سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10212
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 39- والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعة یحسبه الظمئان ماءً حتی اذا جاءهُ لم یجده شیئا و وجدالله عنده فوفاه حسابه ق والله سریع الحساب.

     خداوند یکتا در آیه ی قبل نتیجه ی کار کسانی را که مشمول آیه ی 37 با توجه به آیه ی 36  این سوره یعنی نور بودند را بیان فرموده مبنی بر اینکه چنین کسانی از نیکوکاران به شمار آمده و می آیند. در واقع خدای یکتا تصریح فرموده است که ذکر الله را گفتن و نماز را بر پا داشتن و زکات را دادن و از روز دیگر ترسیدن در عین اشتغال داشتن و در جامعه و با جمع بودن به لحاظ داد و ستد کردن و اینها؛ همه و همه از مصادیق و نمودهای نیکوکاری است که خدای یکتا بابت همه ی اینهاست که پاداش بهتر به عاملین آنها می دهد و از فضلش بر آنها می افزاید و روزی بی شمارشان می دهد. امری که خدای یکتا در سوره ی لقمان نیز بدان اشاره فرموده است که محسنین و نیکوکاران چه کسانی و با چه ویژگی هایی هستند : « بسم الله الرحمن الرحیم. الم. تلک آیات الکتاب الحکیم. هدی و رحمة للمحسنین. الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم بالاخرة هم یوقنون. اولائک علی هدی من ربهم ص و اولائک هم المفلحون. (1-5 لقمان) » .

     اما خدای یکتا در این آیه ی کریمه یعنی آیه ی 39 نتیجه ی کار کفار را و کسانی را که آن کارهای نیکو را انجام نمی دهند را بیان می فرماید مبنی بر اینکه کارهای آنان همانند یک سراب می ماند به نحوی که یک فرد تشنه آن را آب می پندارد و به سوی آن شتابان می رود اما وقتی به آنجا می رسد آبی نمی یابد و در نهایت اینکه چنین کسی از کافرین تنها خدا را ناظر بر اعمال خود می یابند؛ خدایی که یکتاست و حسابرس اعمال همه و لذا خیلی زود به حساب هر کس از آنان بر اساس زود حسابرسی اش خواهد رسید.

    نتیجه اینکه نباید نسبت به موارد آمده در آیه ی 37 یعنی همان فرایض دین و اصل دین که ذکر خدا و نماز و زکات و معاد باشد حالت غفلت داشت بلکه باید عامل بدانها بود تا در زمره ی نیکوکاران باشیم. ان شاءالله.

40- او کظلمات فی بحر لجی یغشاه موج من فوقه موجٌ من فوقه سحاب ج ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج یده لم یکد یراها ق و من لم یجعل الله له نوراً فما له من نور.

   و در ادامه ی آیه ی قبل؛ خدای یکتا می فرماید که باز نتیجه ی کارهای کفار و ناسپاسان همانند این است که گوئیا در تاریکی هایی از دریای عمیق هستند که خروشان است و موجی بالای موجی آن دریا را بپوشاند و بالای آن ابری آید که تاریکی ها بر فراز یکدیگر قرار گیرند و هنگامی که چنین کافری دستش را بیرون می آورد چیزی را نمی تواند ببیند. چرا که وقتی خدای یکتا برای کسی نوری قرار ندهد؛ نتیجه این می شود که برایش نوری نخواهد بود تا بدان وسیله راه یابد و از تاریکی های نادانی و گمراهی بیرون رود.

    نتیجه اینکه انسان در پرتو نور است که راهنمایی می شود و چیزها را می شناسد و ... اینکه این خدای یکتاست که نور را برای راهنمایی شدن جن و انس قرار می دهد چرا که همانطور که در آیه ی 35 گذشت و باور ما نیز می باشد این تنها خداست که نور آسمان ها و زمین است و مورد دیگر اینکه برای برخورداری از این نور نباید از ناسپاسان و کفار بود. پس باید از خدا بخواهیم که باز ما را در زمره ی کسانی قرار دهد که به واسطه ی نور او راهنمایی می شوند که همانا مصداق نور او که برای همه ی مردم است و بدان وسیله می توان راه راست را یافت و بدان سو راهنمایی شد؛ تنها و تنها قرآن کریم است که بر حضرت محمد ص فرو فرستاده شده است[1] که مصدق کتب پیشین است و تفصیل برای تمام امور و رحمتی برای گروه مومنین و نه کتاب و یا کلامی جز آن : « لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب ق ما کان حدیثا یفتری ولکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کل شیء و هدی و رحمة لقوم یؤمنون. (111 یوسف) ».    

41- ألم تر ان الله یسبح له من فی السماوات و الارض و الطیر صافات ص کل قد علم صلاته و تسبیحه ق والله علیم بما یفعلون.

    مخاطب خاص این آیه پیامبر مکرم اسلام است که خدای یکتا از وی پرسیده است آیا ندیدی که هر که در آسمان ها و زمین است و نیز مرغان که در هوا پر می گشایند همه به تسبیح الله مشغولند و همه ی آنها نماز و تسبیحشان را در این رابطه می دانند و خدا به آنچه می کنند داناست؟

    ننتیجه ی این مخاطب قرار گرفتن نخست اینکه شاید این امر به معراج پیامبر مکرم اسلام ص بر گردد که در این سیر همه ی این موارد را دیده باشد. (والله اعلم) . اما آنچه از این آیه ی کریمه بر می آید اینکه همه چیز از آفریده ها از مجرد و محسوس و جاندار و بی جان تسبیح خدای یکتا می گویند و نماز می خوانند و به طور کامل هم بر این دو مقوله واقفند. پس برآیند این بحث ضمن نظرداشت این نکته که همه چیز به تسبیح خدای یکتا مشغول است؛ اینکه همه ی این آفریده ها " نماز " نیز می خوانند و لذا می شود پی برد که امر نماز فقط مخصوص انسان و بر او تنها فرض نیست و بنابراین لازم است که این آفریده ی خدا یعنی جانشین او در زمین نیز این مقوله و فریضه را بداند و خوب به جا آورد و این خود دلیلی است بر اینکه نه تنها مومنین نمی توانند نماز را تضییع نمایند یا در خواندنش کوتاهی نمایند بلکه کسی هم نمی تواند که آن را تعطیل نماید. و دیگر اینکه پی برده می شود که چرا خدای یکتا این همه بر فرع نماز و این فریضه بر مومنین تاکید می فرماید، آری از آن جهت که نماز فراگیر همه ی آفریده های خدا در هر زمان و مکانی است. « ألم تر ان الله یسجد له من فی السماوات و من فی الارض و الشمس و القمر و النجوم و الجبال و الشجر و الدواب و کثیر من الناس ص و کثیر حق علیه العذاب ق و من یهن الله فما له من مکرم ج ان الله یفعل ما یشاء . (18 حج با توجه به آیات 19-25 ). »   

42- و لله ملک السماوات و الارض ص و الی الله المصیر.

    هم اکنون شاید این سوال پیش بیاید که چرا و چگونه است که همه چیز در آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است و حتا پرندگان هوا تسبیح او را می گویند و نماز خود را در این زمینه می دانند؟ روشن است پاسخ را باید در این آیه جست و گفت این تسبیح و نماز از این جهت است که پادشاهی آسمان ها و زمین برای خدای یکتا یعنی همان " الله " است و در واقع خدایی جز او در آسمان ها و زمین نیست : « و هوالله فی السماوات و فی الارض یعلم سرکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون. (3 انعام) » .خدایی که بازگشت همه به سوی اوست و بنابراین آدمی نیز به عنوان جانشین خدا هم باید به تسبیح برای او بپردازد و هم نماز را به پا دارد و هم اینکه بداند که اگر مومن باشد یا کافر و مشرک ، به هر جهت بازگشتش همانند سایر موجودات به سوی خدای یگانه است و البته که در آن سرا نتیجه ی اعمالش را خواهد دید. اگر از کنندگان کارهای بد باشد جزایی همانند آن خواهد دید، اما اگر از مومنین و کنندگان کارهای شایسته باشد نتیجه ی خوب می بیند؛ خواه زن باشد یا مرد: « من عمل سیئة فلا یجزی الا مثلها ص و من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فاولائک یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب. (40 غافر) ». به هر جهت باید دانست که خدای یکتا در امان ماندن از هراس سرای دیگر را در آوردن نیکوکاری ها می داند و نه انجام کارهای بد: « من جاء بالحسنة فله خیر منها و هم من فزع یومئذ آمنون. و من جاء بالسیئة فکبت وجوههم فی النار هل تجزون الا ما کنتم تعملون. (89-90 نمل) » .  

43- ألم تر ان الله یزجی سحابا ثم یؤلف بینه ثم یجعله رکاماً فتری الودق یخرج من خلاله و ینزل من السماء من جبال فیها من بردٍ فیصیب به من یشاء و یصرفه عن من یشاء ص یکاد سنا برقه یذهب بالابصار.

    اینکه خداوند یگانه در این آیه ی کریمه پس از اثبات اینکه همه چیز به تسبیح او مشغولند چرا که پادشاهی آنها از آن اوست و بازگشت شان نیز به سوی او؛ ثابت می کند که یگانه است و لذا با آوردن آیه ای پیرامون آنچه که محسوس است باز این امر را اثبات می نماید. یعنی بیرون آوردن باران یا تگرگ از ابرهای انباشته و ضرر رساندن به برخی افراد و بازداشتن افرادی دیگر از این ضرر که به نوعی از این دوگونگی امر می شود پی به یگانگی خدا برد که یگانه ای هست و باید باشد که چنین اراده کند تا مردم عبرت گیرند و با تفکر و تعقل پی به وجود مقدس او که یگانه است ببرند. چرا که همه ی اینها می رساند که سخن و قول خداوند با فعل و رفتار او یکی است.

   به عبارت دقیق تر یک همخوانی و سازگاری میان آیات فعلی خدا یعنی همان آفرینش او و آیات قولی یا گفتاری او که همه در قرآن کریم است وجود دارد که باید همه را از فضل و رحمت الاهی دانست از آنها درس گرفت و بر ایمان خود افزود و از نیکوکاران بود که همانا همه ی این آیات برای هدایت یافتن است تا اینکه انسان به همراه جن خدای یگانه را بپرستد. چرا که این دو گروه برای همین هدف آفریده شده اند: « و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. (56 ذاریات) ».  

    البته باید دانست که تفاوت آیات فعلی و قولی خدای یکتا یکی در این است که آیات فعلی او بر آیات قولی اش تقدم دارد و دوم اینکه در آیات قولی خدای یکتا بر خلاف آیات فعلی اش تغییر و دگرگونی نیست یعنی کتب الاهی از جمله قرآن کریم را هرگز دگرگونی و نیستی در بر نمی گیرد در حالی که همه چیز از آفریده ها یا همان آیات فعلی خدا را همانگونه که می بینیم فرسایش و مرگ و نابودی در بر می گیرد .  

44- یقلب الله الیل و النهار ج ان فی ذالک لعبرة لاولی الابصار.

   و اینکه خدای یگانه علاوه بر این ها گرداننده ی شب و روز نیز هست که همانا این مهم برای صاحبان دیده ها مایه ی پند و عبرت است. چرا که او در واقع آفریننده ی شب و روز نیز هست پس باید در آن و اختلاف آن اندیشه نیز نمود و خردمندی و پرهیزگاری پیشه کرد:« ان فی خلق السماوات و الارض واختلاف الیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لآیات لقوم یعقلون. (164 بقره).[2] »   // « ان فی اختلاف الیل و النهار و ما خلق الله فی السماوات و الارض لآیات لقوم یتقون . (6 یونس) » . و افزون بر این امر اینکه باید دانست که در حقیقیت اختلاف شب و روز برای خدای زنده کننده و میراننده است و از این جهت می باشد که باید در این آیات خرد ورزید: « و هوالذی یحی و یمیت و له اختلاف الیل و النهار ج افلا تعقلون. (80 مومنون). »

    اگر دقیق شویم خواهیم دید که وقتی خدای یکتا می فرماید که در این گرداندن شب و روز و یا آنگونه که در جایی دیگر می فرماید وارد کردن آنها بر یکدیگر[3] یک عبرتی برای صاحبان دیده ها و ... است این بدان معناست که هر فرد انسانی که به رشد رسیده است لازم است که با دیدن این امور بر روی آنها اندیشه نماید و خرد بورزد و به واسطه ی زوج بودنشان همچون شب و روز پی به یگانگی خدا ببرد چرا که شب و روز نه تنها دو تاست که به لحاظ تاثیر گذاری هم یکسان نیستند. چرا که روز، همراه با نور است و ما در آن موجوداتِ متنوع و کثیر برخوردار از زوجیت را می بینیم؛ نر و ماده/ جان دار و بی جان/ خشکی و تری/ زمین و آسمان/ کشش و رانش /   و ... لذا همه ی این بدیهیات یعنی اینکه این زوجیت ها به یک یگانگی ختم می شود. امور زوج گونه ای که همه آفریده ی خداست، حتی امور معنوی همچون علم و جهل / کفر و ایمان و ... : « سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون. (36 یاسین) ».  و لذا باید از این زوجیت ها به سوی خدای یگانه گریخت : « و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون. ففروا الی الله ص انی لکم منه نذیر مبین. (49-50 ذاریات) ». اما شب؛ هر چند مایه ی آرامش است اما هر چه تاریکی بیشتر باشد و انسان تنها تر؛ به همان نسبت نیز بیشتر می ترسد و بالاتر از این ها اینکه در تاریکی شب چیزی دیده نمی شود تا انسان بخواهد دانشی پیرامون چیزی به دست آورد و ... لذا چون همه ی این موارد را ما حتا با گردش شب و روز می بینیم باید که از آن پند گیریم . پی به یگانگی خدا ببریم و در جهت پرستشش بکوشیم که خدایی جز او نیست .

    باری خدای یکتا پیرامون شب و روز ضمن سوگند یاد کردن از آنها طی آیاتی در سوره هایی همچون شمس و لیل و ضحی سخن به میان آورده است.



[1] - آیات 52- 53 شورا .

[2] - و همینطور است در این رابطه آیات 190 آل عمران با توجه به آیات 189- 198 و نیز آیه ی 5 سوره ی جاثیه. که همانطور که از متن این آیات بر می آید خدای یکتا با بیان فرو فرستادن آب از آسمان و زنده کردن زمین مرده با آن با انواع روییدنی ها، می خواهد تا برای خردمندان اثبات نماید که در تمام این تغییرات و اختلاف ها از پدیده ها که می بینیم؛ همه و همه بیانگر این موضوع است که رستاخیز که تنها دانش آن نزد او است روزی بر پا خواهد شد. پس باید ضمن خردورزی در این آیات از این مهم درس گیرند و هر کس از مردم از انکار و یا اعراض از این روز با توجه به آین آیات فعلی و قولی خداوند بپرهیزد.

[3] - یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ هُوَ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (6 حدید) . //  تولِجُ الَّیلَ فی النَّهارِ وتولِجُ النَّهارَ فى‏الَّیلِ وتُخرِجُ الحَی مِنَ المَیِّتِ وتُخرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَی وتَرزُقُ مَن تَشاءُ بِغَیرِ حِساب (27    آل عمران).

 

 






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ