سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 13
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10216
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

    و مورد دیگر اینکه همانطور که اشاره شد مردم و حتا مومنین از مخاطبین آیات الاهی که توسط رسولان خدا بر آنان خوانده شده و یا آیاتش همچون آیات قرآن کریم که بدانان رسیده باید ضمن تقوای الاهی، اطاعت رسول خدا را در طول اطاعت خدا بنمایند که آیاتش را بر آنان خوانده ، چه آنکه بیان این مهم نیز از جمله رسالت های آنان بوده است : « کذبت قوم نوح المرسلین. اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون. انی لکم رسول امین. فاتقوا الله و اطیعون. و ما اسئلکم علیه من اجر ص ان اجری الا علی رب العالمین. فاتقوا الله و اطیعون. (105- 110 شعرا با توجه به آیات 111-122) [1]» . و نه تنها اینکه فرمانبر کفار و فاسقین و منافقین و مکذبین نباشند؛ همانگونه که پیامبران خدا از جمله خاتم النبیین ص به این مهم امر شده بود؛ بلکه ضمن فرمان بردن خدا و رسولش باید که فرمان اسراف کاران را نیز نبرند، یعنی آن کسانی که در روی زمین فساد و تباهی می کنند و در پی اصلاح و سامان امور نیستند و لذا عاقبت خوبی هم ندارند همانگونه که مصداق این سخن برابر کلام مقدس الاهی قوم ثمود می باشد که چون اطاعت رسول خدا یعنی برادرشان صالح را نکردند و بر عکس اطاعت مسرفین را کردند پس عذاب الاهی آنان را در بر گرفت: « ... فاتقوا الله و اطیعون. و لا تطیعوا امر المسرفین. الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون...(150-152 شعرا با توجه به آیات 141- 159) » .       

    پس در این آیه ی کریمه (56 نور) و پس از یکتاپرستی یا اصل توحید؛ اهمیت و تاثیر نقش نماز و زکات و اطاعت از پیامبر خدا در بهره مندی از رحمت الاهی دانسته می شود تا اینکه مومنین بدانند که اگر در پی مهرورزی از سوی خدای یکتا هستند چه چیزها و تکالیفی است که این مهم را برای آنان در پی دارد. زیرا این نماز است که از گرفتار شدن به هر گونه فحشا و منکری باز می دارد[2] که از جمله مصادیق فحشا که نماز از آن باز می دارد امر زنا می باشد. و باز این زکات است که از مشرک بودن باز می دارد[3]  همانگونه که در کنار هم بودن این دو مقوله و پیش از آن توبه کردن مشرکین از شرکشان است که آنان را در زمره ی برادران دینی مومنین قرار می دهد[4] . پیرامون تاثیر اطاعت از خدا و رسولش نیز مطالبی گذشت. پس باید از اعراض از این سه مقوله و یا بی تفاوتی نسبت به آنها یا تضییع کردنشان راه پرهیزگاری را پیشه نمود.

57- لا تحسبن الذین کفروا معجزین فی الارض ج و مأواهم النار ص و لبئس المصیر.

     برابر دو آیه ی قبل روشن شد که مومنین آنهایی هستند که از جمله ویژگی های آنان این است که هم کارهای شایسته می کنند و هم اینکه تنها خدای یکتا را می پرستند و هم اینکه به سه فریضه ی نماز و زکات و اطاعت رسول خدا پایبند می باشند. اما مرتبط با کسانی که این آیات الاهی را برابر بخش اخیر آیه ی 55 شنیده و پس از آن کافر شدند؛ نه تنها در زمره ی تباهکاران و فاسقین قرار می گیرند بلکه بر اساس این آیه ی کریمه آنها به عنوان کافرین کسانی هستند که هیچ قدرتی روی زمین ندارند و به خاطر همین کفرشان جایگاهشان در آخرت آتش است که بد منزلگاهی است.

58- یا ایها الذین آمنوا لیستئذنکم الذین ملکت اَیمانُکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات ج من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد صلاة العشاء ج ثلاث عورات لکم ج لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن ج طوافون علیکم بعضکم علی بعض ج کذالک یبین الله لکم الایات ق والله علیم حکیم.

   این آیه ی کریمه ضمن مخاطب قرار دادن مومنین؛ اوقاتی را که لازم است کنیزان و غلامان و یا اطفال به وقت احتلام نرسیده از آنان اجازه ی ورود به خوابگاهشان بگیرند را بیان فرموده است که یکی پیش از نماز صبح است و دیگری هنگام ظهر که جامه ها از تن بر می گیرند و سوم پس از نماز عشاء یا زمان خفتن است.

     نتیجه اینکه نه تنها برابر آیات اولیه ی این سوره ی مبارکه و روشنی بخش؛ مومنین حق ندارند که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شوند بلکه اهل و سکنه ی یک خانه از مومنین نیز در اوقات مذکور در این آیه ی کریمه حق ندارند که بدون اجازه وارد خوابگاه زن و شوهر و یا پدر و مادر خود شوند. و این بدان معناست که نخست اینکه خوابگاه زن و شوهر باید از فرزندان و دیگر اهل خانه اعم از نسبی و سببی جدا باشد و دوم اینکه این مهم مسئولیت مومنین را نسبت به یکدیگر از هر جزء آن که کوچکترینش خانواده است می رساند مبنی بر اینکه لازم است که بر اساس این آیات به پیش بروند این آیات را که همه آموزشی است به فراگیران و فرزندان خود بیاموزند که باید اینگونه باشند و مراعات این اوقات را بنمایند و به همین طریق موارد را به آیندگان خود انتقال دهند. که البته این ها تمام مواردی است که غربی ها طی دستاوردهای علمی بدان رسیده اند تا آنجا که تحقیقاتشان در قالب کتاب در کشورهای مسلمان تدریس می شود که مثلن راههای یک زندگی موفق کدام است و ... در حالی که کتاب خدا در میان مومنین است و همه ی این راهها را طی آیاتش به روشنی بیان فرموده است و ما از آن غافلیم. و سوم اینکه مومنین در غیر این اوقات لازم است که با اهل خانه ی خود نشست و برخاست داشته و پیگیر امور روزمره و مشورت با آنان و خواندن آیات الاهی برای یکدیگر و تدبر در آنها و  امر کردن فرزندان به نماز خواندن و ... باشند چرا که با تمسک به این کتاب به عنوان حبل الله است که مومنین را از اختلافات و تفرقه به دور می دارد : « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون. واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ج واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذکم منها ق کذالک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون. (103 آل عمران با توجه به آیات 104- 105) » . و از سوی دیگر با تمسک به الله به عنوان فرو فرستنده ی کتابش بر بنده و فرستاده اش حضرت محمد ص است که همراه با توبه و اصلاح کار خود و اخلاص در دین، منافقین از درک اسفل رهایی یافته و با مومنین و در صف آنها می شوند: « ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار و لن تجد لهم نصیرا. الا الذین تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دینهم لله فاولائک مع المؤمنین. و سوف یؤت الله المؤمنین اجرا عظیما. ( 145-146 نساء با توجه به آیات 144- 152) » . و بدینگونه است در این رابطه اینکه خدای یکتا، مردم یعنی ناس را مخاطب قرار می دهد و می فرماید که هر یک از آنان که به او یعنی الله ایمان آورد و بدو تمسک پیدا کند پس به زودی وی را وارد رحمت و فضلش کرده و به راه راست به سوی خویش راهنمایی می کند: « یا ایها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا.فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء). » در واقع وارد فضل و رحمت خداوندی شدن بسته به این است که هر یک از مردم با توجه به کتاب روشنی بخش قرآن به خدای یکتا که همان " الله " باشد ایمان بیاورند و به او توسل و تمسک بجویند و تنها او را بخوانند و تنها او را بپرستند و حاجات از او بخواهند و ذکر او را بگویند و نام او را بر زبان جاری کنند و ...

    البته باید دانست که در ماه مبارک رمضان؛ مباشرت مومنین با همسرانشان فقط در اوقات شب و پیش از سحرگاهان و در واقع پیش از اذان صبح امکان دارد چرا که در غیر این صورت موجب بطلان روزه می شود که باید از اذان صبح تا اذان مغرب باشد و ...: « احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم ج هن لباس لکم و انتم لباس لهن ق علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم ص فالآن باشروهن وابتغوا ما کتب الله لکم ج و کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر ص ثم اتموا الصیام الی الیل ج و لا تباشروهن و انتم عاکفون فی المسجد ق تلک حدودالله فلا تقربوها ق کذالک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون. (187 بقره) » .    



[1] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 125 و 131 و144 و 150 و 163 و 179 همین سوره یعنی شعراء مرتبط با دیگر اقوام پیشین و رسولانشان از خودشان به عنوان برادرانشان به تعبیر قرآنی.جان کلام اینکه مومنین فقط باید بر اساس آیات خدا که تمامن در قرآن کریم است در کلیه ی مراحل زندگی خود به پیش بروند و نه کلامی جز آن. چرا که پیامبران و فرستادگان خدا تا پیامبر مکرم اسلام ص نیز اینگونه بوده اند یعنی تنها آیات خدا را به مردم میرسانده اند و می خوانده اند و عمل می کرده اند و یا با آن آیات به سوی مستکبران می رفته اند تا بدان وسیله آنان را از ستمگری باز دارند و به راه راه ره اذن الاهی راهنمایی نمایند و نه سخنی جز آن و یا بر پایه ی سخنی از جانب خود. : و اذ نادی ربک موسی ان ائت القوم الظالمین. قوم فرعون ج الا یتقون. قال رب انی اخاف ان یکذبون. و یضیق صدری و لا ینطلق لسانی فارسل الی هارون. و لهم علی ذنب فاخاف ان یقتلون. قال کلا ص فاذهبا بآیاتنا ص انا معکم مستمعون... (10-15 شعراء) . و بدان جهت که خدای یکتا سه گروه را اهل آتش می داند که یکی از آنها کسانی هستند که از آیات خدا غافلند: « ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولائک مأواهم النار بما کانوا یکسبون. (7-8 یونس). پس کاملن روشن می شود که مومنین فقط باید بر اساس آیات الاهی که همه بواسطه ی وحی بر خاتم پیامبران ص در قرآن کریم می باشد به پیش بروند و نه سخنی جز آن اگر در پی راهنمایی شدن و رستگاری و کامروایی در دو گیتی هستند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا وعده ی بهشت را به مومنین و کنندگان کارهای شایسته داده است؛ وعده ای که هیچ تخلف و یا تغییری ندارد: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم ص تجری من تحتهم الانهار فی جنات النعیم. دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام ج و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین.(9-10 یونس) . چه آنکه از سوی دیگر خدای یکتا، کفار را به خاطر اینکه آیاتش را انکار می کردند عذاب و وارد آتش دوزخ و جاویدان در آن می کند: « و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن والغو فیه لعلکم تغلبون. فلنذیقن الذین کفروا عذابا شدیدا و لنجزینهم اسوأ الذین کانوا یعملون. ذالک جزاء اعداءالله النار ص لهم فیها دارالخلد ص جزاء بما کانوا بآیاتنا یجحدون. و قال الذین کفروا ربنا ارنا الذین اضلانا من الجن و الانس نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الاسفلین. (26-29 فصلت). و کافران به مردم گفتند بر این قرآن ( که محمد ص می خواند) گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القا کنید تا مگر بر او غالب شوید. ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه کردند کیفر کنیم. جزای دشمنان خدا همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آنها است به کیفر آنکه آیات ما را انکار کردند. و کافران (چون مشاهده ی عذاب کنند با حسرت و ندامت ) گویند پروردگارا آن دو گروه از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده که آنها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل ترین مردم شوند. »

[2] - آیه ی 45 سوره ی عنکبوت .

[3] - آیات 7-9 سوره ی صف .

[4] - ... فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فاخوانکم فی الدین ق و نفصل الایات لقوم یعلمون.( 11 توبه با توجه به آیات 6-16 ) .

 


  

    55- وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ج یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا ج و من کفر بعد ذالک فاُولائک هم الفاسقون.

   این آیه ی کریمه، متناسب با موضوع لزوم فرمان خدا و رسول را بردن؛ نتیجه ی ایمان و انجام کارهای شایسته را بیان می فرماید، مبنی بر اینکه خدا به کسانی از شما که ضمن ایمان آوردن کارهای شایسته انجام دهد وعده داده که روی زمین خلافت ببخشد و جانشین دیگران از فاسقان قرار دهد همانگونه که مرتبط با اقوام گذشته این سنت او جاری بوده است و علاوه بر این اینکه دین شان (اسلام) را بر همه ی ادیان تسلط ببخشد و همچنین آنان را پس از ترس؛ آرامشی ببخشد. به هر جهت خدای یکتا می فرماید تا بدون هیچ شرکی تنها او پرستیده شود که هر کس پس از آمدن حق و ایمان آوردن رو به سوی کفر و ناسپاسی نهاد همانا از فاسقین و تباهکاران است.

     نتیجه اینکه مومنین باید علاوه بر ایمان به خدا و به هر آنچه که او دستور داده است؛ از انجام دهندگان کارهای شایسته باشند تا آثار خوب آن را نیز حتا در این دنیا ببینند[1] و دیگر اینکه بدانند که به جای فاسدین تکیه زدن برای اصلاح امور و یاری دین و کوشش در راه خدا و ... در گرو و مشروط به این دو مقوله است و سوم اینکه بدانند که تنها باید خدای یگانه را بدون اینکه چیزی دیگر را برایش انباز[2] یا برابر[3] قرار دهند بپرستند و بدانند که شرک گناهی است که آمرزش از سوی خدا در آن راهی ندارد[4]. و چهارم اینکه بدانند که بازگشتن از راه دین پس از ایمان هم تبعات دو جهانی خود را دارد: « یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ج ذالک فضل الله یؤتیه من یشاء ج والله واسع علیم. (54 مائده با توجه به آیات 55-56) . » [5]    

56- و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة و اطیعوا الرسول لعلکم ترحمون.

     برابر و در ادامه ی آیه ی قبل؛ خداوند یکتا نه تنها به چنین کسانی از مومنین که کننده ی کارهای شایسته نیز هستند و بدانان وعده ی جانشینی روی زمین را داده است می فرماید که راه توحید را بپیمایند و از فسق و تباهکاری به دور باشند بلکه برابر این آیه ی کریمه می فرماید که نماز را نیز به پا داشته و زکات بدهند و فرمان رسول را ببرند باشد که مورد رحم خداوندی قرار گیرند.

    جایگاه نماز و زکات به عنوان دو فرع دین به نحوی که مومن بودن افراد را در ایمانشان می رساند که تا چه اندازه پایبند دو اصل توحید و معاد هستند و از شرک به دور؛ محفوظ، اما شاید این سوال پیش بیاید که مگر چه حکمتی در فرمان بردن از رسول نهفته است به گونه ای که در چند آیه ی اخیر  نیز پس از فرمان بردن از خدای یکتا از آن ذکر به میان آمده است به نحوی که برخورداری از مهربانی و رحمت الاهی که به طور آشکار در پایان این آیه بدان اشاره شده، مشروط گردیده است؟ روشن است که پاسخ را باز باید در کلام مقدس الاهی یافت مبنی بر اینکه اطاعت از رسول خدا در طول اطاعت از خدای یکتا بدان خاطر است که او رسولانش را فرستاده است تا مردم از آنان به اذن خدای یکتا اطاعت کنند: « و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع بأذن الله ج و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا لله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما. (64 نساء با توجه به آیات 58-70 ) » . زیرا خدای یکتا اطاعت از رسول خود را اطاعت از خود دانسته است و در صورت رویگردانی از این امر باید دانست که رسول خدا بر کسی نگاهبان نیست: «من یطع الرسول فقد اطاع الله ص و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا. (80 نساء) ». باری؛ خدای یکتا به مومنین می فرماید که ضمن فرمانبرداری او و فرستاده اش، از این امر روی بر نگردانند در حالی که آیات خدا را می شنوند: « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و رسوله و لا تولوا عنه و انتم تسمعون. و لا تکونوا کالذین قالوا سمعنا و هم لا یسمعون. ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون. (21-22 انفال با توجه به آیات 23-28). »

اهمیت فرمان خدا و رسول او را بردن 

    در این خصوص بایسته است گفته شود که خدای یکتا در جایی می فرماید که چنانکه مومنین فرمان خدا و رسولش را نبرند جز این نیست که اعمالشان باطل می شود: « یا ایهاالذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالکم. ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله ثم ماتوا و هم کفار فلن یغفر الله لهم. فلا تهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون والله معکم و لن یترکم اعمالکم. (33-35 محمد با توجه به آیات 36-38) » .

    به هر جهت به عنوان یک مومن، باید عامل به این امر بود چه آنکه شرط ایمان آوردن به دل و مومن  همراه با مسلمانی در گرو آن یعنی این فرمانبری و نیز ایمان به خدا و فرستاده اش است[6] و دانست که اطاعت از خدا و رسولش آثاری خوب دارد که از جمله ی آنها این نعمت الاهی است:« و من یطع الله و الرسول فاولائک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین ج و حسن اولائک رفیقا. ذالک من فضل الله ج و کفی بالله علیما. (69-70 نساء) ».  و نیز اینکه باز از دیگر آثار این کار یعنی فرمان خدا و رسولش را بردن این می باشد که خدای یکتا چنین مومنینی را  به عنوان کامیابی بزرگ وارد بهشت پر نعمت خود می گرداند و از تبعات نافرمانی از خود و فرستاده اش که حاصلش آتش دوزخ و عذاب خوار کننده است بر حذر می دارد: « ... تلک حدود الله ج و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ج و ذالک الفوز العظیم[7]. و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها و له عذاب مهین. (13-14 نساء با توجه به آیات2-12 مرتبط با مسائل ارث و مال یتیم) ». که البته در این زمینه می توان باز به آیات 16-23 فتح اشاره کرد.

    اما؛حال برای اینکه مومنین بدانند که نتیجه و تبعات بد اطاعت از غیر خدای یگانه و فرستاده اش کدام است باید به آیات زیر توجه نمود و متذکر آن شد: یکی آنجاست که نتیجه ی پیروی مومنین از برخی از اهل کتاب را که کفر است بیان می فرماید و می افزاید که تنها اعتصام به خداست که راهنمایی شدن به راه راست را برای مومنین در پی دارد« یا ایهاالذین آمنوا ان تطیعوا فریقا من الذین اوتوا الکتاب یردوکم بعد ایمانکم کافرین. و کیف تکفرون و انتم تتلی علیکم آیات الله و فیکم رسوله ق و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم. ( 100-101 آل عمران با توجه به آیات 102-104)[8] ». و در جایی دیگر که باید این امر چراغ راه مومنین باشد آنجاست که خدای یکتا رسول خود حضرت محمد ص را از پیروی کردن اکثر مردم بر حذر میدارد چرا که آنان بیشترشان پیروی گمان را می کنند و بنابراین نتیجه ی این امر چیزی جز گمراهی نخواهد بود؛ پس باید هدایت را تنها در سخنان و آیات خدای یکتا یافت که او به همه چیز و همه کس از گمراهان و راهنمایی شدگان داناتر است: « و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله ج ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون[9]. ان ربک هو اعلم من یضل عن سبیله ص و هو اعلم بالمهتدین. (115-116 انعام) » . و باز افزون بر این امر اینکه خدای یکتا به پیامبر می فرماید که فرمانبر کفار و منافقین نیز نباشد بلکه تنها پیروی آنچه را که به او وحی می شود را بنماید و بر او توکل نماید و این بدان معناست که مومنین نیز باید اینگونه باشند که پیروی خدا و فرستاده اش در گوش کردن و فرمان بردن از این آیات است: « بسم الله الرحمن الرحیم. یا ایها النبی اتق الله و لا تطع الکافرین[10] و المنافقین ج ان الله علیما حکیما. واتبع ما یوحی الیک من ربک ج ان الله کان بما تعملون خبیرا. و توکل علی الله ج و کفی بالله وکیلا. [11](1-3 احزاب). و دیگر اینکه پیامبر ص موظف به این بوده که فرمانبر کسانی که دلشان از یاد خدا غافل است نیز نباشد و این بدان معناست که این مهم نیز باید سرلوحه ی کار مومنین در مراتب زندگیشان باشد که هم فرمانبر غافلین از ذکر خدا نباشند و هم اینکه جایگاه ذکر الله را در زمان زنده بودنشان بدانند: « ... واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه ص و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا ص و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه و کان امره فرطا .[12] (28 کهف با توجه به آیات 26-31) ».



[1] - که برای نمونه می توان به این آیات کریمه اشاره کرد که خدای یکتا فرموده که مومنین و کنندگان کارهای شایسته هستند که بهترین اهل عالمند و بنابراین جایگاهشان بهشت است؛ و به عکس کفار از اهل کتاب و نیز مشرکین از بدترین اهل عالمند و جایگاهشان دوزخ است: « ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها ج اولائک هم شر البریة. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولائک هم خیر البریة. جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتهاالانهار خالدین فیها ابدا ص رضی الله عنهم و رضوا عنه ج ذالک لمن خشی ربه. (6-8 بینه) .»

[2] - بسم الله الرحمن الرحیم. اتی امرالله فلا تستعجلوه ج سبحانه و تعالی عما یشرکون. ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون. (1-2 نحل) .

[3] - بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی خلق السماوات و الارض و جعل الظلمات و النور ص ثم الذین کفروا بربهم یعدلون. (1 انعام ).

[4] - ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذالک لمن یشاء ج و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما. ( 48 نساء ).

[5] - و بدینگونه است در این رابطه آیه 217 بقره با توجه به آیات 216-218 .

[6] - قالت الاعراب آمنا ص قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم ص و ان تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من اعمالکم شیئا ج ان الله غفور رحیم. انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله ج اولائک هم الصادقون. (14-15 حجرات).

[7] - و بدینگونه است درا ین رابطه آیات 70- 73 سوره ی احزاب .

[8] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 149-150 همین سوره یعنی آل عمران با نظر داشت آیات 151-152 آن . و باز آیه ی 32 آل عمران با توجه به آیات 28-34 آن .

[9] - چه آنکه خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن کریم می فرماید که گمان؛ هیچ گاه از حق چیزی را بی نیاز نمی کند. یعنی هر کس در پی حق و راهنمایی شدن بدان سو است فقط باید پیروی حق و یقین را بکند که همانا همه اش به عنوان یک باور در سخنان و آیات خدای یکتاست. خدایی که تنها ایجاد کننده و آفریننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود و تنها راهنمایی کننده به سوی حق است و هیچ انبازی ندارد که توانای بر این امور باشد، پس باید تنها پیروی حق را کرد و آیات خدا را به عنوان حق به مشرکان رساند و بر آنان خواند تا دست از پیروی گمانشان بردارند و به لطف حضرتش به سوی راه راست راهنمایی شوند : « قل هل من شرکائکم من یبدؤا الخلق ثم یعیده ج قل الله یبدؤا الخلق ثم یعیده ص فانی تؤفکون. قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق ج قل الله یهدی للحق ق افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی ص فما لکم کیف تحکمون. و ما یتبع اکثرهم الا ظنا ج ان الظن لا یغنی من الحق شیئا ج ان الله علیم بما یفعلون. (34-36 یونس با توجه به آیات 37-52) » .

[10] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 52 سوره ی فرقان با توجه به آیات 47-51.

[11] - و همینطور است در این رابطه آیه ی 48 همین سوره یعنی احزاب با توجه به آیات 45-47 . و نیز آیه ی 24 انسان مبنی بر اینکه پیامبر از فرمان بردن از مردم بدکار و ناسپاس نیز نهی شده است و بنابراین این مهم نیز باید آویزه ی گوش مومنین باشد که مبادا پیروی افراد بدکار و ناسپاس را بنمایند: « انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا. فاصبر لحکم ربک و لا تطع منهم آثما او کفورا. واذکر اسم ربک بکرة و اصیلا. (23-25 انسان با توجه به آیات 24-31) » . و اینکه فرمانبری و پیروی دروعگویان و بسیارسوگند خورندگان را نیز نکند: « فلا تطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون. و لا تطع کل حلاف مهین. (8-10 قلم با توجه به آیات 1-16) » . چه آنکه برای نمونه چون بیشتر اهل مصر به جای اطاعت از رسول خدا یعنی حضرت موسی ع؛ فرمانبر فرعون شدند پس زبون و در زمره ی فاسقین و در نهایت گرفتار خشم خدا و مثالی برای آیندگان برای پند گرفتن شدند: « و نادی فرعون فی قومه قال یا قوم الیس لی ملک مصر و هذة الانهار تجری من تحتی ج افلا تبصرون. ام انا خیر من هذا الذی هو مهین و لا یکاد یبین. فلولا القی علیه اسورة من ذهب او جاء معه الملائکة مقترنین. فاستخف قومه فاطاعوه ج انهم کانوا قوما فاسقین. فلما اسفونا انتقمنا منهم فاغرقناهم اجمعین. فجعلناهم سلفا و مثلا للاخرین. (51-56 زخرف) ».

[12] - برای دانستن اینکه چرا نباید از ذکر خدا غافل بود بدیهی است که پاسخ را باز باید از بطن کلام مقدس الاهی پیدا نمود مبنی بر اینکه غافل از ذکر خدا علیرغم آمدن آیاتش بر او و فراموش کردن آن، در آن گیتی نابینا محشور خواهد شد و عینن از فراموش شدگان خواهد بود: و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة اعمی. قال رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا.قال کذالک اتتک آیاتنا فنسیتها ص و کذالک الیوم تنسی. و کذالک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ج و لعذاب الاخرة اشد و ابقی. (124-127 طاها).


  

 

 37- رجالٌ لا تلهیهم تجارةٌ و لا بیع عن ذکرالله و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار.

   در ادامه ی آیه قبل اینکه، خدای یکتا در این آیه ی کریمه می فرماید که آن خانه ها چه خانه هایی و با چه افرادی هستند؛ آری خانه هایی که مردانی در آن هستند که نه تنها کار تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خدا و بر پا داشتن نماز و پرداختن زکات باز نمی دارد؛ بلکه آنان از روزی هم که رستاخیز و سرای دیگر باشد و در آن روز دل ها و دیده ها بر می گردد و منقلب می شود هراسانند.

    و تمام این ها یعنی اینکه نه تنها امر تجارت و خرید و فروش به عنوان کارها و تلاش روزانه هیچ منعی در دین ندارد؛ بلکه آنچه مهم است این می باشد که یک مومن هر گز آنقدر سرگرم این امور نمی شود که هم از ذکر خدا یعنی " الله " باز بماند و هم اینکه از خواندن نماز و پرداختن زکات غافل شود. و از جنبه ی دیگر می توان به اهمیت اینکه مومنین فقط باید ذکر خدا را بگویند و فرایض نماز و زکات را به جا آورند روشن می شود. چه آنکه تنها با ذکر خداست که دل ها آرامش می یابد: « الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله ق الا بذکرالله تطمئن القلوب. (28 رعد) » . و چه اینکه برای نمونه با تمسک به کتاب قرآن و همین طور بر پا داشتن نماز است که فرد در زمره ی شایسته کارانی قرار می گیرد که خدای یکتا پاداش آنان را از بین نمی برد : « والذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلاة انا لا نضیع اجر المصلحین. (170 اعرافبا توجه به آیه ی 169 ) » . و چه اینکه کسی مشرک نیست که از جمله صفاتش این است که در کنار ایمان به آخرت، زکات نیز می پردازد : « قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فاستقیموا الیه واستغفروه ق و ویل للمشرکین. الذین لا یؤتون الزکاة و هم بالاخرة هم کافرون. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم اجر غیر ممنون. ( 6-8 فصلت ) ».

    اما مورد دیگر اینکه چنین مردانی در کنار انجام این فرایض و فروع دین به اصل معاد نیز ایمان و یقین دارند؛ یعنی از آن روز و عذاب و هول و هراس های آن می ترسند. یعنی فقط تجارت نمی کنند و فقط نماز نمی خوانند و زکات نمی دهند؛ بلکه کاملن این امور را نیز مد نظر دارند که در کار تجارت و خرید و فروش های خود هیچ وقت نباید دسیسه کنند و یا کالایی را برای گران تر فروختن نباید احتکار کنند و یا کم فروشی نکنند و جنس نا مرغوب را به جای مرغوب نفروشند و یا کالای بی کیفیت و یا با کیفیت پایین تولید نکنند و در تولیدات خود مواد نا مرغوب و مضر به کار نبرند و در معاملات خود سوگند نا بجا نخورند و ... در واقع خدای یکتا را ناظر و شاهد اعمال خود می دانند و خوب می دانند که اگر این کارهای ناشایست و ناروا را انجام دهند، بنابراین باید در سرای دیگر یعنی رستاخیز که یکی از روزهایش این است که در آن دل ها و دیده ها بر می گردد پاسخگوی این اعمال بد خود باشند؛ پس چنین مردانی می آیند و ضمن معامله و کار بازرگانی کردن؛ ذکر خدای را می گویند و نماز هم می خوانند و زکات هم می پردازند و به سرای دیگر هم ایمان و باور دارند که هر کس بار خود را بر می دارد و لذا بدنبال این است که پی می برند آری برای آرامش دل باید تنها ذکر خدای یگانه را گفت و برای مصون ماندن از هر گونه فحشا و منکری که از کارهای شیطان است باید نماز خواند و برای پاکیزه شدن مال و جلوگیری از شرک باید زکات آن را نیز پرداخت، که همانا این ها در کنار ایمان و یقین به آخرت است که هم انسان از کسانی می شود که از روز دیگر و عذاب آن می ترسد و رو به کارهای بد نمی برد و هم اینکه از کسانی می شود که توفیق این را می باید که می تواند خانه اش جزو خانه هایی شود که خدای یکتا اجازه داده که در آن ها نامش و یادش بلند کرده شود و بالا برود.

    به عبارت دیگر هر کس که می خواهد که مصداق آیه ی 36 مذکور باشد باید که به عنوان یک مومن بدانچه که در آیه ی 37 آمده است باور داشته و پایبند باشد؛ چه آنکه همانطور که برای برخورداری از نور الاهی برای هدایت یافتن نیاز به این بود که از آیات روشن الاهی پیروی شود؛ به همین طریق نیر برای اینکه کسانی از مردم و یا مومنین بتوانند که از آنانی باشند که خدا اجازه داده و یا می دهد که یاد و نام او در آن خانه ها بشود و بالا برود لازمه اش این است که به آیات روشن او دست کم مرتبط با آیات این سوره یعنی نور تا این جا گوش فرا داده و فرمان برده شود و گرنه خدای ناکرده بی اعتنایی به تمام آیات خدا از جمله آیات این سوره ی روشنی بخش و یا اعراض از آنها و یا خود را به نشنیدن زدن ها؛ نتیجه اش چیزی نیست جز اینکه نه تنها چنین کسی یا کسانی از نور الاهی برای هدایت برخوردار نمی شوند بلکه خانه هایشان نیز مجال و اجازه ی این را از سوی خدای یگانه نمی یابند که محلی برای بلند شدن یاد و نام خدای یکتا باشد. به عبارت دقیق تر و روشن تر اینکه تنها پیروی آیات خداست که هدایت و رستگاری را برای همه از جمله مومنین در پی دارد و نه جز آن.

    باری؛ امید اینکه خدای یکتا خانه ی هر یک از مومنین به خود یعنی "الله" و کافرین به طاغوت را از آن خانه هایی قرار دهد که در آن یاد و نام او یعنی همان "الله" بلند می شود تنها به تسبیح او در بامدادان و شامگاهان سرگرم و مشغول می باشند. آمین یا رب العالمین. که همانا رستگاری در این یاد و نام است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. و بزرگی برای این نام است که بایسته ی یاد کردن است : الله اکبر . که این نام و یاد آن می رساند که خدایی جز او نیست : لا اله الا الله. و ...

38- لیجزیهم الله احسن ما عملوا و یزیدهم من فضله ق والله یرزق من یشاء بغیر حساب.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه علت این امر را بیان می فرماید که چرا تاکید بر اینکه ذکر او گفته شود و نماز خوانده شود و زکات داده شود و از سرای دیگر در عین انجام اموری همچون تجارت و بیع ترسیده شود؛ آری از آن جهت که خدای یکتا، عاملین به چنین کارهایی را بهتر از آنچه که می کردند پاداش دهد و از فضلش بر آنان بیفزاید. و خداوند به هر کس که بخواهد روزی بی حساب می دهد.

    نتیجه ی این آیه ی کریمه اینکه مومنین باید بدانند که آنچه که باعث روزی بی حساب خداوندی و افزایش پاداش برای آنان از سوی خدای یکتا می شود اعمال نیک و مراعات موارد مرتبط هنگام تجارت و خرید و فروش، با ایمان به اصول و انجام فروع دین است و نه جز آن.

    و دیگر اینکه آنچه که از این سه آیه ی اخیر بر می آید اینکه اولن سخن بر سر خانه های افراد است و اینکه باید در این خانه ها ذکر خدا گفته شود و نام او برده شود و نه جز او و اینکه در این خانه ها همانطور که اشتغالات روزمره هست باید در عین حال، فرایض نماز و زکات نیز به جا آورده شود و اصل معاد نیز مد نظر و ممتد باشد. یعنی این فرایض و اصل هیچ وقت نباید تعطیل و یا تضییع یا فراموش شود. تا فرد عامل بدان نتایج دنیایی و آخرتی آن را که در این آیات بدان اشاره شده است از سوی خدای یکتا به فضل و رحمتش ببیند. دوم اینکه بامدادان و شامگاهان یعنی اوقاتی را که فرد مومن بیشتر در آنجا یعنی خانه است و لذا وقت زیادتری برای عبادت خداوند دارد؛ لذا به یاد و نام خدای یکتا و تسبیح او بپردازد چه آنکه طول روز برای کارهای روزمره است و جستن از فضل خدا و کار و کسب روزانه اعم از علمی و اقتصادی و ... سوم آنکه این تجارت و داد و ستدها و کارهای روزانه، مومنین و صاحبان خانه ها را از ذکر خدا و تسبیح او و بردن نامش یعنی " الله " و نیز بر پاداشتن نماز و دادن زکات و یاد قیامت باز نمی دارد. و این بدان معنی است که تنها این سه مورد است که باعث می شود تا انسان بتواند تسبیح خدا را در بامدادان و شامگاهان بگوید و نه ذکری غیر از " الله ". و دیگر اینکه با نماز و زکات و یاد رستاخیز است که در ادامه ی ذکر خدا می شود به این مهم رسید تا خداوند اجازه دهد در خانه های مورد نظر نام او بلند و ذکر او گفته شود. در واقع باید تنها به تسبیح او یعنی " الله " در آن خانه ها در بامدادان و شامگاهان مشغول بود زیرا که روز برای کارهای روزمره در کنار البته نمازهای روزانه است. و چهارم اینکه رجال در این جا یعنی آیه ی سی و هفت می تواند که شامل مرد و زن هر دو باشد، چه آنکه اگر منظور از این واژه تنها مردان باشد و نه زنان و مردان مومن با یکدیگر، پس می شود گفت که به نوعی این ذکر الله و تسبیحش و نماز و زکات و یاد قیامت بودن از زنان ساقط است در حالی که مومن یعنی کسی که به این اصول و فرایض دین باور داشته و پایبنند باشد. و پنجم  مرتبط با اینکه او به آن کسان از زنان و مردان مومن بابت اینکه تجارت و داد و ستد آنها را از ذکر خدا ، نماز و زکات باز نداشت، جزای بهتر از آنچه که می کردند و نیز روزی بی حساب می دهد؛ می شود گفت این بدان معنی است که تنها با این امور و پس از تمام اینها ترسیدن از روز قیامت، که ا نسان در آن باید پاسخگوی اعمالش و دیدن نتیجه ی آنها باشد، است که مومن می تواند هم ذکر خدا را بامداد و شامگاه بگوید و هم اینکه از فضل خداوند و روزی بی حساب او بهره مند گردد و نه پرداختن مکرر به امور استحبابی. زیرا همانطور که در این آیات دیده می شود ، خداوند یکتا در خانه هایی با آن اوصاف است که این اذن و اجازه را می دهد تا یاد و نامش در آن بلند شود و از سوی دیگر پاداش بهتر در رابطه با عملکردهایشان بگیرند و مشمول فضل و روزی بی شمار خداوندی شوند[1]. در واقع باید از مستحبات کاست و تنها پیروی آیات خدا را کرد که همانا رسولان خدا نیز اینگونه بوده اند و به عنوان بیم دهنده ی آشکار، تنها پیروی آنچه را که به آنان وحی می شده است را می کرده اند و نه جز آن را و نیز اینکه هیچ ادعایی نداشته اند که می دانند که با مردم در سرای دیگر چه خواهد شد و این بدان معناست که کسی حق ندارد که به رسولان الاهی این نسبت را بدهد که آنان از اینکه خدای یگانه با ایشان و نیز مردم از مومنین و یا غیر آن چه خواهد شد آگاهند که همانا این مهم را خدای یکتا بر آن صحه گذاشته و بیان فرموده است : « قل ما کنت بدعا من الرسل و ما ادری ما یفعل بی و لا بکم ص ان اتبع الا ما یوحی الی و ما انا الا نذیر مبین. (9 احقاف) » . و اینکه مومنین لازم است که آنچه را انجام دهند که خدای یکتا بدان دستور داده و از آنچه دوری نمایند که خدای یکتا از آنها نهی نموده است[2] . اگر در پی این هستند که خانه هایشان آن اجازه را بیابد و از سوی دیگر از فضل و رحمت بیش از پیش الاهی برخوردار شوند و پاداش نیکو ببینند. پس باید فقط و فقط کتاب قرآن کریم و آیات آن سرلوحه ی زندگی مومنین برای کمال و رستگاری و ورود به بهشت و دانستن چند و چون بهره مندی از پاداش خداوند بابت اعمال قرار گیرد و نه کتابی و یا کلامی جز آن . و ششم اینکه انجام فرایض نماز و زکات هر گز در دین تعطیل بردار نیست و اینکه هیچ زمان نباید از یاد آخرت و روزهای آن در هر زمان و مکان و مرتبط با هر مسئولیتی نیز غافل شد. و هفتم اینکه با خواندن کتاب قرآن و خواندن نماز و نیز انفاق کردن در نهان و آشکار از آنچه که خدای یکتا روزی مان کرده است می توان به تجارتی سودآور که هیچگاه در آن زیانی نیست رسید : « ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یرجون تجارة لن تبور. لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله ج انه غفور شکور. ( 29-30 فاطر ) » . و هشتم برای دانستن اینکه چه تجارتی است که مومنین را از عذاب دردناک رهایی می بخشد باید باز به کلام مقدس الاهی تمسک جست : « یا ایهاالذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة نتجیکم من عذاب الیم. تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ج ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون. یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتهاالانهار و مساکن طیبة فی جنات عدن ج ذالک الفوز العظیم. و اخری تحبونها ص نصر من الله و فتح قریب ق و بشر المؤمنین.[3] (10-13 صف) » . و نهم اینکه خدای یکتا می پرسد که آیا جزای نیکوکاری جز نیکی است؟ « هل جزاء الاحسان الا الاحسان. (60 رحمان با توجه به تمام آیات این سوره) » .



[1] - « من جاء بالحسنة فله خیر منها ص و من جاء بالسیئة فلا یجزی الذین عملوا السیئات الا ما کانوا یعملون. 84 قصص . // هر کس که عمل نیک آرد پاداش بهتر از آن یابد و کسی که عمل بد کند جز به همان اعمال بدی که بوده و انجام داده مجازات نشود. » // « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ص و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لا یظلمون. (160 انعام ) . // هر کس کار نیکو کند او را ده برابر آن پاداش خواهد بود و کسی که کار بدی آرد پس کیفر آن همانند آن عمل بدش خواهد بود و بر آنها ستمی نخواهد شد.

    پس روشن می شود که خدای یکتا بابت کارهای شایسته و خوب است که هر کسی انجام دهد چند برابر آن را به عامل به آن کار خوب پاداش می دهد؛ اما در نزد خدای یکتا کیفر و عقوبت کار بد تنها همانند همان کار بد است و نه بیشتر. یعنی اگر کسی به کسی دیگر آسیبی بدنی و یا جانی رساند ، کیفر و مجازات آن عین همان خواهد بود که خدا بدان حکم کرده است. و بدیهی است که آنچه که خدای یکتا بابت کارهای بد افراد اعم از مومن و غیر مومن، کیفر می دهد؛ چه در دنیا باشد و چه آخرت جای خود را دارد که تنها خود او از آنها آگاه است. پس باید بدنبال کارهای خوب بود که این کارهای خوب و پاداش های مضاعف آن از سوی خداوند یکتاست که باعث می شود تا افراد زودتر پله های پیشرفت و کمال معنوی را طی نمایند و ...

[2] - 90 نحل .

[3] - برگردان فارسی : ای اهل ایمان آیا شما را به تجارتی سودمند که از عذاب دردناک رهایی تان بخشد دلالت نمایم؟ آن تجارت این است که به خدا و فرستاده ی او ایمان آورید و به مال و جان خودتان در راه خدا کوشش کنید. این کار اگر باشید که بدانید برای شما بهتر است. تا خدا گناهان شما را بیامرزد و در بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و در بهشت های عدن جاودانی منزل های نیکو عطا فرماید. این همان رستگاری و کامروایی بزرگ است. و باز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید نصرت و یاری خدا و فتح و پیروزی نزدیک و مژده ی رحمت به مومنین است.

 


  

 

 35- الله نور السماوات و الارض ج مثل نوره کمشکاة فیها مصباح ص المصباح فی زجاجة ص الزجاجة کأنها کوکبٌ دریٌ یوقد من شجرة مبارکة زیتونةٍ لا شرقیة و لا غربیةٍ یکاد زینتها یضیءُ و لو لم تمسسه نار ج نورٌ علی نور ق یهدی الله لنوره من یشاء[1] ج و یضرب الله الامثال للناس ق والله بکل شیءٍ علیم.

   این آیه ی کریمه می رساند که خداوند یکتا نور آسمان ها و زمین است. خدای یگانه در ادامه در این آیه ی کریمه کیفیت این نور را و اینکه آن نوری است بر نوری و بدان نور هر که را بخواهد راهنمایی می کند را بیان می فرماید. و نهایت اینکه او مثال ها را برای مردم می زند که همانا او به هر چیزی داناست.

   نتیجه ای که می شود از این آیه گرفت اینکه خدای یکتا به نوعی خویش را از منظر نور بودنش وصف فرموده است. و دیگر اینکه نوری جز نور خدا وجود ندارد که نمود آن در محسوسات در آسمان ها و زمین است و دست کم آنچه است که در اشیای گوناگون با شدت و ضعف می بینیم و هر چیزی از جانداران از جمله انسان بدین وسیله هدایت می شود. یعنی اگر نوری نباشد هیجگاه انسان هدایتی برایش میسر نیست چه آنکه هم باید اطراف و اشیا را ببیند و هم راه را بیابد تا بدان وسیله آن را بپیماید. به عبارت دیگر حرکت هر موجود جانداری به سوی نور است. گیاهان تلاش می کنند که خود را به سمت نور برسانند. حیوانات اعم از خشکی و دریا هر کجا که نوری باشد و تا آنجا که شرایط وجودیشان اجازه بدهد بدان سو می روند و انسان هم حرکتش همیشه به سوی جایی است که نور باشد و اگر خورشید غروب کند باز بدنبال سایر وسایلی است که هر چند اندک اما او را با نورش راهنمایی کند و ...

   اما انسان علاوه بر این به طور فطری و ذاتی بدنبال وجودی است که دارای صفات گوناگون یکتایی؛ زنده ی پاینده و نامیرا بودن؛ آفریننده و میراننده و زنده کننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود؛ بخشنده و مهربان و آمرزنده و لطیف و خبیر و  ... نور است. و بدیهی است که برای برخورداری از این نور با هدف راهنمایی شدن و رستگاری لازم است که هم به او و این توحید ذاتی و صفاتی و افعالی اش ایمان آورده شود و هم اینکه به هر آنچه که او به واسطه ی پیامبرانش تا پیامبر خاتم ص در قالب آیات و کتاب نازل شده است ایمان آورده و شنیده و فرمان برده شود، به نحوی که بشود از این نور به لطف حضرتش که به سوی راه راست است راهنمایی شد که از جمله ی آنها برای اینکه کسی در زمره ی افرادی قرار گیرد که به نور خداوندی هدایت شود این می باشد که به سخنان او گوش فرا دهد و از هر گونه اعمالی که موجبات انواع فسادها و فحشاها را که نمونه ی آنها نزدیک شدن به زنا و یا انتساب آن به افراد مومن بدون دلیل می باشد و فراهم می آورد دوری نماید. به عبارت دیگر برخورداری از نور الاهی برای راهنمایی شدن در پرهیز از گوش ندادن و عمل نکردن به آیات خدا از جمله آیات این سوره است که تا کنون ذکر شده است. یعنی اگر کسی برای نمونه آیات ذکر شده ی این سوره تا حال را گوش دهد و فرمان ببرد به عنوان یک مومن از کسانی خواهد بود که به لطف الاهی از نور او برای هدایت شدن به راه راست برخوردار خواهد شد.

    پس همانا با نور خداست که می شود راهنمایی شد، چرا که این او است که نور آسمانها و زمین است و بنابراین همه ی مردم باید به این مثل ها گوش فرا دهند اگر در پی راهنمایی و رستگار شدن برابر فطرت خود هستند. و بدیهی است که وقتی صحبت از مردم می شود یعنی اینکه مومنین موظف هستند که ضمن عمل به آیات قرآن؛ تنها کلام مقدس الاهی را برای دیگر مومنین و نیز همه ی مردم بخوانند تا آنان نیز به فضل الاهی به راه راست هدایت شوند. در واقع فقط این کلام الاهی است که هدایت را برای مردم که برخوردار از نورنیز می باشد بدنبال خود دارد و نه کلامی جز آن، و بنابراین هر کس که بدنبال راهنمایی شدن است لازم است که به نور الاهی تمسک پیدا کند.

    امید اینکه ما از کسانی باشیم که به اراده ی خداوندی از نور او برخوردار و هدایت می شوند. آمین یا رب العالمین. که ماندگارترین نور الاهی کتاب قرآن است که از ویژگی های این کتاب به عنوان یک نور این است که مردم را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون می برد: « بسم الله الرحمن الرحیم. الر ج کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور بإذن ربهم الی صراط العزیز الحمید. (1 ابراهیم) » .[2]

    و تمام اینها بدان خاطر است که کتاب قرآن برخوردار از نور و نور می باشد به نحوی که خدای یکتا در آیه ای مردم را مرتبط با این موضوع خطاب قرار می دهد و می فرماید که کسانی که به خدا ایمان بیاورند و به او متوسل شوند پس رحمت الاهی آنان را در بر می گیرد و به راه راست هم راهنمایی می شوند. در واقع برخورداری از این دو نعمت در گروه همان ایمان و تمسک مزبور است: « یا ایها الناس قد جائکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا. فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء ) » . و در جایی دیگر اهل کتاب را مخاطب این امر قرار می دهد که هم رسول او برایشان آمده و هم کتاب سراسر نور و روشنایی اش تا آنان حق را دیگر مخفی نکنند و به این طریق هدایت شده و از تاریکی ها به سوی نور بیرون برده شوند و به راه راست راهنمایی گردند : « یا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیرا مما کنتم تخفون من الکتاب و یعفوا عن کثیر ج قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین. یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور بإذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم. (15-16 مائده با توجه به آیات 14-18) . »

    البته باید دانست که همه ی کتب الاهی دارای صفت نور بوده اند: « انا انزلنا التوراة فیها هدی و نور ج یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء ج فلا تخشوا الناس واخشون و لا تشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا ج و من لم یحکم بما انزل الله فاولائک هم الکافرون. ( 44 مائده) » . // « و قفینا علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراة ص و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوراة و هدی و موعظة للمتقین . (46 مائده با توجه به آیات 41- 50 ) » .

    به هر جهت خدای یکتا به مومنین می فرماید که در صورت تقوای الاهی و ایمان به رسول او است که هم به واسطه ی رحمتش از دو نعمت بهره مند می شوند و هم اینکه برایشان نوری قرار می دهد تا راه پیماند و هم اینکه به خاطر بسیار آمرزنده ی مهربان بودنش؛ آنان را می آمرزد. در واقع هر کس از مومنین که در پی برخورداری از این نور و آمرزش خداوندی است لازم است که از پارسایان و نیز مومنین به رسول خدا باشد چرا که غیر مسلمین از رحمت الاهی دورند: « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم ج والله غفور رحیم. لئلا یعلم اهل الکتاب الا یقدرون علی شیء من فضل الله و ان الفضل بیدالله یؤتیه من یشاء ج والله ذوالفضل العظیم. (28-29 حدید) » . و یادآور می شود و در حقیقت می پرسد که آیا کسی را که خدای یکتا سینه اش را برای اسلام گشوده و برای او نوری از سوی پروردگارش قرار داده با کسی که وای بر او است از آن جهت که دلش از یاد خدا سخت شده و در گمراهی روشن افتاده یکی است : « أفمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه ج فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله ج اولائک فی ضلال مبین. (22 زمر ) ». پس روشن می شود که تنها در پرتو نور است که می توان راه را یافت و به پیش رفت و جهت کمال معنوی لازم است که این نور متعلق یک امر معنوی باشد که در برگیرنده ی تمام موضوعات در تمام زمان ها و مکان ها باشد که آن چیزی نیست جز کتاب قرآن.

    قرآن؛ کتابی که وجه خداست و نابود نشدنی ، چرا که این تنها خدای یکتاست که زنده ی نامیرا و زنده ی پاینده است و همه چیز پس از نابودی به سوی او باز می گردد: « ... و لا تدع مع الله الها آخر م لا اله الا هو ج کل شیء هالک الا وجهه ج له الحکم و الیه ترجعون. ( 88 قصص) » . // « ... کل من علیها فان. و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام... (26-27 رحمان با توجه به آیات 1-25) » . پس باید تنها به آن تمسک جست که همانا آن محکم و استوار بدون هیچ سستی و یا گسستی است و باید یادآوری نمود که البته شرط و راه تمسک به قرآن و چنگ زدن به آن برابر کلام الاهی در این است که فرد به طاغوت کافر شود و به الله ایمان بیاورد و بداند که خدا شنوای داناست مرتبط با آنچه که می گوید و انجام می دهد : « لا اکراه فی الدین ص قد تبیین الرشد من الغی ج فمن یکفر بالطاغوت و یؤمنم بالله فقد استمسک بالعروة الوثفی لاانفصام لها ق والله سمیع علیم. (256 بقره) . /// همانگونه که راه دیگر تمسک به قرآن و برخورداری از نور و هدایت و رحمت و ... آن در این است که فرد علاوه بر مورد قبل، توجهش را تسلیم خدای یگانه کند یعنی از مسلمانان باشد و اینکه از محسنین نیز باشد که همانا عاقبت و سر انجام کارها به سوی خدای یگانه است : « و من یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروة الوثقی ق و الی الله عاقبة الامور. (22 لقمان) » . که همانا کفر به کتاب و آیات خدا تبعات خود را برای عامل بدان دارد و از آنچه که در دنیا بوده و انجام می داده در آخرت از آن به اذن و اراده ی خداوندی آگاه خواهد شد و نتیجه اش را خواهد دید: « و من کفر فلا یحزنک کفره ج الینا مرجعهم فننبئهم بما عملوا ج ان الله علیم بذات الصدور. نمتعهم قلیلا ثم نضطرهم الی عذاب غلیط. ( 23-24 لقمان) ».

   باری؛ باید دانست که کفار نمی توانند که نور خدا را خاموش کنند و هر چه زمان می گذرد خدای یکتا نور خود را تمام می نماید به نحوی که مردم بدان وسیله گروه گروه وارد دین شوند : « و اذ قال موسی لقومه یا قوم لم تؤذوننی و قد تعلمون انی رسول الله الیکم ص فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم ج والله لا یهدی القوم الفاسقین. و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراة و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه احمد ص فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین.و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الاسلام ج والله لا یهدی القوم الظالمین. یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. [3]( 7-9 صف ) . // « و قالت الیهود عزیر ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ص ذالک قولهم بافواههم ص یضاهئون قول الذین کفروا من قبل ج قاتلهم الله ص انی یؤفکون. اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا ص لا اله الا هو ج سبحانه عما یشرکون. یریدون یطفئوا نورالله بافواههم و یأبی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. (30-33 توبه) [4]. »

36- فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال.

   خداوند یکتا در این آیه ی کریمه بیان می فرماید که او به چه خانه هایی اجازه و رخصت می دهد تا در آنها اسم او بالا رفته و یاد شود. آری خانه هایی که در بامدادان و شامگاهان به تسبیح برای او یعنی "الله" مشغولند.

    و این بدان معناست که فقط باید ذکر " الله " را گفت و تنها به تسبیح او مشغول بود و نه کسی جز او. و لذا انجام این موارد توسط یک مومن است که موجب می شود که خانه اش به اذن الاهی محلی شود که نام و یاد خدا در آن بلند می شود و به بالا می رود. و مورد دیگر اینکه بخش اخیر این آیه ی کریمه اهمیت تسبیح خدا در بامدادان و شامگاهان را می رساند. امری که خدای یکتا در جاهایی از قرآن بدان دستور داده است : « ... فاصبر علی ما یقولون و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها ص و من آناء الیل فسبح و اطراف النهار لعلک ترضی. (130 طاها) » . // « و اذا قریءَ القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون. واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال و لا تکن من الغافلین. ان الذین عند ربک لا یستکبرون عن عبادته و یسبحونه و له یسجدون . (205-206 اعراف) » .  

    البته باید افزود که خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن مجید می فرماید که تنها این کلام پاکیزه است که بالا می رود و صد البته که تنها این انچام کارهای شایسته است که آن را بالا می برد و این یعنی اهمیت اعمال صالح در نزد خدای یکتا و در دین اسلام که مومنین بایسته است که بدان باور قلبی داشته باشند و خدای ناکرده بدنبال کارهای بد و ناشایست نباشند: « من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا ج الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه ج والذین یمکرون السیئات لهم عذاب شدید ص و مکر اولائک هو یبور. (10 فاطر ) » .   



[1] - خدای یکتا به خاتم النبیین ص می فرماید که او نمی دانسته که کتاب و ایمان چیست و لذا آن را از طریق وحی به واسطه ی روح خود با دستورش بر او نازل کرده و آن را یک نوری قرار داده تا هر یک از بندگانش را که بخواهد بدان وسیله راهنمایی کند همانگونه که پیامبر با این کتاب مردم را به راه راست هدایت میکرد. و منظور از راه راست هم همان راه خدای یگانه ای است که آنچه که در آسمانها و زمین است برای او و بازگشتشان نیز به سوی اوست : و کذالک اوحینا الیک روحا من امرنا ج ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به نشاء من عبادنا ج و انک لتهدی الی صراط مستقیم. صراط الله الذی له ما فی السماوات و ما فی الارض ق الا الی الله تصیر الامور. (52-53 شورا) . پس روشن می شود که کسی تا خدا نخواهد نمی داند که کتاب و ایمان چیست و لذا آن را نوری قرار داده است تا مردم بدان وسیله راهنمایی شوند و شرط این راهنمایی شدن به راه راست که همان راه خداست در این است که بدان ایمان آورده شود و البته که تنها به این کتاب ایمان آورده شود چرا که این کتاب است که خدای یکتا آن را نوری قرار داده است تا هر کس از بندگانش را که می خواهد بدان وسیله به راه راست راهنمایی کند.

[2] - البته آنچه باید یادآوری شود این می باشد که خدای یکتا به عنوان ولی مومنین؛ آنان را از تاریکی ها به سوی نور بیرون می برد؛ در حالی که کفار را این طاغوت است که از روشنایی به سوی تاریکی ها بیرون می برد به نحوی که نتیجه ی کارشان دوزخ و جاودانگی در آن است : « الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ص والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات ق اولائک اصحاب النار ص هم فیها خالدون. (257 بقره) » . بنابراین روشن می شود که چرا خدای یکتا در آیه ی 256 بقره فرموده که شرط تمسک به قرآن در کفر به طاغوت و ایمان به الله است.

[3] - برگردان فارسی: ای رسول ما یاد آر وقتی را که موسی به قوم خود گفت برای چه مرا رنج و آزار می دهید در صورتی که بر شما معلوم است که من رسول خدا به سوی شما هستم؟ باز چون از حق روی گردانیدند خدا هم دلهای بی نورشان را از اقبال به حق بگردانید و خدا مردم تباهکار را راهنمایی نخواهد کرد. و باز یاد آر هنگامی که عیسی بن مریم به بنی اسراییل گفت من همانا رسول خدا به سوی شما هستم و به حقانیت کتاب تورات که مقابل من است تصدیق می کنم و نیز شمار را مژده می دهم که بعد از من رسول بزرگواری که نامش احمد است بیاید چون آن رسول ما با آیات و معجزات به سوی خلق آمد گفتند این سحری آشکار است. و کیست ستمکارتر از آن کسی که به راه اسلام و سعادتش می خوانند و او همان دم بر خدا افترا و دروغ می بندد؟ و خداه گروه ستمکاران را راهنمایی نمی کند. کافران می خواهند تا نور خدا را به گفتار باطل و طعن و مسخره خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند که کافران خوششان نیاید را کامل و تمام خواهد کرد. اوست خدایی که رسولش را به هدایت خلق و دین حق فرستاد تا او را بر ادیان عالم غالب گرداند هر چند که مشرکین خوششان نیاید.

[4] - برگردان فارسی: و یهود گفتند عزیر پسر خداست و نصارا گفتند مسیح پسر خداست. این سخنان را که اینها بر زبان می رانند خود را به کیش کافران مشرک پیشین نزدیک و مشابه می کنند. خدا آنها را هلاک و نابود کند چرا آنها باز به خدا نسبت دروغ بستند. علما و راهبان خود را به مقام ربوبیت شناخته و خدا را نشناختند و نیز مسیح پسر مریم را به الوهیت گرفتند در صورتی که مامور نبودند جز آنکه خدای یکتایی را پرستش کنند که منزه و برتر از آن است که با او شریک قرار می دهند. اینان می خواهند که نور خدا را به گفتار جاهلانه ی خود خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند که کافران ناخوش و مخالف باشند. اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ی ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند که مشرکان را خوش نیاید.

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ