیگر و تدبر در آنها و  امر کردن فرزندان به نماز خواندن و ... باشند چرا که با تمسک به این کتاب به عنوان حبل الله است که مومنین را از اختلافات و تفرقه به دور می دارد : « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون. واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ج واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذکم منها ق کذالک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون. (103 آل عمران با توجه به آیات 104- 105) » . و از سوی دیگر با تمسک به الله به عنوان فرو فرستنده ی کتابش بر بنده و فرستاده اش حضرت محمد ص است که همراه با توبه و اصلاح کار خود و اخلاص در دین، منافقین از درک اسفل رهایی یافته و با مومنین و در صف آنها می شوند: « ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار و لن تجد لهم نصیرا. الا الذین تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دینهم لله فاولائک مع المؤمنین. و سوف یؤت الله المؤمنین اجرا عظیما. ( 145-146 نساء با توجه به آیات 144- 152) » . و بدینگونه است در این رابطه اینکه خدای یکتا، مردم یعنی ناس را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که هر یک از آنان که به او یعنی الله ایمان آورد و بدو تمسک پیدا کند پس به زودی وی را وارد رحمت و فضلش کرده و به راه راست به سوی خویش راهنمایی می کند: « یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا.فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء). » در واقع وارد فضل و رحمت خداوندی شدن بسته به این است که هر یک از مردم با توجه به کتاب روشنی بخش قرآن به خدای یکتا که همان " الله " باشد ایمان بیاورند و به او توسل و تمسک بجویند و تنها او را بخوانند و تنها او را بپرستند و حاجات از او بخواهند و ذکر او را بگویند و نام او را بر زبان جاری کنند و ...

    البته باید دانست که در ماه مبارک رمضان؛ مباشرت مومنین با همسرانشان فقط در اوقات شب و پیش از سحرگاهان و در واقع پیش از اذان صبح امکان دارد چرا که در غیر این صورت موجب بطلان روزه می شود که باید از اذان صبح تا اذان مغرب باشد و ...: « احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم ج هن لباس لکم و انتم لباس لهن ق علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم ص فالآن باشروهن وابتغوا ما کتب الله لکم ج و کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر ص ثم اتموا الصیام الی الیل ج و لا تباشروهن و انتم عاکفون فی المسجد ق تلک حدودالله فلا تقربوها ق کذالک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون. (187 بقره) » .    



[1] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 125 و 131 و144 و 150 و 163 و 179 همین سوره یعنی شعراء مرتبط با دیگر اقوام پیشین و رسولانشان از خودشان به عنوان برادرانشان به تعبیر قرآنی.جان کلام اینکه مومنین فقط باید بر اساس آیات خدا که تمامن در قرآن کریم است در کلیه ی مراحل زندگی خود به پیش بروند و نه کلامی جز آن. چرا که پیامبران و فرستادگان خدا تا پیامبر مکرم اسلام ص نیز اینگونه بوده اند یعنی تنها آیات خدا را به مردم میرسانده اند و می خوانده اند و عمل می کرده اند و یا با آن آیات به سوی مستکبران می رفته اند تا بدان وسیله آنان را از ستمگری باز دارند و به راه راه ره اذن الاهی راهنمایی نمایند و نه سخنی جز آن و یا بر پایه ی سخنی از جانب خود. : و اذ نادی ربک موسی ان ائت القوم الظالمین. قوم فرعون ج الا یتقون. قال رب انی اخاف ان یکذبون. و یضیق صدری و لا ینطلق لسانی فارسل الی هارون. و لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون. قال کلا ص فاذهبا بآیاتنا ص انا معکم مستمعون... (10-15 شعراء) . و بدان جهت که خدای یکتا سه گروه را اهل آتش می داند که یکی از آنها کسانی هستند که از آیات خدا غافلند: « ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولائک مأواهم النار بما کانوا یکسبون. (7-8 یونس). پس کاملن روشن می شود که مومنین فقط باید بر اساس آیات الاهی که همه بواسطه ی وحی بر خاتم پیامبران ص در قرآن کریم می باشد به پیش بروند و نه سخنی جز آن اگر در پی راهنمایی شدن و رستگاری و کامروایی در دو گیتی هستند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا وعده ی بهشت را به مومنین و کنندگان کارهای شایسته داده است؛ وعده ای که هیچ تخلف و یا تغییری ندارد: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم ص تجری من تحتهم الانهار فی جنات النعیم. دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام ج و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین.(9-10 یونس) . چه آنکه از سوی دیگر خدای یکتا، کفار را به خاطر اینکه آیاتش را انکار می کردند عذاب و وارد آتش دوزخ و جاویدان در آن می کند: « و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن والغو فیه لعلکم تغلبون. فلنذیقن الذین کفروا عذابا شدیدا و لنجزینهم اسوأ الذین کانوا یعملون. ذالک جزاء اعداءالله النار ص لهم فیها دارالخلد ص جزاء بما کانوا بآیاتنا یجحدون. و قال الذین کفروا ربنا ارنا الذین اضلانا من الجن و الانس نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الاسفلین. (26-29 فصلت). و کافران به مردم گفتند بر این قرآن ( که محمد ص می خواند) گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القا کنید تا مگر بر او غالب شوید. ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه کردند کیفر کنیم. جزای دشمنان خدا همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آنها است به کیفر آنکه آیات ما را انکار کردند. و کافران (چون مشاهده ی عذاب کنند با حسرت و ندامت ) گویند پروردگارا آن دو گروه از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده که آنها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل ترین مردم شوند. »

[2] - آیه ی 45 سوره ی عنکبوت .

[3] - آیات 7-9 سوره ی صف .

[4] - ... فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فاخوانکم فی الدین ق و نفصل الایات لقوم یعلمون.( 11 توبه با توجه به آیات 6-16 ) .

 


  

 

 39- والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعة یحسبه الظمئان ماءً حتی اذا جاءهُ لم یجده شیئا و وجدالله عنده فوفاه حسابه ق والله سریع الحساب.

     خداوند یکتا در آیه ی قبل نتیجه ی کار کسانی را که مشمول آیه ی 37 با توجه به آیه ی 36  این سوره یعنی نور بودند را بیان فرموده مبنی بر اینکه چنین کسانی از نیکوکاران به شمار آمده و می آیند. در واقع خدای یکتا تصریح فرموده است که ذکر الله را گفتن و نماز را بر پا داشتن و زکات را دادن و از روز دیگر ترسیدن در عین اشتغال داشتن و در جامعه و با جمع بودن به لحاظ داد و ستد کردن و اینها؛ همه و همه از مصادیق و نمودهای نیکوکاری است که خدای یکتا بابت همه ی اینهاست که پاداش بهتر به عاملین آنها می دهد و از فضلش بر آنها می افزاید و روزی بی شمارشان می دهد. امری که خدای یکتا در سوره ی لقمان نیز بدان اشاره فرموده است که محسنین و نیکوکاران چه کسانی و با چه ویژگی هایی هستند : « بسم الله الرحمن الرحیم. الم. تلک آیات الکتاب الحکیم. هدی و رحمة للمحسنین. الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم بالاخرة هم یوقنون. اولائک علی هدی من ربهم ص و اولائک هم المفلحون. (1-5 لقمان) » .

     اما خدای یکتا در این آیه ی کریمه یعنی آیه ی 39 نتیجه ی کار کفار را و کسانی را که آن کارهای نیکو را انجام نمی دهند را بیان می فرماید مبنی بر اینکه کارهای آنان همانند یک سراب می ماند به نحوی که یک فرد تشنه آن را آب می پندارد و به سوی آن شتابان می رود اما وقتی به آنجا می رسد آبی نمی یابد و در نهایت اینکه چنین کسی از کافرین تنها خدا را ناظر بر اعمال خود می یابند؛ خدایی که یکتاست و حسابرس اعمال همه و لذا خیلی زود به حساب هر کس از آنان بر اساس زود حسابرسی اش خواهد رسید.

    نتیجه اینکه نباید نسبت به موارد آمده در آیه ی 37 یعنی همان فرایض دین و اصل دین که ذکر خدا و نماز و زکات و معاد باشد حالت غفلت داشت بلکه باید عامل بدانها بود تا در زمره ی نیکوکاران باشیم. ان شاءالله.

40- او کظلمات فی بحر لجی یغشاه موج من فوقه موجٌ من فوقه سحاب ج ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج یده لم یکد یراها ق و من لم یجعل الله له نوراً فما له من نور.

   و در ادامه ی آیه ی قبل؛ خدای یکتا می فرماید که باز نتیجه ی کارهای کفار و ناسپاسان همانند این است که گوئیا در تاریکی هایی از دریای عمیق هستند که خروشان است و موجی بالای موجی آن دریا را بپوشاند و بالای آن ابری آید که تاریکی ها بر فراز یکدیگر قرار گیرند و هنگامی که چنین کافری دستش را بیرون می آورد چیزی را نمی تواند ببیند. چرا که وقتی خدای یکتا برای کسی نوری قرار ندهد؛ نتیجه این می شود که برایش نوری نخواهد بود تا بدان وسیله راه یابد و از تاریکی های نادانی و گمراهی بیرون رود.

    نتیجه اینکه انسان در پرتو نور است که راهنمایی می شود و چیزها را می شناسد و ... اینکه این خدای یکتاست که نور را برای راهنمایی شدن جن و انس قرار می دهد چرا که همانطور که در آیه ی 35 گذشت و باور ما نیز می باشد این تنها خداست که نور آسمان ها و زمین است و مورد دیگر اینکه برای برخورداری از این نور نباید از ناسپاسان و کفار بود. پس باید از خدا بخواهیم که باز ما را در زمره ی کسانی قرار دهد که به واسطه ی نور او راهنمایی می شوند که همانا مصداق نور او که برای همه ی مردم است و بدان وسیله می توان راه راست را یافت و بدان سو راهنمایی شد؛ تنها و تنها قرآن کریم است که بر حضرت محمد ص فرو فرستاده شده است[1] که مصدق کتب پیشین است و تفصیل برای تمام امور و رحمتی برای گروه مومنین و نه کتاب و یا کلامی جز آن : « لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب ق ما کان حدیثا یفتری ولکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کل شیء و هدی و رحمة لقوم یؤمنون. (111 یوسف) ».    

41- ألم تر ان الله یسبح له من فی السماوات و الارض و الطیر صافات ص کل قد علم صلاته و تسبیحه ق والله علیم بما یفعلون.

    مخاطب خاص این آیه پیامبر مکرم اسلام است که خدای یکتا از وی پرسیده است آیا ندیدی که هر که در آسمان ها و زمین است و نیز مرغان که در هوا پر می گشایند همه به تسبیح الله مشغولند و همه ی آنها نماز و تسبیحشان را در این رابطه می دانند و خدا به آنچه می کنند داناست؟

    ننتیجه ی این مخاطب قرار گرفتن نخست اینکه شاید این امر به معراج پیامبر مکرم اسلام ص بر گردد که در این سیر همه ی این موارد را دیده باشد. (والله اعلم) . اما آنچه از این آیه ی کریمه بر می آید اینکه همه چیز از آفریده ها از مجرد و محسوس و جاندار و بی جان تسبیح خدای یکتا می گویند و نماز می خوانند و به طور کامل هم بر این دو مقوله واقفند. پس برآیند این بحث ضمن نظرداشت این نکته که همه چیز به تسبیح خدای یکتا مشغول است؛ اینکه همه ی این آفریده ها " نماز " نیز می خوانند و لذا می شود پی برد که امر نماز فقط مخصوص انسان و بر او تنها فرض نیست و بنابراین لازم است که این آفریده ی خدا یعنی جانشین او در زمین نیز این مقوله و فریضه را بداند و خوب به جا آورد و این خود دلیلی است بر اینکه نه تنها مومنین نمی توانند نماز را تضییع نمایند یا در خواندنش کوتاهی نمایند بلکه کسی هم نمی تواند که آن را تعطیل نماید. و دیگر اینکه پی برده می شود که چرا خدای یکتا این همه بر فرع نماز و این فریضه بر مومنین تاکید می فرماید، آری از آن جهت که نماز فراگیر همه ی آفریده های خدا در هر زمان و مکانی است. « ألم تر ان الله یسجد له من فی السماوات و من فی الارض و الشمس و القمر و النجوم و الجبال و الشجر و الدواب و کثیر من الناس ص و کثیر حق علیه العذاب ق و من یهن الله فما له من مکرم ج ان الله یفعل ما یشاء . (18 حج با توجه به آیات 19-25 ). »   

42- و لله ملک السماوات و الارض ص و الی الله المصیر.

    هم اکنون شاید این سوال پیش بیاید که چرا و چگونه است که همه چیز در آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است و حتا پرندگان هوا تسبیح او را می گویند و نماز خود را در این زمینه می دانند؟ روشن است پاسخ را باید در این آیه جست و گفت این تسبیح و نماز از این جهت است که پادشاهی آسمان ها و زمین برای خدای یکتا یعنی همان " الله " است و در واقع خدایی جز او در آسمان ها و زمین نیست : « و هوالله فی السماوات و فی الارض یعلم سرکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون. (3 انعام) » .خدایی که بازگشت همه به سوی اوست و بنابراین آدمی نیز به عنوان جانشین خدا هم باید به تسبیح برای او بپردازد و هم نماز را به پا دارد و هم اینکه بداند که اگر مومن باشد یا کافر و مشرک ، به هر جهت بازگشتش همانند سایر موجودات به سوی خدای یگانه است و البته که در آن سرا نتیجه ی اعمالش را خواهد دید. اگر از کنندگان کارهای بد باشد جزایی همانند آن خواهد دید، اما اگر از مومنین و کنندگان کارهای شایسته باشد نتیجه ی خوب می بیند؛ خواه زن باشد یا مرد: « من عمل سیئة فلا یجزی الا مثلها ص و من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فاولائک یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب. (40 غافر) ». به هر جهت باید دانست که خدای یکتا در امان ماندن از هراس سرای دیگر را در آوردن نیکوکاری ها می داند و نه انجام کارهای بد: « من جاء بالحسنة فله خیر منها و هم من فزع یومئذ آمنون. و من جاء بالسیئة فکبت وجوههم فی النار هل تجزون الا ما کنتم تعملون. (89-90 نمل) » .  

43- ألم تر ان الله یزجی سحابا ثم یؤلف بینه ثم یجعله رکاماً فتری الودق یخرج من خلاله و ینزل من السماء من جبال فیها من بردٍ فیصیب به من یشاء و یصرفه عن من یشاء ص یکاد سنا برقه یذهب بالابصار.

    اینکه خداوند یگانه در این آیه ی کریمه پس از اثبات اینکه همه چیز به تسبیح او مشغولند چرا که پادشاهی آنها از آن اوست و بازگشت شان نیز به سوی او؛ ثابت می کند که یگانه است و لذا با آوردن آیه ای پیرامون آنچه که محسوس است باز این امر را اثبات می نماید. یعنی بیرون آوردن باران یا تگرگ از ابرهای انباشته و ضرر رساندن به برخی افراد و بازداشتن افرادی دیگر از این ضرر که به نوعی از این دوگونگی امر می شود پی به یگانگی خدا برد که یگانه ای هست و باید باشد که چنین اراده کند تا مردم عبرت گیرند و با تفکر و تعقل پی به وجود مقدس او که یگانه است ببرند. چرا که همه ی اینها می رساند که سخن و قول خداوند با فعل و رفتار او یکی است.

   به عبارت دقیق تر یک همخوانی و سازگاری میان آیات فعلی خدا یعنی همان آفرینش او و آیات قولی یا گفتاری او که همه در قرآن کریم است وجود دارد که باید همه را از فضل و رحمت الاهی دانست از آنها درس گرفت و بر ایمان خود افزود و از نیکوکاران بود که همانا همه ی این آیات برای هدایت یافتن است تا اینکه انسان به همراه جن خدای یگانه را بپرستد. چرا که این دو گروه برای همین هدف آفریده شده اند: « و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. (56 ذاریات) ».  

    البته باید دانست که تفاوت آیات فعلی و قولی خدای یکتا یکی در این است که آیات فعلی او بر آیات قولی اش تقدم دارد و دوم اینکه در آیات قولی خدای یکتا بر خلاف آیات فعلی اش تغییر و دگرگونی نیست یعنی کتب الاهی از جمله قرآن کریم را هرگز دگرگونی و نیستی در بر نمی گیرد در حالی که همه چیز از آفریده ها یا همان آیات فعلی خدا را همانگونه که می بینیم فرسایش و مرگ و نابودی در بر می گیرد .  

44- یقلب الله الیل و النهار ج ان فی ذالک لعبرة لاولی الابصار.

   و اینکه خدای یگانه علاوه بر این ها گرداننده ی شب و روز نیز هست که همانا این مهم برای صاحبان دیده ها مایه ی پند و عبرت است. چرا که او در واقع آفریننده ی شب و روز نیز هست پس باید در آن و اختلاف آن اندیشه نیز نمود و خردمندی و پرهیزگاری پیشه کرد:« ان فی خلق السماوات و الارض واختلاف الیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لآیات لقوم یعقلون. (164 بقره).[2] »   // « ان فی اختلاف الیل و النهار و ما خلق الله فی السماوات و الارض لآیات لقوم یتقون . (6 یونس) » . و افزون بر این امر اینکه باید دانست که در حقیقیت اختلاف شب و روز برای خدای زنده کننده و میراننده است و از این جهت می باشد که باید در این آیات خرد ورزید: « و هوالذی یحی و یمیت و له اختلاف الیل و النهار ج افلا تعقلون. (80 مومنون). »

    اگر دقیق شویم خواهیم دید که وقتی خدای یکتا می فرماید که در این گرداندن شب و روز و یا آنگونه که در جایی دیگر می فرماید وارد کردن آنها بر یکدیگر[3] یک عبرتی برای صاحبان دیده ها و ... است این بدان معناست که هر فرد انسانی که به رشد رسیده است لازم است که با دیدن این امور بر روی آنها اندیشه نماید و خرد بورزد و به واسطه ی زوج بودنشان همچون شب و روز پی به یگانگی خدا ببرد چرا که شب و روز نه تنها دو تاست که به لحاظ تاثیر گذاری هم یکسان نیستند. چرا که روز، همراه با نور است و ما در آن موجوداتِ متنوع و کثیر برخوردار از زوجیت را می بینیم؛ نر و ماده/ جان دار و بی جان/ خشکی و تری/ زمین و آسمان/ کشش و رانش /   و ... لذا همه ی این بدیهیات یعنی اینکه این زوجیت ها به یک یگانگی ختم می شود. امور زوج گونه ای که همه آفریده ی خداست، حتی امور معنوی همچون علم و جهل / کفر و ایمان و ... : « سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون. (36 یاسین) ».  و لذا باید از این زوجیت ها به سوی خدای یگانه گریخت : « و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون. ففروا الی الله ص انی لکم منه نذیر مبین. (49-50 ذاریات) ». اما شب؛ هر چند مایه ی آرامش است اما هر چه تاریکی بیشتر باشد و انسان تنها تر؛ به همان نسبت نیز بیشتر می ترسد و بالاتر از این ها اینکه در تاریکی شب چیزی دیده نمی شود تا انسان بخواهد دانشی پیرامون چیزی به دست آورد و ... لذا چون همه ی این موارد را ما حتا با گردش شب و روز می بینیم باید که از آن پند گیریم . پی به یگانگی خدا ببریم و در جهت پرستشش بکوشیم که خدایی جز او نیست .

    باری خدای یکتا پیرامون شب و روز ضمن سوگند یاد کردن از آنها طی آیاتی در سوره هایی همچون شمس و لیل و ضحی سخن به میان آورده است.



[1] - آیات 52- 53 شورا .

[2] - و همینطور است در این رابطه آیات 190 آل عمران با توجه به آیات 189- 198 و نیز آیه ی 5 سوره ی جاثیه. که همانطور که از متن این آیات بر می آید خدای یکتا با بیان فرو فرستادن آب از آسمان و زنده کردن زمین مرده با آن با انواع روییدنی ها، می خواهد تا برای خردمندان اثبات نماید که در تمام این تغییرات و اختلاف ها از پدیده ها که می بینیم؛ همه و همه بیانگر این موضوع است که رستاخیز که تنها دانش آن نزد او است روزی بر پا خواهد شد. پس باید ضمن خردورزی در این آیات از این مهم درس گیرند و هر کس از مردم از انکار و یا اعراض از این روز با توجه به آین آیات فعلی و قولی خداوند بپرهیزد.

[3] - یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ هُوَ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (6 حدید) . //  تولِجُ الَّیلَ فی النَّهارِ وتولِجُ النَّهارَ فى‏الَّیلِ وتُخرِجُ الحَی مِنَ المَیِّتِ وتُخرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَی وتَرزُقُ مَن تَشاءُ بِغَیرِ حِساب (27    آل عمران).

 

 


  

 

 26- الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثاتص و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات ج اولائک مبرءون مما یقولون ص لهم مغفرةٌ و رزق کریم.

 با نظر داشت آیه ی 3 این سوره (نور)؛ لازم است گفته شود از جمله آیات روشن دیگر این سوره، اشاره شده در آیه ی شماره یک اینکه برابر صراحت این آیه؛ زنان بد کار و پلید برای مردان بدکار و پلشت هستند و بالعکس. و از سوی دیگر زنان پاکدامن برای مردان پاکیزه هستند و بالعکس و این گروه اخیر از آنچه در موردشان گفته می شود نه تنها هیچ بهتانی متوجه شان نیست بلکه از آمرزش و روزی نیکو هم برخوردار می شوند.

    پس باید مومنین به این مقوله هم توجه داشته باشند که زنان پلید و بدکار شایسته ی مردان بدکار هستند چرا که یک زن پلید در هر حال می تواند این پیشه ی خود را حتا اگر با مردی مومن و پاک دامن ازدواج نماید ادامه دهد و به شوهر خود خیانت نماید و از سوی دیگر باعث فراهم آوردن بهتان دیگران در مورد خود یعنی آن مرد مومن پاکیزه دامن شود و بدینگونه است بر عکس آن. در واقع یکی از اموری که باعث می شود تا کسی از زن و مرد مومن پاکیزه، تهمت و بهتان دیگران را مرتبط با مقوله ی زنا و پلید کاری برای خود بخرد خلاف این دستور و آیه ی روشن خدا عمل کردن است. به عبارت دیگر با رافت و دلسوزی برخورد کردن یک زن یا مرد مومن پاکیزه در قبال یک مرد یا زن کننده ی کارهای پلید به نحوی که بدین واسطه از پلیدکاران گردیده؛ نتیجه اش این است که چنان زن یا مرد مومن پاکیزه ای خود را در معرض بهتان به پلیدکاری از سوی دیگران قرار دهد و لذا بدین خاطر است که خدای یکتا در این آیه ی کریمه به روشنی بیان می فرماید که فقط زنان پاکیزه برای مردان پاکیزه و مردان پاکیزه برای زنان پاکیزه می باشند.   

   پس یکی از مواردی که مانع فراهم آوردن شرایط بهتان مومنین و پاکیزه گان از سوی دیگران نسبت به خود می شود این است که از نکاح و حتا همنشینی با بدکاران از کسانی که کار پلیدی مثل زنا را انجام می دهند و یا به دیگر مومنین تهمت زنا می زنند و یا در پی این هستند که یک پلیدی در بین مومنین پدید آید و شایع شود، دوری نمایند. والله اعلم

27- یا ایهاالذین آمنوا لا تدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأنسوا و تسلموا علی اهلها ج ذالکم خیر لکم لعلکم تذکرون.

   خداوند یکتا در این آیه به روشنی می فرماید که مومنین به غیر از خانه های خود؛ وارد دیگر خانه ها بدون اینکه با آنان مانوس باشند و بر اهل آن سلام کنند نشوند، چرا که این امر و مراعاتش برایشان بهتر است و بنابراین بهتر است که هم از این آیه و هم از کسانی که برابر دستور خداوند در این خصوص عمل نکرده اند و نتیجه ی ناخوشایند آن را که کمترین آنها مورد اتهام قرار گرفتن هایی همچون فسق و فساد بوده است و راهها پیموده اند تا پاکیزه گی خود را ثابت نمایند و از بار ذهنیت های منفی دیگران راجع به خود و کسانشان بکاهند و ...؛ پند گیرند و یادآور این موضوع شوند و شویم که آری باید به دستورات خدای یکتا که همه در آیات روشنش آمده است عمل نماییم اگر در پی این هستیم که کماکان به یاری خدا به عنوان مومنین پرهیزگار و پاکدامن میان دیگران باقی بمانیم. ان شاءالله. چه آنکه همانطور که گذشت تبعات یک تهمت مرتبط با یک کار پلید تنها برای فرد نیست بلکه می تواند دامن کسانش را نیز در بر بگیرد به نحوی که تا اثبات شدن صدق و کذب آن انگشت نمای مردمی شوند که در جمع آنها در یک محل یا شهر و ... زندگی می کنند. هر چند که این شیوه ی برخورد آن جمع نیز هیچ محلی از اعراب ندارد زیرا که باید دانست که وقتی هر کس برابر سنت آفرینش بار خود را بر می دارد پس دلیلی ندارد که اهل و کسان یک فردِ موردِ اتهام هم بار آن را بردارند و از حقوقشان محروم شوند و ...

   پس مومنین گذشته از خانه ی خود؛ به طریق اولی می توانند با شرایط خود همچون درب زدن و خبر دار کردن آنها و یا الله گفتن و ... وارد خانه هایی شوند که با آنان انس و الفتی داشته باشند و در واقع از ارحام یا انساب آنان باشند. آن هم البته پس از سلام کردن و این یعنی تقدم و اهمیت مقوله ی سلام در دین و در نزد خدای یکتا به هنگام رو به رو شدن با دیگران. حال وقتی حکم خدا پیرامون چند و چون وارد شدن به خانه ی کسانی که با انس و الفتی همراه هست اینگونه است؛ پس کم و کیف ورود به خانه ی دیگران جای خود دارد که به عبارتی تمام اینها نشان از امور اخلاقی دارد تا از هر گونه تبعات ناخوشایند و نکوهیده جلوگیری شود. چه آنکه سلام امری است که اهل بهشت به عنوان تحیت بر یکدیگر روا می دارند.[1]

28- فإن لم تجدوا فیها احداً فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم ص و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا ص هو ازکی لکم ج والله بما تعملون علیم.

    در ادامه ی آیه قبل اینکه خداوند یکتا و دانای به تمام امور در این آیه ی کریمه می فرماید؛ حال اگر در زدید و کسی نبود یا جوابی نداد یا در خانه باز بود و شما صدا زدید و باز پاسخی نشنیدید؛ بنابراین وارد آن خانه نشوید تا زمانی که اهل آن خانه به شما اجازه ی ورود دهد. و این بدین معنی است که هیچ کس در هر جایگاهی و به هر علتی اعم از طلبکار و ... که باشد حق ندارد که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شود .

    خداوند یکتا در ادامه ی این آیه ی روشن به روشنی می فرماید؛ حال اگر شما پاسخی در قبال آن مراجعه تان به در آن خانه شنیدید و کسی از اهل آن خانه گفت که بر گردید و وارد خانه نشوید بنابراین باید برگردید چرا که این برای شما پاکیزه تر است.

    چنانچه دقت شود خداوند یگانه در آیه ی قبل، ورود به خانه ی دیگران را همراه با هماهنگی با صاحب خانه و سلام می داند و در عین حال آن را برای فرد مومن بهتر می داند؛ اما در این آیه ی کریمه نه تنها ورود به خانه ی اغیار باید با اجازه باشد که حتا اگر کسی بود و گفت برگرد و وارد خانه نشو؛ لذا آن را پاکیزه تر برای مومنین می داند و نهایتن اینکه حال ما چه این گفته ی اهل خانه را انجام بدهیم و یا ندهیم یعنی از راهی که آمده ایم برگردیم و یا آنکه بر خلاف گفته ی اهل آن خانه و در واقع بر خلاف دستور صریح خداوند آن را انجام ندهیم و به راهمان ادامه دهیم و وارد آن خانه شویم به هر جهت باید بدانیم که خدای یکتا به هر آنچه که به عنوان یک مومن در این خصوص انجام می دهیم داناست.

    اما این جا وقتی سخن از این است که ای مومنان اگر توسط اهل خانه ی مورد نظر گفته شد که بر گردید و وارد نشوید؛ پش شما هم در واقع گوش کنید و برگردید که این برایتان پاکیزه تر است؛ از آن جهت است که اگر کمی دقت کنیم و دقیق شویم خواهیم دید که اکثر بهتان ها و گفته ها و اتهامات از همین جاها و غفلت از کلام و آیات الاهی نشات می گیرد که نا گاه هنگام بودن در خانه و باز نگشتن، شخص سومی وارد شود و برای نمونه یک مرد مومن را با یک زن مومن تنها ببیند فلذا این مشاهده باعث می شود تا یک اتهامی را انسان ناخواسته متوجه خود کند و مردم بگویند و اشاعه دهند آنچه را نباید بگویند. و بدیهی است که این مهم از منازل محارم و نزدیکان از نسب و سبب را در بر می گیرد و لذا وقتی خداوند یکتا می فرماید که چونکه کسی از اهل خانه گفت برگردید، پس برگردید که برای خودتان پاکیزه تر است به این جهت است. خانه ی اغیار که جای خود دارد.

    پس یک جنبه ی از اینکه خداوند می فرماید اگر در پی گفتار و امر آن کس از اهل خانه که وقتی گفت بر گردید؛ به آن عمل کردید برای شما بهتر است بدین خاطر است که شما مومنین مورد هیچ بهتان و اتهامی همچون زنا و دزدی و ... قرار نگیرید و دلیل دیگر اینکه اگر گفته شد بر گردید پس برگردید برای شما پاکیزه تر است، از آن جهت است که نه تنها کسی از دو طرف مورد اتهام خاصی قرار نگیرید بلکه از آن جهت است که مبادا فریب شیطان و وسوسه های او را خورده و خواهش نفس خویش را پیروی کرده دست به فحشایی بزنید و ...

    نتیجه اینکه بنابراین می بینیم که تمام این آیات روشن همه و همه برای سعادت و پاک بودن مردان و زنان مومن از هر گونه بهتان و اتهام بزرگ و یا هر گونه آلوده شدن و به سمت کارهای زشت رفتن است است. به عبارت دیگر اینکه مومنین نه تنها حق این را ندارند که به فحشای زنا نزدیک شوند و یا به دیگر مومنین بدون دانش در این زمینه اتهامی ببندند و یا در جهت اتهام شایع شده بکوشند؛ بلکه حق این را هم ندارند که خود را در موضع تهمت مرتبط با این موضوع با انجام مواردی همچون   هم نشینی با پلید کاران و یا نکاح با زناکاران و یا وارد شدن به خانه ی غیر خود بدون سلام و یا اجازه ی ورود؛ قرار دهند که همانا این ها باعث بدنامی شده و از در زمره ی پاکیزه کاران بودن به دور نگه می دارد.

29- لیس علیکم جناحٌ ان تدخلوا بیوتاً غیر مسکونةٍ فیها متاعٌ لکم ج والله یعلم ما تبدون و ما تکتمون.

 اما خداوند یکتا در این آیه ی کریمه می فرماید که بر شما هیچ گناهی و محدودیتی نیست که در خانه هایی که کسی در آنها زندگی نمی کند و یا غیر مسکونی است وارد شوید؛ چرا که برای شما در آنها بهره ای است. مثلن می توانید در سایه ی آن ساعتی را سپری کنید و یا ناهاری بخورید و ... اما بدانید حال که وارد چنین مکانهایی می شوید اجازه ی هر کاری را ندارید و بدانید که خدا از آنچه که در آشکار و نهان حتا اگر در چنین خانه هایی باشد، انجام می دهید آگاه است. یعنی برای او دور و نزدیک و اینجا و آنجا ندارد؛ او به همه چیز در هر زمان و مکان از آن جهت که آنها را آفریده داناست.

    پس با توجه با این آیه ی کریمه درست است که مومنین می توانند وارد مکانهای غیر مسکونی اعم از خانه و یا سرپناه های بیابانی و صحرایی و ... بشوند؛ اما حق ندارند که در آن جا ها دست به کارهای ناشایست و فحشا بزنند؛ چرا که درست است که کسی برای نمونه از هم نوع نمی تواند که آنها را ببیند و یا اگر دید بدانها اتهامی را وارد نماید؛ اما این چنین هم نیست که خداوند یکتا نیز نداند که ما در آن جا چه انجام می دهیم. و این مورد اخیر یعنی اینکه خداوند یکتا به هر جهت می خواهد که مومنین بیش از پیش پاک و پاکیزه و به دور از هر گونه اقدام به فساد و فحشایی و یا متهم بدان باشند. و بدانند که خدای یکتا در همه حال و در همه ی مکانها اعم از مسکونی و غیر مسکونی حاضر و ناظر اعمال آنهاست و بدین جهت هم پاداش یا کیفر می دهد.

30- قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ج ذالک ازکی لهم ق ان الله خبیر بما یصنعون.

    مخاطب این آیه مردان مومن هستند مبنی بر اینکه نگاهبان دیده ها و فروج خود باشند تا مبادا با نگاه شیطنت آمیر، کم کم وسوسه شده و راه خطا بروند و اینکه کم کم رو به پلیدی و زشت کاری ببرند. به هر جهت فرو بستن دیده از آنچه که موجبات فحشا را پدید می آورد و نیز نگاهبانی بر فروج خود از مبتلا شدن به فحشای زنا جلوگیری می نماید، و بنابراین مردان مومن باید بدانند که خدای یکتا به آنچه که در اذهانشان می گذرد و با خود و درون خود برای پیروی وسوسه های شیطان با نگاه بد و ... می سازند و می پردازند نیز دانا و آگاه است.

   در واقع می توان گفت که خدای یکتا می خواهد یادآور شود که پیش زمینه ی نزدیک شدن به فحشای زنا همانا همین مقوله ی پیش ساخته های ذهنی و پیگیری آنها در درون خود و سرگرم شدن به آنهاست به نحوی که استمرارش می تواند منجر به فساد و فحشایی همچون زنا شود. پس یکی دیگر از عوامل انجام مفسده ی زنا همین نگاه نداشتن دیده ها و فروج خود توسط مردان مومن  و حتا زنان مومن می باشد. هر چند که خدای یکتا نخست به مردان این دستور را داده است که مواظب و محافظ دیده ها و فروج خود باشند.

31- و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ص و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن ص و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت اًیمانَهُن اَوِ التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء ص و لا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن ج و توبوا الی الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه به واسطه ی پیامبر مکرم اسلام ص[2] ، زنان مومن را خطاب قرار می دهد و اینکه آنها چه کارهایی را بایستی انچام دهند تا از فحشا و زشت کاری و آنچه که موجبات فشحا و زنا را فراهم می سازد به دور باشند. البته آنچه برای زنان در این مراعات با مردان مومن برابر آیه ی قبل مشترک است اینکه زنان مومن هم دیده های خود را از نگاه های ناروا و وسوسه انگیز فرو بندند و فروجشان را نگاه دارند.

   اما آنچه علاوه بر این، مراعاتش برای زنان لازم و در واقع واجب است همانا رعایت جوانب پیرایه ها و زینت های آنان است که در چه مواقع و جاها و نزد چه کسانی مجاز است و دیگری مراعات محرم و نامحرم بخصوص هنگام و در رابطه با فریضه ی پوشش و به عبارتی حجاب است. و جان کلام اینکه خدای یکتا پس از بیان این موارد می فرماید تا مومنان همه به سوی او بازگردند و به درگاهش توبه کنند که همانا رستگار شدن آنان در سایه ی این امر به دست می آید.

   البته روشن است که برابر کلام مقدس الاهی که بدان ایمان داریم و بایسته است که به عنوان یک مومن بدان ایمان داشته باشیم؛ توبه پذیر مهربان تنها خدای یکتا است پس لازم است که تنها به درگاه او توبه کرد و نه کسی جز او . و باز البته باید دانست که توبه برای زمان زنده بودن است و نه پس از آن. به نحوی که فرد تائب فرصت اصلاح امر را داشته باشد. و باز اینکه باید دانست که توبه برای گناهان و کارهایی است که از روی نادانی انجام شده ، آن هم بلافاصله پس از انجام گناه و دانش به گناه بودن آن و نه در زمانی و مکانی دیگر و ... توبه صورت گیرد. اموری که به هر جهت هر چند کوتاه، اما در آیات 5 و 14 همین سوره یعنی نور بدان بر اساس آیات قرآن اشاره شد.

   اما مکمل امر اینکه مومنین باید بدانند که مرتبط با توبه به درگاه خدای یکتای توبه پذیر؛ لازم است که آن از نوع نصوح باشد تا خدای یگانه هم برابر آنچه که فرموده و درست می باشد، گناهان مومنین را بپوشاند و وارد بهشت شان کند : « یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار یوم لا یخزی الله النبی والذین آمنوا معه ص نورهم یسعی بین ایدیهم و بأیمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا واغفر لنا ص انک علی کل شیء قدیر. (8 تحریم) .»  



[1] - آیه ی 10 یونس با توجه به آیه ی 9 .

[2] - البته همچون سایر آیات قرآن کریم که به واسطه ی وحی بر ایشان نازل گردیده است و به آن ایمان داریم.

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ