سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 14
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 10217
کل یادداشتها ها : 18
خبر مایه


 

 35- الله نور السماوات و الارض ج مثل نوره کمشکاة فیها مصباح ص المصباح فی زجاجة ص الزجاجة کأنها کوکبٌ دریٌ یوقد من شجرة مبارکة زیتونةٍ لا شرقیة و لا غربیةٍ یکاد زینتها یضیءُ و لو لم تمسسه نار ج نورٌ علی نور ق یهدی الله لنوره من یشاء[1] ج و یضرب الله الامثال للناس ق والله بکل شیءٍ علیم.

   این آیه ی کریمه می رساند که خداوند یکتا نور آسمان ها و زمین است. خدای یگانه در ادامه در این آیه ی کریمه کیفیت این نور را و اینکه آن نوری است بر نوری و بدان نور هر که را بخواهد راهنمایی می کند را بیان می فرماید. و نهایت اینکه او مثال ها را برای مردم می زند که همانا او به هر چیزی داناست.

   نتیجه ای که می شود از این آیه گرفت اینکه خدای یکتا به نوعی خویش را از منظر نور بودنش وصف فرموده است. و دیگر اینکه نوری جز نور خدا وجود ندارد که نمود آن در محسوسات در آسمان ها و زمین است و دست کم آنچه است که در اشیای گوناگون با شدت و ضعف می بینیم و هر چیزی از جانداران از جمله انسان بدین وسیله هدایت می شود. یعنی اگر نوری نباشد هیجگاه انسان هدایتی برایش میسر نیست چه آنکه هم باید اطراف و اشیا را ببیند و هم راه را بیابد تا بدان وسیله آن را بپیماید. به عبارت دیگر حرکت هر موجود جانداری به سوی نور است. گیاهان تلاش می کنند که خود را به سمت نور برسانند. حیوانات اعم از خشکی و دریا هر کجا که نوری باشد و تا آنجا که شرایط وجودیشان اجازه بدهد بدان سو می روند و انسان هم حرکتش همیشه به سوی جایی است که نور باشد و اگر خورشید غروب کند باز بدنبال سایر وسایلی است که هر چند اندک اما او را با نورش راهنمایی کند و ...

   اما انسان علاوه بر این به طور فطری و ذاتی بدنبال وجودی است که دارای صفات گوناگون یکتایی؛ زنده ی پاینده و نامیرا بودن؛ آفریننده و میراننده و زنده کننده و بازگشت دهنده ی امور به سوی خود؛ بخشنده و مهربان و آمرزنده و لطیف و خبیر و  ... نور است. و بدیهی است که برای برخورداری از این نور با هدف راهنمایی شدن و رستگاری لازم است که هم به او و این توحید ذاتی و صفاتی و افعالی اش ایمان آورده شود و هم اینکه به هر آنچه که او به واسطه ی پیامبرانش تا پیامبر خاتم ص در قالب آیات و کتاب نازل شده است ایمان آورده و شنیده و فرمان برده شود، به نحوی که بشود از این نور به لطف حضرتش که به سوی راه راست است راهنمایی شد که از جمله ی آنها برای اینکه کسی در زمره ی افرادی قرار گیرد که به نور خداوندی هدایت شود این می باشد که به سخنان او گوش فرا دهد و از هر گونه اعمالی که موجبات انواع فسادها و فحشاها را که نمونه ی آنها نزدیک شدن به زنا و یا انتساب آن به افراد مومن بدون دلیل می باشد و فراهم می آورد دوری نماید. به عبارت دیگر برخورداری از نور الاهی برای راهنمایی شدن در پرهیز از گوش ندادن و عمل نکردن به آیات خدا از جمله آیات این سوره است که تا کنون ذکر شده است. یعنی اگر کسی برای نمونه آیات ذکر شده ی این سوره تا حال را گوش دهد و فرمان ببرد به عنوان یک مومن از کسانی خواهد بود که به لطف الاهی از نور او برای هدایت شدن به راه راست برخوردار خواهد شد.

    پس همانا با نور خداست که می شود راهنمایی شد، چرا که این او است که نور آسمانها و زمین است و بنابراین همه ی مردم باید به این مثل ها گوش فرا دهند اگر در پی راهنمایی و رستگار شدن برابر فطرت خود هستند. و بدیهی است که وقتی صحبت از مردم می شود یعنی اینکه مومنین موظف هستند که ضمن عمل به آیات قرآن؛ تنها کلام مقدس الاهی را برای دیگر مومنین و نیز همه ی مردم بخوانند تا آنان نیز به فضل الاهی به راه راست هدایت شوند. در واقع فقط این کلام الاهی است که هدایت را برای مردم که برخوردار از نورنیز می باشد بدنبال خود دارد و نه کلامی جز آن، و بنابراین هر کس که بدنبال راهنمایی شدن است لازم است که به نور الاهی تمسک پیدا کند.

    امید اینکه ما از کسانی باشیم که به اراده ی خداوندی از نور او برخوردار و هدایت می شوند. آمین یا رب العالمین. که ماندگارترین نور الاهی کتاب قرآن است که از ویژگی های این کتاب به عنوان یک نور این است که مردم را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون می برد: « بسم الله الرحمن الرحیم. الر ج کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور بإذن ربهم الی صراط العزیز الحمید. (1 ابراهیم) » .[2]

    و تمام اینها بدان خاطر است که کتاب قرآن برخوردار از نور و نور می باشد به نحوی که خدای یکتا در آیه ای مردم را مرتبط با این موضوع خطاب قرار می دهد و می فرماید که کسانی که به خدا ایمان بیاورند و به او متوسل شوند پس رحمت الاهی آنان را در بر می گیرد و به راه راست هم راهنمایی می شوند. در واقع برخورداری از این دو نعمت در گروه همان ایمان و تمسک مزبور است: « یا ایها الناس قد جائکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبینا. فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما. (174-175 نساء ) » . و در جایی دیگر اهل کتاب را مخاطب این امر قرار می دهد که هم رسول او برایشان آمده و هم کتاب سراسر نور و روشنایی اش تا آنان حق را دیگر مخفی نکنند و به این طریق هدایت شده و از تاریکی ها به سوی نور بیرون برده شوند و به راه راست راهنمایی گردند : « یا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیرا مما کنتم تخفون من الکتاب و یعفوا عن کثیر ج قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین. یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور بإذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم. (15-16 مائده با توجه به آیات 14-18) . »

    البته باید دانست که همه ی کتب الاهی دارای صفت نور بوده اند: « انا انزلنا التوراة فیها هدی و نور ج یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء ج فلا تخشوا الناس واخشون و لا تشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا ج و من لم یحکم بما انزل الله فاولائک هم الکافرون. ( 44 مائده) » . // « و قفینا علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراة ص و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوراة و هدی و موعظة للمتقین . (46 مائده با توجه به آیات 41- 50 ) » .

    به هر جهت خدای یکتا به مومنین می فرماید که در صورت تقوای الاهی و ایمان به رسول او است که هم به واسطه ی رحمتش از دو نعمت بهره مند می شوند و هم اینکه برایشان نوری قرار می دهد تا راه پیماند و هم اینکه به خاطر بسیار آمرزنده ی مهربان بودنش؛ آنان را می آمرزد. در واقع هر کس از مومنین که در پی برخورداری از این نور و آمرزش خداوندی است لازم است که از پارسایان و نیز مومنین به رسول خدا باشد چرا که غیر مسلمین از رحمت الاهی دورند: « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم ج والله غفور رحیم. لئلا یعلم اهل الکتاب الا یقدرون علی شیء من فضل الله و ان الفضل بیدالله یؤتیه من یشاء ج والله ذوالفضل العظیم. (28-29 حدید) » . و یادآور می شود و در حقیقت می پرسد که آیا کسی را که خدای یکتا سینه اش را برای اسلام گشوده و برای او نوری از سوی پروردگارش قرار داده با کسی که وای بر او است از آن جهت که دلش از یاد خدا سخت شده و در گمراهی روشن افتاده یکی است : « أفمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه ج فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله ج اولائک فی ضلال مبین. (22 زمر ) ». پس روشن می شود که تنها در پرتو نور است که می توان راه را یافت و به پیش رفت و جهت کمال معنوی لازم است که این نور متعلق یک امر معنوی باشد که در برگیرنده ی تمام موضوعات در تمام زمان ها و مکان ها باشد که آن چیزی نیست جز کتاب قرآن.

    قرآن؛ کتابی که وجه خداست و نابود نشدنی ، چرا که این تنها خدای یکتاست که زنده ی نامیرا و زنده ی پاینده است و همه چیز پس از نابودی به سوی او باز می گردد: « ... و لا تدع مع الله الها آخر م لا اله الا هو ج کل شیء هالک الا وجهه ج له الحکم و الیه ترجعون. ( 88 قصص) » . // « ... کل من علیها فان. و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام... (26-27 رحمان با توجه به آیات 1-25) » . پس باید تنها به آن تمسک جست که همانا آن محکم و استوار بدون هیچ سستی و یا گسستی است و باید یادآوری نمود که البته شرط و راه تمسک به قرآن و چنگ زدن به آن برابر کلام الاهی در این است که فرد به طاغوت کافر شود و به الله ایمان بیاورد و بداند که خدا شنوای داناست مرتبط با آنچه که می گوید و انجام می دهد : « لا اکراه فی الدین ص قد تبیین الرشد من الغی ج فمن یکفر بالطاغوت و یؤمنم بالله فقد استمسک بالعروة الوثفی لاانفصام لها ق والله سمیع علیم. (256 بقره) . /// همانگونه که راه دیگر تمسک به قرآن و برخورداری از نور و هدایت و رحمت و ... آن در این است که فرد علاوه بر مورد قبل، توجهش را تسلیم خدای یگانه کند یعنی از مسلمانان باشد و اینکه از محسنین نیز باشد که همانا عاقبت و سر انجام کارها به سوی خدای یگانه است : « و من یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروة الوثقی ق و الی الله عاقبة الامور. (22 لقمان) » . که همانا کفر به کتاب و آیات خدا تبعات خود را برای عامل بدان دارد و از آنچه که در دنیا بوده و انجام می داده در آخرت از آن به اذن و اراده ی خداوندی آگاه خواهد شد و نتیجه اش را خواهد دید: « و من کفر فلا یحزنک کفره ج الینا مرجعهم فننبئهم بما عملوا ج ان الله علیم بذات الصدور. نمتعهم قلیلا ثم نضطرهم الی عذاب غلیط. ( 23-24 لقمان) ».

   باری؛ باید دانست که کفار نمی توانند که نور خدا را خاموش کنند و هر چه زمان می گذرد خدای یکتا نور خود را تمام می نماید به نحوی که مردم بدان وسیله گروه گروه وارد دین شوند : « و اذ قال موسی لقومه یا قوم لم تؤذوننی و قد تعلمون انی رسول الله الیکم ص فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم ج والله لا یهدی القوم الفاسقین. و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراة و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه احمد ص فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین.و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الاسلام ج والله لا یهدی القوم الظالمین. یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. [3]( 7-9 صف ) . // « و قالت الیهود عزیر ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ص ذالک قولهم بافواههم ص یضاهئون قول الذین کفروا من قبل ج قاتلهم الله ص انی یؤفکون. اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا ص لا اله الا هو ج سبحانه عما یشرکون. یریدون یطفئوا نورالله بافواههم و یأبی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. (30-33 توبه) [4]. »

36- فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال.

   خداوند یکتا در این آیه ی کریمه بیان می فرماید که او به چه خانه هایی اجازه و رخصت می دهد تا در آنها اسم او بالا رفته و یاد شود. آری خانه هایی که در بامدادان و شامگاهان به تسبیح برای او یعنی "الله" مشغولند.

    و این بدان معناست که فقط باید ذکر " الله " را گفت و تنها به تسبیح او مشغول بود و نه کسی جز او. و لذا انجام این موارد توسط یک مومن است که موجب می شود که خانه اش به اذن الاهی محلی شود که نام و یاد خدا در آن بلند می شود و به بالا می رود. و مورد دیگر اینکه بخش اخیر این آیه ی کریمه اهمیت تسبیح خدا در بامدادان و شامگاهان را می رساند. امری که خدای یکتا در جاهایی از قرآن بدان دستور داده است : « ... فاصبر علی ما یقولون و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها ص و من آناء الیل فسبح و اطراف النهار لعلک ترضی. (130 طاها) » . // « و اذا قریءَ القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون. واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال و لا تکن من الغافلین. ان الذین عند ربک لا یستکبرون عن عبادته و یسبحونه و له یسجدون . (205-206 اعراف) » .  

    البته باید افزود که خدای یکتا در جایی دیگر از قرآن مجید می فرماید که تنها این کلام پاکیزه است که بالا می رود و صد البته که تنها این انچام کارهای شایسته است که آن را بالا می برد و این یعنی اهمیت اعمال صالح در نزد خدای یکتا و در دین اسلام که مومنین بایسته است که بدان باور قلبی داشته باشند و خدای ناکرده بدنبال کارهای بد و ناشایست نباشند: « من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا ج الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه ج والذین یمکرون السیئات لهم عذاب شدید ص و مکر اولائک هو یبور. (10 فاطر ) » .   



[1] - خدای یکتا به خاتم النبیین ص می فرماید که او نمی دانسته که کتاب و ایمان چیست و لذا آن را از طریق وحی به واسطه ی روح خود با دستورش بر او نازل کرده و آن را یک نوری قرار داده تا هر یک از بندگانش را که بخواهد بدان وسیله راهنمایی کند همانگونه که پیامبر با این کتاب مردم را به راه راست هدایت میکرد. و منظور از راه راست هم همان راه خدای یگانه ای است که آنچه که در آسمانها و زمین است برای او و بازگشتشان نیز به سوی اوست : و کذالک اوحینا الیک روحا من امرنا ج ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به نشاء من عبادنا ج و انک لتهدی الی صراط مستقیم. صراط الله الذی له ما فی السماوات و ما فی الارض ق الا الی الله تصیر الامور. (52-53 شورا) . پس روشن می شود که کسی تا خدا نخواهد نمی داند که کتاب و ایمان چیست و لذا آن را نوری قرار داده است تا مردم بدان وسیله راهنمایی شوند و شرط این راهنمایی شدن به راه راست که همان راه خداست در این است که بدان ایمان آورده شود و البته که تنها به این کتاب ایمان آورده شود چرا که این کتاب است که خدای یکتا آن را نوری قرار داده است تا هر کس از بندگانش را که می خواهد بدان وسیله به راه راست راهنمایی کند.

[2] - البته آنچه باید یادآوری شود این می باشد که خدای یکتا به عنوان ولی مومنین؛ آنان را از تاریکی ها به سوی نور بیرون می برد؛ در حالی که کفار را این طاغوت است که از روشنایی به سوی تاریکی ها بیرون می برد به نحوی که نتیجه ی کارشان دوزخ و جاودانگی در آن است : « الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ص والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات ق اولائک اصحاب النار ص هم فیها خالدون. (257 بقره) » . بنابراین روشن می شود که چرا خدای یکتا در آیه ی 256 بقره فرموده که شرط تمسک به قرآن در کفر به طاغوت و ایمان به الله است.

[3] - برگردان فارسی: ای رسول ما یاد آر وقتی را که موسی به قوم خود گفت برای چه مرا رنج و آزار می دهید در صورتی که بر شما معلوم است که من رسول خدا به سوی شما هستم؟ باز چون از حق روی گردانیدند خدا هم دلهای بی نورشان را از اقبال به حق بگردانید و خدا مردم تباهکار را راهنمایی نخواهد کرد. و باز یاد آر هنگامی که عیسی بن مریم به بنی اسراییل گفت من همانا رسول خدا به سوی شما هستم و به حقانیت کتاب تورات که مقابل من است تصدیق می کنم و نیز شمار را مژده می دهم که بعد از من رسول بزرگواری که نامش احمد است بیاید چون آن رسول ما با آیات و معجزات به سوی خلق آمد گفتند این سحری آشکار است. و کیست ستمکارتر از آن کسی که به راه اسلام و سعادتش می خوانند و او همان دم بر خدا افترا و دروغ می بندد؟ و خداه گروه ستمکاران را راهنمایی نمی کند. کافران می خواهند تا نور خدا را به گفتار باطل و طعن و مسخره خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند که کافران خوششان نیاید را کامل و تمام خواهد کرد. اوست خدایی که رسولش را به هدایت خلق و دین حق فرستاد تا او را بر ادیان عالم غالب گرداند هر چند که مشرکین خوششان نیاید.

[4] - برگردان فارسی: و یهود گفتند عزیر پسر خداست و نصارا گفتند مسیح پسر خداست. این سخنان را که اینها بر زبان می رانند خود را به کیش کافران مشرک پیشین نزدیک و مشابه می کنند. خدا آنها را هلاک و نابود کند چرا آنها باز به خدا نسبت دروغ بستند. علما و راهبان خود را به مقام ربوبیت شناخته و خدا را نشناختند و نیز مسیح پسر مریم را به الوهیت گرفتند در صورتی که مامور نبودند جز آنکه خدای یکتایی را پرستش کنند که منزه و برتر از آن است که با او شریک قرار می دهند. اینان می خواهند که نور خدا را به گفتار جاهلانه ی خود خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند که کافران ناخوش و مخالف باشند. اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ی ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند که مشرکان را خوش نیاید.

 






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ