سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10212
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 59- و اذا بلع الاطفال منکم الحلم فلیستئذنوا کما استئذن الذین من قبلهم ج کذالک یبین الله لکم آیاته ق والله علیم حکیم.

    و در ادامه ی آیه ی قبل اینکه خدای یکتا به مومنین می فرماید که آنگاه که فرزندان شما به سن رشد و زمان احتلام رسیدند نیز لازم است که از شما اجازه ی ورود در این اوقات را بخواهند و البته این حکمی و نشانه ای روشن است که مرتبط با اقوام پیشین هم بوده است. و خدای یکتا هم آیاتش را برای شما مومنین اینگونه بیان می فرماید که همانا او دانای فرزانه و درست کردار است.

     و این بدان معناست که مرتبط با این گروه یعنی فرزندان به سن بلوغ شرعی رسیده باید که پدران و مادران به آنان این آموزش را بدهند و این آیه را برای آنان بخوانند و بدانان یاد دهند که باید وقتی به این سن رسیدند حتمن مراعات دستور خدای یکتا را بنمایند و بی اجازه وارد خوابگاه آنان نشوند. و البته وقتی خدای یکتا می فرماید که این مهم مرتبط با اقوام پیش از شما بوده است بدان معناست که این سنت لا یتغیر او بوده و می باشد و لذا پدران و مادران باید خود از قبل می دانسته اند و این آیه برایشان خوانده می شده و به همین طریق و به عنوان یک فریضه به آیندگان منتقل می کرده اند تا فرزندان بدانند که چه تکلیفی در رابطه با این حق پدر و مادر خود دارند.

   اما نتیجه ی حاصله از این آیات روشن و سراسر دانایی و فرزانگی یعنی آیات 58 و 59 این سوره ی روشنی بخش اینکه؛ نه تنها در این اوقات، همبستری زن و شوهر در عین آرامش و آسایش حقی برای آنان است؛ بلکه بالاتر و مهمتر از این ها این است که اگر خدای دانای فرزانه طی آیاتش از جمله این آیات که مرتبط با بحث است می فرماید که باید اهل خانه از زن و شوهر و یا در واقع و با قید اولویت پدر و مادر خود اجازه بگیرند به ویژه اینکه به حد بلوغ شرعی رسیده باشند ، این بدان معنا و منظور است که از بروز اندیشه و بدتر از آن افتادن به دام فحشایی همچون زنا آن هم با وسوسه های پی در پی شیطان جلوگیری شود. به عبارت دیگر یکی از عوامل جرقه خوردن و به سمت این فحشا رفتن، مراعات نکردن این مهم در خانه هاست که یا اتاقها مشترک است و یا اینکه اگر اتاق ها جداست اما فرزندان بدون دانش این امر و یا پایبندی بدان ناگاه برابر معمول وارد اتاق پدر و مادر خود می شوند که اگر خدای ناکرده به طور ناخواسته در حین مجامعت پدر و مادر وارد شوند؛ نتیجه اش چیزی جز شروع افکار شیطانی پیرامون این امر و اشتغالات ذهنی بعدی آن و ... نخواهد بود. پس باید به آیات خدا که آنها را به روشنی بیان فرموده است گوش فر داد و فرمان برد تا از بروز و یا خدای ناکرده شیوع فحشایی همچون زنا جلوگیری شود به نحوی که هر یک از پدر و مادر و یا فرزندان دست کم به حقوق خود در این زمینه آشنا باشند که این یکی از مراتب زندگی موفق و همراه با نیک بختی و سعادتمندی است.

60- والقواعد من النساء التی لا یرجون نکاحا فلیس علیهم جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة ص و ان یستعففن خیر لهن ق والله سمیع علیم.

    این آیه ی کریمه پیرامون زنان سالخورده ای است که دیگر امید به ازدواج ندارند؛ و اینکه اگر جامه های خود را تا آن حد که زینت هایشان آشکار نشود وا نهند بر آنان گناهی نیست؛ هر چند که اگر عفت پیشه کنند باز برایشان بهتر است، که همانا خدای یکتا شنوای داناست.

    چنانچه به آیه ی 31 همین سوره یعنی نور، که خطاب به زنان مومن است نگریسته شود مبنی بر اینکه موظف به حفظ فروج خود و نیز آشکار نکردن زینت های خود مگر در مواردی خاص هستند ؛ در این جا نیز این امر بر زنان سالخورده مصداق دارد و جاری است و روشن است که منظور از زینت های خود یعنی آن بخش هایی از اعضای بدن به جز قرص صورت و یا مچ دست به سمت انگشتان می باشد که حتی اگر به زینتی همچون طلا هم آراسته شده باشد باز پیدا نخواهد بود. پس حتی زنان سالخورده ی غیر امیدوار به امر نکاح نیز مکلف به مراعات این زینت ها میباشند. حال اگر هر چند که از حجم پوشش خود بکاهند و مثلن چادری بر سر ننمایند. والله اعلم. که همانا خدای یکتا به آنچه که بندگان او و حتا مشمولین این آیه ی کریمه می گویند شنوا و داناست. و تمام این ها حتی برای زنان سالخورده ای که امیدی به ازدواج ندارند؛ اما باز لازم است که ضمن حفظ فروج خود، عفت را پیشه ی خود نمایند برای این است که خدای ناکرده کسی با وسوسه و این ها و یا دیدن این اعضا که زینت زن ها هستند به فکر فحشای زنا نیفتد و یا اینکه به آن نزدیک نشود، چه آنکه خدای یکتا در آیه ی 33 همین سوره فرموده بود که مومنینی که وسیله ی ازدواجشان فراهم نمی شود باید که عفت را مراعات نمایند که این آیه ی کریمه مرتبط با زنان سالخورده ی غیر امیدوار به امر ازدواج هم در طول همان آیه و دستور است مبنی بر اینکه این گروه لازم است که عفت خود را حفظ و زینت هایشان را بر غیر آن کسانی که در آیه ی 31 آمده است آشکار نسازند. مزید گفتار اینکه نگاهبانی بر فروج اعم از زن و مرد جای خود را برابر آیات 30-31 همین سوره یعنی نور دارد. و تمام اینها همانطور که گذشت همه و همه برای جلوگیری از هر گونه وسوسه ای برای نزدیک شدن به فحشای زنا می باشد.

61- لیس علی الاعمی حرج و لا علی الاعرج حرج و لا علی المریض حرج و لا علی انفسکم ان تأکلوا من بیوتکم او بیوت آبائکم او بیوت امهاتکم او بیوت اخوانکم او بیوت اخواتکم او بیوت اعمامکم او بیوت عماتکم او بیوت اخوالکم او بیوت خالاتکم او ما ملکتم مفاتحه او صدیقکم ج لیس علیکم جناح ان تأکلوا جمیعا او اشتاتا ج فإذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم تحیة من عندالله مبارکة طیبة ج کذالک یُبیّن الله لکم الآیات لعلکم تعقلون.

    این آیه ی کریمه می رساند که نه تنها بر افراد نابینا و گنگ و بیمار که حتا بر خود افراد نیز گناهی نیست که از خانه های خود و یا خانه های خویشان و بستگان و نیز از خانه های دوستان و خانه هایی که کلید آنها در دست آدمی است به صورت جمعی یا انفرادی غذا تناول کنند؛ بلکه آنچه اهم است این می باشد که مومنین وقتی وارد خانه ای شدند لازم است که بر خودشان سلام کنند که این امر همانا یک تحیتی فرخنده و پاکیزه از سوی خدای یکتاست. و خدای یکتا آیاتش را اینگونه بیان می فرماید باشد که مومنین خرد بورزند.

    با توجه به آیه ی 27 همین سوره یعنی نور، نه تنها مشخص می شود که مومنین باید به هنگام ورود به هر خانه ای آن هم پس از اجازه ی صاحب خانه بر اهل آن سلام کنند که حتا برابر بخش اخیر این آیه ، لازم است به هنگام ورود به خانه ای اعم از اینکه از خودش باشد یا خویشانس و یا دیگران، نخست بر خود سلام کنند که این امر اهمیت و تاثیر امر سلام را میرساند. که می تواند شاید سلامت نفس را بدنبال داشته باشد –والله اعلم-، چه آن که سلام نام خدای یکتاست و در قرآن کریم از آن ذکر به میان آمده است. کتابی که به بیان روشن خداوندی اگر بر کوه نازل می شد از خشیت الاهی فروتن و خاشع می شد: « لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرأیته خاشعا متصدعا من خشیة الله ج و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون. هو الله الذی لا اله الا هو ص عالم الغیب و الشهادة ص هو الرحمن الرحیم. هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر ج سبحان الله عما یشرکون. هو الله الخالق الباریء المصور ص له الاسماء الحسنی[1] ج یسبح له ما فی السماوات و الارض ص و هو العزیز الحکیم. ( 21-24 حشر ) . »     

      اما پیرامون سلام و اهمیت و تاثیر آن اینکه باید یادآور شد که مرتبه ی این مقوله تا بدانجاست که خدای یکتا پس از تسبیح خود؛ بر فرستادگانش درود می فرستد و اینکه ستایش ویژه ی اوست از آن جهت که پروردگار جهانیان است را یادآور می شود: « سبحان ربک رب العزة عما یصفون. و سلام علی المرسلین. والحمدلله رب العالمین. (180-182 صافات) » . و این بدان معناست که مومنین نیز باید این گونه باشند و این آیه زمزمه ی آنها باشد. و همینطور است در این رابطه این آیه ی کریمه : « قل الحمدلله وسلام علی عباده الذین اصطفی[2] ق ءالله خیر اما تشرکون. (59 نمل) » . و باز جایگاه سلام تا بدانجاست که نمازهای واجب شبانه روز؛ بلکه هر نماز دیگری اعم از نماز شب و نمازهای واجب دیگر و نیز مستحبی؛ با این امر پایان می پذیرد[3]. هر چند که آغاز دیگر موارد مربوطه همچون دیدن پدر و مادر و کسان و دوستان و ... با سلام کردن است، چه آنکه خدای یکتا هم به این امر دستور داده است که وقتی به خانه ها وارد می شویم هم بر خود و هم بر اهل آن سلام کنیم. به هر جهت لازم است که بر روی آیات خداوندی خردمندی را پیشه ی خود نماییم.

   مرتبط با اینکه باکی و گناهی نیست که از این خانه ها غذا خورده شود مسلم است که منظور آنچه است که خدای یکتا بدان دستور داده است مبنی بر اینکه این خوردنی از پاک و پاکیزه ها باشد. امری که خدای یکتا در جایی برای مصون ماندن از وسوسه های شیطان به همه ی مردم اینگونه دستور می دهد : « یا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلالا طیبا و لا تتبعوا خطوات الشیطان ج انه لکم عدو مبین. انما یأمرکم بالسوء و الفحشاء و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون[4]. (168-169 بقره) ». // و در جایی دیگر مومنین را مخاطب قرار میدهد که اینگونه باشند: « یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم واشکروا لله ان کنتم ایاه تعبدون. (172 بقره ) و نه از غیر آن و به عبارتی از محرمات نباشد؛ آنچه که برای امم پیشین نیز حرام شده بوده است: « انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل به لغیرالله ص فمن الضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه ج ان الله غفور رحیم. (173 بقره با توجه به آیات 174- 176) ». // « فکلوا مما رزقکم الله حلالا طیبا واشکروا نعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون. انما حرم علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیرالله به ص فمن الضطر غیر باغ و لا عاد فان الله غفور رحیم. ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علی الله الکذب ج ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون. متاع قلیل و لهم عذاب الیم. و علی الذین هادوا حرمنا ما قصصنا علیک من قبل ص و ما ظلمناهم ولکن کانوا انفسهم یظلمون. ( 114-119 نحل با توجه به آیات 111-122) . // « فکلوا مما ذکر اسم الله علیه ان کنتم بآیاته مؤمنین. و ما لک الا تأکلوا مما ذکر اسم الله علیه و قد فصل لکم ما حرم علیکم الا مااضطررتم الیه ق و ان کثیرا لیضلون بأهوائهم بغیر علم ق ان ربک هو اعلم بالمعتدین. وذروا ظاهر الاثم و باطنه ج ان الذین یکسبون الاثم سیجزون بما کانوا یقترفون. ولا تأکلوا ما لم یذکر اسم الله علیه و انه لقسق ق و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم ص وان اطعتموهم انکم لمشرکون. ( 118-121 انعام با توجه به آیات 121- 134) » . و بدینگونه است در این رابطه آیه ی 96 مائده با توجه به آیات 94- 95. چه اینکه خدای یکتا به فرستادگانش نیز اینگونه دستور داده بوده است که هم از پاکیزه ها بخورند و هم اینکه کارهای شایسته بکنند و بدانند که خدا به آنچه انجام میدهند داناست: «یا ایهاالرسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحا[5] ص انی بما تعملون علیم. (51 مومنون با توجه به آیات 52-61 ) ».   

    جان کلام اینکه هم باید از پاکیزه ها خورد و هم اینکه از هر گونه اسرافی و یا ریاضتی در این زمینه دوری نمود و اگر این مهم مرتبط با یک میهمانی بود لازم است که به هنگام وارد شدن به خانه ی میزبان ابتدا بر خود سلام کرد و بعد اهل خانه. والله اعلم. چه آنکه خدای یکتا مسرفین را دوست ندارد و در این رابطه بنی آدم را مخاطب قرار داده است و باز برخی محرمات را بیان فرموده است و اینکه تصریح فرموده است که او این نعمت ها را برای مومنین در دنیا قرار داده و در آخرت البته نیکوتر از اینها را. پس یک مومن نمی تواند که آنچه را خدا حلال گردانیده است بر خود حرام گرداند: « یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا و لا تسرفوا ج انه لا یحب المسرفین. قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق ج قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة ق کذالک نفصل الایات لقوم یعلمون. قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم والبغی بغیر الحق و ان تشرکوا بالله ما لم ینزل به سلطاناً و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون. و لکل امة اجل ص فاذا جاء اجلهم لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون . (31-34 اعراف) » .   



[1] - و این بدان معناست که خدای یکتا فرموده است از این لحاظ شما او را به هر یک از این نامهای نیکو همچون الله و رحمان و ... می توانید بخوانید: « قل ادعواالله او اودعوا الرحمن ص ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی ج و لا تجهر بصلائک و لا تخافت بها وابتغ بین ذالک سبیلا. و قل الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی المک و لم یکن له ولی من الذل ص و کبره تکبیرا. ( 110-111 اسرا) . 

[2] - ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین. ذریة بعضها من بعض ق والله سمیع علیم. (33-34 آل عمران) .

[3] - السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته. السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .

[4] - پس روشن می شود که آنچه که تحت عنوان ریاضت و دوری از خوردنی ها و یا حتا بسنده کردن به اندکی خوراکی که در نظامهای عرفانی دنیا مرسوم بوده و یا میباشد برابر این آیه ی کریمه نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد چرا که هر کس از این امر تخلف کند در واقع دچار دام دشمن آشکار خود یعنی شیطان میشود. که هم او را به بدی و زشتی دستور می دهد و هم اینکه دستورش می دهد تا به خدای یکتا چیزی را نسبت بدهد و بگوید که نمی داند که خدای یکتا آنگونه که او تحت آموزه های عرفانی همچون وحدت وجود و تجلی و فنا و ... می گوید نیست. والله اعلم. باری؛ نخست باید گفت که برابر بخش پایانی آیه ی 33 سوره ی اعراف، گفتن چیزی در باره ی خدای یگانه که کسی نمی داند آن چیست از محرمات می باشد و دوم اینکه آنچه در این میان اهمیت دارد این است که مومنین بایسته است این آیات و در واقع تمام آیات خدا را هم بشنوند و فرمان ببرند و هم اینکه به همه ی مردم برسانند.

[5] - و این یعنی اهمیت انجام کارهای شایسته در دین اسلام و شرایع آن. که مومنین باید به تاسی از این کلام خدا و نیز پیروی از پیامبران و فرستادگان خدا اینگونه باشند و نه جز آن که تبعات خود را برای بدکاران در پی دارد.

 


  

 

 32- و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ج ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله ق والله واسع علیم.

   برابر این آیه ی کریمه مومنین اعم از زن یا مرد موظف به نکاح  با نیکوکاران از کسانی که همسری ندارند هستند. خواه بنده باشند یا کنیز. که به هر جهت اگر بی نوا هم باشند و همسری نداشته باشند در صورت نکاح خدای یکتا از فضلش آنان را بی نیاز خواهد کرد که همانا او فضلش گسترده و به تمام امور داناست.

     البته که این امر یعنی نکاح مردان و زنان مومن که فارغ از زمان و مکان است، برای جلوگیری از کشیده شدن مومنین به سمت فحشای زنا می باشد . و جان سخن اینکه این آیه ی کریمه وجوب امر ازدواج را با هدف جلوگیری از هرگونه فکری و یا نزدیک شدن به فحشای زنا برای مومنین بیان می فرماید تا بدینوسیله دودمان مومنین به طریق مشروع استمرار یابد.

    آنچه در این میان و مرتبط با این بحث یعنی وجوب ازدواج شایان یادآوری است اینکه خدای یکتا به روشنی بیان فرموده است که ازدواج با چه کسانی مجاز نمی باشد و در واقع حرام می باشد: « و لا تنکحوا ما نکح آباؤکم من النساء الا ما قد سلف ج انه کان فاحشة و مقتا و ساء سبیلا. حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهاتکم التی ارضعنکم و اخواتکم من الرضاعة و امهات نسائکم و ربائبکم التی فی حجورکم من نسائکم التی دخلتم بهن فان لم تکونوا دخلتم بهن فلا جناح علیکم و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف ق ان الله کان غفورا رحیما. و المحصنات من النساء الا ما ملکت ایمانکم ص کتاب الله علیکم ج و احل لکم ما وراء ذالکم ان تبتغوا بأموالکم محصنین غیر مسافحین ج فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضة ج و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة ج ان الله کان علیما حکیما. (22-24 نساء) »[1] .

   و مورد دیگر مرتبط با وجوب ازدواج برای جلوگیری از افتادن در ورطه ی فحشای زنا این کلام مقدس الاهی می باشد : « و من لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المؤمنات فمن ما ملکت ایمانکم من فتیاتکم المؤمناتج والله اعلم بایمانکم ج بعضکم من بعض ج فانکحوهن بإذن اهلهن و آتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان ج فإذا احصن فان أتین بفاحشة فعلیهن نصف ما علی المحصنات من العذاب ج ذالک لمن خشی العنت منکم ج و ان تصبروا خیر لکم ق والله غفور رحیم. یرید الله لیبین لکم و یهدیکم سنن الذین من قبلکم و یتوب علیکم ق والله علیم حکیم. والله یرید ان یتوب علیکم و یریدالذین یتبعون الشهوات ان تمیلوا میلا عظیما. یریدالله ان یخفف عنکم ج و خلق الانسان ضعیفا. (25-28 نساء) [2]. »

33- ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله ق والذین یبتغون الکتاب مما ملکت ایمانکم فکاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا ص و آتوهم من مال الله الذی آتاکم ج ولا تکرهوا فتیاتکم علی البغاء ان اردن تحصنا لتبتغوا عرض الحیاة الدنیا ج و من یکرههن فان الله من بعد اکراههن غفور رحیم.

    این آیه ی کریمه نخست خطابش به کسانی از مومنین است که اسباب ازدواجشان فراهم نیست و بنابراین می فرماید که اینان (اعم از زن و مرد مومن) لازم است که پاکدامنی را پیشه ی خود نمایند و هیچ فکر پلیدی به سرشان نزند تا اینکه خدای یکتا از فضلش که گسترده است آنان را بی نیاز گرداند.

    ادامه ی این آیه ی کریمه مرتبط با کسانی از مومنین یعنی مردان مومنی است که بردگان و کنیزکانی دارند. که وظیفه ی این ها نیز در قبال اینان این است که اگر آنان خود مایل به مکاتبه بودند پس چنانچه خیری در آنان می بینند[3] بدان پاسخ مثبت دهند و در پی آن از مال خدا که به ایشان داده است به این افراد بپردازند.[4] و اما اگر هر یک از این گروه یعنی کنیزکان خواستند که عفیف و پاکدامن بمانند پس مولای آنها نمی تواند که آنان را به زور به پاسخ دادن به خواهش نفسش وادار و امر کند. چرا که خدای یکتا پس از این اکراه مرتبط با چنین زنی که به اجبار وادار به عمل زنا شده است بسیار آمرزنده ی مهربان است. و این بدان معنی است که فاعل این امر نتیجه ی کار اجبار گونه ی خود را خواهد دید. والله اعلم

    پس یکی دیگر از عواملی که باعث می شود تا از به ورطه ی فحشای زنا افتادن جلوگیری کند همانا در این است که زنان و مردان مومن در صورت فراهم نبودن شرایط ازدواج، خود را پاک نگاه دارند و   امیدوار به فضل الاهی باشند و دیگر اینکه مراعات حقوق دیگران از کنیزکان را بنمایند. و مکمل این امر اینکه مردان مؤمن لازم است که توضیح بخش اخیر آیه ی 33 نور را مذ نظر داشته باشند.

34- و لقد انزلنا الیکم آیات مبینات و مثلا من الذین خلوا من قبلکم و موعظة للمتقین.

   خداوند یگانه در این آیه ی کریمه می فرماید که همانا ما آیات روشن را به سوی شما مومنین فرو فرستادیم و نیز مثلی از کسانی که پیش از شما بودند؛ که همانا این ها یک پندی برای پرهیزگاران است. یعنی این پرهیزگارانِ از انجام هر گونه مفسده ها و فحشاها هستند که از این آیات روشن الاهی پند می گیرند و آن را چراغ راه خود برای پاکیزگی و طی کمال به لطف خداوندی قرار می دهند و نه جز آن.

    باری؛ به نوعی می توان گفت که منظور از این آیات مبینات؛ بازگشت به همان بخش اخیر آیه ی نخست این سوره ی مبارکه است که خداوند یکتا فرمود در این سوره که آن را فرو فرستادیم و واجبش ساختیم برای این است که مومنین یادآور آن شوند و البته که از این آیات روشن پند گیرند و پرهیزگاری را پیشه ی خود نمایند. و از انجام گناهان کبیره ای که اقوام پیشین انجام دادند و به خاطر همین ستمگری ها بر خودشان علیرغم اینکه برایشان رسولان و آیات الاهی آمد؛ مورد عذاب خدا قرار گرفتند و شرح تمام آنها در آیات قرآن آمده است بپرهیزند که برای خدای یکتا کاری ندارد که یک قوم بد کار را ببرد و یک قوم نیکوکار و مومن را به جایش بیارود که همانا نمونه های این اقوام که به گرد گناهان بزرگ فحشا و فساد گونه گشتند و مورد عذاب خدا واقع شدند یکی قوم ثمود به خاطر این بود که در انجام گناهان و کارهای بد، بر نیکی ها پیشی گرفته بودند : « و لقد ارسلنا الی ثمود اخاهم صالحا ان اعبدوا الله فاذا هم فریقان یختصمون. قال یا قوم لم تستعجلون بالسیئته قبل الحسنة ص لولا تستغفرون الله لعلکم ترحمون [5]. (45-46 نمل با توجه به آیات 47-53) . [6]»  و دیگری قوم لوط که امر ازدواج با زنان را نهاده و هم جنس بازی را به عنوان نوعی از فحشا برگزیده بودند و لذا به خاطر این گناه کبیره مورد عذاب خداوندی واقع شدند و تنها این حضرت لوط و اهلش به جز همسرش بودند که از عذاب خدا رهایی یافتند. و تمام این ها یعنی اینکه آنچه مرتبط با این اقوام در قرآن آمده و آنها به خاطر انجام شان علیرغم فرستادن رسولان برایشان مورد خشم خدا قرار گرفتند؛ بدین خاطر بوده که آنان گناهان کبیره انجام می داده اند و لذا مومنین باید از آنها بپرهیزند، خواه شرک باشد یا فحشا یا استکبار یا کم فروشی و .... : « و لوطا اذ قال لقومه أتأتون الفاحشة و انتم تبصرون. أئنکم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء ج بل انتم قوم تجهلون. فما کان جواب قومه الا ان قالوا اخرجوا آل لوط من قریتکم ص انهم اناس یتطهرون. فأنجیناه و اهله إلا امرأته قدرناها من الغابرین. و امطرنا علیهم مطرا ص فساء مطر المنذرین. قل الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی ق ءالله خیر اما یشرکون. (54- 59 نمل) . » البته داستان این دو قوم و دیگر اقوام در سوره های گوناگون قرآن کریم آمده است که در این جا به آیات سوره ی نمل برای رساندن مطلب بسنده شد.

    نتیجه تا اینجا اینکه آنچه که از آیه های 2- 33  این سوره یعنی نور بر می آید این می باشد که خدای یکتا به روشنی بیان می فرماید که مومنین هم باید از فحشایی همچون زنا به دور باشند و هم آنچه را که باعث می شود مرتبط با احکام دین بدانند و مراعات نمایند را برابر این آیات روشن بیاموزند و به کار ببندند و به دیگران بیاموزانند.

    اما نکته ی دیگر از این آیات روشن اینکه آنچه که باعث می شود تا مومنین پاکیزه بمانند و خدای یکتا بیش از پیش آنان را پاکیزه بدارد و به عنوان یک خیری برایشان باشد و همچنان برخوردار از فضل و رحمت الاهی باشند، این است که برابر آیات 22- 33 این سوره عمل نمایند؛ و روشن است که در غیر این صورت و در صورت تخلف از این آیات، آنان از کسانی خواهند بود که مصداق بخش نخست آیه ی 21 این سوره هستند مبنی بر اینکه چنین گروهی پیروی وسوسه ها و گامهای شیطان را کرده اند به نحوی که پایان کارشان رو به سوی فحشا و منکر رفتن بوده است.



[1] برگردان فارسی : زن پدر را نباید به نکاح در آورید . بعد از نزول این حکم از آنچه پیش از این کرده اید که خدا از آن در گذشت. زیرا این کاری است زشت و مورد خشم خدا و بد راهی است. حرام شد برای شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر خاله و دختر خواهر و مادران رضاعی و خواهران رضاعی و مادر زن تان و دختران زن که در دامن شما تربیت شده اند اگر با زن مباشرت کرده باشید و اگر دخول با زن نکرده طلاق دهید باکی نیست که با دختر او ازدواج کنید و نیز حرام شد بر شما زن فرزندان صلبی و نیز حرام شد جمع میان دو خواهر مگر آنچه پیش از نزول این حکم کرده اند که خدا از آن در گذشت بدرستی که خدا بسیار آمرزنده ی مهربان است. و نکاح زنان محسنه نیز بر شما حرام شد مگر آن زنان که متصرف و مالک شده اید. بر شماست که پیرو کتاب خدا باشید ( با زنانی که به حرمت یاد شد نکاح نکنید) و هر زنی غیر آنکه ذکر شد حلال است که به مال خود به طریق زناشویی بگیرید نه آنکه زنا کنید. پس چنانکه شما از آنها بهره مند شوید آن حق معین که مزد آنهاست به ایشان به عنوان یک فریضه بپردازید و باکی نیست بر شما که بعد از تعیین مهر هم به چیزی با هم تراضی کنید و علاوه بر آن مزد آنان را بدان خرسند سازید. بدرستی که خدا دانای درستکردار می باشد.

[2] - برگردان فارسی : و هر کس را وسعت و توانایی آن نباشد که زنان پارسای با ایمان (آزاد) گیرد پس کنیزان مومنه که مالک آن شدید به زنی اختیار کنید. خدا به مراتب ایمان شما آگاهتر است که شما اهل ایمان بعضی از جنس بعضی دیگر و در رتبه یکسانند پس با کنیزان مومنه با اذن مالکش ازدواج کنید و مهر آنها بدانچه معین شده بدهید کنیزکانی که عفیف باشند نه زناکار و نه رفیق و دوستدار. پس چون شوهر کردند چنانچه عمل زشتی از آنها سر زند بر آنها نصبف عذاب زنان پارسای آزاد است . این حکم (کنیز را به همسری گرفتن) در باره ی کسی است که بترسد مبادا به رنج افتد و اگر صبر کنید برای شما بهتر است و خدا بسیار آمرزنده ی مهربان است. خدا می خواهد راه سعادت را برای شما بیان کند و شما را به آداب آنان که پیش از شما بودند راهنمایی کند. و بر شما از لطف و کرم ببخشاید و خدای یکتا دانای درستکردار است. و خدا می خواهد بر شما بازگشت به رحمت و مغفرت فرماید و مردم هوس ران پیرو شهوات می خواهند که شما از راه حق و رحمت الاهی بسیار دور و منحرف گردید. خدا می خواهد که کار بر شما آسان کند که انسان ضغیف آفریده شده است.

[3] - که یعنی برای نمونه ازکسانی نیستند که بدنبال فحشای زنا بوده و یا پس از آن خواهند رفت؛ پس این به عنوان یک خیر در آنان دیده شود. والله اعلم.

[4] - و این بدان معناست که چنین مومنانی فقط می توانند آنچه را مال خدا به شمار آورند و به آن کنیزکان و بردگان در پی آن مکاتبه بدهند که او از فضلش به آنان داده است و نه هر آنچه که از راه غیر مشروع همانند احتکار و معامله های نادرست و ... به دست آورده اند.

[5] - این بخش از این آیه ی کریمه می رساند که تنها باید از خدای یکتا از گناهان آمرزش خواست و نه کسی جز او، زیرا که این تنها او است که بسیار آمرزنده ی مهربان است و در صورت آمرزش خواستن؛ بر بندگان گناهکارش رحم می کند و بر وفور نعمت هایش بر آنان می افزاید.

[6]- البته باید دانست که گناهکاران این قوم مورد عذاب خدای یکتا واقع شدند اما تنها این مومنین از متقین این قوم بودند که به همراه حضرت صالح از این عذاب رهایی یافتند و این بدان معناست که مومنین باید در ضمن ایمان؛ تقوای الاهی هم داشته باشند و از انجام کارهای بد همچون مکر و نیرنگ و اسراف در کارها و... بپرهیزند و فکر نکنند همین که می گویند مومنیم پس مجاز به هر کاری از بدها نیز هستند. به عبارت دیگر باید در مومن بودن به تمام اجزای آن همچون ایمان به خدا و سرای دیگر و فرشتگان و پیامبران خدا و آیات و کتابهایش و هر آنچه که خداوند یگانه بدان به عنوان ایمان دستور داده باور داشت و پایبند بود و ضمن تمام این ها از متقین نیز بود یعنی از انجام کارهای بد نیز پرهیز نمود که همانا قوم ثمود به خاطر اینکه در انجام کارهای بد که انواعی از دروغ و پیمان شکنی و دسیسه چینی و ... می تواند باشد، بر کارهای خوب پیشی گرفته بودند لذا خدای یکتا بر آنان حضرت صالح را که از خودشان بود را فرستاد و چون باز به حرف او گوش ندادند پس مورد عذاب او واقع شدند و تمام این ها بدان معناست که سنت خداوند یگانه بر این است که هیچ قومی را به خاطر زیاده روی هایش در گناهان عذاب و هلاک نمی کند تا آنکه رسولی و بیم دهنده ای را برایشان بفرستد تا آیاتش را که تمامن در قرآن کریم است بر آن قوم یا امت گناهکار بخواند و اتمام حجت نماید که اگر ایمان نیاوردند و اصلاح نکردند آن گاه است که قوم ستمکار را نابود می گرداند و قومی دیگر را به جای آنان می آورد و تمام این ها برای او بسیار آسان و او بر تمام اینها تواناست. پس همان بهتر که از مومنینی که پرهیزگارند باشیم تا موجبات رهایی مان نیز در دنیا و آخرت به لطف حضرتش فراهم شود. ان شاءالله.: « ... فانظر کیف کان عاقبة مکرهم انا دمرناهم و قومهم اجمعین. فتلک بیوتهم خاویة بما ظلموا ق ان فی ذالک لآیة لقوم یعلمون. و انجینا الذین آمنوا و کانوا یتقون. ( 51-53 نمل با توجه به آیات 45-50) » .

 


  

 

 26- الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثاتص و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات ج اولائک مبرءون مما یقولون ص لهم مغفرةٌ و رزق کریم.

 با نظر داشت آیه ی 3 این سوره (نور)؛ لازم است گفته شود از جمله آیات روشن دیگر این سوره، اشاره شده در آیه ی شماره یک اینکه برابر صراحت این آیه؛ زنان بد کار و پلید برای مردان بدکار و پلشت هستند و بالعکس. و از سوی دیگر زنان پاکدامن برای مردان پاکیزه هستند و بالعکس و این گروه اخیر از آنچه در موردشان گفته می شود نه تنها هیچ بهتانی متوجه شان نیست بلکه از آمرزش و روزی نیکو هم برخوردار می شوند.

    پس باید مومنین به این مقوله هم توجه داشته باشند که زنان پلید و بدکار شایسته ی مردان بدکار هستند چرا که یک زن پلید در هر حال می تواند این پیشه ی خود را حتا اگر با مردی مومن و پاک دامن ازدواج نماید ادامه دهد و به شوهر خود خیانت نماید و از سوی دیگر باعث فراهم آوردن بهتان دیگران در مورد خود یعنی آن مرد مومن پاکیزه دامن شود و بدینگونه است بر عکس آن. در واقع یکی از اموری که باعث می شود تا کسی از زن و مرد مومن پاکیزه، تهمت و بهتان دیگران را مرتبط با مقوله ی زنا و پلید کاری برای خود بخرد خلاف این دستور و آیه ی روشن خدا عمل کردن است. به عبارت دیگر با رافت و دلسوزی برخورد کردن یک زن یا مرد مومن پاکیزه در قبال یک مرد یا زن کننده ی کارهای پلید به نحوی که بدین واسطه از پلیدکاران گردیده؛ نتیجه اش این است که چنان زن یا مرد مومن پاکیزه ای خود را در معرض بهتان به پلیدکاری از سوی دیگران قرار دهد و لذا بدین خاطر است که خدای یکتا در این آیه ی کریمه به روشنی بیان می فرماید که فقط زنان پاکیزه برای مردان پاکیزه و مردان پاکیزه برای زنان پاکیزه می باشند.   

   پس یکی از مواردی که مانع فراهم آوردن شرایط بهتان مومنین و پاکیزه گان از سوی دیگران نسبت به خود می شود این است که از نکاح و حتا همنشینی با بدکاران از کسانی که کار پلیدی مثل زنا را انجام می دهند و یا به دیگر مومنین تهمت زنا می زنند و یا در پی این هستند که یک پلیدی در بین مومنین پدید آید و شایع شود، دوری نمایند. والله اعلم

27- یا ایهاالذین آمنوا لا تدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأنسوا و تسلموا علی اهلها ج ذالکم خیر لکم لعلکم تذکرون.

   خداوند یکتا در این آیه به روشنی می فرماید که مومنین به غیر از خانه های خود؛ وارد دیگر خانه ها بدون اینکه با آنان مانوس باشند و بر اهل آن سلام کنند نشوند، چرا که این امر و مراعاتش برایشان بهتر است و بنابراین بهتر است که هم از این آیه و هم از کسانی که برابر دستور خداوند در این خصوص عمل نکرده اند و نتیجه ی ناخوشایند آن را که کمترین آنها مورد اتهام قرار گرفتن هایی همچون فسق و فساد بوده است و راهها پیموده اند تا پاکیزه گی خود را ثابت نمایند و از بار ذهنیت های منفی دیگران راجع به خود و کسانشان بکاهند و ...؛ پند گیرند و یادآور این موضوع شوند و شویم که آری باید به دستورات خدای یکتا که همه در آیات روشنش آمده است عمل نماییم اگر در پی این هستیم که کماکان به یاری خدا به عنوان مومنین پرهیزگار و پاکدامن میان دیگران باقی بمانیم. ان شاءالله. چه آنکه همانطور که گذشت تبعات یک تهمت مرتبط با یک کار پلید تنها برای فرد نیست بلکه می تواند دامن کسانش را نیز در بر بگیرد به نحوی که تا اثبات شدن صدق و کذب آن انگشت نمای مردمی شوند که در جمع آنها در یک محل یا شهر و ... زندگی می کنند. هر چند که این شیوه ی برخورد آن جمع نیز هیچ محلی از اعراب ندارد زیرا که باید دانست که وقتی هر کس برابر سنت آفرینش بار خود را بر می دارد پس دلیلی ندارد که اهل و کسان یک فردِ موردِ اتهام هم بار آن را بردارند و از حقوقشان محروم شوند و ...

   پس مومنین گذشته از خانه ی خود؛ به طریق اولی می توانند با شرایط خود همچون درب زدن و خبر دار کردن آنها و یا الله گفتن و ... وارد خانه هایی شوند که با آنان انس و الفتی داشته باشند و در واقع از ارحام یا انساب آنان باشند. آن هم البته پس از سلام کردن و این یعنی تقدم و اهمیت مقوله ی سلام در دین و در نزد خدای یکتا به هنگام رو به رو شدن با دیگران. حال وقتی حکم خدا پیرامون چند و چون وارد شدن به خانه ی کسانی که با انس و الفتی همراه هست اینگونه است؛ پس کم و کیف ورود به خانه ی دیگران جای خود دارد که به عبارتی تمام اینها نشان از امور اخلاقی دارد تا از هر گونه تبعات ناخوشایند و نکوهیده جلوگیری شود. چه آنکه سلام امری است که اهل بهشت به عنوان تحیت بر یکدیگر روا می دارند.[1]

28- فإن لم تجدوا فیها احداً فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم ص و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا ص هو ازکی لکم ج والله بما تعملون علیم.

    در ادامه ی آیه قبل اینکه خداوند یکتا و دانای به تمام امور در این آیه ی کریمه می فرماید؛ حال اگر در زدید و کسی نبود یا جوابی نداد یا در خانه باز بود و شما صدا زدید و باز پاسخی نشنیدید؛ بنابراین وارد آن خانه نشوید تا زمانی که اهل آن خانه به شما اجازه ی ورود دهد. و این بدین معنی است که هیچ کس در هر جایگاهی و به هر علتی اعم از طلبکار و ... که باشد حق ندارد که بی اجازه وارد خانه ی دیگران شود .

    خداوند یکتا در ادامه ی این آیه ی روشن به روشنی می فرماید؛ حال اگر شما پاسخی در قبال آن مراجعه تان به در آن خانه شنیدید و کسی از اهل آن خانه گفت که بر گردید و وارد خانه نشوید بنابراین باید برگردید چرا که این برای شما پاکیزه تر است.

    چنانچه دقت شود خداوند یگانه در آیه ی قبل، ورود به خانه ی دیگران را همراه با هماهنگی با صاحب خانه و سلام می داند و در عین حال آن را برای فرد مومن بهتر می داند؛ اما در این آیه ی کریمه نه تنها ورود به خانه ی اغیار باید با اجازه باشد که حتا اگر کسی بود و گفت برگرد و وارد خانه نشو؛ لذا آن را پاکیزه تر برای مومنین می داند و نهایتن اینکه حال ما چه این گفته ی اهل خانه را انجام بدهیم و یا ندهیم یعنی از راهی که آمده ایم برگردیم و یا آنکه بر خلاف گفته ی اهل آن خانه و در واقع بر خلاف دستور صریح خداوند آن را انجام ندهیم و به راهمان ادامه دهیم و وارد آن خانه شویم به هر جهت باید بدانیم که خدای یکتا به هر آنچه که به عنوان یک مومن در این خصوص انجام می دهیم داناست.

    اما این جا وقتی سخن از این است که ای مومنان اگر توسط اهل خانه ی مورد نظر گفته شد که بر گردید و وارد نشوید؛ پش شما هم در واقع گوش کنید و برگردید که این برایتان پاکیزه تر است؛ از آن جهت است که اگر کمی دقت کنیم و دقیق شویم خواهیم دید که اکثر بهتان ها و گفته ها و اتهامات از همین جاها و غفلت از کلام و آیات الاهی نشات می گیرد که نا گاه هنگام بودن در خانه و باز نگشتن، شخص سومی وارد شود و برای نمونه یک مرد مومن را با یک زن مومن تنها ببیند فلذا این مشاهده باعث می شود تا یک اتهامی را انسان ناخواسته متوجه خود کند و مردم بگویند و اشاعه دهند آنچه را نباید بگویند. و بدیهی است که این مهم از منازل محارم و نزدیکان از نسب و سبب را در بر می گیرد و لذا وقتی خداوند یکتا می فرماید که چونکه کسی از اهل خانه گفت برگردید، پس برگردید که برای خودتان پاکیزه تر است به این جهت است. خانه ی اغیار که جای خود دارد.

    پس یک جنبه ی از اینکه خداوند می فرماید اگر در پی گفتار و امر آن کس از اهل خانه که وقتی گفت بر گردید؛ به آن عمل کردید برای شما بهتر است بدین خاطر است که شما مومنین مورد هیچ بهتان و اتهامی همچون زنا و دزدی و ... قرار نگیرید و دلیل دیگر اینکه اگر گفته شد بر گردید پس برگردید برای شما پاکیزه تر است، از آن جهت است که نه تنها کسی از دو طرف مورد اتهام خاصی قرار نگیرید بلکه از آن جهت است که مبادا فریب شیطان و وسوسه های او را خورده و خواهش نفس خویش را پیروی کرده دست به فحشایی بزنید و ...

    نتیجه اینکه بنابراین می بینیم که تمام این آیات روشن همه و همه برای سعادت و پاک بودن مردان و زنان مومن از هر گونه بهتان و اتهام بزرگ و یا هر گونه آلوده شدن و به سمت کارهای زشت رفتن است است. به عبارت دیگر اینکه مومنین نه تنها حق این را ندارند که به فحشای زنا نزدیک شوند و یا به دیگر مومنین بدون دانش در این زمینه اتهامی ببندند و یا در جهت اتهام شایع شده بکوشند؛ بلکه حق این را هم ندارند که خود را در موضع تهمت مرتبط با این موضوع با انجام مواردی همچون   هم نشینی با پلید کاران و یا نکاح با زناکاران و یا وارد شدن به خانه ی غیر خود بدون سلام و یا اجازه ی ورود؛ قرار دهند که همانا این ها باعث بدنامی شده و از در زمره ی پاکیزه کاران بودن به دور نگه می دارد.

29- لیس علیکم جناحٌ ان تدخلوا بیوتاً غیر مسکونةٍ فیها متاعٌ لکم ج والله یعلم ما تبدون و ما تکتمون.

 اما خداوند یکتا در این آیه ی کریمه می فرماید که بر شما هیچ گناهی و محدودیتی نیست که در خانه هایی که کسی در آنها زندگی نمی کند و یا غیر مسکونی است وارد شوید؛ چرا که برای شما در آنها بهره ای است. مثلن می توانید در سایه ی آن ساعتی را سپری کنید و یا ناهاری بخورید و ... اما بدانید حال که وارد چنین مکانهایی می شوید اجازه ی هر کاری را ندارید و بدانید که خدا از آنچه که در آشکار و نهان حتا اگر در چنین خانه هایی باشد، انجام می دهید آگاه است. یعنی برای او دور و نزدیک و اینجا و آنجا ندارد؛ او به همه چیز در هر زمان و مکان از آن جهت که آنها را آفریده داناست.

    پس با توجه با این آیه ی کریمه درست است که مومنین می توانند وارد مکانهای غیر مسکونی اعم از خانه و یا سرپناه های بیابانی و صحرایی و ... بشوند؛ اما حق ندارند که در آن جا ها دست به کارهای ناشایست و فحشا بزنند؛ چرا که درست است که کسی برای نمونه از هم نوع نمی تواند که آنها را ببیند و یا اگر دید بدانها اتهامی را وارد نماید؛ اما این چنین هم نیست که خداوند یکتا نیز نداند که ما در آن جا چه انجام می دهیم. و این مورد اخیر یعنی اینکه خداوند یکتا به هر جهت می خواهد که مومنین بیش از پیش پاک و پاکیزه و به دور از هر گونه اقدام به فساد و فحشایی و یا متهم بدان باشند. و بدانند که خدای یکتا در همه حال و در همه ی مکانها اعم از مسکونی و غیر مسکونی حاضر و ناظر اعمال آنهاست و بدین جهت هم پاداش یا کیفر می دهد.

30- قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ج ذالک ازکی لهم ق ان الله خبیر بما یصنعون.

    مخاطب این آیه مردان مومن هستند مبنی بر اینکه نگاهبان دیده ها و فروج خود باشند تا مبادا با نگاه شیطنت آمیر، کم کم وسوسه شده و راه خطا بروند و اینکه کم کم رو به پلیدی و زشت کاری ببرند. به هر جهت فرو بستن دیده از آنچه که موجبات فحشا را پدید می آورد و نیز نگاهبانی بر فروج خود از مبتلا شدن به فحشای زنا جلوگیری می نماید، و بنابراین مردان مومن باید بدانند که خدای یکتا به آنچه که در اذهانشان می گذرد و با خود و درون خود برای پیروی وسوسه های شیطان با نگاه بد و ... می سازند و می پردازند نیز دانا و آگاه است.

   در واقع می توان گفت که خدای یکتا می خواهد یادآور شود که پیش زمینه ی نزدیک شدن به فحشای زنا همانا همین مقوله ی پیش ساخته های ذهنی و پیگیری آنها در درون خود و سرگرم شدن به آنهاست به نحوی که استمرارش می تواند منجر به فساد و فحشایی همچون زنا شود. پس یکی دیگر از عوامل انجام مفسده ی زنا همین نگاه نداشتن دیده ها و فروج خود توسط مردان مومن  و حتا زنان مومن می باشد. هر چند که خدای یکتا نخست به مردان این دستور را داده است که مواظب و محافظ دیده ها و فروج خود باشند.

31- و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ص و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن ص و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت اًیمانَهُن اَوِ التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء ص و لا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن ج و توبوا الی الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون.

    خداوند یکتا در این آیه ی کریمه به واسطه ی پیامبر مکرم اسلام ص[2] ، زنان مومن را خطاب قرار می دهد و اینکه آنها چه کارهایی را بایستی انچام دهند تا از فحشا و زشت کاری و آنچه که موجبات فشحا و زنا را فراهم می سازد به دور باشند. البته آنچه برای زنان در این مراعات با مردان مومن برابر آیه ی قبل مشترک است اینکه زنان مومن هم دیده های خود را از نگاه های ناروا و وسوسه انگیز فرو بندند و فروجشان را نگاه دارند.

   اما آنچه علاوه بر این، مراعاتش برای زنان لازم و در واقع واجب است همانا رعایت جوانب پیرایه ها و زینت های آنان است که در چه مواقع و جاها و نزد چه کسانی مجاز است و دیگری مراعات محرم و نامحرم بخصوص هنگام و در رابطه با فریضه ی پوشش و به عبارتی حجاب است. و جان کلام اینکه خدای یکتا پس از بیان این موارد می فرماید تا مومنان همه به سوی او بازگردند و به درگاهش توبه کنند که همانا رستگار شدن آنان در سایه ی این امر به دست می آید.

   البته روشن است که برابر کلام مقدس الاهی که بدان ایمان داریم و بایسته است که به عنوان یک مومن بدان ایمان داشته باشیم؛ توبه پذیر مهربان تنها خدای یکتا است پس لازم است که تنها به درگاه او توبه کرد و نه کسی جز او . و باز البته باید دانست که توبه برای زمان زنده بودن است و نه پس از آن. به نحوی که فرد تائب فرصت اصلاح امر را داشته باشد. و باز اینکه باید دانست که توبه برای گناهان و کارهایی است که از روی نادانی انجام شده ، آن هم بلافاصله پس از انجام گناه و دانش به گناه بودن آن و نه در زمانی و مکانی دیگر و ... توبه صورت گیرد. اموری که به هر جهت هر چند کوتاه، اما در آیات 5 و 14 همین سوره یعنی نور بدان بر اساس آیات قرآن اشاره شد.

   اما مکمل امر اینکه مومنین باید بدانند که مرتبط با توبه به درگاه خدای یکتای توبه پذیر؛ لازم است که آن از نوع نصوح باشد تا خدای یگانه هم برابر آنچه که فرموده و درست می باشد، گناهان مومنین را بپوشاند و وارد بهشت شان کند : « یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار یوم لا یخزی الله النبی والذین آمنوا معه ص نورهم یسعی بین ایدیهم و بأیمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا واغفر لنا ص انک علی کل شیء قدیر. (8 تحریم) .»  



[1] - آیه ی 10 یونس با توجه به آیه ی 9 .

[2] - البته همچون سایر آیات قرآن کریم که به واسطه ی وحی بر ایشان نازل گردیده است و به آن ایمان داریم.

 


  

 

 21- یا ایهاالذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان ج و من یتبع خطوات الشیطان فانه یأمر بالفحشاء و المنکر ج و لولا فضل الله علیکم و رحمته ما زکی منکم من احدٍ ابدا و لکن الله یزکی من یشاء ق والله سمیع علیم.

   خداوند یکتا در این آیه ی کریمه به طور ویژه مومنین را خطاب قرار می دهد و به آنان می فرماید که پیروی گامهای شیطان را نکنند، چرا که پیروی گامهای شیطان یعنی دستورات او را پیروی کردن که چیزی جز کارهای زشت و ناپسند نیست که نمونه های آن همان هاست که در آیات فوق اشاره شد؛ اینکه خدای ناکرده به مقوله ی زنا نزدیک شوند و یا اینکه به دیگران یا به همسران خود نسبت زنا دهند یا پیروی بهتان منافقین و فاسقین را نسبت به دیگر مومنین بنمایند و یا در جهت آنچه که شنیده اند برای گسترشش بدون دانش بکوشند و یا اینکه باز خدای ناکرده در زمره ی کسانی باشند که دوستدار آن هستند که فحشا و کار زشتی بین گروندگان و مومنین شیوع یابد و ...

    باری؛ خداوند یکتا در ادامه ی آیه باز از فضل و رحمت خود بر سر گروندگان سخن به میان می آورد مبنی بر اینکه اگر فضل و رحمتش بر مومنین نبود هیچ یک از آنان هر گز پاک نمی شدند؛ لکین او هر کس را که بخواهد پاکیزه میگرداند که همانا او شنوای داناست؛ مبنی بر اینکه او می شنود و می بیند و دانای به این امر است که چه کسی به زبان ایمان آورده و در دل پیروی گامهای شیطان را می کند و بدنبال این است که بهتانی را به دیگر مومنین بزند و ... نیز شنوا و داناست نسبت به اینکه چه کسانی از مومنین به دل ایمان آورده و برای گناهانشان از او آمرزش می خواهند و پس از آمدن دانش پیرامون امور از انجام کارهای بد می پرهیزند و تنها آیات خدا را می شنوند و فرمان می برند و لذا نتیجه ی کارشان این می شود که خدای یکتا نیز بیش از پیش پاکیزه شان می گرداند.

    اما آنچه باید اینجا افزوده شود این است که نخست باید دانست که خدای یکتا از فحشا و منکر و بغی نهی می کند که نمونه های آن آیات پیشین می باشد : « ان الله یأمر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی ج یعظکم لعلکم تذکرون. (90 نحل با توجه به آیات 91-97) » . و دوم اینکه این نماز است که از هر گونه فحشا و منکری باز می دارد. پس اگر کسی از مومنین بدنبال این است که دچار تردید در ایمانش و آنچه که بدان ایمان آورده یعنی یکتاپرستی و ایمان به رسالت رسولان و کتابهای الاهی از جمله قرآن کریم و .. نشود و نیز بدبنال فحشا اعم از زنا و لواط و ... نرود لذا لازم است که نماز بخواند و بر آن مداومت و محافظت نماید که این نیز از جمله فضل و رحمت الاهی است که این فرع را قرار داده است تا هم افراد از شرک باز بمانند[1] و هم اینکه بدنبال هیچ گناهی که عذاب خدا را برایشان در پی دارد نروند[2] و از سوی دیگر به لطف و برابر سنت و وعده اش که تغییر ناپذیر است پاکیزه شوند که خدای یکتا همانا هر آینه شنوای داناست : « اتل ما اوحی الیک من الکتاب و اقم الصلاة ص ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر ق و لذکرالله اکبر ق والله یعلم ما تصنعون. (45 عنکبوت) » . که البته آنچه از این آیه ی کریمه بر می آید این است که هم به موازات هم بایستی تنها و تنها کتاب خدا را تلاوت کرد و هم اینکه به بدنبال آن نماز را به پا داشت؛ امری که در واقع پیامبر مکرم اسلام ص مخاطب آن بوده است اما گستره ی آن تمام مومنین را در بر می گیرد. در واقع این دو برای راهنمایی و رستگار شدن و نیز از جمله ی شایستگان بودن[3] قرین یکدیگرند.

     و اضافه بر این موضوع اینکه خدای یکتا در جایی از قرآن نیز فرموده است که چه کسانی را پاکیزه نمی گرداند: « ان الذین یکتمون ما انزل الله من الکتاب و یشترون به ثمناً قلیلا اولائک ما یأکلون فی بطونهم الا النار و لا یکلمهم الله یوم القیامة و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم. اولائک الذین اشتروا الضلالة بالهدی و العذاب بالمغفرة ج فما اصبرهم علی النار. ذالک بأن الله نزل الکتاب بالحق ق و ان الذین اختلفوا فی الکتاب لفی شقاق بعید. ( 174-176 بقره ) ». پس برابر این آیه ی کریمه روشن می شود که کسانی که آیات کتاب خدا که سراسر حق است را هم می پوشانند و هم اینکه به بهای اندک می فروشند و در واقع گمراهی را بر راهنمایی شدن و عذاب را بر آمرزش خریدند؛ پس یکی از تبعات کار آنها این است که خدای یکتا آنان را پاکیزه نمی گرداند. // « ان الذین یشترون بعهدالله و ایمانهم ثمنا قلیلا اولائک لا خلق لهم فی الاخرة و لا یکلمهم الله و لا ینظر الیهم یوم القیامة و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم. ( 77 آل عمران با توجه به آیات 70- 78 ) . » و این آیه ی کریمه می رساند که کسانی که عهد خدا و نیز سوگندهایشان را به بهای اندک می فروشند؛ بنابراین یکی از پیامدهای کار آنان این است که خدای یکتا آنان را پاکیزه نمی گرداند.

    پس نتیجه اینکه برای راهنمایی و رستگاری و پاکیزه شدن لازم است که مومنین تنها آیات و کلام الاهی که همه و همه در قرآن کریم است را ملاک کارهای خود قرار دهند و نه سخنی جز آن را که همانا روشن است که تنها آن کسی می تواند رستگاری و کامروایی را برای انسان ها به ارمغان بیاورد که آفریینده ی آنها باشد که همانا او کسی نیست و نبوده و نمی تواند باشد جز خدای یکتا یعنی همان " الله " . پس بایسته است که تنها به سخنان او گوش فرا داده و فرمان برده شود. که او همانا پیامبرانش را برانگیخته تا آیاتش را بر مردم قوم و امت خود بخوانند تا بدین وسیله آنان را علاوه بر آموختن کتاب و حکمت؛ پاکیزه گرداند : « لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین. (164 آل عمران) . » // « هو الذی بعث فی الامییّن رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.(2 جمعه) . »   پس مشخص می شود که خدای یکتا مردم را به واسطه ی آیاتش که بر رسولانش وحی کرده است مردم را پاکیزه می گرداند و لذا هر کس در پی این امر است و حتا اینکه از دانش کتاب و حکمت قرآن برخوردار شود ؛ لازم است که تنها کلام الاهی را سرلوحه ی کارهای خود قرار دهد و نه جز آن را.

22- و لا یأتل اولوا الفضل منکم والسعة ان یؤتوا اولی القربی و المساکین و المهاجرین فی سبیل الله ص و لیعفوا و لیصفحوا ق الا تحبون اَن یغفرالله لکم ق والله غفور رحیم.

    این آیه ی کریمه به روشنی می رساند که مومنین از صاحبان فضل لازم است که بر اساس توانگری شان هم به خویشاوندان و تهیدستان و کوشش کنندگان در راه خدا انفاق کنند و هم اینکه دارای صفات عفو و گذشت و همنشینی و مراوده با دیگران باشند، یعنی از هر گونه خشم یا قهر یا کینه ای و انتقامی بپرهیزند که همانا آمرزش خداوند در عمل به این دستورات او است؛ البته اگر کسی دوستدار این است که خدا او را بیامرزد که همانا او بسیار آمرزنده ی مهربان است.

23- ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الاخرة و لهم عذاب عظیم.

   خداوند یکتا و دانای به تمام امور در این آیه ی کریمه نتیجه ی کار کسانی را متذکر می شود که به زنان مومن بی خبر از امر، نسبت زنا می دهند؛ که این سرانجام برای چنین کسانی این است که آنان در هر دو سرا مورد نفرین قرار می گیرند در حالی که برایشان عذاب بزرگ نیز می باشد.

    پس برابر این آیه ی کریمه روشن می شود که هیچ کسی و حتا هیچ مومنی حق ندارد که به هیچ زن مومن بی خبری در این زمینه بیاید و نسبت و تهمت زنا ببندد؛ چرا که نتیجه ی کارش نفرین در دو جهان ضمن عذاب بزرگ برای اوست. در واقع و به عبارتی دیگر روشن می شود که چه کسانی نمود و شایسته ی این هستند که در دو گیتی مورد لعن و نفرین الاهی قرار گیرند.

24- یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون.

 و در این آیه ی کریمه مشخص می شود که آن عذاب بزرگ برای چنین تهمت زنندگانی در روزی است که زبان ها و دست ها و پاهای شان علیه آنان گواهی می دهند. آن هم به خاطر آنچه که در زمان زنده بودنشان انجام می دادند.

 نتیجه ی نخست اینکه شهادت دادن اعضا علیه صاحبان خود روزی از روزهای خدا و مرتبط با سرای دیگر است که هیچ تردیدی در آن نیست و لذا اکثر مردم از این امر علیرغم بیان آن در آیات قرآن از آن بی اطلاعند اما آنچه هست این است که مومنین نباید از چنین امری ناآگاه و یا خدای ناکرده به دور باشند چرا که این امر برابر آنچه که او اتمام حجت کرده و خبر داده رخ خواهد داد : : « و یوم یحشر اعداءالله الی النار فهم یوزعون. حتی اذا ما جاءوها شهد علیهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم بما کانوا یعملون. و قالوا لجلودهم لم شهد ثم علینا ص قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شیء ج و هو خلقکم اول مرة و الیه ترجعون. و ما کنتم تستترون لن یشهد علیکم سمعکم و لا ابصارکم و لا جلودکم و لکن ظننتم ان الله لا یعلم کثیرا مما تعملون. و ذالکم ظنکم الذی ظننتم بربکم ارداکم فاصبحتم من الخاسرین. فان یصبروا فالنار مثوی لهم ص و ان یستعتبوا فماهم من المعتبین. (19- 24 فصلت با توجه به آیات13-29) ». پس باید که مومنین مواظب گفتارها و رفتارهای خود در نهان و آشکار باشند و از خدا  از آن جهت که به تمام اعمال و امور آگاه و داناست و نیز چنین روزی بترسند. و دوم اینکه در واقع چون این ها موجب این بهتان و نسبت زنا به زنان پاکدامن مومن بی خبر از آن کار بد شدند لذا مستوجب این نفرین دو جهانی و عذاب در آن روزی که اعضایشان علیه آنها گواهی می دهد می شوند؛ چرا که آنان بر سخن و بهتانشان گواهی نداشتند؛ اما خداوند یکتا و شنوا و دانای به تمام امور بر این امر آنان گواه بوده که چه می گفته اند و چه می کرده اند. و سوم اینکه او برابر سنت آفرینش خود، توانایی گواهی اعضای فرد را علیه چنین فردی در این اعضا به ودیعه نهاده است و لذا باید به چنین امری ایمان آورد و دانست که خدای یکتا از اینکه اعضایی همچون گوش و چشم و دل در قبال آنچه که یک فرد می بیند یا می شنود یا باور می کند خواهد پرسید چرا که بدین امر در آیه ی 36 اسرا تذکر داده است.

25- یومئذ یوَفیهِمُ الله دینهم الحق و یعلمون ان الله هو الحق المبین.

 و در آن روز و پس از آن گواهی؛ خدای یکتا جزای چنین کسانی را به طور کامل و بر اساس حق خواهد داد و آنان خوب می دانند که خدای یکتا حق آشکار است.

    پس مومنین لازم است و باید که بسیار مواظب باشند که در پی آبرو ریزی مومنی نباشند و مرتبط با این موضوع نسبت زنا به زنان مومن بی خبر از این کار ندهند که بی رو دربایستی و برابر کلام حضرت حق هم مورد نفرین در دو دنیا قرار می گیرند و هم اینکه مشمول آن عذاب بزرگ می شوند که همانا این خداوند یگانه است که حق آشکار است و بر اساس حق سخن می گوید و عمل می نماید. در واقع در آن سرا تنها به اینکه اعضا علیه صاحبش گواهی دهند بسنده نمی شود بلکه جزای آنچه را که در این دنیا بوده اند و انجام می داده اند را نیز خواهند دید. چرا که خدای یکتا " مالک یوم الدین " نیز می باشد.



[1]فاقم وجهک للدین حنیفا ج فطرت الله التی فطر الناس علیها ج لا تبدیل لخلق الله ج ذالک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون. منیبین الیه و اتقوه و اقیموا الصلاة و لا تکونوا من المشرکین. من الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا ص کل حزب بما لدیهم فرحون. (31- 32 روم) . پس روشن می شود که مومنین باید فقط بر اساس دین حنیف یعنی اسلام که آدمی را بر اساس آن و به صورت یک امر فطری آفریده است به پیش بروند و نه جز آن و کرده های بد خود به سوی او بازگردند و ...

[2] - که به نوعی به عنوان آنچه که خدای یکتا آنها را از محرمات دانسته است می توان اشاره کرد تا پی برده شود که از جمله ی محرمات چه مواردی است که برای تمام شرایع دین اسلام بوده و می باشد و فقط باید شنید و فرمان برد و به عنوان سفارش های خدای یکتا بر روی آنها خرد ورزید و یادآور این آیات شد و از پرهیزگاران بود؛ که آیات و کتاب خدا برای همه و راه راست در به کار بستن آیات خدای یگانه است: « قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم ص الا تشرکوا به شیئا ص و بالوالدین احسانا ص ولا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نزرقکم و ایاهم ص و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن ص و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق ج ذالکم وصّاکم به لعلکم تعقلون. ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده ج و اوفوا الکیل و المیزان بالقسط ص لا نکلف نفسا الا وسعها ص و اذا قلتم فاعدلوا و لو کان ذاقربی ص و بعهدالله اوفوا ج ذالکم وصّاکم به لعلکم تذکرون. و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ص و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ج ذالکم وصاکم به تتقون. (151- 151 انعام) . »

[3] - 170 سوره ی اعراف .

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ