سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 39
کل بازدید : 10664
کل یادداشتها ها : 34
خبر مایه


طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

 

توضیح: ( مرتبط با گفتار دوم با موضوع نور )

   اگر به بحث و سوالات اخیر الذکر برگردیم؛ باید در ارتباط با پاسخ نخست گفت که خداوند یکتا اینگونه میفرماید : « أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلإسْلامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ أُولَئِکَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ (22 زمر)» [1]. و دوم اینکه شرح صدر یا گشایش سینه ی بندگان خدا توسط حضرتش جل عظمته، برای اسلام است، با برخورداری از « نور الهی ».  و این را از خدا باید خواست : « قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی (25 ) وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی (26 ) وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی (27 ) یَفْقَهُوا قَوْلِی (28  طاها) [2]». یعنی این قید مسلمانی و اسلام است که بندگان خدا از نور او برای تفقه و تفکر و تعقل در قرآن و شکر نعمت هایش و ذکر حضرتش و ... در کنار ایمان و تقوا و انجام کارهای شایسته و خوب برخوردار می شوند.

   و مورد دیگر اینکه البته برخورداری از این نور و نتایج آن در گرو « ایمان » است؛ ایمان به « الله » و فرستاده اش و آیاتش. چه اینکه کفر و تکذیب آیات خدا نتیجه ای دیگر را برای عاملین بدان در بر دارد: « وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ (19 حدید)با توجه به آیات 16-21 ».

   و افزون بر آن اینکه آنان یعنی مومنین باید بدرگاه خداوند از گناهانشان توبه ی نصوح کنند تا هم از بخشش الهی در این زمینه بهره مند شوند و هم اینکه نتیجه ی آخرتی آن را که بهشت و نعمت های الهی آن است ببینند و ...؛ به عبارت دیگر می شود گفت که "مومنین" که قرآن کریم مایه ی نوید برایشان می باشد یکی از صفاتشان این است که کارهای شایسته انجام می دهند و بنابراین از پاداش بزرگ آن هم توسط خداوند مستفیض می گردند: « إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا (9 اسرا) با توجه به آیه 10 » . // « قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (2 کهف)» . زیرا که هر کار نتایج خود را دارد و لذا باید از کارهای بد به درگاه خداوند توبه و انابه کرد که تمام اینها برای پذیرش از سوی خداوند و درگذشتن از بدیها به هنگام زنده بودن هر مومنی است و نه جز آن.  

   به هر جهت باید دانست که نور قرار داده شده برای مومنین هر دو گیتی را در بر می گیرد؛ پس باید آیات خدا را شنید و فرمان برد و قدر نور الهی را دانست. نوری که منافقین حسرت آن را در سرای دیگر می خورند و درخواست اندکی از آن را از مومنین می نمایند و ...؛ اما چه می شود که به خاطر پیشه کردن نفاق در دنیا در ارتباط با آیات الهی و مومنین؛ در آخرت اهل آتشند: « یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَى نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (12) یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ (13) یُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قَالُوا بَلَى وَلَکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْکُمُ الأمَانِیُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ (14) فَالْیَوْمَ لا یُؤْخَذُ مِنْکُمْ فِدْیَةٌ وَلا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مَأْوَاکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلاکُمْ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ (15 حدید)».  

 موضوع دیگر اینکه راه تمسک به قران و برخورداری از نور آن به اذن و اراده الهی؛ در کفر به طاغوت و ایمان به « الله »[3]؛ و نیز مسلمان و محسن بودن[4] ؛ می باشد و نه جز آن.



[1]  - که این امر می رساند که همانا تنها دین، نزدِ خداوند؛ اسلام است و نه جز آن. به عبارت دیگر ما به عنوان پیشوند الهی در این زمینه باید بگوییم که « دین الهی » و نه « ادیان الهی؛ همانگونه که ایمان داریم: « إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ (19 آل عمران)».// اسلام؛ دینی که فطرت بشر بر آن قرار گرفته و بر آن اساس آفریده شده است : « فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (30 روم)با توجه به آیات 31-35.». // که هر کس دینی جز اسلام را بجوید و بپوید؛ هر گز از او پذیرفته نخواهد شد و در سرای دیگر از زیانکاران خواهد بود: « وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإسْلامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (85 آل عمران)» .  

[2] - مرتبط با رسالت حضرت موسی ع .

[3] - لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (256 بقره)

[4] - وَمَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ (22) وَمَنْ کَفَرَ فَلا یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ إِلَیْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (23 لقمان) .


  

 

گفتار سوم : نتیجه گیری تا اینجا ( مرتبط با دو گفتار قبل)

   تا اینجای بحث روشن شد که « نور » آسمانها و زمین، خداوند یکتا یا همان « الله » است و او کتاب قرآن را بر رسول خاتم ص که تصدیق کتب پیشین و تفصیل تمام امور در هر زمینه و هر زمان و مکانی است برای جهانیان به وی وحی و بر ایشان فرو فرستاد و آن را نوری قرار داد برای هدایت هر یک از بندگانش که بخواهد و نیز برای بیرون بردن « مردم » از تاریکی ها به سوی نور و روشنایی. و رسولانش را برای این ماموریت و رسالت ابلاغ آیاتش به اقوامشان، از نوح ع تا محمد ص بر انگیخت و به سویشان فرستاد و خود از آن جهت که « ولی مومنین » است آنان را از تاریکی ها به سوی نور بیرون می برد و با قرار دادن نوری؛ سینه ی آنها را برای اسلام می گشاید و ...؛ در واقع او اینگونه هدایت و رستگاری بندگانش را در دو گیتی با قرار دادن هدایت و بیان راه رشد از راه غی و ستم و طغیان با نزول قرآن فراهم و ترسیم نموده است و چند و چون وصول به رستگاری را فرو فرستاده است تا زمین خالی از هادی و هدایت الهی که همانا آن هدایت است نباشد: « وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (72) وَلا تُؤْمِنُوا إِلا لِمَنْ تَبِعَ دِینَکُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَنْ یُؤْتَى أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِیتُمْ أَوْ یُحَاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (73) یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ (74 آل عمران)»  //   « قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا یَنْفَعُنَا وَلا یَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأرْضِ حَیْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ (71) وَأَنْ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ (72 انعام) ».  

توضیح :پرسش

   هم اکنون با توجه به این مطالب؛ باید به اذن الله و بعونه بدبنال این بود که او برای موضوع این مقال یعنی « زندگی سالم » که صد البته از تاثیر و رابطه ی مستقیم آن با رستگاری و کامروایی نمی توان غافل بود؛ چه راه  « هدایتی » را قرار داده و فرو فرستاده است تا همه و از جمله مومنین از سلامت نفس برخوردار باشند و دچار آسیب های اخلاقی و بزهکاری ها و فساد و فحشای فردی و جمعی و شرک و کفر و نفاق روی زمین نشوند و در زمره ی پرهیزگاران باشند و ضمن یک زندگی سرشار از سلامت در زمان زنده بودنشان، پایان کارشان نیز برایشان همراه با رستگاری باشد و به فضل الهی حتا سرآمد و الگوی دیگران قرار گیرند و ... ؟

پاسخ

   روشن است که برای رسیدن به پاسخ در این زمینه برابر روشی که تا کنون پی گرفته شده و متقن و محکم است و بدان ایمان داریم؛ باید باز به کلام و کتاب مقدس خدا –الله-  یعنی قرآن کریم مراجعه کرد تا به نتیجه رسید؛ [1] مبنی بر اینکه پاسخ این پرسش چیزی نیست (والله اعلم) جز اینکه همچنان باید مقوله و واژه ی « نور » را مد نظر و ملاک عمل قرار داد تا اینکه افراد و جامعه ی انسانی ؛ تحقق " زندگی سالم " را و چند و چون رسیدن به آن را آن هم نه تنها بواسطه ی نور طبیعی خورشید و در روز روشن؛ بلکه به طریق اولی و به عنوان یک اصل ، همانگونه که پیرامون مقوله ی رستگاری صدق داشت؛ بر اساس آیات الهی تجربه و مشاهده کنند و با آراسته شدن به سجایای اخلاقی بدان گواهی دهند که آری؛ خداوند یکتا برای هدایت آدم و بنی آدم پیرامون هر موضوعی از جمله اینکه راه « زندگی سالم » و وصول بدان کدام می باشد، فرو گذار نکرده است و در این زمینه یعنی مقوله ی " زندگی سالم " هم هدایتی را با فرو فرستادن آیاتش بر حضرت محمد ص که همه در قرآن کریم است، قرار داده و به روشنی بیان نموده است ؛ که البته آن هدایت و بیان روشن در این رابطه یعنی موضوع تحقیق؛ چیزی نیست جز همان « نور » و سوره ی مبارکه ی " نور " و آیات مبین آن . به عبارت دیگر نه تنها شرط رستگاری در دو گیتی در سایه ی ایمان به آیات خدا و رسولانش و ... انجام اعمال صالح و تقوا و خشیت الهی است، بلکه به همان نحو شرط داشتن یک « زندگی سالم » نیز منوط به ایمان به خدا و فرشتگان و کتابها و آیات و رسولانش بدون هیچ فرق گذاشتنی میان آنها  و ایمان به سرای دیگر و نیز شنیدن و فرمان بردن از خدا و فرستاده او و عمل به آیات خدا و تفکر و تعقل و ... در آنها و دست کم مرتبط با این سوره یعنی سوره ی " نور" است.



[1]  - چرا که او همانطور که گذشت و ایمان داریم؛ هدایت بشر را برای کامیابی و رستگاری در قالب کلام و آیاتش و وحی آنها بر رسولانش از نوح ع تا محمد ص برای ابلاغ به مردم توسط آنها بیان و نازل نموده که همه در قرآن کریم مسطور است.


  

 

گفتار چهارم : سوره ی مبارکه ی نور 

الف ) سر آغاز این سوره ی مبارکه همچون دیگر سوره های قرآن مجید، به جز سوره برائت (توبه) با نام مقدس و یگانه ی خود آن حضرت جل عظمته یعنی « الله » که بخشنده و مهربان است می باشد : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ [1] .

ب ) « سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِیهَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لَّعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ [2]. (1) نور »

   توضیح اینکه خداوند یکتا این سوره را فرو فرستاده و واژه ی سوره را نیز در آن بکار برده و آن را واجب کرده ، که در این سوره آیاتی روشن نازل کرده است. باشد که مردم یادآور شوند و شأن نزول آن را که در برگیرنده ی چه موضوعاتی که در آیات بعد این سوره به صورت روشن بیان فرموده است برابر نام روشن این سوره، که « نور » است بدانند؛ بشنوند و فرمان ببرند و ترویج و تبلیغ نمایند. ان شاءالله .

پ ) « الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ[3](2) الزَّانِی لَا یَنکِحُ إلَّا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لَا یَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ[4](3) وَالَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ[5](4) إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ[6](5) وَالَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ یَکُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ[7] (6) وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَیْهِ إِن کَانَ مِنَ الْکَاذِبِینَ[8] (7) وَیَدْرَؤأُعَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ[9](8)وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْهَا إِن کَانَ مِنَ الصَّادِقِینَ[10] (9) نور».

   این آیات کریمه می رساند که حفظ و ارتقای سلامت نفس و سلامت زندگی اعم از فردی ، مشترک و اجتماعی در دوری از انجام عمل زنا و دوری از نسبت دادن آن به دیگران، خواه نسبت دادن فردی به زن و یا زنانی و خواه نسبت دادن مردی به همسرش باشد. چه آنکه مرتبط با فعل زنا باید حکم خدا مبنی بر لزوم اجرای حد در مورد فاعلین زنا صورت پذیرد. و در ارتباط با نسبت دهندگان زنا به زنان  ، لازم است که برای صدق ادعای خود چهار گواه بیاورند در غیر این صورت تبعات آن برابر حکم خدا به شرح آیات مربوطه ی فوق دامن آنان را خواهد گرفت. که البته خداوند یگانه مرتبط با این امر راه توبه و اصلاح را باز گذاشته است. و اما در ارتباط با نسبت دادن این امر از سوی مردی به همسرش و نبودن چهار شاهد؛ لازم است که چهار بار به نام " الله " سوگند یاد کنند و در بار پنجم هم برای صادق بودن ادعای خود و یا کاذب دانستن ادعای دیگری باز به نام خداوند سوگند یاد کنند . و روشن است که این گروه نیز از آنجا که خداوند به تمام امور آگاه است؛ در صورت ادعا و سوگند دروغ به شرح مذکور، تبعات کار خود را خواهند دید.

 نتیجه اینکه اولین مانع سر راه یک « زندگی سالم » فردی و بدنبال آن مشترک و اجتماعی؛ انجام عمل زنا و یا نسبت دادن آن به دیگران بدون یقین و یا گواه آوردن است. و روشن است که این باید جزیی از زندگی مومنین باشد که از این امور پرهیز نمایند و بر اساس آیه ی 3 نور ، نه تنها بدانند که نکاح آنان با زن و یا مرد زناکار و نیز مشرک[11] حرام است بلکه بدانند که نباید نزدیک این عمل شوند چرا که بد راهی است[12] و همچنین بدانند که این عمل پلید از ویژگی های بندگان خدای بخشنده نیست[13].  

    اضافه اینکه؛ اما این موضوع یعنی دوری از زنا، حکمت دیگری هم دارد و آن این است که تضمین کننده ی « سلامت نسل بشر » از جنبه ی تکثیر است که برای تحقق این مهم؛ لازم است که هر قوم و امتی به صورت مشروع و در قالب « ازدواج » با مناسک قرار داده شده توسط خداوند یکتا مبادرت نماید. و البته روشنتر است که مومنین باید ضمن عمل؛ آیات خدا را برای تمام بندگان خدا برای ایمان آوردن به اذن حضرتش و ... بخوانند.



[1] - به نام خداوند بخشاینده مهربان .

[2] - .سوره ای است که آن را نازل کرده ایم و واجبش ساخته ایم و در آن آیاتی روشن فرستاده ایم باشد که پند گیرید.

[3] - زنان و مردان زناکار را هر یک صد ضربه بزنید و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، مباد که در حکم خدا نسبت به آن دو دستخوش ترحم گردید و باید که به هنگام عذاب کردنشان گروهی از مؤمنان حاضر باشند.

[4] - مرد زناکار، جز زن زناکار یا مشرک را نمی گیرد، و زن زناکار را جز مرد، زناکار یا مشرک نمی گیرد و این بر مؤمنان حرام شده است.

[5] - کسانی را که زنان عفیف را به زنا متهم می کنند و چهار شاهد نمی آورند ،هشتاد ضربه بزنید، و از آن پس هرگز شهادتشان را نپذیرید که مردمی فاسقند.

[6] - مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و به صلاح آیند زیرا خدا آمرزنده و مهربان است .

[7] - و کسانی که زنان خود را به زنا متهم می کنند و شاهدی جز خود ندارند،، شهادت هر یک از آنها را چهار بار شهادت است به نام خدا که از راستگویان است .

[8] - و بار پنجم بگوید که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.

[9] - و اگر آن زن چهار بار به خدا سوگند خورد که آن مرد دروغ می گوید، حد ازاو برداشته می شود .

[10] - و بار پنجم بگوید که خشم خدا بر او باد اگر مرد از راستگویان باشد .

[11] - وَلا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلأمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَلا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ أُولَئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ یَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَیُبَیِّنُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (221 بقره) .

[12] - وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا (32 اسرا).

[13] - وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ وَلا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا (68) یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا (69) إِلا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا (70) وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا (71 فرقان).


  

 

ت ) « وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَکِیمٌ [1] (10) نور» .

    و این بدان معناست که اگر خداوند یکتا در شروع این سوره ی مبارکه از انجام عمل زنا و یا نسبت دادن آن به دیگران بدون آوردن چهار گواه، باز می دارد و احکام و حدودی را برای این دو گروه بیان می فرماید و حتا راه توبه به درگاهش و اصلاح را برای نسبت دهندگان امر به دیگران که چهار شاهد نداشته اند باز می گذارد و ...؛ همه و همه بدان خاطر است که این ها از فضل و رحمت او بر بندگانش و مومنین که توبه پذیر و در نزول آیات و بیان مصالح بندگانش حکیم است ناشی می شود، تا هیچ گاه با این امور ناشایست ، " سلامت نفس و زندگانی " بندگانش از مومنین با این آیات روشن به خطر نیفتد ؛ و کسی از بندگانش با انجام این گناهان، بدون ایمان و عمل صالح و یا اصلاح امر از دنیا نرود. به هر جهت همانطور که بیان شد لازم است که مومنین ضمن شنیدن و فرمان بردن آیات خدا؛ آنها را برای هدایت یافتن مردم به اذن الهی و دست برداشتن از این امور ناشایست و نهی شده ی مزبور و توبه به درگاهش و اصلاح امر بخوانند.

ث ) « إِنَّ الَّذِینَ جَاؤُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِی تَوَلَّى کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ [2] (11) لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ[3] (12) لَوْلَا جَاؤُوا عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِکَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ [4] (13)وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِی مَا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ[5] (14)إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکُم مَّا لَیْسَ لَکُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ[6] (15) وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا یَکُونُ لَنَا أَن نَّتَکَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَکَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ[7](16)   یَعِظُکُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ[8](17) وَیُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ[9] (18) نور ».  

   این آیات کریمه که باز در جهت حفظ سلامت زندگی مومنین و بلکه ارتقاء و کمال آن است میرساند که مومنین نباید بدون « دانش » پیرامون آنچه در ارتباط با دیگران که بهتان است، چیزی را نخست باور کنند و بعد هم برای دیگران بازگو نمایند. چرا که برای همه ی مشمولین امر اعم از سرآغاز این بهتان و بدنبالش پخش و شایع کنندگان آن، تبعات دنیایی و آخرتی از سوی خداوند در بر خواهد داشت. و این بدان معناست که وقتی انسان برابر کلام مقدس الهی به چیزی دانش ندارد، نباید بر آن توقف نماید چرا که مسئولیت دارد.[10].  

    به هر جهت خداوند یکتا ، باز مومنین را مشمول فضل و رحمت خود در دنیا و آخرت قرار داده و نه تنها با بیان این آیات؛ آنان را به راه راست از جانب خود راهنمایی کرده و راه را برای باقی ماندن در نور و بیرون رفت از تاریکی ها بدانان با آیاتش نموده، بلکه باز از فضل و رحمتش به آنان یادآور شده و اتمام حجت نموده که پس از نزول آیاتش و آمدن « دانش کتاب » برای آنها، دیگر نباید پیروی بهتان ها و اموری را که بدان دانش ندارند را بنمایند و حتا آن را سهل گرفته بازگو و شایع کنند چرا که با آمدن « دانش » و هدایت بر اساس آیات الهی و بازگشت به قبل و یا باقی ماندن در قبل یعنی شنیدن و باور و شایع کردن بهتانها در ارتباط با دیگر مومنین؛ سر انجام چنین کارهایی را فقط خداوند یکتا می داند، چرا که آیات خود را که دانای به تمام امور و فرزانه و حکیم است را به روشنی برای همه بیان نموده است.

 به هر جهت برای دانستن کم و کیف راههای کسب و باقی ماندن در صحت و سلامت نفس و سعادت زندگی، باید آیات خداوندی را ملاک ایمان خویش قرار داد و ضمن عمل به آن برای دیگران نیز آیات روشن قرآن را خواند و ترویج و تبلیغ کرد و نه کلام دیگری جز آن را. تا به فضل الهی و با انجام اعمال صالح، از کامروایان و رستگاران در ضمن یک زندگی سالم بود. ان شاءالله.



[1] - چه می شد اگر فضل و رحمتی که خدا بر شما ارزانی داشته است نمی بود ? واگر نه این بود که خدا توبه پذیر و حکیم است ? 

[2] - کسانی که آن دروغ بزرگ را ساخته اند گروهی از شمایند مپندارید که، شمارا در آن شری بود نه ، خیر شما در آن بود هر مردی از آنها بدان اندازه از گناه که مرتکب شده است به کیفر رسد، و از میان آنها آن که بیشترین این بهتان را به عهده دارد به عذابی بزرگ گرفتار می آید

[3] - چرا هنگامی که آن بهتان را شنیدید مردان و زنان مؤمن به خود گمان نیک نبردند و نگفتند که این تهمتی آشکار است ?

[4] - چرا چهار شاهد بر ادعای خود نیاوردند ? پس اگر شاهدانی نیاورده اند،، در نزد خدا در زمره دروغگویانند.

[5] - اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت ارزانیتان نمی بود، به سزای آن سخنان که می گفتید شما را عذابی بزرگ در می رسید.

[6] - آنگاه که آن سخن را از دهان یکدیگر می گرفتید و چیزی بر زبان می راندیدکه در باره آن هیچ نمی دانستید، می پنداشتید که کاری خرد است ، و حال آنکه در نزد خدا کاری بزرگ بود .

[7] - چرا آنگاه که این سخن شنیدید نگفتید: ما را نشاید که آن را باز گوییم،،پروردگارا تو منزهی ، این تهمتی بزرگ است ?

[8] - خدا شما را اندرز می دهد که اگر از مؤمنان هستید، بار دیگر گرد چنان کاری مگردید.

[9] - خدا آیات را برای شما بیان می کند و خدا دانا و حکیم است .

[10] - وَلا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولا (36 اسرا).


  

 

ج ) « إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[1](19)وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّه رَؤُوفٌ رَحِیمٌ[2] (20)  نور ».  

   برابر آیه ی 19 این سوره یعنی نور، از دیگر مواردی که باعث می شود که کسی نه تنها از « سلامت نفس و آرامش و عافیت زندگی » برخوردار نباشد؛ بلکه نتیجه ی کارش گرفتار عذاب دردناک خداوندی شدن باشد؛ این است که چنین کسی یا کسانی ، دوستدار این باشند که فحشا در بین مومنین شایع شود.

   پس یکی دیگر از عوامل موثر در سلامت زندگی به ویژه "فردی"؛ اعم از دنیایی و آخرتی، در پرهیز از این امر ناستوده و نکوهیده و غیر مشروع یعنی دوست داشتن شیوع فحشا اعم از زنا و لواط در بین مومنین است. و تمام اینها برای اینکه کسی بدنبال چنین کاری و راهی نرود و یا اگر خدای ناکرده رفته و از حکم الهی پیرامون آن برابر این آیه ی روشن الهی آگاهی نداشته و ندارد و به محض دانش پیدا کردن باید به درگاهش توبه و انابه نماید؛ همه و همه به فضل و رحمت گسترده ی الهی بر بندگانش که مهرورز و مهربان است بر می گردد، تا مبادا با این کار ناپسند خویش مورد عذاب دردناکش قرار گیرند و سعید و سلامت در دنیا و آخرت نباشند و ...

چ ) « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَن یَشَاء وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ[3] (21) نور».

   برابر این آیه ی کریمه، مومنین نباید پیروی وسوسه ها و گامهای شیطان را بنمایند؛ چرا که نتیجه اش چیزی جز فحشا و منکر که مصادیق آن همانا در آیات پیشین گذشت، یعنی همان زنا و یا نسبت دادن بدون گواه و ... به دیگران نمی باشد. (والله اعلم). و اگر کسی هم پاکیزه نفس مانده، همانا بخاطر فضل و رحمت خداوندی است و بنابراین باید از او به عنوان مومنین بخواهیم که ما را به لطف خود پاکیزه گرداند  و پاکیزه و به دور از وسوسه های شیطان بدارد که همانا او شنوای داناست.

   به طور کلی و البته بر اساس آیات قرآنی؛ دلیل اینکه چرا نباید دنباله روی گامهای شیطان را کرد، از آن جهت است که او از فرمان خداوند مبنی بر سجده بر آدم سر پیچی کرد و چون از خدای یکتا تا قیامت مهلت خواست و اجابت شد، پس به عزتش سوگند یاد کرد که آدم و بنی آدم را به جز بندگان مخلص او اغوا و گمراه کند و ... لذا از این جهت است که خداوند یکتا می فرماید که پیروی گامهای شیطان؛ یعنی بدنبال فحشا و منکر رفتن. چرا که او یعنی شیطان، کارش این است که به فحشا و منکر امر کند، در حالی که این خداوند یکتاست که به عدل و احسان و دادن حق خویشان امر و از فحشا و منکر و بغی، نهی می نماید.[4]    

ح ) « وَلَا یَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنکُمْ وَالسَّعَةِ أَن یُؤْتُوا أُوْلِی الْقُرْبَى وَالْمَسَاکِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ[5] (22) نور» .

   این آیه ی کریمه ، اهمیت و نقش انفاق و بخشش مومنین از آنچه که خداوند به توانمندانشان از دارایی داده را ؛ در حق نزدیکان و تهیدستان و مهاجرین در راه خدا و گذشتن از آنها و همدلی و همدمی با یکدیگر را می رساند که اگر کسی دوستدار برخورداری از آمرزش الهی است باید به این امور توجه داشته باشد و عمل نماید و از بخل دوری کند که همانا این امور نیز هست که در سلامت زندگی افراد و کامیابی و رستگاریشان ضمن برخورداری از مغفرت و رحمت الهی موثر است. ان شاءالله

خ ) « إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ[6](23) یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ[7](24) یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللَّهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَیَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ[8] (25) نور» .

   این آیات کریمه میرساند که هیچ کس مجاز نیست به زنان مومن بی خبر از گناه، نسبت زنا دهد چرا که عواقب بدی برای چنین کسی از تهمت زننده در دو سرا خواهد بود، همانگونه که برابر آیات 4-5 همین سوره کسی نمی توانست بدون آوردن چهار شاهد، به زنان پاکدامن نسبت زنا دهد، چرا که این کار هم تبعات خود را برای نسبت دهنده برابر کلام الهی بدنبال خود داشت.

د ) « الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُوْلَئِکَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ[9] (26) نور ».

   این آیه ی کریمه به روشنی تکلیف مومنین را در قبال زنان و مردان ناپاک و بالعکس زنان و مردان پاکدامن و نتیجه کار اینها بیان فرموده است. این بدان معناست که این دو گروه یکسان نیستند و زندگی و سرانجام یکسانی هم در دو سرا نخواهند داشت. والله اعلم.



[1] - برای کسانی که دوست دارند در باره مؤمنان تهمت زنا شایع شود، در دنیاو آخرت عذابی دردآور مهیاست خدا می داند و شما نمی دانید.

[2] - چه می شد اگر فضل و رحمتی که خدا به شما ارزانی داشته است نمی بود، واگر نه این بود که خدا مهربان و بخشاینده است .

[3] - ای کسانی که ایمان آورده اید، پای به جای پای شیطان مگذارید و هر، که پای به جای پای شیطان گذارد، بداند که او به فحشا و منکر فرمان می دهد و اگر فضل و رحمتی که خدا بر شما ارزانی داشته است نمی بود، هیچ یک از شما هرگز روی پاکی نمی دید ولی خدا هر کس را که بخواهد پاکیزه می سازد و خدا شنوا و داناست .

[4] - إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ  (90 نحل) با توجه به آیات 91-97 .

[5] - توانگران و آنان که گشایشی در کار آنهاست ، نباید سوگند بخورند که به، خویشاوندان و مسکینان و مهاجران در راه خدا چیزی ندهند باید ببخشند و ببخشایند آیا نمی خواهید که خدا شما را بیامرزد ? و خداست آمرزنده مهربان .

[6] - کسانی که بر زنان پاکدامن و بی خبر از فحشا و مؤمن تهمت زنا می زنند،در دنیا و آخرت لعنت شده اند و برایشان عذابی است بزرگ ،

[7] - روزی که زبانشان و دستهایشان و پاهایشان به زیانشان بر کارهایی که می کرده اند شهادت دهند

[8] - آن روز که خدا جزایشان را به تمامی بدهد و بدانند که خدا حقیقت آشکار، است .

[9] - زنان ناپاک برای مردان ناپاک و مردان ناپاک برای زنان ناپاک و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک آنها از آنچه در باره شان می گویند منزهند آمرزش و رزق نیکو برای آنهاست.

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ