سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 14
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10217
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 64- ألا ان لله ما فی السماوات و الارض ص قد یعلم ما انتم علیه و یوم یرجعون الیه فینبئهم بما عملوا ق والله بکل شیءٍ علیم.

   و پایان بخش این سوره اینکه خدای یکتا می فرماید که آگاه باشید که آنچه که در آسمان ها و زمین است برای اوست و لذا چون چنین است پس او از همه چیز آن هم از جمله احوال بندگانش آگاه است و بنابراین هشدار می دهد که بدانید که او بر هر گرایش و یا بینش یا عملکردی که باشید داناست و در روزی که همه به سوی او باز می گردند، آنان را از اعمالشان که انچام می دادند با خبر خواهد کرد چرا که او بر هر چیز هم داناست.

    که مرتبط با اینکه خدای یکتا در آخرت بندگانش را نسبت به آنچه که بودند و عمل می کردند با خبر خواهد کرد باز می توان به این آیات کریمه اشاره کرد. یک مورد آنجاست که برخی از نصارا را مخاطب قرار می دهد: « و من الذین قالوا انا نصاری اخذنا میثاقهم فنسوا حظا مما ذکروا به فأغرینا بینهم العداوة و البغضاء الی یوم القیامة ج و سوف ینبئهم الله بما کانوا یصنعون.[1] ( 14 مائده با توجه به آیات 12-17) » . // و دیگری آنجاست که منافقین را مخاطب قرار می دهد: « یحذر المنافقون ان تنزل علیهم سورة تنبئهم بما فی قلوبهم ج قل استهزءوا ان الله مخرج ما تحذرون. و لئن سألتهم لیقولن انما کنا نخوض و نلعب ج قل أبالله و آیاته و رسوله کنتم تستهزءون. لا تعتذروا قد کفرتم بعد ایمانکم ج ان نعف عن طائفة منکم نعذب طائفة بأنهم کانوا مجرمین.[2] (64-66 توبه با توجه به آیات 61-70) . » // و دیگری آنجاست که مخالفان او و فرستاده اش مورد خطاب قرار می گیرند : « ان الذین یحادون الله و رسوله کبتوا کما کبت الذین من قبلهم ج و قد انزلنا آیات بینات ج و للکافرین عذاب مهین. یوم یبعثهم الله جمیعا فینبئهم بما عملوا ج احصاه الله و نسوه ج والله علی کل شیء شهید. [3](5-6 مجادله) ». // و مورد دیگر آنجاست که خدای یکتا می فرماید که مردم را از آنچه که با هم نجوا میکرده اند نیز آگاه خواهد ساخت و نتیجه اش را خواهد داد، پس مومنین برابر کلام مقدس الاهی باید بدانند که تنها میتوانند بر آنچه در حضور دیگران به نجوا بپردازند که بر پایه و با انگیزه ی نیکوکاری و پرهیزگاری باشد و نه با هدف گناه و دشمنی که این از کارهای شیطان است برای اینکه مومنین را پریشان خاطر سازد: « ألم تر ان الله یعلم ما فی السماوات و ما فی الارض ص ما یکون من نجوی ثلاثة الا هو رابعهم و لا خمسة الا هو سادسهم و لا ادنی من ذالک و لا اکثر الا هو معهم این ما کانوا ص ثم ینبئهم بما عملوا یوم القیامة ج ان الله بکل شیء علیم. ألم ترالی الذین نهوا عن النجوی ثم یعودون لما نهوا عنه و یتناجون بالاثم والعدوان و معصیت الرسول ص و اذا جاءوک حیوک بما لم یحیک به الله و یقولون فی انفسهم لولا یعذبنا الله بما نقول ج حسبهم جهنم یصلونها ص فبئس المصیر. یا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلا تتناجوا بالاثم و العدوان و معصیت الرسول و تناجوا بالبر و التقوی ص اتقوالله الذی الیه تحشرون. انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا و لیس بضارهم شیئا الا بأدن الله ج و علی الله فلیتوکل المؤمنون. (7-10 مجادله با توجه به آیات 11-13) » . // به هر جهت همانطور که گذشت باید دانست که تنها این خدای یگانه است که توبه را از بندگانش می پذیرد که همانا او توبه پذیر مهربان است و اینکه او به همه چیز اعم از نهان و آشکار داناست و روزی بندگانش را از آنچه که کرده اند آگاه خواهد ساخت همانگونه که مومنین نیز در این دنیا عاقبت اعمال افراد را خواهد دید که بدکاران چه سرانجامی به لحاظ زندگی و مرگ پیدا می کنند و نیکوکاران با چه سرانجامی زندگی می کنند تا مرگ راحت آنان را دریابد. به هر جهت باید به درگاه خدای یگانه توبه کرد که این تنها او است که توبه پذیر مهران است و نه کسی جز او : « ... ألم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده و یأخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم. و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون ص و ستردون الی عالم الغیب والشهادة فینبئکم بما کنتم تعملون. و آخرون مرجون لأمر الله اما یعذبهم و اما یتوب علیهم ق والله علیم حکیم. (104-106 توبه با توجه به آیات 97-103) » . [4]

    اما آنچه که اینچا مستند به کلام مقدس الاهی مرتبط با این موضوع لازم است یادآوری شود تا به عنوان اتمام حجتی برای همه مورد توجه و سامان قرار گیرد؛ اینکه خدای یکتا اوصاف زیانکارترین مردم را اینگونه تشریح می فرماید: « قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا. الذین ضل سعیهم فی الحیاة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا. اولائک الذین کفروا بآیات ربهم و لقائه فحبطت اعمالهم فلا نقیم لهم یوم القیامة وزنا. ذالک جزاؤهم جهنم بما کفروا واتخذوا آیاتی و رسلی هزوا.[5] (103-106 کهف). البته باید دانست که خدای یکتا نتیجه ی کار مومنین و کنندگان کارهای شایسته را نیز بیان فرموده است: « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزلا. خالدین فیها لا یبغون عنها حولا.[6] ( 107-108 کهف) . » پس روشن می شود که بهشت بر اساس ایمان و اعمال صالح داده می شود و نه جز آن.

    پس در واقع باید با توجه به آیات روشن او بنده ی مخلص خدا بود و با اخلاص او و فرستاده اش را اطاعت کرد و به راستی و صدق دل به او و پیامبرش ص ایمان آورد و تصدیق آیات او کرد و از هر کاری که موجبات فحشا و فساد از جمله زنا را پدید می آورد باید دوری کرد و همینطور از ریا و تظاهر هم باید پرهیز نمود و ... چرا که او قادر بر هر کاری و دانای به همه ی امور است و همه چیز به سوی او باز می گردد. امید آن که از بندگان مومن او باشیم و از کنندگان کارهای شایسته و دعوت کننده ی به این امور به اذن حضرتش. انشاءالله آمین یا رب العالمین.

نتیجه گیری پایانی

    باری؛ باید پیروی آیات خدا را نمود که همه در کتاب خجسته ی قرآن است که تنها این امر به همراه تقوای الاهی است که رحمت الاهی را برای عاملین بدان بدنبال خود دارد : « و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه واتقوا لعلکم ترحمون[7]. (155 انعام با توجه به آیات151-157) » . و دانست که تنها این ایمان به آیات خدا و نه هیچ کلام دیگری است که هدایت را در پی خود دارد و از عذاب خدا می رهاند: « ان الذین لا یؤمنون بآیات الله لا یهدیهم الله و لهم عذاب الیم. انما یفتری الکذب الذین لا یؤمنون بآیات الله ص و اولائک هم الکاذبون. (104-105نحل» .  و باز باید دانست که کفر بعد از ایمان نیز عضب و عذاب خدا را برای مشمول امر به همراه دارد و این بدان معنی است که چنین کسانی زندگانی دنیا را بر آخرت برگزیده اند، امری که از هدایت خدا بی بهره می نماید و لذا مهر ختم بر دل و گوش و دیده ها می خورد و علاوه بر این موارد دنیوی؛ در آخرت نیز از زیانکاران می شود: « من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم عضب من الله و عذاب عظیم. ذالک بانهم استحبوا الحیاة الدنیا علی الاخرة و ان الله لا یهدی القوم الکافرین. اولائک الذین طبع الله علی قلوبهم و سمعهم و ابصارهم ص و اولائک هم الغافلون. لا جرم انهم فی الاخرة هم الخاسرون. (106-109 نحل).» . امری که خدای یکتا به مومنین می فرماید تا ایمان بیاورند به آنچه که دستور داده و بیان نموده که همانا کفر به این موارد یعنی خدا و فرشتگانش و کتابها و فرستادگانش و رستاخیز نتیجه ای جز گمراهی دور و بی بهره شدن از آمرزش و هدایت الاهی و رستگاری نخواهد بود : « یا ایها الذین آمَنوا آمِنوا بالله و رسوله و الکتاب الذی نزل علی رسوله و الکتاب الذی انزل من قبل ج و من کفر بالله و ملائکته و کتبه و رسله والیوم الاخر فقد ضل ضلالا بعیدا. ان الذین آمنوا ثم کفروا ثم آمنوا ثم کفروا ثم ازدادوا کفرا لم یکن الله لیغفر لهم و لا یهدیهم سبیلا. بشر المنافقین و بان لهم عذابا الیما.(136-138 نساء با توجه به آیات 135-140) ».

   و سخن آخر اینکه باید یادآوری و اذعان نمود که برای کلمات خدا هیچ پایانی نیست و دانست که رسول خدا نیز بشری مثل همه بوده با این تفاوت که به ایشان وحی می شده است و بنابراین هر کس که امیدوار لقای الاهی است باید که ضمن انجام کارهای شایسته، کسی را در پرستش برای خدا انباز قرار ندهد چرا که او یگانه است و این از رسالت های فرستادگانش بوده تا به مردم بگویند که خدایی جز او نیست: « قل لو کان البحر مداد لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا. قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد ص فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه احدا. (109-110 کهف). » پس باید ضمن پرهیزگاری، هر یک از مومنین برابر توان خود سخنان خدا را بشنوند و فرمان ببرند و انفاق از اموالشان نیز در راه خدا داشته باشند و بدانند که فرزندان و دارایی هایشان مایه ی آزمایش آنانند و نتیجه ی این اعمال بی هیچ کم و کاستی از سوی خدا برای خودشان است بنابراین مواظب نفس خود باشند تا از رستگاران گردند که همانا خدای یگانه دانای به نهان و آشکار امور است :« یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحذروهم ج و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحیم. انما اموالکم و اولادکم فتنة ج والله عنده اجر عظیم. فاتقوا الله ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیرا لانفسکم ج و من یوق شح نفسه فاولائک هم المفلحون. ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم و یغفر لکم ج والله شکور حلیم. عالم الغیب و الشهادة العزیز الحیکم. (14-18 تغابن) ». و دیگر اینکه به واسطه ی آیات الاهی دیگر امت ها را به سوی خیر بخوانند و امر به معروف و نهی از منکر کنند تا در زمره ی رستگاران باشند که اگر چنین شد از بهترین امت هایند که در این راه گام برداشته اند[8] : « ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ج و اولائک هم المفلحون. (104 آل عمران با توجه به آیات 102-108) » . که همانا آنچه در آسمان ها و زمین است برای خدا و بازگشت کارها نیز به سوی خدای یکتاست: « و لله ما فی السماوات و ما فی الارض ج و الی الله ترجع الامور. (109 آل عمران) ».

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین.

ضمن ستایش دوباره پروردگار جهانیان را و سپاس بیکران از او به خاطر این فضل و رحمتش؛ از پدر و مادرم و نیز همسر و فرزندان گرامی ام به خاطر دعاهای خیرشان و شکیبایی وصف ناپذیرشان در این زمینه تشکر دارم. ان شاءالله که موفق باشند. آمین یا رب العالمین.

14 آذر 1395



[1] - برگردان فارسی: و برخی از آنانکه گفتند ما به کیش عیسی هستیم از آنها عهد گرفتیم ( که پیرو کتاب و رسول خدا باشند) آنان نیز از آنچه پند داده شدند به خاطر فراموش کردنش نصیب بزرگی را از دست دادند ما هم ایشان را به کیفر عملشان آتش جنگ و دشمنی را تا قیامت میان آنها بر افروختیم و به زودی خدا آنها را بر عاقبت بد آنچه می باشند که می کنند آگاه خواهد ساخت.

[2] - برگردان فارسی: منافقان از آن روزی بترسند که خدا سوره ای بفرستد که آنچه درون ناپاک آنهاست بر آنان آشکار سازد. ای رسول بگو اکنون تمسخر کنید و خدا از آنچه می ترسید به سر شما خواهد آورد. و اگر از آنها بپرسید که چرا مسخره و استهزا می کنید پاسخ دهند که ما به شوخی و مزاح سخن راندیم. ای رسول به آنها بگو آیا با خدا و آیات او و رسولش تمسخر می کنید؟ پوزش نخواهید که عذرتان پذیرفته نیست که شما بعد از ایمان آوردن کافر شدید. اگر از برخی نادانان و ساده لوحان شما در گذریم، گروهی را نیز عذاب خواهیم کرد که مردمی بسیار بدکارند.

[3] - برگردان فارسی: آنان که با خدا و رسول او سخت مخالفت می کنند همانند کافرانی که پیش از آنان بودند به رو در آتش افتند و ما ( برای اتمام حجت مردم) آیات روشن فرو فرستادیم و برای کافران عذاب خوار کننده مهیاست. روزی که خدای یکتا همه را بر می انگیزد و آنان را از آنچه که انچام می دادند و خدای شمارش کرده و آنان فراموش نموده اند؛ آگاه خواهد ساخت. که همانا خدا بر هر چیزی گواه است. // پس باید مومنین در همه حال خدای یکتا را گواه اعمال خود بدانند.

[4] - و بدینگونه است در این رابطه آیات 23-24 با توجه به آیات 20-26 سوره ی لقمان و مرتبط با سرانجام کسانی که بدون دانش و راهنمایی و کتاب روشن در باره ی خدا مجادله می کنند و بنابراین خدای یکتا آنان را از آنچه که بودند و انجام میدادند آگاه خواهد ساخت. پس نتیجه اینکه بدون این سه مقوله نباید در باره ی خدا و آیاتش با کسی مجادله کرد. البته خدای یکتا در آیه ی 22 همین سوره نتیجه ی کار مسلمان نیکوکار را نیز بیان فرموده است که همانا برخورداری از تمسک به قرآن می باشد. والله اعلم

[5] - برگردان فارسی: به امت بگو که می خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازم. زیانکارترین مردم آنان هستند که عمرشان را در راه دنیای فانی تباه کردند و به خیال باطل می پنداشتند که نیکوکاری می کنند. همین گروهند که به آیات پروردگارشان و ملاقات او کافر شدند پس اعمالشان همه تباه گشته و روز قیامت آنها را هیچ وزن و ارزشی نخواهیم داد. اینان چون کافر شده و آیات و فرستادگانم را به استهزا گرفتند بنابراین دوزخ کیفر کارشان می باشد.

[6] - برگردان فارسی: همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند در بهشت فردوس منزل خواهند یافت. همیشه در آن بهشت منزل یافته و هر گز از آنجا انتقال نخواهند یافت.

[7] - برای دانستن اینکه چرا باید تنها پیروی آیات خدا را نمود؟ باید گفت از آن جهت که یکی از دلایل آن این است که کتاب قرآن ، برخوردار از تصدیق و تفصیل است . یعنی تصدیق کتب الاهی پیشین و تفصیل تمام امور در هر زمانی و مکانی برای همه ی مردم در هر سرزمینی.که در این زمینه می توان به آیات 37- 44 سوره ی یونس اشاره کرد.

[8] - 10 آل عمران.

 


  

 

 37- رجالٌ لا تلهیهم تجارةٌ و لا بیع عن ذکرالله و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار.

   در ادامه ی آیه قبل اینکه، خدای یکتا در این آیه ی کریمه می فرماید که آن خانه ها چه خانه هایی و با چه افرادی هستند؛ آری خانه هایی که مردانی در آن هستند که نه تنها کار تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خدا و بر پا داشتن نماز و پرداختن زکات باز نمی دارد؛ بلکه آنان از روزی هم که رستاخیز و سرای دیگر باشد و در آن روز دل ها و دیده ها بر می گردد و منقلب می شود هراسانند.

    و تمام این ها یعنی اینکه نه تنها امر تجارت و خرید و فروش به عنوان کارها و تلاش روزانه هیچ منعی در دین ندارد؛ بلکه آنچه مهم است این می باشد که یک مومن هر گز آنقدر سرگرم این امور نمی شود که هم از ذکر خدا یعنی " الله " باز بماند و هم اینکه از خواندن نماز و پرداختن زکات غافل شود. و از جنبه ی دیگر می توان به اهمیت اینکه مومنین فقط باید ذکر خدا را بگویند و فرایض نماز و زکات را به جا آورند روشن می شود. چه آنکه تنها با ذکر خداست که دل ها آرامش می یابد: « الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله ق الا بذکرالله تطمئن القلوب. (28 رعد) » . و چه اینکه برای نمونه با تمسک به کتاب قرآن و همین طور بر پا داشتن نماز است که فرد در زمره ی شایسته کارانی قرار می گیرد که خدای یکتا پاداش آنان را از بین نمی برد : « والذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلاة انا لا نضیع اجر المصلحین. (170 اعرافبا توجه به آیه ی 169 ) » . و چه اینکه کسی مشرک نیست که از جمله صفاتش این است که در کنار ایمان به آخرت، زکات نیز می پردازد : « قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فاستقیموا الیه واستغفروه ق و ویل للمشرکین. الذین لا یؤتون الزکاة و هم بالاخرة هم کافرون. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم اجر غیر ممنون. ( 6-8 فصلت ) ».

    اما مورد دیگر اینکه چنین مردانی در کنار انجام این فرایض و فروع دین به اصل معاد نیز ایمان و یقین دارند؛ یعنی از آن روز و عذاب و هول و هراس های آن می ترسند. یعنی فقط تجارت نمی کنند و فقط نماز نمی خوانند و زکات نمی دهند؛ بلکه کاملن این امور را نیز مد نظر دارند که در کار تجارت و خرید و فروش های خود هیچ وقت نباید دسیسه کنند و یا کالایی را برای گران تر فروختن نباید احتکار کنند و یا کم فروشی نکنند و جنس نا مرغوب را به جای مرغوب نفروشند و یا کالای بی کیفیت و یا با کیفیت پایین تولید نکنند و در تولیدات خود مواد نا مرغوب و مضر به کار نبرند و در معاملات خود سوگند نا بجا نخورند و ... در واقع خدای یکتا را ناظر و شاهد اعمال خود می دانند و خوب می دانند که اگر این کارهای ناشایست و ناروا را انجام دهند، بنابراین باید در سرای دیگر یعنی رستاخیز که یکی از روزهایش این است که در آن دل ها و دیده ها بر می گردد پاسخگوی این اعمال بد خود باشند؛ پس چنین مردانی می آیند و ضمن معامله و کار بازرگانی کردن؛ ذکر خدای را می گویند و نماز هم می خوانند و زکات هم می پردازند و به سرای دیگر هم ایمان و باور دارند که هر کس بار خود را بر می دارد و لذا بدنبال این است که پی می برند آری برای آرامش دل باید تنها ذکر خدای یگانه را گفت و برای مصون ماندن از هر گونه فحشا و منکری که از کارهای شیطان است باید نماز خواند و برای پاکیزه شدن مال و جلوگیری از شرک باید زکات آن را نیز پرداخت، که همانا این ها در کنار ایمان و یقین به آخرت است که هم انسان از کسانی می شود که از روز دیگر و عذاب آن می ترسد و رو به کارهای بد نمی برد و هم اینکه از کسانی می شود که توفیق این را می باید که می تواند خانه اش جزو خانه هایی شود که خدای یکتا اجازه داده که در آن ها نامش و یادش بلند کرده شود و بالا برود.

    به عبارت دیگر هر کس که می خواهد که مصداق آیه ی 36 مذکور باشد باید که به عنوان یک مومن بدانچه که در آیه ی 37 آمده است باور داشته و پایبند باشد؛ چه آنکه همانطور که برای برخورداری از نور الاهی برای هدایت یافتن نیاز به این بود که از آیات روشن الاهی پیروی شود؛ به همین طریق نیر برای اینکه کسانی از مردم و یا مومنین بتوانند که از آنانی باشند که خدا اجازه داده و یا می دهد که یاد و نام او در آن خانه ها بشود و بالا برود لازمه اش این است که به آیات روشن او دست کم مرتبط با آیات این سوره یعنی نور تا این جا گوش فرا داده و فرمان برده شود و گرنه خدای ناکرده بی اعتنایی به تمام آیات خدا از جمله آیات این سوره ی روشنی بخش و یا اعراض از آنها و یا خود را به نشنیدن زدن ها؛ نتیجه اش چیزی نیست جز اینکه نه تنها چنین کسی یا کسانی از نور الاهی برای هدایت برخوردار نمی شوند بلکه خانه هایشان نیز مجال و اجازه ی این را از سوی خدای یگانه نمی یابند که محلی برای بلند شدن یاد و نام خدای یکتا باشد. به عبارت دقیق تر و روشن تر اینکه تنها پیروی آیات خداست که هدایت و رستگاری را برای همه از جمله مومنین در پی دارد و نه جز آن.

    باری؛ امید اینکه خدای یکتا خانه ی هر یک از مومنین به خود یعنی "الله" و کافرین به طاغوت را از آن خانه هایی قرار دهد که در آن یاد و نام او یعنی همان "الله" بلند می شود تنها به تسبیح او در بامدادان و شامگاهان سرگرم و مشغول می باشند. آمین یا رب العالمین. که همانا رستگاری در این یاد و نام است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا. و بزرگی برای این نام است که بایسته ی یاد کردن است : الله اکبر . که این نام و یاد آن می رساند که خدایی جز او نیست : لا اله الا الله. و ...

38- لیجزیهم الله احسن ما عملوا و یزیدهم من فضله ق والله یرزق من یشاء بغیر حساب.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه علت این امر را بیان می فرماید که چرا تاکید بر اینکه ذکر او گفته شود و نماز خوانده شود و زکات داده شود و از سرای دیگر در عین انجام اموری همچون تجارت و بیع ترسیده شود؛ آری از آن جهت که خدای یکتا، عاملین به چنین کارهایی را بهتر از آنچه که می کردند پاداش دهد و از فضلش بر آنان بیفزاید. و خداوند به هر کس که بخواهد روزی بی حساب می دهد.

    نتیجه ی این آیه ی کریمه اینکه مومنین باید بدانند که آنچه که باعث روزی بی حساب خداوندی و افزایش پاداش برای آنان از سوی خدای یکتا می شود اعمال نیک و مراعات موارد مرتبط هنگام تجارت و خرید و فروش، با ایمان به اصول و انجام فروع دین است و نه جز آن.

    و دیگر اینکه آنچه که از این سه آیه ی اخیر بر می آید اینکه اولن سخن بر سر خانه های افراد است و اینکه باید در این خانه ها ذکر خدا گفته شود و نام او برده شود و نه جز او و اینکه در این خانه ها همانطور که اشتغالات روزمره هست باید در عین حال، فرایض نماز و زکات نیز به جا آورده شود و اصل معاد نیز مد نظر و ممتد باشد. یعنی این فرایض و اصل هیچ وقت نباید تعطیل و یا تضییع یا فراموش شود. تا فرد عامل بدان نتایج دنیایی و آخرتی آن را که در این آیات بدان اشاره شده است از سوی خدای یکتا به فضل و رحمتش ببیند. دوم اینکه بامدادان و شامگاهان یعنی اوقاتی را که فرد مومن بیشتر در آنجا یعنی خانه است و لذا وقت زیادتری برای عبادت خداوند دارد؛ لذا به یاد و نام خدای یکتا و تسبیح او بپردازد چه آنکه طول روز برای کارهای روزمره است و جستن از فضل خدا و کار و کسب روزانه اعم از علمی و اقتصادی و ... سوم آنکه این تجارت و داد و ستدها و کارهای روزانه، مومنین و صاحبان خانه ها را از ذکر خدا و تسبیح او و بردن نامش یعنی " الله " و نیز بر پاداشتن نماز و دادن زکات و یاد قیامت باز نمی دارد. و این بدان معنی است که تنها این سه مورد است که باعث می شود تا انسان بتواند تسبیح خدا را در بامدادان و شامگاهان بگوید و نه ذکری غیر از " الله ". و دیگر اینکه با نماز و زکات و یاد رستاخیز است که در ادامه ی ذکر خدا می شود به این مهم رسید تا خداوند اجازه دهد در خانه های مورد نظر نام او بلند و ذکر او گفته شود. در واقع باید تنها به تسبیح او یعنی " الله " در آن خانه ها در بامدادان و شامگاهان مشغول بود زیرا که روز برای کارهای روزمره در کنار البته نمازهای روزانه است. و چهارم اینکه رجال در این جا یعنی آیه ی سی و هفت می تواند که شامل مرد و زن هر دو باشد، چه آنکه اگر منظور از این واژه تنها مردان باشد و نه زنان و مردان مومن با یکدیگر، پس می شود گفت که به نوعی این ذکر الله و تسبیحش و نماز و زکات و یاد قیامت بودن از زنان ساقط است در حالی که مومن یعنی کسی که به این اصول و فرایض دین باور داشته و پایبنند باشد. و پنجم  مرتبط با اینکه او به آن کسان از زنان و مردان مومن بابت اینکه تجارت و داد و ستد آنها را از ذکر خدا ، نماز و زکات باز نداشت، جزای بهتر از آنچه که می کردند و نیز روزی بی حساب می دهد؛ می شود گفت این بدان معنی است که تنها با این امور و پس از تمام اینها ترسیدن از روز قیامت، که ا نسان در آن باید پاسخگوی اعمالش و دیدن نتیجه ی آنها باشد، است که مومن می تواند هم ذکر خدا را بامداد و شامگاه بگوید و هم اینکه از فضل خداوند و روزی بی حساب او بهره مند گردد و نه پرداختن مکرر به امور استحبابی. زیرا همانطور که در این آیات دیده می شود ، خداوند یکتا در خانه هایی با آن اوصاف است که این اذن و اجازه را می دهد تا یاد و نامش در آن بلند شود و از سوی دیگر پاداش بهتر در رابطه با عملکردهایشان بگیرند و مشمول فضل و روزی بی شمار خداوندی شوند[1]. در واقع باید از مستحبات کاست و تنها پیروی آیات خدا را کرد که همانا رسولان خدا نیز اینگونه بوده اند و به عنوان بیم دهنده ی آشکار، تنها پیروی آنچه را که به آنان وحی می شده است را می کرده اند و نه جز آن را و نیز اینکه هیچ ادعایی نداشته اند که می دانند که با مردم در سرای دیگر چه خواهد شد و این بدان معناست که کسی حق ندارد که به رسولان الاهی این نسبت را بدهد که آنان از اینکه خدای یگانه با ایشان و نیز مردم از مومنین و یا غیر آن چه خواهد شد آگاهند که همانا این مهم را خدای یکتا بر آن صحه گذاشته و بیان فرموده است : « قل ما کنت بدعا من الرسل و ما ادری ما یفعل بی و لا بکم ص ان اتبع الا ما یوحی الی و ما انا الا نذیر مبین. (9 احقاف) » . و اینکه مومنین لازم است که آنچه را انجام دهند که خدای یکتا بدان دستور داده و از آنچه دوری نمایند که خدای یکتا از آنها نهی نموده است[2] . اگر در پی این هستند که خانه هایشان آن اجازه را بیابد و از سوی دیگر از فضل و رحمت بیش از پیش الاهی برخوردار شوند و پاداش نیکو ببینند. پس باید فقط و فقط کتاب قرآن کریم و آیات آن سرلوحه ی زندگی مومنین برای کمال و رستگاری و ورود به بهشت و دانستن چند و چون بهره مندی از پاداش خداوند بابت اعمال قرار گیرد و نه کتابی و یا کلامی جز آن . و ششم اینکه انجام فرایض نماز و زکات هر گز در دین تعطیل بردار نیست و اینکه هیچ زمان نباید از یاد آخرت و روزهای آن در هر زمان و مکان و مرتبط با هر مسئولیتی نیز غافل شد. و هفتم اینکه با خواندن کتاب قرآن و خواندن نماز و نیز انفاق کردن در نهان و آشکار از آنچه که خدای یکتا روزی مان کرده است می توان به تجارتی سودآور که هیچگاه در آن زیانی نیست رسید : « ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یرجون تجارة لن تبور. لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله ج انه غفور شکور. ( 29-30 فاطر ) » . و هشتم برای دانستن اینکه چه تجارتی است که مومنین را از عذاب دردناک رهایی می بخشد باید باز به کلام مقدس الاهی تمسک جست : « یا ایهاالذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة نتجیکم من عذاب الیم. تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ج ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون. یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتهاالانهار و مساکن طیبة فی جنات عدن ج ذالک الفوز العظیم. و اخری تحبونها ص نصر من الله و فتح قریب ق و بشر المؤمنین.[3] (10-13 صف) » . و نهم اینکه خدای یکتا می پرسد که آیا جزای نیکوکاری جز نیکی است؟ « هل جزاء الاحسان الا الاحسان. (60 رحمان با توجه به تمام آیات این سوره) » .



[1] - « من جاء بالحسنة فله خیر منها ص و من جاء بالسیئة فلا یجزی الذین عملوا السیئات الا ما کانوا یعملون. 84 قصص . // هر کس که عمل نیک آرد پاداش بهتر از آن یابد و کسی که عمل بد کند جز به همان اعمال بدی که بوده و انجام داده مجازات نشود. » // « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ص و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لا یظلمون. (160 انعام ) . // هر کس کار نیکو کند او را ده برابر آن پاداش خواهد بود و کسی که کار بدی آرد پس کیفر آن همانند آن عمل بدش خواهد بود و بر آنها ستمی نخواهد شد.

    پس روشن می شود که خدای یکتا بابت کارهای شایسته و خوب است که هر کسی انجام دهد چند برابر آن را به عامل به آن کار خوب پاداش می دهد؛ اما در نزد خدای یکتا کیفر و عقوبت کار بد تنها همانند همان کار بد است و نه بیشتر. یعنی اگر کسی به کسی دیگر آسیبی بدنی و یا جانی رساند ، کیفر و مجازات آن عین همان خواهد بود که خدا بدان حکم کرده است. و بدیهی است که آنچه که خدای یکتا بابت کارهای بد افراد اعم از مومن و غیر مومن، کیفر می دهد؛ چه در دنیا باشد و چه آخرت جای خود را دارد که تنها خود او از آنها آگاه است. پس باید بدنبال کارهای خوب بود که این کارهای خوب و پاداش های مضاعف آن از سوی خداوند یکتاست که باعث می شود تا افراد زودتر پله های پیشرفت و کمال معنوی را طی نمایند و ...

[2] - 90 نحل .

[3] - برگردان فارسی : ای اهل ایمان آیا شما را به تجارتی سودمند که از عذاب دردناک رهایی تان بخشد دلالت نمایم؟ آن تجارت این است که به خدا و فرستاده ی او ایمان آورید و به مال و جان خودتان در راه خدا کوشش کنید. این کار اگر باشید که بدانید برای شما بهتر است. تا خدا گناهان شما را بیامرزد و در بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و در بهشت های عدن جاودانی منزل های نیکو عطا فرماید. این همان رستگاری و کامروایی بزرگ است. و باز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید نصرت و یاری خدا و فتح و پیروزی نزدیک و مژده ی رحمت به مومنین است.

 


  

 

 35- الله نور السماوات و الارض ج مثل نوره کمشکاة فیها مصباح ص المصباح فی زجاجة ص الزجاجة کأنها کوکبٌ دریٌ یوقد من شجرة مبارکة زیتونةٍ لا شرقیة و لا غربیةٍ یکاد زینتها یضیءُ و لو لم تمسسه نار ج نورٌ علی نور ق یهدی الله لنوره من یشاء[1] ج و یضرب الله الامثال للناس ق والله بکل شیءٍ علیم.

   این آیه ی کریمه می رساند که خداوند یکتا نور آسمان ها و زمین است. خدای یگانه در ادامه در این آیه ی کریمه کیفیت این نور را و اینکه آن نوری است بر نوری و بدان نور هر که را بخواهد راهنمایی می کند را بیان می فرماید. و نهایت اینکه او مثال ها را برای مردم می زند که همانا او به هر چیزی داناست.

   نتیجه ای که می شود از این آیه گرفت اینکه خدای یکتا به نوعی خویش را از منظر نور بودنش وصف فرموده است. و دیگر اینکه نوری جز نور خدا وجود ندارد که نمود آن در محسوسات در آسمان ها و زمین است و دست کم آنچه است که در اشیای گوناگون با شدت و ضعف می بینیم و هر چیزی از جانداران از جمله انسان بدین وسیله هدایت می شود. یعنی اگر نوری نباشد هیجگاه انسان هدایتی برایش میسر نیست چه آنکه هم باید اطراف و اشیا را ببیند و هم راه را بیابد تا بدان وسیله آن را بپیماید. به عبارت دیگر حرکت هر موجود جانداری به سوی نور است. گیاهان تلاش می کنند که خود را به سمت نور برسانند. حیوانات اعم از خشکی و دریا هر کجا که نوری باشد و تا آنجا که شرایط وجودیشان اجازه بدهد بدان سو می روند و انسان هم حرکتش همیشه به سوی جایی است که نور باشد و اگر خورشید غروب کند باز بدنبال سایر وسایلی است که هر چند اندک اما او را با نورش راهنمایی کند و ...

   اما انسان علاوه بر این به طور فطری و ذاتی بدنبال وجودی است که دارای صفات گوناگون یکتایی؛ زنده ی پاینده و نامیرا بودن؛ آفریننده و میراننده و زنده کننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود؛ بخشنده و مهربان و آمرزنده و لطیف و خبیر و  ... نور است. و بدیهی است که برای برخورداری از این نور با هدف راهنمایی شدن و رستگاری لازم است که هم به او و این توحید ذاتی و صفاتی و افعالی اش ایمان آورده شود و هم اینکه به هر آنچه که او به واسطه ی پیامبرانش تا پیامبر خاتم ص در قالب آیات و کتاب نازل شده است ایمان آورده و شنیده و فرمان برده شود، به نحوی که بشود از این نور به لطف حضرتش که به سوی راه راست است راهنمایی شد که از جمله ی آنها برای اینکه کسی در زمره ی افرادی قرار گیرد که به نور خداوندی هدایت شود این می باشد که به سخنان او گوش فرا دهد و از هر گونه اعمالی که موجبات انواع فسادها و فحشاها را که نمونه ی آنها نزدیک شدن به زنا و یا انتساب آن به افراد مومن بدون دلیل می باشد و فراهم می آورد دوری نماید. به عبارت دیگر برخورداری از نور الاهی برای راهنمایی شدن در پرهیز از گوش ندادن و عمل نکردن به آیات خدا از جمله آیات این سوره است که تا کنون ذکر شده است. یعنی اگر کسی برای نمونه آیات ذکر شده ی این سوره تا حال را گوش دهد و فرمان ببرد به عنوان یک مومن از کسانی خواهد بود که به لطف الاهی از نور او برای هدایت شدن به راه راست برخوردار خواهد شد.

    پس همانا با نور خداست که می شود راهنمایی شد، چرا که این او است که نور آسمانها و زمین است و بنابراین همه ی مردم باید به این مثل ها گوش فرا دهند اگر در پی راهنمایی و رستگار شدن برابر فطرت خود هستند. و بدیهی است که وقتی صحبت از مردم می شود یعنی اینکه مومنین موظف هستند که ضمن عمل به آیات قرآن؛ تنها کلام مقدس الاهی را برای دیگر مومنین و نیز همه ی مردم بخوانند تا آنان نیز به فضل الاهی به راه راست هدایت شوند. در واقع فقط این کلام الاهی است که هدایت را برای مردم که برخوردار از نورنیز می باشد بدنبال خود دارد و نه کلامی جز آن، و بنابراین هر کس که بدنبال راهنمایی شدن است لازم است که به نور الاهی تمسک پیدا کند.

    امید اینکه ما از کسانی باشیم که به اراده ی خداوندی از نور او برخوردار و هدایت می شوند. آمین یا رب العالمین. که ماندگارترین نور الاهی کتاب قرآن است که از ویژگی های این کتاب به عنوان یک نور این است که مردم را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون می برد: « بسم الله الرحمن الرحیم. الر ج کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور بإذن ربهم الی صراط العزیز الحمید. (1 ابراهیم) » .[2]

    و تمام اینها بدان خاطر است که کتاب قرآن برخوردار از نور و نور می باشد به نحوی که خدای یکتا در آیه ای مردم را مرتبط با این موضوع خطاب قرار می دهد و می فرماید که کسانی که به خدا ایمان بیاورند و به او متوسل شوند پس رحمت الاهی آنان را در بر می گیرد و به راه راست هم راهنمایی می شوند. در واقع برخورداری از این دو نعمت در گروه همان ایمان و تمسک مزبور است: « یا ایها الناس قد جائکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا. فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء ) » . و در جایی دیگر اهل کتاب را مخاطب این امر قرار می دهد که هم رسول او برایشان آمده و هم کتاب سراسر نور و روشنایی اش تا آنان حق را دیگر مخفی نکنند و به این طریق هدایت شده و از تاریکی ها به سوی نور بیرون برده شوند و به راه راست راهنمایی گردند : « یا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیرا مما کنتم تخفون من الکتاب و یعفوا عن کثیر ج قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین. یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور بإذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم. (15-16 مائده با توجه به آیات 14-18) . »

    البته باید دانست که همه ی کتب الاهی دارای صفت نور بوده اند: « انا انزلنا التوراة فیها هدی و نور ج یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء ج فلا تخشوا الناس واخشون و لا تشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا ج و من لم یحکم بما انزل الله فاولائک هم الکافرون. ( 44 مائده) » . // « و قفینا علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراة ص و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوراة و هدی و موعظة للمتقین . (46 مائده با توجه به آیات 41- 50 ) » .

    به هر جهت خدای یکتا به مومنین می فرماید که در صورت تقوای الاهی و ایمان به رسول او است که هم به واسطه ی رحمتش از دو نعمت بهره مند می شوند و هم اینکه برایشان نوری قرار می دهد تا راه پیماند و هم اینکه به خاطر بسیار آمرزنده ی مهربان بودنش؛ آنان را می آمرزد. در واقع هر کس از مومنین که در پی برخورداری از این نور و آمرزش خداوندی است لازم است که از پارسایان و نیز مومنین به رسول خدا باشد چرا که غیر مسلمین از رحمت الاهی دورند: « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم ج والله غفور رحیم. لئلا یعلم اهل الکتاب الا یقدرون علی شیء من فضل الله و ان الفضل بیدالله یؤتیه من یشاء ج والله ذوالفضل العظیم. (28-29 حدید) » . و یادآور می شود و در حقیقت می پرسد که آیا کسی را که خدای یکتا سینه اش را برای اسلام گشوده و برای او نوری از سوی پروردگارش قرار داده با کسی که وای بر او است از آن جهت که دلش از یاد خدا سخت شده و در گمراهی روشن افتاده یکی است : « أفمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه ج فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله ج اولائک فی ضلال مبین. (22 زمر ) ». پس روشن می شود که تنها در پرتو نور است که می توان راه را یافت و به پیش رفت و جهت کمال معنوی لازم است که این نور متعلق یک امر معنوی باشد که در برگیرنده ی تمام موضوعات در تمام زمان ها و مکان ها باشد که آن چیزی نیست جز کتاب قرآن.

    قرآن؛ کتابی که وجه خداست و نابود نشدنی ، چرا که این تنها خدای یکتاست که زنده ی نامیرا و زنده ی پاینده است و همه چیز پس از نابودی به سوی او باز می گردد: « ... و لا تدع مع الله الها آخر م لا اله الا هو ج کل شیء هالک الا وجهه ج له الحکم و الیه ترجعون. ( 88 قصص) » . // « ... کل من علیها فان. و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام... (26-27 رحمان با توجه به آیات 1-25) » . پس باید تنها به آن تمسک جست که همانا آن محکم و استوار بدون هیچ سستی و یا گسستی است و باید یادآوری نمود که البته شرط و راه تمسک به قرآن و چنگ زدن به آن برابر کلام الاهی در این است که فرد به طاغوت کافر شود و به الله ایمان بیاورد و بداند که خدا شنوای داناست مرتبط با آنچه که می گوید و انجام می دهد : « لا اکراه فی الدین ص قد تبیین الرشد من الغی ج فمن یکفر بالطاغوت و یؤمنم بالله فقد استمسک بالعروة الوثفی لاانفصام لها ق والله سمیع علیم. (256 بقره) . /// همانگونه که راه دیگر تمسک به قرآن و برخورداری از نور و هدایت و رحمت و ... آن در این است که فرد علاوه بر مورد قبل، توجهش را تسلیم خدای یگانه کند یعنی از مسلمانان باشد و اینکه از محسنین نیز باشد که همانا عاقبت و سر انجام کارها به سوی خدای یگانه است : « و من یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروة الوثقی ق و الی الله عاقبة الامور. (22 لقمان) » . که همانا کفر به کتاب و آیات خدا تبعات خود را برای عامل بدان دارد و از آنچه که در دنیا بوده و انجام می داده در آخرت از آن به اذن و اراده ی خداوندی آگاه خواهد شد و نتیجه اش را خواهد دید: « و من کفر فلا یحزنک کفره ج الینا مرجعهم فننبئهم بما عملوا ج ان الله علیم بذات الصدور. نمتعهم قلیلا ثم نضطرهم الی عذاب غلیط. ( 23-24 لقمان) ».

   باری؛ باید دانست که کفار نمی توانند که نور خدا را خاموش کنند و هر چه زمان می گذرد خدای یکتا نور خود را تمام می نماید به نحوی که مردم بدان وسیله گروه گروه وارد دین شوند : « و اذ قال موسی لقومه یا قوم لم تؤذوننی و قد تعلمون انی رسول الله الیکم ص فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم ج والله لا یهدی القوم الفاسقین. و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراة و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه احمد ص فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین.و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الاسلام ج والله لا یهدی القوم الظالمین. یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. [3]( 7-9 صف ) . // « و قالت الیهود عزیر ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ص ذالک قولهم بافواههم ص یضاهئون قول الذین کفروا من قبل ج قاتلهم الله ص انی یؤفکون. اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا ص لا اله الا هو ج سبحانه عما یشرکون. یریدون یطفئوا نورالله بافواههم و یأبی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. (30-33 توبه) [4]. »

36- فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال.

   خداوند یکتا در این آیه ی کریمه بیان می فرماید که او به چه خانه هایی اجازه و رخصت می دهد تا در آنها اسم او بالا رفته و یاد شود. آری خانه هایی که در بامدادان و شامگاهان به تسبیح برای او یعنی "الله" مشغولند.

    و این بدان معناست که فقط باید ذکر " الله " را گفت و تنها به تسبیح او مشغول بود و نه کسی جز او. و لذا انجام این موارد توسط یک مومن است که موجب می شود که خانه اش به اذن الاهی محلی شود که نام و یاد خدا در آن بلند می شود و به بالا می رود. و مورد دیگر اینکه بخش اخیر این آیه ی کریمه اهمیت تسبیح خدا در بامدادان و شامگاهان را می رساند. امری که خدای یکتا در جاهایی از قرآن بدان دستور داده است : « ... فاصبر علی ما یقولون و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها ص و من آناء الیل فسبح و اطراف النهار لعلک ترضی. (130 طاها) » . // « و اذا قریءَ القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون. واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال و لا تکن من الغافلین. ان الذین عند ربک لا یستکبرون عن عبادته و یسبحونه و له یسجدون . (205-206 اعراف) » .  

    البته باید افزود که خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن مجید می فرماید که تنها این کلام پاکیزه است که بالا می رود و صد البته که تنها این انچام کارهای شایسته است که آن را بالا می برد و این یعنی اهمیت اعمال صالح در نزد خدای یکتا و در دین اسلام که مومنین بایسته است که بدان باور قلبی داشته باشند و خدای ناکرده بدنبال کارهای بد و ناشایست نباشند: « من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا ج الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه ج والذین یمکرون السیئات لهم عذاب شدید ص و مکر اولائک هو یبور. (10 فاطر ) » .   



[1] - خدای یکتا به خاتم النبیین ص می فرماید که او نمی دانسته که کتاب و ایمان چیست و لذا آن را از طریق وحی به واسطه ی روح خود با دستورش بر او نازل کرده و آن را یک نوری قرار داده تا هر یک از بندگانش را که بخواهد بدان وسیله راهنمایی کند همانگونه که پیامبر با این کتاب مردم را به راه راست هدایت میکرد. و منظور از راه راست هم همان راه خدای یگانه ای است که آنچه که در آسمانها و زمین است برای او و بازگشتشان نیز به سوی اوست : و کذالک اوحینا الیک روحا من امرنا ج ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به نشاء من عبادنا ج و انک لتهدی الی صراط مستقیم. صراط الله الذی له ما فی السماوات و ما فی الارض ق الا الی الله تصیر الامور. (52-53 شورا) . پس روشن می شود که کسی تا خدا نخواهد نمی داند که کتاب و ایمان چیست و لذا آن را نوری قرار داده است تا مردم بدان وسیله راهنمایی شوند و شرط این راهنمایی شدن به راه راست که همان راه خداست در این است که بدان ایمان آورده شود و البته که تنها به این کتاب ایمان آورده شود چرا که این کتاب است که خدای یکتا آن را نوری قرار داده است تا هر کس از بندگانش را که می خواهد بدان وسیله به راه راست راهنمایی کند.

[2] - البته آنچه باید یادآوری شود این می باشد که خدای یکتا به عنوان ولی مومنین؛ آنان را از تاریکی ها به سوی نور بیرون می برد؛ در حالی که کفار را این طاغوت است که از روشنایی به سوی تاریکی ها بیرون می برد به نحوی که نتیجه ی کارشان دوزخ و جاودانگی در آن است : « الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ص والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات ق اولائک اصحاب النار ص هم فیها خالدون. (257 بقره) » . بنابراین روشن می شود که چرا خدای یکتا در آیه ی 256 بقره فرموده که شرط تمسک به قرآن در کفر به طاغوت و ایمان به الله است.

[3] - برگردان فارسی: ای رسول ما یاد آر وقتی را که موسی به قوم خود گفت برای چه مرا رنج و آزار می دهید در صورتی که بر شما معلوم است که من رسول خدا به سوی شما هستم؟ باز چون از حق روی گردانیدند خدا هم دلهای بی نورشان را از اقبال به حق بگردانید و خدا مردم تباهکار را راهنمایی نخواهد کرد. و باز یاد آر هنگامی که عیسی بن مریم به بنی اسراییل گفت من همانا رسول خدا به سوی شما هستم و به حقانیت کتاب تورات که مقابل من است تصدیق می کنم و نیز شمار را مژده می دهم که بعد از من رسول بزرگواری که نامش احمد است بیاید چون آن رسول ما با آیات و معجزات به سوی خلق آمد گفتند این سحری آشکار است. و کیست ستمکارتر از آن کسی که به راه اسلام و سعادتش می خوانند و او همان دم بر خدا افترا و دروغ می بندد؟ و خداه گروه ستمکاران را راهنمایی نمی کند. کافران می خواهند تا نور خدا را به گفتار باطل و طعن و مسخره خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند که کافران خوششان نیاید را کامل و تمام خواهد کرد. اوست خدایی که رسولش را به هدایت خلق و دین حق فرستاد تا او را بر ادیان عالم غالب گرداند هر چند که مشرکین خوششان نیاید.

[4] - برگردان فارسی: و یهود گفتند عزیر پسر خداست و نصارا گفتند مسیح پسر خداست. این سخنان را که اینها بر زبان می رانند خود را به کیش کافران مشرک پیشین نزدیک و مشابه می کنند. خدا آنها را هلاک و نابود کند چرا آنها باز به خدا نسبت دروغ بستند. علما و راهبان خود را به مقام ربوبیت شناخته و خدا را نشناختند و نیز مسیح پسر مریم را به الوهیت گرفتند در صورتی که مامور نبودند جز آنکه خدای یکتایی را پرستش کنند که منزه و برتر از آن است که با او شریک قرار می دهند. اینان می خواهند که نور خدا را به گفتار جاهلانه ی خود خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند که کافران ناخوش و مخالف باشند. اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ی ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند که مشرکان را خوش نیاید.

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ